The King Dae Joyoung

The King Dae Joyoung (대조영)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

DAE JO YOUNG E072 KOR HDTV XViD
A Commentary by StarTak
ویرایش و تایپ مجدد از سامان

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2020-03-10
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

‫جلو نیاید

‫منم نمیتونم شما رو ببخشم.

‫باشه خودتون خواستید! همتون حمله کنید!

‫زودباشید بیاید! یالا!

‫بکشیدشون!

‫خوب به اتفاقی که اینجا افتاد، نگاه کنید. ‫تانگی ها سعی دارن بین ما تفرقه بندازن.

‫ما داریم خودمون رو میکشیم.

‫از حالا به بعد

‫ما تا آخرین دانه ی برنج مون رو با ‫برادران مون سهیم خواهیم شد.

‫ما سه نفر غذا رو به طور مساوی ‫تقسیم میکنیم، پس همکاری کنید.

‫شاید کمی گرسنگی بکشیم ‫اما هیچکس از گرسنگی نمیمیره.

‫زندگی ارزشمنده و حیفه که از بین بره ‫همه ی ما باید زنده بمونیم.

‫ما باید به هم کمک کنیم و اعتماد داشته باشیم.

‫ما باید هرطوری که شده زنده از اینجا بیایم بیرون!

‫.

‫- منظورت چیه که رفتار زندانی ها عجیب شده؟ ‫- ته جویونگ روشون تأثیر گذاشته.

‫اون عوضی اینبار دیگه دنبالِ چیه؟

‫بفرمایید.

‫با هم بخورید.

‫ممنونم.

‫- تنهایی همشو نخوری ها ‫- ممنونم

‫- فکر میکنم به حد کافی گذاشتیم ته جویونگ زنده بمونه. ‫- بیاید همین حالا از شرش خلاص بشیم.

‫ته جویونگ یه آدم معمولی نیست

‫اگه خودمون بکشیمش ممکنه ‫بعداً برامون مشکل ساز بشه.

‫ما همونطوری که ژنرال ایی مون گفت ‫از زندانی ها استفاده میکنیم.

‫رهبران هر دسته رو پیش من بیار. ‫اینکار برای اونا مثل آب خوردنه.

‫باشه.

‫اینا از باکجه، شیلا، ترگول و کران هستن.

‫خوب گوش کنید. یه کاری برای شماها دارم. گوگورویی هایی ‫که شما رو مجبور کردن غذاتونو تقسیم کنید رو بکشید.

‫اگه اونا رو بکشید

‫من شما رو آزاد میکنم که برید.

‫برام مهم نیست چطوری اینکارو میکنید.

‫اما هرگز نباید جایی درز کنه که ما گفتیم اینکارو بکنید.

‫نه!

‫- اونا زندانی های جدیدی هستن که تازه به اینجا اومدن. ‫- خیلی بد شد

‫هرچی زندانی های بیشتری به اینجا بیان ‫مُرده های بیشتری هم از اینجا میرن...

‫کی هستید؟

‫چی شده؟

‫نه!

‫سرجاتون وایسید! تکون نخورید!

‫بیو، خودتی؟

‫سودول! برادر!

‫چرا سعی دارین ما رو بکشین؟

‫اینجا نمیتونین سلاح داشته باشین ‫کسی برای کشتن من، اینو به تو داده.

‫برای اینکه ما زنده بمونیم، تو باید بمیری!

‫به سرجاهاتون برگردید!

‫اگه میخوای زنده بمونی، باید ما رو بکشی.

‫من هیچ دشمنی ای با شما ندارم.

‫به سرجاهاتون برگردید.

‫و اگه میخواید منو بکشید، مثل یه مرد دلیلشو ‫بگید و بیاید با من بجنگید.

‫نه اینکه مثل ترسو ها شبانه بیاید بالای سرم.

‫بیاید بریم!

‫بیو!

‫- سودول! برادر! ‫- بیو

‫چی شده؟ تو اینجا چیکار میکنی؟

‫من توی قرارگاه بغلی هستم. وقتی که دیدم این افراد ‫شما رو از بعدازظهر زیر نظر دارن، تعقیب شون کردم.

‫- نتونستن؟ ‫- درسته

‫بهت که گفتم مراقب باش!

‫اون ته جویونگه، رهبر پیمان دونگ مونگ چان!

‫اما نگران نباشید.

‫اون دیگه توی لیست سیاه رفته و زیاد دوام نمیاره.

‫اون عوضی دوباره از چنگال مرگ فرار کرد!

‫تو برای اینکه ما رو نجات بدی ‫خودت به اینجا اومدی؟

‫با کمک ژنرال گو ساگه زیاد سخت نبود.

‫تو نباید اینکارو میکردی.

