The first 180 lines.
!هوی، جدی نمیگی
... هرچند
به عنوان یکی از اعضای انجمن ، حس دیگه ای دارم
!باید حتما استادمونو نجات بدیم
پس فقط اعضایی که توی این اتاق هستن توی ماموریت شرکت میکنن
یه تیم کوچیک بهتره
... ما به آلوارز نفوذ میکنیم
... استادمونو نجات میدیم ...
و بعدش فرار می کنیم ...
این یه نبرد نیستش
یه ماموریته نفوذ و نجاته
تا موقعی که نیاز نشه به هیچ عنوان نمیجنگیم
متوجه شدی ، ناتسو؟
آ - آره
!ما بابابزرگو نجات میدیم
مهم نيست که چقدر، چقدر از همديگه دوريم
بايد باور داشته باشي
...پس،خواهش ميکنم،بسه،گريه نکن،نگاه کن
و بيا باهم به جلو پيش بريم....
چرا پايينو نگاه ميکني
وبه اشکهايي که ريختي نگاه ميکني؟
حتي اگه امروزت بد بود
هميشه ميتونيم به فردا ايمان داشته باشيم
کسي هست که ميتونه بهم برسه
و باهام بخنده
قدرت جديدي بهم بده
هموني که ميدونيم ميتونه دنيا رو عوض کنه
مهم نيست که چقدر، چقدر از همديگه دوريم
بايد باور داشته باشي
همه چي براي توئه ،براي تو
نور خوشيد پس از شب بهمون ميتابه
ديگه از هيچي نميترسم
ميخوام روياهامو به واقعيت تبديل کنم
...پس،خواهش ميکنم،بسه،گريه نکن،نگاه کن
و بيا باهم به جلو پيش بريم....
همم ... تشریفات اداری تنظیم شده
ارزا-دونو استاد انجمن شماست، هوم ...
چه انتخابی خوبی
!حالا فیری تیل به طور رسمی برگشته
دقیقا
بنابراین جای امیدواریه که ماکاروف-دونو هم زود ظاهر بشه
درسته ...
باید اعتراف کنم، تو کارای اینچنینی رو خوب انجام میدی
برای شورا دردناکه که تو رو از دست میده
متاسفم
وارود-ساما این برا شما خبر خوبیه
هممم ... اولش فکر کردم رفتنشون یه شوخی بوده
حالا اگه بتونیم نقشه ی مست رو برای نجات ماکاروف عملی کنیم ...
وارود-ساما! آبو دارین خطا میریزین!
هممم؟
نه این ادرارمه
شوخی کردم
هی هی، گرفتی مارو پیرمرد؟
تا کی میخوای به بازی احمقانت ادامه بدی، هان؟
وُلفهِیم-ساما! نمیدونستم شمام اینجایین!
واو! ایشون یکی از 4امپراتور ایشگاره ...
اوه ولفهیم. اسمت همیشه ی خدا عجیبه
شوخی کردم
هوی، گوش کن!
کشمکش بین قارّه ی ما و آلوارز داره تشدید میشه،
اما هنوز تو داری به گلها آب میدی!؟
لطفا تمومش کنین، ولفهیم-ساما!
کافیه
ما دیگه جادوگرای خانه به دوش نیستیم
حالا دیگه اعضای شوراییم،
باید رفتارمونم به نوعی مثل جادوگرا باشه
سه تا از 4امپراتور ایشگار تو یه اتاق با منن ...
کشمکشها حقیقتا داره زیاد میشه،
اما مسئولیت ما به ثبات رسوندن این وضعیته
،اگه مجبور بشیم بجنگیم قطعا شکست میخوریم
کل سرزمینمون که در صلح و آرامش بود ازهم میپاشه
آلوارز واقعا قدرتمنده؟
ما گاد سِرِنا رو کنارمون داریم
مثل ما، گاد سرنا جادوگر شوراست
و دهمین رتبه ی جادوگر مقدسه
به طور خلاصه، اون قدرتمندترین جادوگر در قارّه بود
فکرشو بکنین که ... چرا گاد سرنا الان با شورا نیست؟
چی شد؟ چرا همه اینقدر ساکتن؟
اتفاق وحشتناکی براش افتاده!؟
اون این سرزمینو رها کرده
به آلاکیتاشیا رفت و به امپراتوری پیوست
--چی!؟ --این امکان نداره!
امپراتور اسپیریگان با 12سپر دفاع میکنه:
"12اسپیریگان"
و گاد سرنا الان یکی از اوناست
12سپر؟ صبرکن ...!
درسته. 11تای دیگه در حدّ قویترین جادوگر ایشگارن
این امپراتوری آلوارزه!
"قانون فضا"
نـ - نمی شد با ... این نریم؟
فکر میکردی چطوری میریم اونجا؟
ببین، مست نمیتونی هممونو فر بدی اونجا؟
نمیتونم این راه دور رو تله پورت کنم
وندی ... افسون شفابخشی رو بزن روم ...
