The Last Hurrah

The Last Hurrah

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Last Hurrah 1958 DVDRip XviD
A Commentary by daniiial

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2018-10-25
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اسکفينگتون اسکفينگتون راي هاتون رو به اسکفينگتون بديد

او يه مرد با يک برنامه است

مردي براي من و شما

او وفادار و صادق است، او مرد شماست

او پسر محبوب ماست

عجله کن عجله کن عجله کن راي بده

راي به اسکفينگتون بديد

خب ، وينسلو امروز همه چيز سر جاشه ؟

نه براي کساني که اخبار امروز صبح آقاي آلموس فروس رو حوندن

روزنامه بنظر ميرسد که در سوگواري باشد

...چه تصوير زيبايي درست ميکنه. فقط به همه ي اون

چهره هاي قرمز و خشمگيني که تو فنجون قهوه شان تف ميکنند فکر کن

اين فکر که روز فبل از شروع شدنش نابودش شده

قلب يه مرد پير رو شاد ميکنه

عکس نداره

- صبح بخير دان - صبح بخير قربان

درسته، ميبينمت

- جان - صبح بخير الن، چطوري ؟

- خودش اونحاست - سلام الن

- خب ، سلام سلام - صبح بخير رئيس

قهوه است

براي همه قهوه آماده کن الن

ويتو، تو يه کاملا عوض شدي

مدل کلاهش همبرگره، درست مثل خودتون شهردار. کاملا نو

ويتو، ما بي شک شبيه هميم

تو بايد مواظب باشي. يه روز يه کسي بهت شليک ميکنه

اوه چه افتخاري، اميدوارم

با همه ي اين ها، ما بايد به اتحاديه غربي ملحق بشيم

من پارسال باهاشون در اين مورد صحبت کردم منفيه

امضاتون قربان

اوه فکر کنم امضا هاي من هيچوقت به اندازه ي باتن گوئينت کم ياب نباشه

- چي؟ - مال دوره ي قبل از توئه ويتو

يک جنتلمن مهاجر که بنظر ميرسه در تمام زندگي‌اش تنها يکبار امضا داده

اعلاميه ي استقلال

و همونطور که در تجارت نمايش ميگن ، ويتو

چه کاري امکان داشت بکنه تا در اول باشه ؟

- چرا يک فنجون قهوه نميخوري ؟ - ممنون

خانم لتروپ عزيز نه نه نه

بانوي عزيز من هميشه بايد با بانوي عزيز من شروع کرد

بله قربان

مايرون گلفارد. مني عزيز درسته

اينم به نوشته اضافه کن که من دنبال بار پسرشم که مختص به يهودي هاست

فرانک تو که نميخواهي همه ي اين آدما رو امروز اونجا ببيني ، ميخواي ؟

جان تو که نمي ذاري من الان سنت رو بشکنم، ميذاري ؟

اولين روزي که دفتر کار عمومي انتخاب کرديم يادت مياد ؟

فرانک اسکفينگتون براي هر مرد و زني در ايالت وقت دارد

...خب

بذاريد يه نگاهي به کانديدها داشته باشيم

چه کسي رو بايد شکست بدم ؟

اينطور که ميبينم، فقط يک نفر : فرانک کالينز

بقيه سياه لکشرن

در مورد کالينز بهت چيزي نگفتم ؟

اون قبول کرده اگر دور بعدي حمايتش کنيم

اين دور رو کناره گيري کنه

