The first 200 lines.
....شرمنده ام،احتمالاً تا الان متوجه شدین که
.اخیراً معدهام یکم حساس شده
.پس اگه مشکلی نداره یکم کمتر عطر بزنین
،و اگه ناهارتون بخصوص پر ادویه است
.توی اتاق استراحت بخورینش
.واقعاً متشکر میشیم
.پم،بخاطر حاملگیش مدام داره بالا میاره
،اگه چیزی بخوره که جنین خوشش نیاد .دهنش سرویسه
واقعاً جالبه،یه جنین سه اونسی !داره تصمیم میگیره
!خیلی خفنه
فیلیس،میشه صابونت رو عوض کنی؟
،فقط واسه یه ماه یا دوماه .مال خودت یجورایی عطریه
!دیگه داره مسخره میشه
،وای خدا،ببخشید ... فکر کنم جلسه ای رو که هممون
واسه حامله شدنت رای دادیم !رو از دست دادم
نه،من از حق خودم که میتونم تخم مرغ آبپزم !رو سر میزم بخورم دفاع میکنم
کل صبح منتظر سیگار کشیدن .بعداز ظهرم هستم
.و بخاطر هیچکس هم ترک نمیکنم
.فکر نکنم توقع زیادی داشته باشم
فکر کنم فقط نهایت ادب و مهربانی .توی محیط کاریه
،اینکه مردم رو ببینم که حالشون بد میشه .همیشه حالم رو بهم میزنه
.و صادقانه بگم،صحبت کردن در موردش هم همینطور
"اداره" قسمت چهارم فصل ششم "نیاگارا - قسمت اول"
:مترجم سینارجبی.................................King_Sina
خُب،چی فکر میکنین؟
.کل صبح وقت گذاشتم درستش کنم
.واقعاً خاصه
.... آره،ولی مگه نباید اینو توی .نه،هیچی،عالیه
.خُب،امروز روز مهمی واسه منه
.خب،تبریک میگم- .ممنون-
،داندر میفلین شعبه اسکرانتون .امروز و جمعه بسته خواهد بود
،بخاطر یه عروسی شرکتی .توی آبشار نیاگارا
پس لطفاً پیام بزارین،و در اولین فرصت .باهاتون تماس میگیریم
.روز خوبی داشته باشین
،"باورت بشه یا نه "کوین .ترقهها توی لیست "انجام نشود" هستش
پس یعنی خودت میخوای تهیهشون کنی؟
.نه،این یه عروسی بدون ترقه بازیه
!یعنی چی- داری شوخی میکنی،نه؟-
.خیلی خب،همه این چیزها مهمه که یادتون باشه
،ولی مهمترین چیز
....اینه که هیچکس چیزی درمورد
.حاملگی من توی عروسی چیزی نمیگه
.کاملاً،چون همه درموردش خبر ندارن
.و بعضیها ممکنه بهشون بربخوره
.مردم محجوب،هرجا که باشن بهشون برمیخوره
... خب،درمورد مادربزرگم که چیزی بهش نگفتیم
.و خیلی هم سنتیه صحبت میکنیم..
