The first 200 lines.
عالیجناب آنجلینا
:داستان و سناریو از پیرو تلینی، سوسو سچی دامیکو، لوئیجی زامپا و آنـا مـانـیانـی
کارگردان : لوئیجی زامـپـا
همین دیروز 200 لیره بهت دادم
همون دیروز هم خوردیمش، یادت رفت؟
امروز چندمه؟ - !چهاردهم، میخوای باقیش رو بپری؟ -
یه مساعده دیگه میتونم بگیرم ولی درجا نمیدنش
واسه امروز 60 لیره داریم با چند تا کوپن ماکارونی
از چزیرا هم یهکم نفت قرض میکنم
امیدوارم فردا آنتونیو پول شلوارایی که دوختم رو بده
مُزد 2 ماه کفافِ یه ماه رو نمیده
پس حکمتش چیه که باید هر روز غذا بخوریم؟
!من میگم چرا باید غذا رو بخریم؟
واسه معاش باید کار کنی - ولی دستمزد کافی نیست -
دستمزد همینه که هست - پاسکواله باید یه کاری بکنیم -
بچهها با فکر و خیال بزرگ نمیشن
حداقل زندگیمون شرافتمندانهست - هیچ شرافتی تو این زندگی نیست -
اینجا فقط شرافتمندانه میمیریم
!مونده بودیم این بیدارمون کنه
!مهمونی شروع شد
تو بخواب، فدات شم
!آدریانا! لیبرو پاشید دیر شده
... بذار بخوابیم - الان هم دیر شده -
بذار یکم دیگه بخوابم - !نخیر، بلند شو، جُم بخور -
باید برید ماکارونی بگیرید هر چی زودتر برید بهتره
اینا چی میخوان؟
روزنامه نگارن
چند نفر اینجا زندگی میکنند؟ - یازده نفریم -
شوهرتون چه کارهست؟ - سپور شهرداریه -
شوهرم بیکاره خودمم 3 ماهه بیکارم
چارتا نونخور دارم اینا رو تو روزنامهت بنویس
!بله حق با شماست. جیاکوماتسی
فقط یه مستراح دارن. واسه همه ساکنان این محله !مایه خجالته
حداقل میتونیم یه اعتراضی بکنیم - در هم نداره، افتضاحه -
راسته که میخوان برامون حموم بسازن؟ - !از کجا بدونه؟ این روزنامه نگاره -
قرار بود برامون خونههای مجهز بسازن اونا رو میبینی؟
خونههای همگانیان؟ - نه بابا، به ما که نمیرسن -
آقای کالیستو گفته بود یه تعاونی درست میکنه ولی خبری ازش نیست
حالا واسه «آقایون» خونه ساخته ما هم اینجا کپیدیم
زمستون که بارون میاد با قایق میایم بیرون
اینو تو روزنامهت بنویس
!یالا ... یهکم زور بزن
.بعضیا هنوز نظافت رو فراموش نکردهن !جیاکوماتسی
از اینا بنداز
... برو داخل
!این چه رفتاریه - !یه عکس گرفتیم -
،کار درستی کرد !ما که آرتیست نیستیم
... فقط میخواد عکس بگیره - !از پشت کوه اومدیم؟ -
،چیزی واسه عکاسی وجود نداره ،آرتیست سینما بینمون نیست
!مشتی بدبخت بیچارهایم، حالیته به جای این ماشین پاشینا
،برو پول بیار تا یه دستی به سر و وضعمون بزنیم
خوب گفتم؟ - بیا بریم -
باور کن این روزنامهنگارا واسه تفریح میان اینجا
،میان واسه گردش ... واسه ماجراجویی، کنجکاوی
همه جا سرک میکشن
تا یه عکس خوشگل چاپ کنن و زیرش بنویسن
این آنجلیناست» !ببینید چقد زیبا و چقد فقیره
،بچهها رو از کثافت نمیشه تشخیص داد فرزند هفتم خانواده
توی 2 اتاق میخوابن ،یه پاپاسی ندارن
«واسه تَهبندی ناخن پا میخورن
