Release info

Miss Rose E23 [www kalicloob ir]
A Commentary by alireza_k
www.kalicloob.ir

Tags

other
Published on: 2016-02-08
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تا زمانیکه با تو هستم خیلی خوشالم

انگار،خوشبختی خیلی ساده ست

همچین خوشبختیِ راحتی

شاید دیگه هرگز نتونم بدستش بیارم

بذار عشقمون همینجا تموم شه

اول کار، میخوای با من بهم بزنی؟

اگه میخوای ترکم کنی

پس قبل ازینکه نظرم تغییر کنه بهتره بری

من فقط میخواستم به خوشبختی برسم

یعنی اینقد سخته؟

....من معتقدم که

اگه این خوشبختی قسمتِ تو باشه

حتما یه روز به سمت تو برمیگرده

من تو این دنیا چه انتخابی دارم؟

هیچی

هیچی

معلومه،اگه که تو خوشال نباشی منم نمیتونم شاد باشم

پس برو

بیا ازج کنیم

دخترم،ویویان با معاون"یی رِن گروپ"ازج میکنه

به من اعتماد کن

اگه به یه سفر بیای زودتر خوب میشی

چون اگه تایوان بمونی

ممکنه برای معاون گائو سخت باشه ازج کنه

اوکی

باهات میام

سی یی، گفتی چقد اختلاف زمان با اینجا هست؟

مونیخ،هفت ساعت از ما عقب تره

هفت ساعت؟

پس اگه اینجا سه ظهر باشه،اونجا ساعت چنده؟

هشت صبح

چرا میپرسی؟

میخوام زمانُ بدونم.شاید خواستم به سی یی زنگ بزنم

سی یی، بذار بگمت

وقتی رفتی خارج، هرموقع خواستی زنگ بزنی خونه

زنگ بزن

حتا اگه نصف شب باشه

من همیشه بیدارم که جوابِ تلفن تو رو بدم

بابا، نگران نباش

من مراقب خودم هستم

اوکی

بابا

این کُتِ کیه؟

بازم فراموش کردی اسمشُ بنویسی

باز یادم رفته؟

این کُت مال یی چون ـه

این ژاکتِ مال اون چندشِ نچسبه؟

بذار یه چِک کنمش

لوسی کی، برای چی میخوای چِک ـش کنی؟

مگه نمیدونی ،هر موقع من میام خونه

اون باید سرتا پام رو بگرده

مثل این دستگاههای بوق زن تو فرودگاهه

که سر تا پات رو میگردن

اینم یه راهه که عشقم رو بهت نشون بدم،عسیسم

یه رسیده

خیلی خب، الان کاری انجام میدیم که میگنش "روش استانداردِ بررسی رسید"

بعنوان یه همسر حرفه ای، شروع میکنم

اول، تاریخش رو ببین

شاید تاریخش مال روزی هست که آقاتون گفته

داره میره یه سفر کاری

بیست و دو ی دسامبر

دوم.به ساعتش نیگا کن

ببین شاید ساعتش مال موقعیه که اون نامرد گفته

"عزیزم،من امروز تا دیروقت کار میکنم"

"آخه یهو یه جلسه برا هممون تو دفتر پیش اومده"

