Hawaii Five-0

Hawaii Five-0

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Hawaii Five-0 2010 S09E06 HDTV x264
A Commentary by zina1365

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
Published on: 2018-12-23
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پیام اضطراری، پیام اضطراری "CVN - ۶۸"، "nimitz"

هواپیمای بمب‌افکن, اکو, مایک. اضطراری

قربان، ما داریم یه تماس نگران کننده دریافت می‌کنیم

از یه هواپیمای نظامی

CIC یک هواپیمای سسنا ۱۷۲ را تایید می‌کند

پنج مایل تا اینجا فاصله داره و داره نزدیک میشه

موقعیت اضطراری

درخواست اجازه برای فرود

او دارد سعی میکنه روی عرشه پرواز ما فرود بیاد

"شماره ۷، " اکو "، " مایک

استCVN -۶۸ این جا برج

نزدیک نشوید نزدیک نشوید

این یک کشتی نیروی دریایی ایالات‌متحده است شما پیام رو دریافت میکنید می‌کنید؟

سسنا ۷، اکو، مایک

حالا به عقب برگردید وگرنه یک تهدید محسوب خواهید شد

صدامو می‌شنوی؟

AZ اطلاع دادن به هواپیمای ناشناس که نزدیک می‌شود

هدف قفل شد همه برن سر موقعیت قرار بگیرین

آماده شلیک به فرمان من باش

این یک تمرین نیست

یک مایل مربع

باید همین الان فرود بیام

قربان، وقتمون داره تموم میشه منتظر دستور شما هستم

خواهش می‌کنم من باید فرود بیام

عرشه رو خالی کنید ,حالا

عرشه رو خالی کنید

عرشه رو خالی کنید

[Hawaii Five-O theme song plays]

