The first 200 lines.
= جواهر نيل =-
اون روز،روزي بود متفاوت با روزهاي ديگه
روزي بود که هميشه خوابش رو ميديدم
روزي که هرگز فراموشش نخواهم کرد
حاضري اين زن رو به همسري بپذيري ...و او را در قلب خود جاي بدي
و تا ابد بهش وفادار بموني و تا ابد او رو جوون نگهداري؟
بله
و آيا تو حاضري اين مرد رو به همسري ... قبول کني و او ر در قلب خود جاي بدي
و تا ابد بهش وفادار بموني و تا ابد او رو جوون نگهداري؟
بله
حالا حلقه رو به انگشتش ميکني؟
...حالا شما رو
در کمال شرمندگي، ميهمانان ناخواندهاي برامون اومد
اونچه که امروز به خاطرش اومدم رو !به دست ميارم
جک، خيلي مؤدبانه از اون مرد خواست که بره
!تکون نخور حرومزاده
!جک
= مترجم : مهشيد =-
!مقاومت کن! دارم ميام
درسته که خشمگين بود اما خيلي آقامنش مبارزه ميکرد
تنها عشق راستينِ من شجاعانه مبارزه کرده بود، اما اين کافي نبود
فقط براي يه نفر ديگه جا بود
يا من، يا عشقم
عشق من، تو برو هرگز! دست اون خرمگسا نبايد به تو برسه_
مدت زيادي مال اونها نخواهم بود
من سل دارم و پيش از اونکه امسال به پايان برسه خواهم مُرد
تو سل داشتي و ميخواستي با من ازدواج کني؟ پس چرا به من نگفته بودي؟
نميخواستم همه چي رو خراب کنم
برو !نه_
زنده بمون، تا بعدا براي مبارزه بيايي
همونکاري رو ميکنم که باعث شادي تو ميشه
جک هميشه خواهان شادي من بود
به تنهايي با سرنوشتم مواجه شدم
ده نفر شد، 20 نفر ...بيست نفر شد 40 نفر
...يعني اين پايان آزادي من و رهايي من و
!آهاي جيگر
!سلام، جوني
چي شد؟
يعني پايان آزادي و رهايي من همين بود؟
پايان شغلم همين بود؟
روز جيگريه، نه جيگر؟
...آسمون آبي
آب گرم و خوب و آبجوي يخ
عزيزم، بازم آبجوي "بادز" آوردي؟
نه ديگه امروز وقت نداشتم، تمام "ريويرا" رو به خاطر آبجويي که تو ميخواهي، زير و رو کنم
روز سختي داشتي نه؟ آره ميتوني بگي روز سختي بود_
اما وقتي پيشرفت کار به سختي ميخوره ...سختي
نميدونم "سختي" چيکار ميکنه
نميدونم دزداي دريايي چيکار ميکنن نميدونم بقيه چيکار ميکنن
...جک عزيزم ميدونم، ميدونم_
اونطرف رو نگاه کن، چي ميبيني؟
فروشگاه بلومينگ ديل؟ نه_
يونان
آره. ماکونوس، لِسبوس، اوزو، روغن زيتون عشقم، داريم ميريم اونجا
صبر کن ببينم، فکر ميکردم که گفتي ميخواهيم مدتي به نيويورک برگرديم
حتما وقتي تابستون به پايان برسه، ميريم
جک، الان 6 ماهه که توي اين قايقيم دلم خُشکي ميخواد
من به گلوريا قول داده بودم که اون کتاب رو سه ماه قبل تموم کنم، اما نميتونم
نميدونم بعدا چي پيش مياد
من فکر ميکردم که دلت ميخواد دور دنيا رو با من دريانوردي کني
خب، دوست دارم اما نه تمام اين هفته رو
جک منظورم اينه که کمکم داره کسل کننده ميشه
سواحل عالي، و پارتيهاي فوقالعاده ...و غروبهاي تماشايي
کافي نيستن
کافي نيست؟
مثل آدمي شدي که به خواستهش رسيده اما اون چيزي رو که بهش رسيده نميخواد
دلم ميخواد يه کار جدي انجام بدم !جدي؟ تو رو خدا بيخيال_
مگه يه زن چقدر عشق ميخواد؟
جوآن وايلدر؟
از طرف، دوستي که به شدت به شما علاقمنده
ممنون
امروز بعد از ظهر همديگه رو ميبينيم منتظر اون لحظه هستم. يعني چي "امروز بعد از ظهر" ؟
شايد يه نفر ميخواد بياد پذيرش تا سهشنبهي هفتهي ديگه نميشه_
امروز همون" سهشنبهي آيندس" جک