ساعت 16:37 دقیقه عصر

سوم، مکانش رو چک کن

ببین جایی هست که اغلب، اون آقا مسیرش باشه یا نه

فروشگاه"مارت فامیلی"َ

شعبه ی "اسکله ی فِرّی گواندو"َ

اسکله ی فری گواندو؟

خواهر

همون روز نیس که چنگ کوان میخواس از تو خواستگاری کنه؟

همونجا که ویویان با ماشین تصادف کرد

یعنی واقعا اتفاقی اونجا بوده؟

لوسی کی، بس کن این مزخرفاتُ

عجب تصادفی.نه؟

تانگ یی چون هم دقیقا همون موقع تصادف ویویان اونجا بوده

خب، یکی دیگه هم ،اونجا بودتش

دیگه کی؟

سونگ تینگ آی

همون سونگ تینگ آی که متهم بود؟

اون مخصوصا هرجا ویویان میره دنبالِ سرش راه میفته

....حدسم اینه که

اینا همش توطئه ی ویویان و تانگ یی چون ـه

ممکن نیس،یه زن نمیتونه اینقد بازیگر باشه

کی میتونه از قصد با ماشین تصادف کنه؟

سی یی و معاون با چشم خودشون تصادف رو دیدن

پس نمیتونه یه تصادف الکی باشه

...اما اینکه واقعا کور شده باشه

من شدیدا بهش مشکوکم

دیگه چی برای شک کردن میمونه؟

معلومه که یه چیزی این وسط درست نیس

یالا بریم،حقیقتُ از حلقومِ اون دروغگو واون یکی چندشِ نچسب بکشیم بیرون

این رسید و اون جریمه ی سرعت زیاد که نمیتونه برا متهم کردنشون کافی باشه

مگه اینکه مدارک قویتری داشته باشیم که نشون بده تصادف رو ویویان راه انداخته

وگرنه عروسیِ چنگ کوان و اون دختر قطعا اتفاق میفته

مامان

اینجا اتاقِ هتله.اینا برای چیه؟

این اتاق عروسیته

باید شاد به نظر بیاد

پسرم،کار درستی کردی که شب ازدواجتون اینجا میمونید

اینطوری میتونم اتاقتُ تمیز کنم

و چیزای غیرضروری رو بریزم دور

مامان، یه پوستر هست که با.....َ

با عکسای تو و لوسی یی درست شده.آره؟

من انداختمش تو سطل زباله

شوخی کردم

فقط یه کناری برات گذاشتمش

پسرم

حالا که تصمیم گرفتی همسر ویویان بشی

بایدهم اتاق و هم قلبت رو پاک کنی

وگرنه قولی رو که بهش دادیُ میشکنی.فهمیدی؟

میدونم

میخوام برم بیرون یکم هوا بخورم

زودی برمیگردم

خیلی تو فکر نرو

من میرم خونه بعد که اینجا رو سروسامون دادم

باشه

چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

به نظر میرسه لازم نیس الان چیزی بگم

..خب پس

من دارم میرم خونه

صبر کن

راستش،نمیدونم چی بگم

فقط می خواستم برم یه قدمی بزنم

اما نفهمیدم چطور سوار ماشین شدم

و بعدم دیدم که اینجام

چنگ کوان

ممکنه این آخرین بار باشه که به اسمت صدات میکنم

ما هردومون این تصمیم رو برا آینده مون گرفتیم

خوب باشه یا بد

ما فقط میتونیم قبولش کنیم..باشه؟

...ممکنه بتونیم

اگه ما با هم باشیم یا نباشیم

تو هنوزم تنها کسی هستی که من خیلی بهش اهمیت میدم

پس امیدوارم که بتونی شاد و خوشبخت باشی

میدونم که تو هم همینطور فکر میکنی

همینطور فکر میکنم

میدونی چیه؟

درسته که با هم ازج نکردیم

اما من خیلی خوشالم

که تو به من اینهمه عشق دادی

اما من نتونستم برای آینده ی تو

کمک حالی باشم

فقط باری روی شونه هات میشدم

پس بهیچوجه خودتُ سرزنش نکن.اوکی؟

من دیگه لوسی ییِ شش سال پیش نیستم

بخاطر تو، دیگه خودم رو دستِ کم نمیگیرم

بهترین تلاشمُ میکنم که بهترین شخص باشم

تو هم باید سعی کنی شادتر بشی.اوکی؟

اوکی

بهت قول میدم

معاون

برات آرزوی خوشبختی دارم

منم برات آرزوی خوشبختی میکنم

همیشه خوشبخت باش

خوشبخت تر و خوشالتر از من

لو سی یی

.....باید یادت باشه

که عاشقتم

راستی

یادت باشه خودتُ با پتو بپوشونی

آخه همیشه تو بد وضعی میخوابی

بدون من،خوب خودت رو بپوشون

تو باید مراقب خودت باشی.اوکی؟

خیالتون راحت

خواهر

قبلنا،هرموقع ناراحت بودی

همه مون اینجا بودیم که به حرفات گوش کنیم

اما حالا که میری خارج

تو فقط اون چندشِ نچسب رو داری

قول بده ازش دور میمونی و عاشقش نمیشی؟

خیلی خب

تو چرا ساکتی؟

نمیخوای قبل ازینکه بره،یه چیزی بگی؟

...سی یی،خب

هروقت تونستی بهمون زنگ بزن یا پیام بده

هر موقع که خواستی زنگ بزن

وقتی دلت برا ما تنگ شد یا مامان و بابا دلتنگت شدن.باشه؟

هرچی زودتر برمیگردم خونه

بابا لو، مامان لو

صبح بخیر به همه

اگه جرات داری برا خواهرم قلدری کنی

کُشتم دادمت سگ بخوره.گوش کردی؟

جرات داری بهش تو بگی

موهاتُ تراشیدم که عین سرِ خودم بشه

بس کنید

گوش کنید چی میگم

سی یی تصمیم گرفت که بیاد برا همین جلوش رو نگرفتم

اما بذار بهت بگم

دیگه حق نداری زندگی رو برا دخترم مثل دفعه ی قبل سخت کنی

نگران نباشید،مامان لو

من خیلی مراقب سی یی هستم

دیگه وقتی نمونده

باید بریم فرودگاه

بذار کمکت کنم

ممنون

مامان، بابا.خدانگهدار

دخترمون داره میره

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left