The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس زهرا فرزانه
اینجا رو ببین
تو نمیتونی منُ بکشی
تو نمیتونی مثل بقیه ادما منُ هم بکشی
چون من یه بار مُردم
حتی اگه خونریزی ام بکنم
حتی اگه بدنمم پوسیده بشه بازم نمیمیرم
...اونُ نجات میدی
یا منُ میگیری؟
دا ایل
دا ایل
حتی اگه بازم یکدفعه ای عوض بشی
من میتونم از هردومون محافظت کنم
تو کاملا عوض نمیشی
تو مثل اون زن نمیشی
من اونُ نجات میدم
هنوزم از این تصمیما میگیری؟
...کنجکاو بودم بدونم
...حتی اگه همه چیزتم از دست بدی
..بازم همون تصمیم رو میگیری
یا میشی یکی مثل من؟
...بخاطر من
همه چیز خراب شد
نباید به من اهمیت میدادی
باید طبق نقشه پیش میرفتی
نه حرف نزن
...به یو وول بگو متاسفم
که نتونستم یی رانگ رو نجات بدم
حرف نزن
...ولی بازم
...برای اولین بار
من فرار نکردم
...خوشحالم
..همچین خاطراتی رو
با تو ساختم
منم
!روشنش نکن
سون وو هه باید همین نزدیکا باشه
من باید قدرت داشته باشم تا بتونم بگیرمش
اون اهنگ رو پلی نکن
مثل اون موقعی نمیشم
میتونم یکم این حالمو کنترل کنم
لطفا مراقب گیول باش
برو آژانس کاراگاهی دا ایل
میدونی که کجاست نه؟
اگه پیاده شی میمیری
ماشین رو روشن کن
داری چکار میکنی؟برو دیگه
میتونی یه اتاق خالی تو بیمارستان پیدا کنی؟
جایی که مردم کمترین رفت وامد رو بهش داشته باشن
زود باش
نباید بذاری هیچکس بیاد این طرف
،هیچکس بدون اجازه رئیس نمیتونه بیاد اینجا
و تو هم نباید هیچوقت به این اتاق برگردی
و اینکه مهم نیست چه صداهایی از این اتاق میاد
به هیچ وجه بهشون گوش نکن
اون زن کیه؟
باید اون موقعی باهاش چکار میکردم؟
تو کی هستی؟
تو کی هستی؟دوستشی؟
...چرا تو- داشتی خواهرم رو اذیت میکردی؟-
خواهرت؟
چرا اشکشو دراوردی؟
اون داشت بهم کمک میکرد...اذیتم نکرد
کمکت کرد؟
سون وو هه رو گرفتی؟
گیول چطوره؟
هنوز تو اتاق عمله
...سون وو هه
این کارو با گیول کرد؟
اون تا اخرین لحظه داشت به من کمک میکرد
...گیول
تحت کنترل اون نبود
...اون داشت گولش میزد
تا بتونه بکشش
...اون کسی نبود که تا الان
اون ادما رو کشته
...میخواست بهت بگم که بخاطر
اینکه نتونسته از یی رانگ محافظت کنه متاسفه
وقتی گیول و یی رانگ اولین بار همو دیدن
...همکلاسیاش یی رانگ روبخاطر اینکه
ناشنواست اذیت کرده بودن
...اونا همش دوروبرش راه میرفتن و
حرفایه بدی رو با صدای بلند بهش میگفتن
من فقط داشتم بهشون میگفتم که این کارو نکن
وقتی خواهرت برگشت و اونا رو دید
فرار کرد و اومد اینجا نشست به گریه کردن
اونا حتی وقتی داشتم باهاش حرف میزدم نگاهم نمیکرد
من نمیتونم بشنوم
من نه حرفایِ اونا رو ونه حرفایِ تو رو نمیشنوم
من بخاطر اونا نبود که گریه میکردم
...اون اولین بار بود که میدیدم
...یی رانگ بعد از اون تصادف
با یکی حرف میزنه
اون اولین بار بود
...اما همون اولین بار
...برای محافظت از یی رانگ تا