گروهبان دوک لوکل

ممنونم استیو

هر دومون میدونیم که اگه تو نبودی من اینجا نبودم

این برای من خیلی لذت بخشه

که دوباره شما رو توی این یونیفرم میبینم، گروهبان

ممنون چند نفر اینجان

که میخوان باهات صحبت کنن

فرمانده مکگرت؟

بله خانم؟

NCIS"مامور ویژه" اما وارن

متاسفم که اینجوری مزاحمتون میشم

ولی یه نفر از ستاد فرماندهی تون گفت که

میتونم اینجا پیداتون کنم

مشکلی نیست، مامور وارن چه کاری از دستم برمیاد؟

متاسفانه خبر‌ای بدی دارم

حالا، ما طی چند روز گذشته حرکات آقای رودز رو کنار هم قرار دادیم

تا اونجایی که می تونیم بگیم

تو آخرین نفری بودی که اونو زنده دیدی

آره، آه

باهاش نوشیدنی خوردم

درست یادم نیست فکر کنم دو روز پیش بود فکر کنم اون اینجا برای کاری اومده بود

جزئیات کارش رو با تو در میون گذاشت؟

نه

باشه

ببین، من نمی‌خواهم زود نتیجه گیری کنم

اما وقتی یه نفرکه استخدام شده تبدیل به یه مرده توی یه هواپیما میشه

با یه گلوله تو بدنش و یه بچه روی عرشه کشتی فرود میاد

باید همه احتمالات رو در نظر بگیرم

مثلا؟

خب، دوستتون، کارسن رودز

ممکنه تو آدم‌ربایی دست داشته باشه

خیلی خب

بزار من اینجا با تو کاملا واضح صحبت کنم

من باهاش تو یه تیم بودم

ما دوتا ماموریت با هم داشتیم

من این مرد را می‌شناسم اون مردی که داری در موردش حرف میزنی مرد خوبیه

شاید اون مرد خوبی بوده، فرمانده

اما من نمیتونم همچین حرفی رو به کسایی که براشون کار میکرد بزنم

سه قرارداد آخر اون تو ونزوئلا بود،

سومالی و بوسنی اره

و برای افراد که هویت مشخصی نداشتن

باشه هنوز اون بچه رو شناسایی نکردین؟

بچه رو شناسایی کن، باشه؟ و با والدینش حرف بزن

چون من تضمین می‌کنم اونا این موضوع را روشن میکنن

ببین، من درک می‌کنم این برات سخته

و من قول می دم که هر کاری می تونم بکنم

تا بفهمیم چه اتفاقی افتاده

بدون این که زود نتیجه گیری کنم راجب دوستتون

باشه فرمانده، من حتی تا آنجا که ممکن باشه

شما رو درجریان نگه می‌دارم ممنون

اما در عوض شما باید یه کاری برام انجام بدین

چه کاری؟

عقب بکشید و بزارید من کارم رو انجام بدم

فهمیدم

خیلی خب

ممنون باهاتون در تماسم

باشه

ادام

اینجا چیکار می‌کنی؟

من اینجا زندگی می‌کنم

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

من فقط داشتم به گیاها آب می‌دادم

میدونی، همونطور که بهم گفتی وقتی که تو و کونو نیستید؟

یادته؟

دیگه تموم شد

چی تموم شد؟

کونو منو ترک کرد

چی شده؟

خب، بعد از اون همه بلاهایی که سر "جسی" آوردم،

مرگ اون منو تغییر داد

وقتی پیش کونو برگشتم متوجه شدم که اون هم تغییر کرده

شغلش همه چیزش شده بود

و در اونجا

ما دو نفر دیگه شده بودیم

فقط سعی می‌کردیم وانمود کنیم که هنوز جواب میده

او فقط اولین کسی بود که این رو گفت

دیگه تموم شد

خیلی متاسفم

آ ره

باید دراز بکشم

خدایا، فکر کردم این برای من بود

نه، من می دونستم که تو برمیگردی تا یه روز دیگه مبارزه کنی

اما گوش کن، اون قیافه مترجمه رو یادته

وقتی که چراغ روشن شد؟ آره ما فکر کردیم که اون گفت

قبلاً هرگز از جاش تکون نخورده بود. معلوم شد که اون هرگز

اون هرگز تو هواپیما نبوده تو هواپیما نبوده

وقتی اون درا باز شد. مثل گربه ای که سعی می‌کنم از حمام بیرون بره

به من چنگ مینداخت

اون وحشتناک‌ترین پرش زندگی من بود

همون یارو نبود که روت بالا اورد

اونم دو بار دوبار، درسته

خوشحالم که میبینمت, برادر

من هم همینطور رفیق

مخصوصاً وقتی که تو صورتحساب را پرداخت می‌کنی

که این منصفانه ست با توجه به اینکه چند بار

بلوطات رو از آتیش بیرون کشیدم.

این درسته؟ میدونی، خیلی خنده‌داره

این آبجو باید برای بعد از ظهر خیلی قوی باشه

چون من دارم تلاش می‌کنم که به یاد بیارم

وقتی رو که تو چیزی از من رو بیرون کشیدی پس "فلوجه" چی؟ فَلّوجه شهری است در استان انبار عراق

...از تو آتش-- فلوجه شهر زیبایی بود

در مورد "فلوجه" چی ؟ نه، نه، نه، نه. نوار ترفند

فکر می‌کنی کی اینو بهت یاد داده؟

حرومزاده تو بهم یاد دادی

نوار ترفند بله قربان

کاملاً یادم رفته بود

می دونی، من همین تازگی‌ها از اون حرکت در سارایوو استفاده کردم سارایوو پایتخت کشور بوسنی هرزگووین و نیز بزرگترین شهر این کشور است

اوه، تو این کارو کردی؟ باعث شد که به تو فکر کنم

میدونی، این قشنگ‌ترین

چیزیه که تا حالا بهم گفتی

اینو می دونی؟

خب، چیزی که داری بهم میگی اینه که تو

این همه راه رو به هونولولو اومدی

که بهم بگی چقدر دلت برام تنگ شده، درسته؟

البته. یه همچین چیزی

خیلی خب یه چیزی بهم بگو، برادر

زندگی چطوره؟ خوب زندگی می‌کنی؟

خوب پول در میارم اره

من همیشه برای آدم‌های خوب کار نمی‌کنم

اما میدونی گاهی اوقات تو فقط باید کار رو انجام بدی

واقعا؟

فقط دارم میگم که کاملاً یادمه

که بهت یه پیشنهاد شغلی دادم که

که هنوز سرجاشه به هر حال

اوه، و از این بابت ممنونم برادرم، میدونم

اما من و مجریان قانون؟ تناسب خوبی نداریم

اوه، آره قوانین زیادی داره

اوه، آره به علاوه

من هیچ وقت نمی تونم از تو دستور بگیرم

همین الان بهت میگم

تنها چیزی که امروز بعد از ظهر بهت دستور میدم یه تاکسیه

گوش کن، بیا تا شش سال دیگه صبر نکنیم

تا دوباره این کارو انجام بدیم باشه؟

باشه

رفیق من

از دیدنت خوشحالم

منم هم همینطور

برای از دست دادتون خیلی متاسفم

متشکرم

ممنونم که اجازه دادی آخرین ادای احترام کنم

باشهNCIS ممکن این کیس اما اون‌ها نمی‌تونند کنترل کنند

کی به دفتر من بیا و بره

این، ام اینا وسایل کارسونه

بله

آه، ما می دونیم که تو نمی تونی به ما اجازه بدی که به اون وسایل نزدیک بشیم

اشکالی نداره

اوه، در واقع الان یادم اومد که

باید یه زنگ بزنم

این یه مساله شخصیه پس من میرم اونجا

دو یا سه دقیقه طول میکشه

و این زمان باید کافی باشه

آه، برای تماس تلفنیم

ممنون نولانی

ممنون

من همیشه ازش خوشم میومد

خیلی خب کارسون

بگذار ببینم وقتی سوار هواپیما شدی چه بلایی سرت آمده

اقامت داشتهAupaniاون در هتل

دیگه چی؟ چی گیر آوردی؟

من یه رسید برای

وسایل بچه پیدا کردم پوشک، دستمال بچه

این رو ببین: شیر، بطری من اینجا رو می‌شناسم

اینجا، درست کنار فرودگاه مال سه روز پیشه

معنیش اینه که اون باید اینو گرفته باشه درست وقتی که به اوآهو رسیده

باشه، پس وقتی اون فرود بیاد، اولین کاری که اون میکنه

اینه که همه این وسایل رو میخره

معنیش این که بودنش با بچه

تصادفی نبوده

نه، اون اومده اینجا دنبالش

تانی، تا الان

در مورد بچه چی پیدا کردی؟

بر مبنای اندازه پوشکی

More Farsi Persian subtitles for Hawaii Five-0

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left