!چه دلخوشکنکی !واقعاً دلت سبک میشه
حداقل به یه دردی میخورن
میفهمی که تا آخر عمر محکوم به فلاکتی
یه خرده عجله کن خواهشاً !تو هم جلو شکمت رو بگیر
اصلاً سیرمونی نداری، ها؟ !ول کن این نون رو
،برو ماکارونی بگیر بیا اینم کوپنها
زیاد بپوش، هوا سرده !لفتش هم نده مدرسهت دیر میشه
!یالا دیرم شد فقط گرد و خاکش رو بگیر
تمومش کن بهش بده - بابا، امروز کی رو میگیری؟ -
،شب برات تعریف میکنم حالا برو رَد کارت
هوی! تو نمیخوای پا شی؟
گاراژ سَر ظهر باز میشه - بهرحال باید پا شی، ساعت هشته -
!آخه کاری ندارم - برو یه قدمی بزن -
نمیخوام وقتی میرم اداره تو خواب باشی
!وقتی هستی که نمیشه خوابید !همهش صدات بلنده
بذار یه چرت بخوابم - گاراژ چی؟ -
گفتم که الان زوده
!میشنوی چی میگه؟ - بلند شو لیبرو، لنگ ظهره -
گناه من چیه که گاراژ دیرتر از کارِ این باز میشه؟
بلندش میکنی یا نه؟ - !پا شو دیگه -
میخوام ببینم یهذره بیشتر بخوابم !چقد بدبختتر میشیم
هوی! با مادرت مثِ آدم حرف بزن - ولش کن -
یه روز واسهشون میمیری یه روز میخوای سر به تنشون نباشه
بهتره برم و چیزی نبینم - بابایی، وایسا منم بات میام -
زود برگرد وگرنه ماکارونی داغ رو از دست میدی
!بالاخره میشه یه چرتی بزنیم، مرسی مامان
چی شد؟ - ... چن تا آبدارش رو میخوری -
!اگه نخوای راس 8 بیدار شی
!و یاد بگیر که به پدرِ بیچارهت احترام بذاری
... خوشگل مامان! بیا
مامان ماکارونی ندادن
یعنی چی ندادن؟ - چون ندارن، هنوز نیومده -
وول نخور یه لحظه! یعنی چی نیومده؟ - نمیدونم -
دیروز که بندیتو گفت حتماً فردا میرسه
من چیزی نمیدونم گفتن هیچی براشون نیومده
تو روزنامه که نوشته بودن سه روز پیش توزیع انجام شده
!لیبرو، پا شو ببینم ژاکت و شالم رو وردار بیار
چه کاری از دستت برمیاد آنجلینا؟ بندیتو هر کاری بخواد میکنه
!برید سر وقت آقای بندیتو
،کوپنها رو بده من بریم ببینیم چی میشه، نمیشه که دست رو دست بذاریم
منم بات میام، آنجلینا یارو خیلی قالتاقه
یالا جونم، زود باش
آقای بندیتو چرا ماکارونی رو بهمون نمیدی؟
چونکه ندارم - همه جا که توزیع شده -
خواهر شوهرم دیروز گرفته - منم فردا میدم -
!یعنی برات رسیده؟ - بله خانم رسیده -
پس اگه برات اومده چرا بهمون نمیدی؟
چون دیروز بارون بود و نشد از انبار بیارمشون بیرون
امروز میرم میارم و فردا به دستتون میرسه
آخه من 5 تا بچه دارم
نمیتونم بگم وقتی بارون میاد از غذا خبری نیست
خانم آنجلینا به خاطر 5 تا بچه باید سر شوهرت غر بزنی
لطف کن برو غذای ما رو بیار ما اینجا منتظر میمونیم
!به چشم! دکون رو دربست در اختیارت بذارم
هفتصد لیره خانم - !واسه «بازار سیاه» که وقت داری -
صاحب این دکون منم هر کار صلاح بدونم میکنم
شوهرم 60 لیره برام گذاشته از بازار سیاه چی به من میرسه؟
عجالتاً ربع کیلو کلم - !نه بابا -
پس شکم 5 تا بچه رو !با ربع کیلو کلم سیر کنم؟