هفت سال بعد کافی بود
امیدوارم فرصت داشته باشم اینو بهش بگم
امیدوارم اون نمیره
امیدوارم زنده بمونه
ارگان های بدنش به شدت اسیب دیده بودن
ما تمام تلاشمون کردیم که نجاتش بدیم
اما خونریزیش زیاد بود و نتونست زنده بمونه
متاسفانه فوت کردن
میخوام شرایط بیمار رو بدونم
من یه دکترم
وقتی پیداش کردن
خونریزی داخلی شدیدی داشت
...و در کما با درجه
سه بود
...میزان اکسیژن و فشار سیستولیک
خونش ناپایداره
...و همش در حال بدتر شدنه
به این معنیه که ممکنه زنده نمونه
باید باهات حرف بزنم
گیول چطوره؟
من همین الان با دکترت حرف زدم
...دا ایل این حال
واقعا مناسب تو نیست
...همه ادمایی که تا الان دوست داشتم
مُردن
..پس
...نمیر
و زنده بمون
لطفا
دا ایل
...دا ایل کجاست؟دا ایل
دا ایل
!خدای من...واقعا خودتی
دا...دا ایل
اینجا چکار میکنی؟
چرا این اتفاق افتاد؟
خواهش میکنم چشماتُ باز کن
دا ایل
حالش چطوره؟
چقدر بده؟
...نمیتونم مطمئن باشیم که
بهوش میاد یا نه
اها
دا ایل کجاست؟
بیرونه...بذار یکم همونجا بمونه
یکم دیگه میاد تو
!ای وای من
عوضی من...دا ایل
اما شرایطش فعلا ثابته
اخه چطور میتونی به این وضع بگی ثابت؟
به این لوله ها که بهش وصله نگاه کن
خدای من..باورم نمیشه
ای وای
نه نباید اینجوری میشد
قسمت27:کاراگاه روح "بدن دا ایل پیدا شد" -♥@sunflowermag ♥-
چرا اومدی بیرون؟
چیزی شده؟
فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیتونم ببینمت
اون چاقو تو کیفت چکار میکنه؟
میخواستی باهاش چکار کنی؟
...تو بهم قول دادی که
...بدون اجازه من
هیچ کارِ خطرناکی نکنی
...تو میخواستی
چکار کنی؟
برگرد داخل
نه
...سون وو هه
الان زندانیه
...اون نمیتونی هیچکس رو کنترل کنه
یا بکشه
میخوام یه راهی پیدا کنم که جلوشُ بگیره
پس لطفا برگرد برو تو
من از اینجا تکون نمیخورم
...هرجا بری
منم باهات میام
برام مهم نیست میمیرم یانه
من همیشه کنارت میمونم
دارین چکار میکنید؟
ما وقتی برای تلف کردن نداریم
بیاین درمورد اینکه چطور باید سون هه رو بگیریم حرف بزنیم
سون وو هه الان در حالت نمُرده ست
اون مثل یه زامبیه
مجبوریم این کارو اینجا بکنیم؟
نمیتونم بدنتُ اینجا بدون محافظ ول کنیم
گفتی که سون وو هه هم تو همین ساختمونه
اره دقیقا
معلومه که نمیتونیم اونُ اینجا تنها بذاریم
میتونم ادامه بدم؟
اره بگو
عجب...کی همه اینا رو اماده کردی؟
...وقتی دا ایل به سون هه چاقو زد
بدن سون وو هه همون موقع مُرد
ما فقط نتونستیم روحش رو نابود کنیم
چرا نتونستیم این کارو بکنیم؟
یعنی من شایستگیِ کشتن اونُ نداشتم؟
چرا شکست خوردی؟
من کشتمش
اما شایستگیِ موفق شدن رو نداشتم
...فقط کسایی که حاضرن جونشون رو
برای یک مرده فدا کنن میتونن یه روح رو گیر بندازن
یعنی دا ایل بخاطر ضعیف بودن نتونست سون هه رو بکشه؟
قضیه ربطی به دا ایل نداره
No comments yet. Be the first to leave one.