May December

May December

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

May December 2023 - Bluray 1080p / 720p
A Commentary by starn
🔴 1h 57mn 24sc : هماهنگ با نسخه‌ی بلوری 🔴

Tags

bluray
Published on: 2024-05-30
Downloads: 129
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« مِی - دسامبر » ‫(رابطه‌ای با فاصله‌ی سنی بسیار زیاد)

‫تـرجـمـه : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫آره، خونه‌ش سنتیه

‫خیلی گرمه

‫آره

‫تمام مدت یه زنی

‫داشت سرمو می‌خورد

‫روز تو چطور بود؟

‫اوه

‫آره. اوهوم

‫« خانم "بری"، به "ساوانا" خوش اومدین ‫با آرزوی بهترین‌ها، از طرف مدیریت »

‫« پی‌نوشت: به‌شدت طرفدار "کشتی نورا" هستیم »

‫اگر حواست جای دیگه‌ایه ‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

‫دارم گوش میدم

‫ای خدا. امیدوارم بیفتین توی آب

‫اصلاً مشخص نیست

‫بهت که گفتم ‫وقتی "قاضی جودی" رو دیدم چی شد

‫آره درست میگی

‫اوف، امان از دست این هالیوودی‌ها

‫مری، بیا دیگه!

‫راندا

‫سلام، جو

‫لطفاً مراقب باش

‫این دومیته

‫عزیزم، میشه بشقاب‌ها و لیوان‌ها رو ‫ببری بیرون؟ اینجان

‫تمام این‌ها. هم این‌ها رو ببر و...

‫- هم این دو تا. اگر می‌تونی همه‌شونو ببری ‫- اوهوم

‫من فقط می‌خوام باادب باشه

‫می‌دونی، که با عینک‌ آفتابی فوق ستاره‌ایش ‫بی‌احساس سرجاش نشینه

‫جوری که انگار از دماغ فیل افتاده

‫اگر اینجاست، می‌خوام اونم مشارکت کنه

‫مطمئنم می‌کنه ‫ببین امروز چه روز قشنگیه

‫هی، هی، هی، کجا دارین میرین؟

‫روی سقف

‫دلم نمی‌خواد به مامان کسی زنگ بزنم ‫و بگم گردنش شکسته و مرده

‫حسابی احتیاط می‌کنیم

‫- بیاین بریم ‫- چارلی

‫مراقب پله باشین ‫ایول، بریم، بریم

‫لطفاً حواست به اوضاع باشه، باشه؟

‫خدایا

Aren Zohrabi :هماهنگی زیرنويس از

‫فکر نکنم هات‌داگ‌هامون کافی باشه

‫یکی از فیلم‌هایی که توش بود رو دیدم

‫یکی از فیلم‌های عجیب‌غریب ‫که توش لخت میشه

‫و...

‫یک آیین خونین انجام می‌داد ‫البته نفهمیدم چی به چی شد

‫کجا دیدیش؟

‫توی تلوزیون

‫خیلی‌خب باشه، توی اینترنت جستجو کردم ‫"الیزابت بری لخت"

‫فکر کنم بچه‌ی توئه

‫- سلام ‫- یک لحظه

‫خیلی از دیدنت خوشحالم

‫خیلی لطف داری

‫واقعاً خوشحالیم که اومدی

‫- خوش اومدی ‫- ممنون

‫فکر می‌کردم قدبلندتر باشی. توی...

‫توی تلوزیون قدبلندتر به‌نظر میومدی ‫ولی عملاً هم‌قد هستیم

‫عملاً هیچ فرقی نمی‌کنیم

‫هرچقدرم برای این قضیه تشکر کنم کمه ‫واقعاً داری درحقم لطف می‌کنی

‫این چه حرفیه، خب مشخصه که می‌خوام ‫داستان رو درست بازگو کنی، مگه نه؟

‫منم... منم فقط همینو می‌خوام ‫می‌خوام حس کنی دیده و درک میشی

‫این‌ها سگ‌هام هستن ‫اون "زئوس"ـه، و اونم "داچ"ـه

‫و... اون استخر رو نادیده بگیر

‫- هنوز کار داره ‫- چشم

‫اوه. این دم در ورودی‌تون بود

‫جو!

‫باورت نمیشه

‫- سلام. خوشبختم ‫- سلام

‫میرم کیسه زباله بیارم

‫یه حس ششمی در مورد این چیزا دارم ‫اوه خدا، می‌دونستم

‫- چیه؟ ‫- یک بسته پر از م-د-ف-و-ع

‫مدتی میشه از اینا برامون نفرستادن ‫ولی دیگه عادت کردیم

‫اینقدر شوکه نشو

‫می‌دونین کی فرستادتش؟

‫یه روانی که احتمالاً ‫برای هیچ کباب‌پزونی دعوت نشده بوده

‫- توام می‌خوای؟ ‫- آره

‫- اوه، سوفیا، بذار کمکت کنم ‫- نگرانش نباش

‫خیلی‌خب، فکر کن خونه‌ی خودته ‫یه نگاهی به اطراف بنداز، با بقیه صحبت کن

‫هرکاری لازمه بکن ‫و یه هات‌داگ برای خودت بردار

‫عالیه

‫بنداز اینجا!

‫تاچ‌داون!