‫وقتی که به اینجا اومدی دیگه غیر ‫ممکنه بتونی از اینجا بیرون بری.

‫تو به چنگال مرگ پا گذاشتی...

‫حالا که تو و سودول رو دیدم، اگه ‫بمیرم یه مرد خوشحال میمیرم.

‫بیو...

‫حالا خوب گوش کن.

‫همه اون بیرون هرکاری از دستشون برمیاد ‫دارن انجام میدن تا تو رو نجات بدن.

‫اما هیچکس نمیدونه کِی اینکار عملی میشه.

‫پس ما هرجوری که شده باید ‫زنده بمونیم تا اونا نجات مون بدن.

‫منم به اینجا اومدم که از تو محافظت کنم.

‫حال پدرم چطوره؟

‫همه حالشون خوبه.

‫پادشاه و شاهزاده سوکیون؟

‫چه اتفاقی برای اونا افتاد؟

‫اعلاحضرت سخت مریض بود و در قصر نگهداری میشد.

‫شاهزاده سوکیون؟

‫مطمئن نیستم اما فکر میکنم اون خدمتکار قصر شده باشه.

‫خدمتکار؟

‫خدمتکار؟ شاهزاده سوکیون خدمتکار شده؟

‫متأسفانه همینطوره.

‫عوضی های لعنتی!

‫چطور تونستن با یه شاهزاده اینکارو بکنن؟

‫برادر...

‫(چانگ آن، تانگ)

‫کسی این اطراف نیست، لطفاً یه کم استراحت کنید.

‫اگه میخوایم همه ی اینا رو بشوریم ‫وقتی برای استراحت نداریم.

‫شاهزاده، دست هاتون...

‫این در مقایسه با رنجی که پادشاه و ‫ژنرال ته جویونگ میکشن، چیزی نیست.

‫بهتر از این نمیتونید کار کنید؟ ‫لکه ها هنوز پاک نشدن.

‫- دوباره بشورید ‫- منظورت چیه؟

‫این که تمیزه.

‫زنیکه!

‫اگه من میگم کثیفه، یعنی کثیفه.

‫خفه شو و مثل یه برده کار کن!

‫تو الکی بهانه میاری که به ما سخت بگذره.

‫بهانه؟

‫- ای زنیکه! ‫- بس کن!

‫دوباره شروع شد.

‫- تو فکر کردی کی هستی که به من دستور میدی؟ ‫- این هیاهو برای چیه؟

‫چیزی که ازت خواستم رو فهمیدی؟

‫شاه بوجان توی قصر مهمانان نگه داشته شده.

‫حالشون چطوره؟

‫خوب نیست.

‫- دردسر درست نکنید. ‫- صبر کن.

‫چیزی درباره ی ژنرال تجویونگ شنیدی؟

‫آخرین خبری که من شنیدم اینه که به ‫اردوگاه برده ها در کوهستان گی پو برده شده.

‫اونجا مثل جهنم میمونه.

‫اگه کسی به اونجا فرستاده بشه ‫با یه مُرده هیچ فرقی نمیکنه.

‫من باید پادشاه رو ببینم.

‫شاهزاده! اگه ما رو بیرون از اینجا بگیرن، تنبیه میشیم.

‫شاید این آخرین فرصتِ من باشه. ‫باید ایشونو ببینم.

‫شاهزاده

‫- ما به حد کافی ساکت موندیم ‫- درسته

‫ما وزرا باید با هم متحد بشیم و جلوی این وحشی ها رو بگیریم.

‫یه راه حل وجود داره.

‫بهمون بگو.

‫راه حلت چیه؟

‫ما توی این وضعیت هستیم چون ملکه از ‫پشت پرده امور این کشور رو کنترل میکنه.

‫ما باید سریعاً برای جانشینی امپراطور ‫یه ولیعهد انتخاب کنیم.

‫ما قبلاً شاهزاده یی یون رو از ولیعهدی خلع کردیم

‫حالا کیو میتونیم ولیعهد کنیم؟

‫ما دوباره شاهزاده یی یون رو ولیعهد میکنیم.

‫شاهزاده یی یون بخاطر علاقه ی زیادش ‫به زن و شراب خلع شد.

‫اگه همه ی ما وزرا از پادشاه بخوایم ‫مجبوره که قبول کنه.

‫اما یی یون قبلاً خلع شده ‫چطور برش گردونیم؟

‫اگر این دلیل خلع شاهزاده باشه پس ‫ملکه هم باید خیلی وقت پیش خلع میشد.

‫اون چطوری به جایی که الآن هست رسیده؟

‫اون معشوقه ی پادشاه قبلی بود و ‫حالا با پسر همون پادشاه، داره میخوابه.

‫بس کن ژنرال ایی مون!

‫تو همه ی ما رو در دردسر میندازی.