جک فکر ميکردم ماشين گرفتي اگه ميدونستم که سهشنبهس، ميگرفتم، ببخشيد_
اشکالي نداره
وادايا ميگه وقتي برسيم اونجا چرخ قمار رو ميجرخونيم
عاليه
جک
بله؟ اون نبايد الان بره_
چرا نميشه؟ منظورت چيه که چرا؟_
واي خداي من من بزرگترين هوادار شما هستم_
تمام کتابهاتون رو ميخونم ممنون_
از ديدنتون واقعا خوشحالم
ايشون ناشر من، گلوريا هورن هستن آهان، ناشر_
...و ايشون هم شما آقاي وايلدر هستيد؟_
نه من آقاي کولتون هستم جک کولتون
شغل شما چيه آقاي کولتون؟
تو کازينو کار ميکنم
فکر کنم بهتره برم پايين کارت بزنم ببخشيد، ببخشيد
...آخه برميگردم_
!خدايا، بايد يه نوشيدني بخورم
جک اصلا به کارهاي ادبي علاقهاي نداره
نويسندهي مورد علاقهش همون مرديه که در آبجو رو بکش تا بازشه" رو نوشته"
نويسندهي مورد علاقهش منم منظورت اينه که به من ربطي نداره؟_
بذار يه چيزي رو بهت بگم جک مردي نيست که به درد ازدواج بخوره
نگرانم. تو دختري هستي که هيچ وقت در تحويل کتاب تأخير نميکردي
الان سه ماه از آخرين مهلت تحويل گذشته چي داري؟ آن اسکاچ دوبل
ديگه دل به کار نميدم آخه ديگه به نظرم عشق واقعي نيست
واقعي؟ تو که واقعيت رو نمينويسي. تو داري در مورد مردمي مينويسي که در غروب قايق روني ميکنن
وقتي روز بعدش خورشيد دربياد چي ميشه؟ در عاشقانهها، روز بعدي درکار نيست_
لطفا زندگي واقعي رو با رمان عاشقانه قاطي نکن
جوآن، فقط تمومش کن نميتونم_
بعد از نوشتن 17 تا کتاب ديگه نميدونم چجوري بايد تمومش کنم
پس بذار بهت بگم
اين کتاب تموم نميشه
بلکه وقتي در سفري به نيل همراه من باشيد، يه کتاب جديد آغاز ميشه
فکر نميکنيد اشتباه گرفتيد؟ همينطوره_
اسم من عمر خليفهس و 1000 مايل سفر کردم تا بهتون بگم که به شما نياز دارم
شما اون گلها رو فرستاده بوديد اونها در برابر زيبايي شما رنگ ميبازن_
!اوه مري
من در موردتون خوندم بله، ميدونم. مجلهي تايمز_
خب، متأسفم که اون رسانهي غربي نميتونه ماهيتِ ديدگاه من رو درک کنه
شما يه نويسندهاي شما ميتوني درک کني
پس جوآن وايلدر، شما بايد بياييد و داستان من رو بنويسيد
من فقط رمانهاي عاشقانه مينويسم
بله و نتونستيد اون رماني که الان داريد مينويسيد رو تموم کنيد
شما يه داستانسراي با استعداد هستيد شما در دنياي اشرار، قهرمان ميسازيد
در سفري به نيل با من همراهي کنيد تا فرصت تاريخ نگاري رو بهتون بدم
بياييد، امروز بايد حرکت کنيم جوآن_
فقط چهار شنبه و من بعد از اون امپراطور ميشم و شما هم يه داستان ناب گيرتون مياد
مگه نيل هم امپراطور داره الان داره_
!لعنتي
داريم چي رو جشن ميگيريم؟
براي نيل آهان، نيل_
ما رو به آفريقا دعوت کردند
جک کولتون عمر خليفه
حالتون چطوره؟
ايشون از من، از من خواستن تا تاريخشون رو بنويسم اين همون چيزيه که هميشه خواهانش بودم
و حالا کارِ جوآن اون توجهي رو که بايد، پيدا خواهد کرد
و اين بزرگترين موفقيت او خواهد بود
بيوگرافي من
حالا چه ضرورتي داره که اون کتاب رو الان بنويسي؟
...آقاي خليفه لطفا بگيد عمر_
عمر براي متحد کردن قبايل نيل ...انتخاب شده
و ميخواد به نزاعي که سرزمينش رو خونين کرده پايان بده
ايشون ميخواد کار اون منجي رو ادامه بده که از ديدهها غايب شده
چقدر خوب گوش داديد؟ تمام اينها رو تو 20 دقيقه شنيدي؟_