‫- ایول، پسر ‫- چارلی

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫- خب، ما پشتتو داریم ‫- می‌دونم، فقط... خیلی‌خب

‫- سلام ‫- اوه، سلام

‫تو "مری" هستی، مگه نه؟

‫آره

‫- یکی از دوقلوهایی ‫- آره

‫برادرم یه جایی همین اطرافه

‫خواهر بزرگ‌ترمون دانشگاهه

‫سلام

‫تابه‌حال کسی که توی تلوزیون هست رو ‫ از نزدیک ندیده بودم

‫خب، والدینت که بودن

‫آره، ولی... کسی که ‫واقعاً شخصیت تلوزیونی باشه

‫توی کلباسس زندگی می‌کنی؟

‫نه

‫پسر، اینجا رو باش

‫نازنینن، مگه نه؟

‫خیلی

‫توی این منطقه خیلی محبوبن

‫آره مشخصه

‫خب...

‫بیشتر از همه از چه چیز "گریسی" خوشت میاد؟

‫همیشه می‌دونه چی می‌خواد

‫تعارف نداره

‫مدتی میشه که پسرم از خونه رفته ‫و خونه خیلی ساکته، ولی...

‫همیشه می‌تونم به "گریسی" زنگ بزنم ‫و بگم "امروز قراره چیکار کنیم؟" و...

‫همیشه یه جوابی براش داره

‫به‌نظر میومد ‫ اوضاع تازه داشت آروم می‌شد، و...

‫حالا قراره فیلم بسازین

‫داستانی...

‫داستانی بسیار...

‫پیچیده و... انسانیه

‫فقط...

‫باهاشون مهربون باش

‫« مجرم رابطه‌ی فروشگاه حیوانات خانگی به‌زودی ‫فرزند بچه‌ی کلاس هفتمی را به‌دنیا می‌آورد »

‫« اولین تصاویر انحصاری »

‫« بچه پشت میله‌ها به‌دنیا می‌آید »

‫« با پایان دوره‌ی حبس، اغواگر بی‌آبرو ‫چشم به آینده دوخته است »

‫« عشق ممنوعه »

‫چشمانی گرد، و گیرا

‫که حتی در زمان باز بودن هم ‫به‌نظر بسته میان

‫رژ لب صورتی

‫لب‌های کمی برآمده

‫مثل اردک، ولی فولادین

‫حساب‌شده

‫یا بی‌احساس

‫برنده‌ی جایزه... "الیزابت بری"!

‫می‌خوام از تمام کسایی ‫که بهم رای دادن تشکر کنم

‫بسیار برام باارزشه که شما من رو انتخاب کردین ‫ممنون! ممنون! ممنون!

‫پاکیزه

‫باطراوت

تو

‫پاکیزه

‫باطراوت

تو

‫پاکیزه

‫باطراوت

تو

‫بوی زغال میدی

‫بوی دوده

‫چی؟

‫کباب‌پزمون گازیه ‫پس بویی که حس می‌کنی حتماً بوی دوده

‫آره، خب ‫ملافه‌ها دارن بوی گند می‌گیرن

‫می‌خوای برم دوش بگیرم؟

‫چیزی که می‌خوام اینه که ‫قبل از اومدن توی تخت دوش می‌گرفتی

‫هنوزم بوی دود میدی

‫شرمنده

‫خوبه؟

‫خوبه

‫چیزی نیست

‫باشه

‫اول با برگ‌هات اطرافش رو تزئین می‌کنی

‫و بعد گلی که می‌خوای ‫بذاری وسطش رو انتخاب می‌کنی

‫- این چطوره؟ ‫- از این خوشت میاد؟

‫- آره ‫- خوبه

‫از این بخشش خوشم نمیاد

‫خب، برادرم اسکات ‫توی نیروی دریایی دریابانه

‫و میگه ایجاد نظم ‫خودش به تنهایی رضایت‌بخشه

‫- چه خوشگله ‫- اوه

‫ممنون. آره

‫تاریخی مشخص کردین؟

‫نه، خیلی سرمون شلوغ بوده

‫بعداً هرموقع حس کردیم وقتش رسیده ‫یه فکری براش می‌کنیم

‫اوهوم

‫که اینطور

‫چه خوشگل شده، خانوما

‫اوه، ممنون لیدیا ‫این "الیزابت"ـه

‫قراره توی یه فیلم نقش منو بازی کنه ‫برای همین دارم سعی می‌کنم بهش خوش بگذره

‫شک ندارم همینطوره

‫چرا می‌خوای نقش منو بازی کنی؟

‫خب...

‫وقتی فیلم‌نامه رو برام فرستادن ‫با خودم گفتم...

‫این زن...

‫خیلی فراتر از چیزیه...

‫از مجلات زرد و حافظه‌ی فرهنگی‌‌مون...

‫یادم میاد

‫خب...

‫من چندان به این چیزا فکر نمی‌کنم

‫هرگز به گذشته فکر نمی‌کنی؟

‫به‌قدر کافی دغدغه دارم

‫اوهوم

‫آخه، می‌دونم که شخصاً

‫بار گذشته روی دوشم سنگینی می‌کنه

‫می‌دونی، مثلاً تصمیماتی که گرفتم ‫یا روابطم

‫یعنی واسه خودت می‌نشینی ‫و به گذشته و رفتارت فکر می‌کنی

‫آره، گاهی اوقات

‫خیلی ممنون که منو برای شام ‫ دعوت کردین خونه‌تون

‫خیلی... خیلی برام باارزشه

‫اوه. این چه حرفیه

‫خیلی حیف شد که "مری" نتونست ‫امشب پیش‌مون باشه، ولی خونه‌ی دوستشه

‫من اینو نمی‌خوام

‫بفرما

‫- مامان... ‫- چارلی، بشین

‫کمبود کلسیوم شدید داره، مگه نه؟

‫همم

‫خیلی خوشمزه‌ست

‫- غذای مخصوص خانواده‌ی "اترتون-یو"ـه ‫- همم

More Farsi Persian subtitles for May December

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left