ويلارد چيس کيه ؟

اوه، اون که کلا واسه خندست، مدير انحمن برنامه ريزي والدين

و ميخواهد که شهردار شهر بشه ؟

يه عرب از اون شانسش در شهردار تل آويو (شهري در اسراعيل) شدن بيشتره

احتمالات رو ناديده نگير

شهردار اخير شهر دابلين رو به ياد بيار

ميبينم که طبق معمول چارلز هنسي رو داريم

مثل يه ديوانه ي مغز فندوقي ميمونه و هي بدترم ميشه

الان ميرسيم به کوين مکلاسکي

هيچي ؟ هيچي ؟

يالا ديگه

بايد يه چيزي در موردش بدونيد

- رئيس؟ - بله ديتو

نکه حيلي اطلاعات خاصي باشه ولي من يذره ازش ميدونم

...متاهله، اون

با يکي از دختران راسل، اگنس مري، ازدواج کرده

چهار بچه ي دوست داشتني داره

سه تاشون دخترن

و پسر خانواده هم داره درس ميخونه تا در کليسا کار کنه

و در مدرسه بسيار درخشان است

مکلاسکي ؟

نه، پسرش. گرگري

ميدونيد اون به کالج رفته

نه اون کالج اونور رودخونه، اون کالج معموليه

بعدش ، مدرسه ي وکالت

حالا ديگه اين پسره نيست که در موردش صحبت ميکني

- اين مکلاسي است - آره

او بعدتر يک وکيل شد

از زمان جنگ

و سابقه جنگي خيلي خوبي هم داره

عالي رتبه، ميگن مثل اينکه

اوه اينجوريه ؟

آره ، يقينا

حتي يک روز هم در در محوطه ي ناوگان از دست نداد

از ساعت نه تا پنج، ساعت رو با حضور و غياب او ميتونستيد هماهنگ کنيد

و خيلي هم مرتب و تميز، براي اين حتي ترفيع گرفت

از پست پرچم دار به ناوبان دوم

من هرروز در خيابان ملکيز ميبينمش

اون هميشه سمت چپ ميدون رد ميشه

و هميشه چه روز خوبي باشه چه بد لبخندي بر لب داره

نه مثل دافي هميشه شاکي که از سمت راست ميدون رد ميشه

من داشتم همين رو يکشنبه پيش ميگفتم

وقتي که ماشين اومد و پيادش کرد

خب، مثل اينکه بايد وسعت اطلاعاتمون رو در مورد مکلاسي زياد کنيم

نکه حالا خيلي زياد باشه

- الان ميتونم بفرستمشون داخل قربان ؟ - حتما، نفر اول چه کسي خواهد بود ؟

خانم روکو سانتگاتا، چهل و شش ساله، بيوه، صاحب يک مغازه ي شکلات فروشي کوچک در جاده ي اتلس

- پسرش در مدرسه دچار يه جور دردسر شده - از قبل رايش رو داده ؟

- بله قربان - پس اين خانم رو منتظر نذاريم

بله قربان

خانم سانتگاتا

آه صبح بخير خانم سانتگاتا

...و ما اين ها رو ادامه خواهيم داد

حمله هاي سرمقاله در صفحه اول تا بررسي بيشتر

- بله آقاي فورس - ...دو : هيچ عکسي از اسکفينگتون

به هر دليلي يا هرچي در روزنامه اجازه داده نميشه

...سه : من يه پژوهش سريع از

سود ماليات بر آمد اش در بيست سال اخير ميخواهم

قبلا دوبار انجام شده بود اگر يادتون باشه قربان

چهار! در يکشنبه

اخبار عصر حمايتش را از کوين مکلاسي براي منصوب شدن به عنوان شهردار اعلام خواهد کرد

