The first 186 lines.
هی، احیاناً نمیدونی جلسهی شورای معلمان کجاست؟
آره، آره، این طرفه. دنبالم بیا
اوه، مرسی - خواهش -
،هفتهی پیش کلیدهای کلاسم رو تحویل گرفتم
ولی هنوز خیلی با فضای مدرسه آشنا نشدم
آره، این احساس رو یادمه
.من کاترین سندرز هستم .معلمِ زبان فرانسویم
کلر ویلسون. زبان انگلیسی
اوه، از آشنایی باهات خوشوقتم - همچنین -
قبلاً کجا تدریس میکردی؟
تو مدرسهی راهنمایی ریورتون بودم
اوه. پس ترفیع گرفتی
آره
خب، از اینکه اینجام و میتونم با بقیه آشنا شم هیجانزدهام
.خیلی خب، صبح بخیر، عزیزان .خوش برگشتید
سعی میکنم در حد امکان مختصر و مفید حرف بزنم
امسال چندتا معلمِ تازه وارد داریم
بیاید همگی به خانم کلر ویلسون خوشامد بگیم
معلمِ جدید زبان انگلیسیمون - سلام، کلر -
سلام، کلر
کلر - خوش اومدی -
!خدای من
و آقای چارلز هیل معلمِ جدید تاریخ هستن
باید یه وقتی بریم یه نوشیدنی بخوریم
تمام اطلاعاتِ خوب رو بهت میدم
خیلی هم خوشحال میشم
ای کاش مجبور نبودی به این سفر بری
میدونی. حالم از سفر کردن به هم میخوره
و تو داری تخمک گذاری میکنی
آره، ولی میتونیم ماه بعد دوباره امتحان کنیم
گرچه تو اینستاگرام نوشته بود
ما تنها آدمهایی هستیم که تو دههی چهارم زندگیمون بچه و سگ نداریم
هی، فکر میکردم قرار گذاشتیم تو تخت گوشی نیاریم
آره. ببخشید
یه چیزی در مورد روزت بهم بگو
آره؟
یه چیزی در مورد روزم؟
آره - خیلی خب -
خیلی خب
یه رُژ لب تو سوپر مارکت دیدم
شاید دزدیده باشمش
چرا؟
نمیدونم
،فقط
من در طول سال کلی پول تو اون مغازه خرج کردم
فقط، هرچی
یه رُژ لب؟ چیزِ مهمی نیست
خب، کلر، این یه ذره عجیبه
خب، قرار نیست دوباره انجامش بدم
احمقانه بود. از دستم عصبانی هستی؟
نمیدونستم با یه بزهکار ازدواج کردم
خدای من. نباید بهت میگفتم
تو مدام من رو حیرت زده میکنی
شب بخیر
آره، شب بخیر
!سال آخریها! سال آخریها! سال آخریها
سلام - سلام -
اونا همیشه این کارو میکنن؟
آره، کارِ هر سالشونه
سرِ ناهار میبینمت؟ - آره -
!سال آخریها! سال آخریها! سال آخریها
سلام، بچهها
من خانم ویلسون هستم
من معلمِ جدید انگلیسی پیشرفتهتون هستم
لعنتی
شماها سالِ آخری هستید
،که واسه همین
،قبل از این که کارِ دیگهای بکنیم شعری از دیلن تامس میخونیم
اون شگفت انگیزه
و حرفهای قشنگی در مورد بزرگ شدن میزنه
آثارش در مورد تلاش
و ارزشِ رنج کشیدنه
،در مورد جنگیدن با سرنوشته
...که شاید غیرمنطقی به نظر بیاد
،جنگیدن با چیزی که اجتناب ناپذیره
که شاید واسه همین خیلی دوستش دارم
،آرام و مطیعانه تسلیم آن شبِ نیک نشوید»
تجربهی کهنسالی باید در لحظاتِ پایانی عمر شعله بکشید و بـغُرد
در مقابل مرگِ نور حیات خشمگین شوید
گرچه مردانِ عاقل در پایان عمرشان ...میدانند تاریکیِ مرگ حق است
!برید
چون کلامشانِ هیچ اثرِ ماندگاری نداشته
آنان آرام و مطیعانه در آن شبِ نیک تسلیم نمیشوند
!بریم. بزنید بریم لعنتیها
،مردانِ خوب، در لحظهی وداع با دنیا
چه شورمند میگریند
که اعمالِ ناچیزشان میتوانست به سانِ دریایی آبی بدرخشد
در مقابل مرگِ نور حیات خشمگین شوید
،مردانِ سرکشی که عمر به سبُکسری گذراندند
و خیلی دیر پی بردند که چه روزهایی به بطالت گذراندند
«آرام و مطیعانه تسلیم آن شبِ نیک نشوید
!ایول
،مردانِ موقر در شُرف مرگ
که با چشمانی ضعیف میبینند