‫برگردوندنِ شاهزاده یی یون، مناسب و درست خواهد بود.

‫ملکه هم نمیتونه ما رو نادیده بگیره.

‫ژنرال ایی مون وزرا رو جمع کرده؟

‫اونا سعی دارن همون کاری که ازش میترسیدید رو انجام بدن.

‫- منظورت برگردوندنِ یی یون به ولیعهدیه؟ ‫- بله علیاحضرت.

‫من همه ی مبارزان غیرتانگی که تو پیشنهاد ‫کردی رو خدمتگزار خودم میکنم.

‫پس زودتر کارِت رو انجام بده.

‫- همشون؟ ‫- بله همشون.

‫اونا سربازان من اند که در جنگِ با وزرا می جنگن.

‫هرچی بیشتر، بهتر.

‫چشم ملکه.

‫ایی هگو و چولین از نزدیک، یی یون رو زیرنظر دارن؟

‫انگار اونا بخاطر اینکه شاهزاده وسط ‫شب غیب اش میزنه، کمی مشکل دارن.

‫واقعاً؟

‫- شاهزاده کجاست؟ ‫- نمیدونم.

‫من و موگه پشت در بودیم اما ندیدیم بیاد بیرون. ‫اون چطوری و کجا غیب اش زده؟

‫- اون طی الارض میکنه؟ ‫- وجب به وجبِ اینجا رو بگردید.

‫حتماً یه دَر مخفی داره.

‫چشم ژنرال! ‫کل اتاق رو بگردید!

‫حالا اون وسط روز غیب اش زده و به فاحشه خونه رفته.

‫- ژنرال، می موسا هستم ‫- بیا داخل.

‫- ژنرال گو ساگه خودتی؟ ‫- خیلی وقته ندیدمتون ژنرال.

‫سلام کن.

‫گو سانجی هستم.

‫اوه چقدر بزرگ شدی!

‫زمان خیلی زود میگذره.

‫ژنرال

‫شنیدم که ایی مون وزرا رو جمع کرده.

‫میدونم.

‫اونا بزودی یی یون رو دوباره ولیعهد میکنن.

‫اگه یی یون پادشاه بشه، حیثیت و مقام مبارزان ‫گوگوریو، باکجه، شیلا، ترگول، کران

‫و همه ی مبارزان جنوب از بین خواهد رفت.

‫مبارزان جنوب همه با هم باید متحد بشن

‫و برای شروع، ژنرال تجویونگ باید نجات پیدا کنه.

‫- منظورت چیه؟ ‫- بهش فکر کنید.

‫ایی مون بخاطر گرفتن تجویونگ مقامش بالا رفته.

‫نجات ژنرال تجویونگ میتونه مثل یه فرصت ‫بزرگ برای متحد کردن مبارزان غیر تانگی باشه.

‫- اما اون یه جنایتکاره ‫- منم یه جنایتکارم

‫که تا آخرین لحظه با تانگ جنگیدم.

‫شما چی؟ بعد از نابودی باکجه

‫شما بویو پونگ رو در خاک قدیم باکجه به تخت ‫نشوندید و برای احیای باکجه تلاش کردین.

‫همه ی مبارزان غیر تانگی که به این کشور خدمت ‫میکنن، زمانی علیه تانگ جنایتی مرتکب شدن.

‫اما تجویونگ فرق میکنه. ‫برای نجاتِ اون خیلی دیر شده.

‫ژنرال!

‫به پسرم نگاه کنید.

‫برای اون

‫گوگوریو و باکجه مفهومی نداره. ما شاید کشورمون ‫رو از دست داده باشیم اما بچه هامون به زندگی ادامه میدن.

‫گوگوریو و باکجه از یک خون هستند و با هم برادر ان.

‫کمک کنید تجویونگ رو نجات بدیم.

‫بچه های ما شاید وطن شون رو به یاد نداشته باشن ‫اما نمیخواید که اونا برادرانشون رو به خاطر بسپارن؟

‫- ژنرال! ژنرال! ‫- چی شده؟

‫چی شده؟

‫من باید به قصر برم.

‫ایی مون یه جلسه در حضور ملکه گذاشته.

‫بدونِ شک برای مسئله ی ولیعهدیه

‫همونطوری که میترسیدم، اونا اولین حرکت شون رو انجام دادن.

‫حالا که وضع پادشاه وخیمه ‫کشور بدونِ ولیعهد نباید باشه.

‫منم همینطور فکر میکنم. قصد داشتم ‫که نظرات شما رو راجع به این بپرسم.

‫وزرا قبلاً درباره ی این موضوع با هم تصمیم گرفتن.

‫جدی؟ خب چی هست؟

‫ما بر این باوریم که شاهزاده یی یون باید ولیعهد بشن.

The King Dae Joyoung subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The King Dae Joyoung

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left