Release info

Go Princess Go E34&E36
A Commentary by Rahpooyan
قسمت 35 و 36 سریال یکیه. اگه نگاشون کنید هر دو یکین فقط پارتها جا به جا شدن. نسخه ی کاملترش که اصلاحیه خورده میشه قسمت 36

Tags

other
Published on: 2018-08-16
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 134 lines.

قسمت 34

ترجمه‌ی اختصاصی ازkdramakorea8 /مترجم Nazii.kfy

ما الان نزدیک دو ماهه که برگشتیم اینجا

تو همش اینو میگی. کی به حرف ما گوش میده آخه؟

درسته

اینجا زندگی کردن خیلی خوبه

نیازی نیست دو ساعت وقت بزاریم و آرایش کنیم

یعنی این صورت بدون ارایشته؟؟

واقعا صورتت چه شکلیه؟

چی میگی؟ نمیدونی ارایش کردن به معنی احترام به خودمونه?

چه نیازی به ظاهر سازیه؟

قبلا، دوست نداشتم پاهامو نشون بدم

الان میتونم خیلی راحت بزارم نور خورشید و هوا به پاهام بخوره

خیلی حس بهتری دارم

اصلا نیاز نیست که نگران باشیم که نکنه تو چشم امپراتور زشت باشیم

نگو که دلت برای امپراتور تنگ نشده! ؟

بله شده، چطور میتونه تنگ نشده باشه؟

اما خب ما الان زندگی راحتی داریم و داریم از اون لذت میبریم,

برای همین دلتنگیم برای ایشون خیلی کم شده

بانوی من، خبرای جدیدی رسیده

میگن امپراتور به قصر رسیدن

بیا بریم یکم به خودمون برسیم

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید .

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید .

خوش آمدید، خیلی خوش آمدید

امپراتور، من اومدم تا مجازاتمو قبول کنم

ژنرال یانگ، لطفا بلند شو

امپراتور

ژنرال یانگ، آلان دیروقته و تو اومدی اینجا، حتما موضوع مهمیه

امپراتور، من نتونستم خوب بچمو تربيت کنم.

احتمالا نتونم پیداشون کنم

منظورت یانگ یانه؟

امپراتور، نامه ی یانگ یان به دستم رسیده

اون توی نامش گفته که میخواد با پرنس نهم بمونه.

اونا الان از مرزها هم دورتر رفتن

اون عقب افتاده هنوزم بچس، عقل‌ نمیرسه که تصمیم بگیره.

الان، اون و پرنس نهم حتما یه جایی نزدیک چانگدو هستن

الان سربازا رو میفرستم تا دستگیرشون کنن

نیازی به این کار نیست.

امپراتور، نقشه ی دیگه ای دارید؟

چطور باید با پرنس نهم و یانگ یان برخورد کنیم؟ من هنوز بهش فکر نکردم.

هنوز نتونستم تصمیمی بگیرم

امپراتور، چی فکرتون رو مشغول کرده؟

پرنس نهم و یانگ یان نباید دستگیر بشن

اگه... اونا رو دستگیر کنیم,

ممکنه وزیرا بهشون حمله کنن و اذیتشون کنن

ملکه دورگر هم دیگه پیر شدن، تحمل این مسئله رو ندارن

امپراتور، اگه بخاطر رابطه ی من با یانگ یان اینو میگید,

من حاضرم تمام ارتباطم رو با اون قطع کنم.

نه تنها تو، بلکه تمام اجدادت

سهم زیادی توی آبادی این کشور داشتن.

اگه به اعدام محکومشون کنم.خیلی چیزا بهم میریزه

اونا الان فرار کردن و دیگه به چانگدو برنمیگردن

اونا برای ما تهدیدی حساب نمیشن، همین کافیه.

پس فقط بزار برن

امپراتور، این لطفتون همیشه یادم میمونه.

برادر، وقتی به روستای بعدی برسیم

من شمشیرمو میفروشم. اینجوری میتونیم یکم غذا بگیریم.