وندی!
متاسفم ... وسایل نقلیه حال منم دیگه بد میکنن ...
حالت خوبه!؟
وندی نمیتونه هروقت که اینطوری میشه از جادوی تُرویا استفاده کنه
ماهی میخوای؟
کاریش نمیشه کرد. میبرم به تختشون
تموم شد
لباسات کجا رفت!؟
--سؤال خوبیه --وایسا! از من دور بمون!
--لوسی! --بس کن!
موضوع چیه، ارزا؟
یا باید بگم "استاد"؟
"ارزا" کافیه
استاد ششم انجمن رو رها کرد تا ما رو امن نگه داره
در همون زمان، داشت لومن هیستوآر رو از دشمن محافظت میکرد
این زیادیه، درک میکنم
اما حالا که نمیدونم لومن هیستوآر چیه،
سردر نمیارم چرا چنین اقدامات شدیدی واجب بود
هرچی هست واضحه که این چیزی شبیه یه اسحه ست
ما شنیدیم که بابابزرگ تقریبا برای متوقف کردن صورتها تقریبا فعالش کرده بود
آره، اما اون گفت شجاعت استفاده از اونو نداشته
داری میگی تقریبا فعالش کرد،
یعنی تمام اون صورتها رو میتونست متوقف کنه؟
شگفت آوره ...
بزرگترین راز اینه که چرا بدن استاد اولمون اونجاست
اون زنده ست، یا مُرده؟
و این دقیقا چیه که میخواد ما بفهمیم؟
چیزای زیادی وجود داره که نمیدونیم
اما مطمئنم که بعد از نجات استادمون، جوابشو تمامشو میفهمیم
چقدر مونده تا به آلوارز برسیم؟
حدودا 10 روز با قایق بادبانی تا آلاکیتاشیا،
یه ذره هم تا رسیدن به پایتخت
استاد ...
میفهمم چه حسی داری اما نمیتونیم عجول باشیم
اول، توی کاراکول توقف میکنیم
تا آذوقه تهیه کنیم
یه شهر که نام یه گیاه یا یه گل نداره ...
آره، اونجا خارج از قلمرو فیوره ست
واقعا وقت برا هدر دادن داریم؟
من فقط گفتم عجول نباش
این یه مأمورین نفوذه تدارکات کامل خیلی مهمه
منظورت چیه؟
توی کاراکول با نماینده ی جاسوسیمون قرار ملاقات داریم
اونا به ما میگن چطور میتونیم دزدکی به امپراتوری بریم
مطمئنی لاکسوس این همه راهو اومده اینجا؟
با توجه به هوش تیزم، چاپلوساشم همراهشن
لژیون رعد؟
اوه، لطفا همراه ما بیا برا پیدا کردن اواگرین بیا
چطوری توی این تیم گیرافتادم؟
این تقصیر تو نیست. تیم گری فعلا بدون ما رفتن
با اینحال، این واقعا برای ما لازمه توی همچین تیمی جدا باشیم؟
اونا تو مأموریت نفوذ هستن، درسته؟
پس اونا انتخاب درستی کردن
هرچی نباشه، ما در مقابل اونا در یه جنگ شانسی نداریم
شانس پیروز شدنمون 0 درصده
و من شک دارم مأموریت نفوذ از این یکی بهتر باشه
احتمال هر دو گزینه نزدیک صفره
بهمین دلیل در تیمای جداگونه عمل میکنیم ...
تا همش یه ذره احتمال زیاد بشه، درسته؟
این یعنی من دنبالتون نیام!
ها؟
اگه خیلی کوچیک بودی فقط میذاشتمت توی کیفم
اوه فراموشت کردم، معذرت، معذرت!
احمق! احمق! احمق! احمق!
دارن عشق بازی میکنن
اگه احساس تنهایی میکنی منم میتونم همکلامت بشما!
نه من خوبم ...
اما واقعا، بچه ها، دشمنمون اینبار بشدت خطرناکه
مهم نیست چی، حتی فکر جنگیدن با اونا رو نکنین!
اوناهاش، جزیره ی کاراکوله
خیله خب، آماده ی خروج باشین
صبرکن!
این کشتی ها چی هستن؟
کشتی های نظامی آلوارز!؟
اونا اینجا چیکار میکنن؟
کاراکول جزو قلمرو نظامی آلوارز نیست!
اونا دارن به نوعی بندرگاهو بازرسی میکنن
ما حتی الان نمیتونیم نزدیک جزیره بشیم!
انگاری دارن دنبال دوست جاسوسمون میگردن ...
گرچه، بنظرمیاد که جاسوسه رو گرفتار کردن ...
ها؟
شماها میتونین صدای به این دوری رو بشنوین!؟
فقط یه کمی ...
چیکار کنیم؟
باید قبل از اینکه بگیرنش با رابطمون تماس بگیریم
بندرگاه موقتا بسته ست!
No comments yet. Be the first to leave one.