شما هم به عنوان دوست خانم وايلدر مهمان منيد و بهتون خوش آمد ميگم
ممنون باعث افتخاره_
ميشه يه دقه باهات تنها حرف بزنم؟
فکر ميکردم ميخواهي به نيويورک بري
خب نظرم عوض شد به اين سرعت؟_
اما جک نوشتن يه بيوگرافي ...خيلي کار مهميه، يه کار واقعيه
همون چيزيه که هميشه دنبالش بودم جوآن فکر نميکني يه خرده داري بيفکري ميکني؟_
فکر ميکنم شانس بزرگيه
خب پس تصميمت رو گرفتي؟
منم تصميم گرفتم به يونان برم
خب کِي ميخواهي راه بيفتي؟
...امشب. اون يه جت اختصاصي داره و
آهان، پس يه جت اختصاصي هم داره
عجب! دوران خوبي باهم داشتيم اوه جک، اين حرفا چيه؟_
اين فقط يه تحقيق 4-5 هفتهايه
شايد حق با توئه. شايد ما به يه وقفه نياز داريم
اخيرا رابطهمون خيلي بغرنج شده
وقتي مسير سخت ميشه بهتره اون مسير به يونان بره
خب برات نامه مينويسم به کجا؟_
درسته
به کجا؟
بهتره برم پايين و اون چرخ قمار رو يه بار ديگه بچرخونم
مراقب خودت باش
تو هم مراقب باش تو دردسر نيفتي
مراقبشي نه؟
اين اطمينان رو بهتون ميدم که ايشون شما رو به خاطر يه هدف بزرگتر داره ترک ميکنه
بله
!الجوهر رو آزاد کن
نترسيد، شما ميدونيد که آدماي با بصيرت دشمنان زيادي دارن
و سرنوشت من اينه که بهشون پيشدستي کنم، ميبينيد؟
خوشت اومد؟
چيزي نيست
خب عزيز دلم، فکر کنم ديگه فقط تو موندي و من
لعنتي، بهترين دورانم رو با اون داشتم
گريه نکن بيچاره! من باهات همراهي ميکنم
!کارتگنا، در کلمبيا !خيلي وقته نديدمت... اوه لعنتي
!زودباش يه دليل خوب بيار. تا دست بردارم ببين حواست به اون اسلحه باشه_
دلت برام تنگ شده؟ منم دلم تنگ شده تو شش ماه گذشته فقط به تو فکر کردم
زندونيم کردن، تو جاييکه فراموش شدگان يه مشت مريض با بيماري مسري، زندوني بودن
هر چي ديونه و مريض و جاني بود !توي اون زندون بود
همهشون ميخواستن از عقب، ترتيبم رو بدن
اون موشها! همه جامو گاز گرفتن
ده هفته تمام اون گازها رو تحمل کردم !و تمام اين مدت به تو فکر ميکردم کولتون. فقط به تو
خب، الان خيلي خوشحالم رفيق و بابت اوضاع سختي که داشتي متأسفم
با صد دلار چطوري؟
!با اين پول برات يه بليط يه طرفه به هارپ لند ميخرم شوخي ندارم! باهاش چيکار کردي؟
داري در مورد چي حرف ميزني؟ همون سنگ، رواني! ديگه زدم به سيم آخر_
خب بيا مثل دو تا مرد با شخصيت در موردش حرف بزنيم مرد؟ بهت گفتم که توي زندون مالاريا گرفتم؟_
هر بار که ميلرزيدم، اينجوري ميشدم.ميدوني اگر الان انگشتي که رو ماشه هست رو بلرزونم چي ميشه؟
!فکر ميکنم الان يکي ميخواد حمله کنه حالا ميدوني اگه اون اتفاق بيفته، چي ميشه؟
ميدوني چي ميشه؟ کار اين آقاي خوش شانس ...تموم ميشه. کارت تموم
!اي گندت بزنن
ساکت! دفعه بعد اينقدر شانس نمياري
من تاراک هستم. شما بايد همين حالا با من بياييد تو ديگه کدوم خري هستي؟_
عمر جواهر ما رو دزديده. الجوهر جواهر؟_
تو رو با اون زن دعوت کرده بود تو ميتوني وارد قصر عمر بشي. اما افراد من نميتونن
کدوم افراد. اين چرت و پرتا چيه که ميگي؟ من اصلا نميدونم تو کي هستي
تو بايد با من بيايي تا اون جواهر رو پيدا کنيم
کدوم جواهر؟ جواهر نيل_
ارزشمندترين جواهر ما آهان، اون جواهر؟_
عمر، جواهري که متعلق به مردمم بوده رو دزديده. اون خيلي مرد بديه
!عجب کثافتيه! تف تو روش
No comments yet. Be the first to leave one.