من درموردش فکر کردم

درمورد چی؟

بهش فکر کردم. ما دیگه نمیتونیم بیشتر از این فرار کنیم

پنهون کردن خودمون اینجا و اونجا. مثل بدبختا گرسنه و کثیف بودنمون.

من دیگه نمیتونم این مدلی زندگی کنم

برادر، وقتی ما از مرز خارج بشیم، من کار پیدا میکنم

زندگیمون بهتر میشه. الان همه چی سخته اما

اما همه چی درست میشه.

یانگ یان، بهم گوش کن. یه مردی مثل

تو نیاز نیست که بخاطر من تلاش کنه. تو پسر یه ژنرالی

یه آینده ی خوب منتظر توعه

اما بخاطر من الان همچین زندگی وحشتناکی داری

کسی که داره بهت ضرر میرسونه، منم

برادر، دیگه درمورد این چیزا حرف نزن.

من این کار رو به دل خودم انجام دادم

من بهش فکر کردم. میخوام برگردمو مجازاتمو قبول کنم

چی؟ فکر برگشتم نکن. اگه برگردیم

چی شانگ زندمون میزاره؟ یادت رفته که

ملکه دورگر برای تنبیه خانم ییانگ چیکار کرد؟

این کار من باعث محافظت از جون تو و بقیه میشه

اینجوری وجدانم راحت میشه

برادر، باشه بیا این کار رو بکنیم. منم باهات میام

بانوی من، به چی فکر میکنید؟

وقتی به پرنس نهم فکر می‌کنم، خیلی ناراحت میشم

بانوی من، نگو که هنوزم...

من هیچ نظری به اون نداشتم

من درمورد خودم گفتم نه اون

وقتی فکر میکنم که اون بود که جونمو نجات داد و

علاوه بر اون، همه این اتفاقا بخاطر من بوده

خیلی اذیت میشم

حالا هیچ خبری از پرنس نهم نیست

امیدوارم که خوب باشه

شاید، بی خبری همون خوش خبری باشه

مهم نیست چی میشه، امیدوارم زنده بمونه

زنده موندن بهتر از هر چیزیه.

زانو بزنید

نیازی نیست.

دستاشونو آزاد کنید

نیازی نیست مثل یه آدم مهربون رفتار کنی، فقط کافیه دستور بدی که

خیلی زود منو بکشن

من با کمال میل قبول میکنم

برادر

انتظار نداشتم که انقدر راه رو اشتباه بری، تو خودتو نابود کردی.

هیچی ندارم تا جوابتو بدم.فقط اینکه همه ی نقشه ها رو خودم تنهایی کشیدم

بقیه هیچی نمیدونستن، همه رو من گول زدم.

درمورد ملکه هم من عمدا سعی می‌کردم بین شما جدایی بندازم

اما اون زیادی به شما وفادار بود و پیشنهادات منو قبول نکرد.

در هر حال، مقصر همه چیز خودم بودم.

اگه میخوای میتونی منو مجازات کنی!

برادر.

اونا رو ببرید بیرون.

بیاید بریم

چرا مجازاتم نمیکنی؟

حرف نزن. بریم

چی شانگ

امپراتور! پزشک سلطنتی رو خبر کنید

امپراتور !

هر دوشون تسلیم شدن و برگشتن!؟؟

دیگه اصلا نمیشه از مرگ فرار کنن.

لولی، برو یکم غذای خوب آماده کن. میرم دیدن یانگ یان .

ترجمه ی اختصاصی ازkdramakorea8 /مترجم Nazii.kfy

یانگ یان، داری به چی نگاه میکنی که انقدر جذبش شدی؟

دارم به خونه ی مورچه ها نگاه میکنم

خود مورچه ها کجان؟

فقط افراد وفادار میتونن ببیننشون.

درسته. حتی مورچه ها هم میدونن که چطور باید فرار کنن,

چرا تو و پرنس نهم مثل احمقا برگشتید؟

من بخاطر برادر برگشتم.

من هر جا اون بره باهاش میرم

گوشت آبدار! ماهی ادویه دار

Go Princess Go subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Go Princess Go

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left