.خب،شانس آوردی که مادربزرگ داری
.بعضیها مجبورن واسه خودشون مادربزرگ باشن
.میدونی آنجلا،مجبور نیستی بیای عروسی
واقعاً پَم؟- .چرا مجبوره،چرا مجبوره-
.هممون میریم و به هممون خوش میگذره
!نیشگونم گرفت- !نه-
،دفعه بعد که هممون تو این اتاق باشیم .جیم و من ازدواج کردیم
.خواهیم دید
.ممنون دوایت
.خداحافظ- .بعداً میبینمتون-
. خداحافظ- . خداحافظ-
، راستی،وقتی میریم آبشار نیاگارا .آبروم رو نبرین
،هر اتفاقی توی نیاگارا بیفته .همونجا میمونه
.نکن،نکن،نکن .تو جُک منو دزدیدی،جُک منو ندزد
!نه،جُکت رو ندزدیدم
!چرا،دیروز اینو گفتم
.ولی این جُک رو درمورد همه چی میتونی بگی
،هراتفاقی توی حسابداری بیافته !توی حسابداری میمونه
!آره
.نه،نه،نه.خواهشاً .دوایت ،این جُک ِ منه
.آره،ولی خیلی راحته،منظورم اینه
.نه،این چیزیه که دارم درموردش صحبت میکنم
وقتی اینجارو ترک کنیم ،و بریم به آبشار نیاگارا
.ما نماینده داندر میفلین میشیم
این عروسی خیلی مهمی .برای این شعبهست
.مهمترین عروسی تا وقتی که من ازدواج کنم
.پس میخوام خیلی خوب رفتار کنین
!یا خدا به دادتون برسه
!پس توی آبشار ویاگرا میبینمتون
عروسی پَم و جیم ،تنها نقطه عالی ،واسه دختر بلند کردن
.توی تاریخ دنیاست
.من لیست مهمونا رو از میز جیم دزدیدم
و تک تک مونث های خانواده هم عروس و هم داماد .رو پیدا کردم
!چی میگی- !آره-
!وای خدای من! دوایت
.بطور مثال،دخترعموی پَم ،"جوزولین وبستر"
!اسمش اونجاست
دوسال پیش داشته .دوچرخه کوهستانی میفروخته
.خُب!بهم درمورد جوزلین بگو
.آره
از چی خوشش میاد؟ !الان میگم-
،خب،خیلی به دوچرخه سواری کوهستانی علاقه داره .ولی این اواخر نه خیلی زیاد
!خیلی خب
.یه چندصد دلاری واسه خرج کردن داره
.منظورم اینه که اگه بتونه دوچرخش رو بفروشه
همه اطلاعاتت همینه؟
.خب،اگه این خودش باشه آره .چون اسمش خیلی زیاده
.خیلی خب،خیلی احمقی
مردم به من به عنوان یه آدم خوش لباس توی .اداره نگاه نمیکنن
ولی میخوام این تفکرشون رو توی این عروسی .عوض کنم
"با خودم فکر کردم: "چطوری میتونم ببرمش مرحله بعد؟
.مو
!موهام
!باشه!باشه! دارم میرم
!خدایا
هی،کسی از شماها دوست نداره بیاد صندلی جلو پیش من بشینه؟
که بتونم با یکی صحبت کنم؟
!5ساعت رانندگیه ها
.نه،اینجوری باحالتره
حس میکنیم توی لیموزینیم و تو هم .رانندهمونی
اِرین؟
نه،انصاف نیست کلی رو .این پشت تنها بزارم
،نه تنها ارین خوشگل و بامزه هستش .بوی مامانم رو هم میده
.هی،عمم یه چیز جالب بهم گفت آره؟-
.....گفت اینقده که همه چیز ِ عروسی سریع پیش میره
باید از جاهای خوبش.... .توی ذهنمون عکس بگیریم
!چه جالب
.آره
!پلک زدی،ای بابا !حالا دیگه واسه همیشه توی ذهنم میمونه
!عکس بیریخت
باید یه حرفه ای رو استخدام میکردی .که عکسهای ذهنیت رو بگیره
!وای خدا
!خواب بودم
!چی؟عمراً
.اون عینکها خیلی تیرهان
.خیلی خب،باشه،فکر کنم یکم آهنگ احتیاج داریم