اين خبر خواهد گفت که ما باورداريم که او بين کانديدها بيشترين صلاحيت را دارد

در سمت مخالف اسکفينگتونن

- ...دلايلي که ما به ايشون باور داريم اينا هستند - بله قربان ؟

- دلايل بايد پيدا بشه حتما - بله قربان

پنج: دوشنبه، ما يک برنامه براي پوشش داستان زندگي کوين مکلاسي داريم

قراره گرم، جذاب و الهام دهنده باشد

جذاب و الهام دهنده

مردي که منتصبش کرديد تا بنويسدش اينکار رو ميکنه. کالفيلد

ميخواستي منو ببيني ؟

بله همينطوره

کالفيلد ديشب دير وقت من دليلي داشتم تا به دفتر روزنامه برگردم

چراغ دفترت روشن مانده بود

چه توضيحي برايش داري ؟

خب من ميگم توضيح اين اتفاق خيلي ساده است

من به سادگي فراموش کردم تا خاموشش کنم

فکر نميکنم در قراردادم در اين باب قانوني باشد، هست ؟

-...چون اگر باشد، ميدوني- - من اصلا همچين چيزي نگفتم

آقاي فورس

بگذاريد يه چيزي ازتون بپرسم

ميدونستيد که فرانک اسکفينکتون دايي من است وقتي به اينجا براي کار آمدم ؟

نه کالفيلد نميدونستم

وقتي که فهميدم، متاسفانه، ديگه ستونت تو روزنامه مخاطب گرفته بود

شخصا خودم هيچوقت نتونستم بفهمم چرا

اوه خيلي ممنون

اين چيزيه که هميشه برام معما بوده

...شايد برات جالب باشه بدوني که

از وقتي که ما ستون تو رو تشکيل داديم

روزنامه از خدمات تو سود منظم و خوبي بدست آورده

اين رو چند وقتيه که ميدونم قربان

براي همينه که چراغ رو هميشه روشن ميذارم

- چيز ديگه اي هم هست ؟ - بله کالفيلد

دفعه ي بعد که عموت رو ديدي

بهش بگو که من خوشحالم که اون تصميم گرفته

تا دوباره شهردار شهرمان شود

من ميترسيدم که شايد بدون شکست بازنشسته بشه

و منو از رضايت شخصي ام در ديدن اينکه

در اين انتخابات شکست ميخورد منع کند

اشکالي داره بهم بگي چرا انقدر ازش بدت مياد ؟

نه اصلا اشکالي نداره

دروغ هاي هيشگي عمويت

اين يک واقعيت ثابت شده است که او بيش از دو ميليون

در يک غاز در مکزيکو سيتي پنهان کرده

گوش کن، آخرين باري که من اين داستان رو شنيدم ميگفتن چهار ميليون

و اون غار در تورنتو بود

الان تو بهش باور نداري، چون اگر داشتي

ثابتش مي کردي و خيلي وقت پيش تو روزنامه چاپش ميکردي

- دليل واقعي تنفر چيست ؟ - چرا از خودش نميپرسي ؟

- صبح بخير ادام - صبح بخير آقاي وينسلو

درست برو داخل

خواهر زاده تان، قربان

سلام ادام، خب خب خب

- خوشحالم ميبينمت - صبح بخير دايي فرانک

اينجا، بذار من اين وسايل رو بردارم. بنشين بنشين بنشين

- سيگار ميکشي ؟ - اوه نه ممنون من پيپ ميکشم

همسرت چطوره ؟

اوه ميوي ؟ خوبه، خوبه

و پدر زنت ، راجر شرگو بزرگ

اين روز ها چطوره ؟

خب من نميدونم شما در مورد آخرين حرفاش شنيديد يا نه

ولي هفته پيش او داشت سعي ميکرد کشيش يه کليساي کوچک رو منتقل کنه

چون مرد بيچاره در واقع جرات کرده بود که به يه رقابت گلف وارد بشه

خب اين يذره هم منو متعجب نميکنه

فقط فکر کن اگر در مخالفت

توسط مريدان مسيحي کليساي اسقف کتک ميخورد

ادام

من خواستم امروز بياي اينجا

چون من يه کار مهمي برات دارم

تو هيچوقت خيلي به سياست علاقه مند نبودي، درسته ؟

خب اگر منطورتون از سياست در حالت کلي هست ، نه قربان

البته که من هميشه يه علاقه ي اساسي به چيزهايي که شما درگيرش هستيد داشتم

داري ؟

خب طبيعتا

بنظر متعجب ميايد

خب شايد هستم

و خيلي هم سپاس گزار

البته که اين کاري که من به تو براش فکر کرم

خيلي مرتبط به حمايت هاي سياسي تو نيست

ادام الان تو يه نويسنده ورزشي هستي

تو الان در مورد بازي هاي فکري بين هاروارد و وسر مينويسي

ادامه بديد دايي فرانک. شما به احساسات من ضربه نميزنيد ، من اهل شمال غربم

الان تو به من بگو

در حال حاضر تو چه ورزش مردمي رو در شهر بهترين ميدوني ؟

ميگي بيسبال يا بسکتبال يا فوتبال ؟

اوه فکر ميکنم بسکتبال محبوب ترين ورزش باشه

اين سياسته

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left