The first 200 lines.
میخوام یه کاری برام بکنی
...فقط
باید عقب و جلو بری
تا من بتونم ببینمت
...اینکه گفتی نگاه کردن به کسی رو دوست داری
...نکنه منظورت
من؟
نمیتونم دقیق بگم این احساسات چیه
...ولی
بهت احتیاج دارم
میشه بمونی؟
لطفا بمون
ترجمه و زیرنویس .:.:(baharf2) و فرزانه (Aurora) سپیده:.:.
من باید بمونم
خب که چی؟ چرا داری غرش رو به من میزنی؟
هی. پنج دقیقه دیگه بهت زنگ میزنم
کجا داری میری؟
من باید برم- آخه ببین چطوری لباس پوشیدی-
راست میگی. الان نه
هی. به خودت بیا
هی. تازگیا دخترا عین دیوونه ها دارن مخم رو میزنن
همین الان یه همکاری دارم که همه میگن خیلی خوشگله
هر وقت مست میشه بهم زنگ میزنه و مثل دیوونه ها باهام لاس میزنه
چرا تازگیا هی از این جور اتفاقات واسم میفته؟
تو دانشگاه هیچکی دوستم نداشت
درسته
خیلی آزار دهنده ست
باید جواب اینو بدم یا نه؟
مگه نمیگی همکارته، پس جوابش رو بده
اگه بعدا اتفاقی افتاد، همش تقصیر توئه ها
پس جوابش رو نده
کی بود که مجبور شدی پاشی بری بیرون؟
...خب...چیزه
سو وو مثل دخترهای دیوونه داشت می دوید
من جلوش رو گرفتم و فرستادمش خونه
نصفه شبی چش شده؟
من باید به خاطر اون بمونم
چطوری اینکارو بکنم؟
سو وو
!سو وو
!هان سو وو
!سو وو
اون جو
بذار ببینم
بیا اینجا
فکرای احمقانه به سرت نزنه
منظورت چیه؟
شنیدم مثل دختر دیوونه ها داشتی این اطراف می دویدی
نمی دویدم
دوباره اینقدر نسنجیده کاری رو نکن
چی؟
نمی کنم بابا. بی خیال
همیشه اینموقع سال دلشوره می گیرم میگم نکنه یه وقت فکر خودکشی بزنه به سرت
اینطوری نیست بابا
فکرش حسابی ناراحتم میکنه
خوب حواست رو جمع کنا، فهمیدی؟
سو وو. یه سری جوون امروز
واسه عکس گرفتن و سفر اومده بودن اینجا
به نظر قشنگ میومد
تو هم باید قرار بذاری
نمی دونم وسیله های خودم کجان
میخواین واستون بیارمشون؟
نه، من میام پایین
B-3 سطح
من اومدم
C48 برین به
،میخوام اینو بشنوین
،مامان
پدر
کِی کارت تموم میشه؟
حالت خوبه که؟
همینطوری گفتم یه پیامی بهت بدم
"چطوری؟ به نظرت هوا خوب نیست؟"
خوشم میاد یه وقتایی همینجوری یه همچین پیام هایی بگیرم
حس میکنم یکی به فکرمه
من خوبم
،همین الان یه چیزیُ دیدم که نگاه کردن بهش رو دوست دارم
برای همین حال و احوالم عالیه
بیخودی امیدوار شدم
...دارم رو چیزی کار می کنم که همچین حسی بهت میده
"من باهات "می مونم
واسه همینه که همینجوری بهت پیام دادم
الان چیزی لازم نداری؟
،معمولا وقتی تو استودیویی سرت رو میذاری رو میز
شاید بالش بخوای؟
یا شایدم دمپایی
مطمئنم یه چیزی لازم داری
چیزی نمیخوام
میدونی از رو عادت چی به مردم میگی
عادت؟
چیه؟
"میخوام اینو بشنون"
در رو باز بذار تا افراد بیشتری بتونن صداش رو بشنون
این آخرین آهنگیه که اینجا ضبط می کنیم
"میخوام اینو بشنون"
،میخوام اینو بشنوین
آقای کانگ
درمورد کنسرت خونگی، فکر کنم خیلی وقت پیش رزرو شده
یادتونه که؟- پاک یادم رفته بود-
منم همین فکرو میکردم