میدونی چیه؟ .واست یه سی دی درست کردم
!واقعاً؟دستت درد نکنه
این مال وقتیه که یه خانوم رو .با خودت میاری به اتاق هتلت
!چه بافکر .یه گلچین واسه اینکه فضا رو آماده کنه
!عالیه .بزارش پخش بشه
!خوشت میادش
.سلام.اسم من دوایت شروت ـه
،اگه به این گوش میدید
زن ِ خوشبختی هستی که مایکل .گولش زده
!کاش میشد جاتون باشم
احتمالاً با خودتون میگین بعدش چی؟
!از شبتون توی بهشت نترسین
جدی میگی؟
میخوای اینو واسه زنی که به اتاقم میاد پخش کنم؟
.آره،کاربردی ـه
...،نه،نه
.اینجوری عملی نمیشه
،آبشار نیاگارا،قبلاً واسه مردم .یه جای مقدس بودش
توی چادر زندگی میکردن و .و به مُخشون،استراحت میدادن
،الان خیلی هنری شده .که خیلی خوش میگذره
،هالپرت،هالپرت
.و بیزلی
.امشب توی دوتا اتاق جداگونهایم
.و فردا شب توی سوییت ماه عسلایم
.عالیه
.میدونم،خودمونم خیلی ذوق زده ایم
میشه الان یه نگاهی به سوییت بندازیم؟
.ببخشید،همین الان یکی رزروش کرده
آخر این هفته یه عروسی دیگه هم توی هتل برگزار میشه؟
.نه،یه نفره.اون آقایی که اونجاست
.هی،اتاق رو شب قبل از شما گرفتمش
!میخوام تختو بتکونم
.خوش نیومد
..... من اسم و شماره همراه خدمتکاری که
مسئول عوض کردن ملافه هاست رو .لازم دارم
.سلام.مایکل اسکاتم .اتاق رزرو کردم
،یه لحظه صبر کنین .بزارین چک کنم
نزدیکیش به آبشار باعث میشه .همه جا بوی زیرزمین بده
،ببخشید قربان .من اسمتون رو اینجا نمیبینم
کِی اتاق رزرو کردین؟
،من اتاق رزرو نکردم
،ولی توی قسمت اتاق بیزلی و هالپرت .اتاق میخوام
.باشه،متاسفانه قربان اون قسمت به سرعت پر میشه
.متاسفانه همش پره
،دوایت شروت،رزرو کردم
:شماره تاییدیه رومئو،تانگو،جی،4،7،7
.آره،شروت
و با تریسا در مورد یه اتاق با دوتا گاوصندوق .صحبت کردم
.البته،مشکلی نیست- .باشه-
.این کلیدتون آقای شروت- .خوبه-
.ممنون
.دوایت،دوایت
.باید توی اتاق تو بمونم
عمراً ! اگه با کسی آشنا شدم چی؟
....من تو اتاق تو !بیخیال دوایت
.نه مایکل- .من هم همینکارو برات میکردم-
میکردی؟- .آره-
واقعاً؟- .آره-
.وایسا بینم،نه،نه،نه .حتماً اشتباه شده
.این اتاق به اسم "م.اسکات" ثبت شده
.باید مال تو باشه
!خدارو شکر
!حالا من اتاق ندارم میتونم پیش تو بمونم؟
،نه،میدونی چیه؟ کاش میتونستم بگم آره .ولی نمیتونم
.و بهت میگم چرا
.خواهش میکنم
.اگه یه زن رو باخودم بیارم بالا
،و اوضاع عاشقانه بشه
وقتی توی دستشویی رو نگاه کنه
و ببینه دندونات رو با کره و خاک رُس مسواک میزنی،میخوره تو ذوقش،خُب؟
!باشه،باشه،آها !داشتم امتحانت میکردم و تو باختی
چون این اتاق خودمه.باشه؟
.توی اتاق من نمیخوابی- یعنی من اتاق ندارم؟-
!نه نداری .خیلی خب-
!اوه! باید امتحان سیاه چاله دانش رو بگذرونی
!عوضی- !عملی بود-
،وقتی به حضرت مریم توی قهوه خانه اتاق ندادن .مسیح متولد شد
No comments yet. Be the first to leave one.