این چشمانِ ضعیف هم میتوانستند «مثلِ شهاب بدرخشند و شاد باشند
!سال آخریها - !ایول، بچهها -
«در مقابل مرگِ نور حیات خشمگین شوید»
آقای کاستیو - سلام، اریک، از دیدنت خوشحالم -
اشکالی نداره بشینم؟
نه اصلاً، بفرما داخل
ممنون
تابستونت چطور بود؟ - خیلی خوب بود، میدونید؟ -
،بیشترش رو همینجا موندم
یکم فوتبال بازی کردم
مثل همیشه - چیزِ عجیبی نیست، خوبه -
واسه امسال آماده میشی؟ - آره، آره -
هی، شنیدم کاپیتانِ تیم شدی
آره
خب، بعد از فصلِ قبل تعجبی نداره
امسال اوضاعِ تیم خوبه
عالیه. خب جریان چیه؟ - ...آه -
خب، یه سؤالی در مورد
بورسیهی تحصیلی تراویس کانتی داشتم
.یه لحظه بهم فرصت بده .بذار پیداش کنم
میدونم تا دسامبر مهلتِ ثبت نامش نمیشه
فقط سعی داشتم یکم جلو بیوفتم، میدونید؟
تصمیمِ خوبیه
خیلی خب، و اینم از این
خیلی خب «درخواستهای دانشآموزانی
پذیرفته میشود که قصد دارن «در محیط درمانی کار کنن
غیره، غیره، غیره
و همچنین باید یه کار پیدا کنی
همزمان با گذروندنِ کلی دوره
هنوز تو رستوران کار میکنی؟ - بله، آقا -
در طول سال به کار ادامه میدی؟
بله - پس از این نظر مشکلی برات پیش نمیاد -
خیلی خب، بذار اینجا رو ببینیم
به نظر میاد از جنبهی پیشپزشکی گزینهی مناسبی هستی
و دوست دارن دانشآموزهاشون ورزشکار باشن
ولی باید تو آزمونِ اسایتی حداقل نمرهی 1250 بگیری
تونستی این نمره رو بگیری؟
نه هنوز
خب پس، توصیه میکنم بری سراغ درس خوندن، آقای واکر
حتماً
اوه، یالا. یالا، رفیق
میشه یکم دل به کار بدی؟
هی، رفیق، اون کیه؟
اوه، آره
.آره، اون خانم ویلسونه .آره، معلمِ جدیده
انگلیسیِ پیشرفته تدریس میکنه
اون معلمتونه؟ - آره -
اون جذابتر از اینه که معلم باشه
خوبه
کلی تکلیف بهمون داده
اونم روزِ اول مدرسه
پس نمیدونم. هنوز نمیشه در موردش قضاوت کرد
پسر، باور کن اون میتونه بهم بگه هر کاری دلش میخواد براش بکنم
هی، شماها چیزِ دیگهای نمیخواید؟
راحتیم ماریا. مرسی
ممنون ماریا - قابلی نداشت -
یکم سویا، لطفاً؟
سویا، آره. بگیر سویا
مرسی
هی، آلیسون خیلی جذاب شده، پسر
آره، بدک نیست - بدک نیست؟ -
آره، بدک نیست - واقعاً؟ -
قطعاً وقتی باهم بودید انقدر جذاب نبود
شنیدم که آلیسون
و اون پسره که تو مدرسهی دیگه بود بهم زدن
آره، معلومه که بهم زدن
اون خیلی رو مُخه
همیشه در مورد بحرانِ اقلیمی یا چی وِر میزنه
اگه انقدر نگرانی گمشو برو کانادا دیگه
اوه، لعنتی
چیه؟
،خیلی خب، ببخشید رفیق ...ولی خواهرت کِی انقدر
!حرفش رو نزن، لوگان
خدای من، رفیق - چرا؟ -
هر دختری خواهرِ یه نفره دیگه
شوخیت گرفه؟ این چیه؟
تو فالوش کردی؟ - رفیق -
اون دخترها تازه 12 سالشونه - اون 14 سالشه، رفیق -
...تو که بهت میخوره 30 ساله باشی، پس
!وای
هی، میشه یکیتون من رو برسونه سرِ کارم؟
کِی میخوای ماشینِ خودت رو بخری؟
خفه خون بگیر و من رو برسون
میشه گوشیم رو پس بدی
خدای من، تو همه چی رو خیلی جدی میگیری
بهتره جدی نباشی - خب، اون خوشگله -
...خدای من - !من جلو میشینم -
:مت پروازم کنسل شد. امشب نمیام خونه باید واسه جشن گرفتنِ روز اول مدرسه بری بیرون
وای نه! باشه. دوستت دارم
خب، باشه، پنج دقیقه بهم مهلت بدید
هی رفیق، میتونی چندتا میلکشیکی کوفتی واسهمون جور کنی بخوریم؟
رفیق، واقعاً؟ - چیه؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.