تمرین امروزه
اگه از پسش برنمیاین، باید زودتر بهشون اطلاع بدین
سون هو، گفته بودی قبلا باغبون بودی؟
بله، و هنوزم هستم
چطوری گیاه ها رو دور میریزی؟
چرا میخوای دور بریزیشون؟
چون مُردن- که اینطور-
میشه عکسشون رو برام بفرستی؟
شرایطشون رو بررسی میکنم
ای بابا
هیچ کدومشون نمردن
مُردن
،اگه نمی تونی نگهشون داری
میشه بفرستیشون مزرعه من؟
تو بالکنن؟- آره-
اوکالیپتوسِ نیست
همونی که اوندفعه واسه خانومتون خریدین
...اوکالیپتوس
میشه یه بار دیگه بگی چه شکلیه؟
ما هم یه دونه عین این تو استودیو داریم
سو وو کادو گرفته
،بهش توجه نشده بود و نزدیک بود بمیره
ولی من نجاتش دادم. صبر کن
...کی
اون رو به سو وو داده؟
ازش نپرسیدم
...جیسو رفته به استودیو
و اون گیاه رو داده به هان سو وو
بین اون دو تا چی بوده؟
هوا خیلی قشنگه
ازش متنفرم
...اون
این گیاه رو انداخته دور
میخوام اینو بشنوین
...همونطور که می بینین، ساختمون ها طوری سوختن
که انگار بمباران شدن
میخوای با من بیای بریم خونه تون؟
نه
نمیخوام برم
فکر نکنم بتونم
مثل شرح حال گرفتن میمونه؟
فرق داره
میتونی خیلی تصادفی تر سوال بپرسی
همین الان میتونم نقطه واکنشش رو پیدا کنم
منتظر بمونین
خانوم کیم مین جونگ
...میدونم اگه درمورد دخترتون حرف بزنم
همین الان واکنش نشون میدین
الان کجایی؟
گفتی کجا؟
اینجا جاییه که من باید به خاطر تو بمونم
اینکه پاشدی تا ترمینال رفتی پیشرفت خیلی خوبیه
گفتی از اونموقع تا حالا نرفتی
درسته
میتونم باهات بیام
نه
...واسه مامانم غلو کردم
و گفتم چیزی که خودم ضبط کردم رو واست میارم
،همیشه بهم میگفت وقتی یه روزی اینکارو بکنی
1000بار بهش گوش میدم
،به محض اینکه هدیه ام آماده بشه
تصمیم میگیرم که برم یا نرم
چیزایی که ضبط کردی رو بده من گوش بدم
بهترینش رو برات انتخاب میکنم
اگه گوش بدی میفهمی؟
حسابی شوکه میشی
...این یکی
برامس
"...سلو سوناتا"
"شماره دو"
بعدی- ...بعدیش-
خیلی خوب نیست
،اون یه پیانیست فوق العاده ست
ولی این روزا تو دوران رکودشه
اینو هم تو همین دوران نواخته. فهمیدی؟
پس چاره ای ندارم
باید مهارت هامو نشونت بدم
ساز میزنی؟
مامانم معلم پیانو بود
پس یادت داده
،بهش میگفتم که شنیدنش رو دوست دارم ولی از پیانو زدن بدم میاد
واسه همینم بهم یاد نداد
فقط با نگاه کردن یه کمی یاد گرفتم، همین
فقط بشین و تماشا کن
دفعه بعدی با وسیله های ضبطم میام
نمی تونم صبر کنم
،هم به نظر میاد که کم خوابیدی
هم اینطور به نظر نمیاد
به محض اینکه همه چی حل بشه
می تونی بخوابی
بدنت واست سیگنال میفرسته
"همه چی دیگه روبراهه. چیزای پیچیده دیگه تموم شد"
اونوقت خوابت می بره
از دست دادن کسی که کنارته
هر موقع تجربه اش کنی سخته
ولی اینکه کسی رو داری، پس یعنی یه روزی از دستشون میدی
و هر دفعه باید یه راهی واسه تحمل کردنش پیدا کنی
راه تو چی بود؟
،خب، برای من
من فقط کسی رو میخواستم که درکم کنه
No comments yet. Be the first to leave one.