مشکل خودته - نخیر! مشکل از توئه -
تو هم عیالواری، ولی شوهر من !زیرجلی از «بازار سیاه» نون درنمیاره
باید با دستمزد سَر کنه
حالا برو ماکارونی رو بیار - نه آنجلینا جایی نمیرم -
!همین حالا میری - !نخیر، نمیرم، هیچی هم بهتون نمیدم -
بفرمایید بیرون مانع کسب من نشید
بچههام رو چطور سیر کنم وقتی ماکارونی نمیاری؟
دارم آبروداری میکنم - !برات خوبه، بکن -
!بی چشم و رو - !اوضاع رو بدتر نکن -
!بدتر؟! بدتر واسه کی؟ !بدتر واسه خودت
:هر روز همین بساطه ... فردا، فردا، فردا و این
هر روز چاقتر میشه ما گرسنهتر - !خیلی زر میزنی -
حواست به رفتارت باشه !مرتیکه بیوجدان
من به این راحتی از حقم نمیگذرم
هر کی بیحیاتره زندگی به کامش خوشتره
،امروز بی ماکارونی نمیرم خونه جلوی این کوتاه نمیام
حالا نشونش میدیم
!بیاید دخترا - چه خبرتونه؟ -
اومدیم ماکارونی ببریم میدونیم دستتون رسیده
!بندیتو بهمون گفت - برید بیرون وگرنه پلیس خبر میکنم -
!هر غلطی میخوای بکن
!آدریانا بجنب، ماکارونی میدن
الو؟ الو؟ آقای بندیتو؟
!انبار رو غارت کردن - به پلیس زنگ بزن -
چی شده بندیتو؟ - !چیزی نیست -
چشمت به دکون باشه
منم ماکارونی میخوام
میندازمت زندان - !تو باید بری زندون -
!سلطان بازار سیاه !حروم خور
به خاک سیاه نشستم !همه چیزو بردن
!باید همهشون رو بگیرید جناب سروان
میخوام تحت مراقبت باشم و خسارتم جبران بشه
کی رو باید بگیرم؟ - خانم آنجلینا یکیشونه -
اون بود که باقی زنا رو تحریک کرد
خبر نداره چه خسارتی بهم زدن
پیشخون داغون شده شیشهها رو شکستهن
دو عدل ماکارونی سفید دزدیدن
سه عدل شکر - !سه عدل؟ -
دو عدل هم آرد 2 صفر و یه عدل نون سفید
!تو چطور اینهمه جنس داشتی؟
!اینهمه جنس !کاملاً مطابق تقاضای مشتریه
ارزش ذاتیشون اونقدرا نیست، هست؟ - نه نیست، راست میگه -
به هر حال باید توی شکایت ذکر بشه
!فدای سرت ... خدا میدونه زنا چقد گشنه بودن
منم وقت شکایت ندارم - ... نه، نه -
... بهتره همینجا بمونی و لیست رو کامل کنی
کلِ دارایی مسروقهت - جان؟ ... اجباریه؟ -
!بله مجبوری، تو شکایت کردی -
بندیتو زامپینیونی، متولدِ اورسته
عجب عکس با کلاسی ازت انداختن
!از سینما میان دنبالت - !بسه دیگه -
دفعه بعد با لباس پلوخوری برو جلوشون
!آنجلینا - !اومدم -
آنجلینا - چه خبره؟ -
این غذا رو از تو داریم - !گفتم چی میخوای بگی -
بزن نوش جونت - ممنون، سلامتی همه -
بچهها میخوان تو رو جای رییس کمیسیون بذارن
وقتِ این کارا رو ندارم - !ای ولله، به سلامتی -
ملت زده به سرشون میخوان منو رییس کمیسیون کنن
!اشکالش چیه آنجلینا؟ از همه بهتر نطق میکنی
آدم حظ میکنه حرف که میزنی - !نعرههای تو بهتره -
!بدون نعرههای تو هیچ کاری نمیشه کرد، کارملا
حرفات از تَه دل در میاد - باید بیشتر حرف بزنی -
روزنامهها یهریز حرف میزنن ولی هیچ آبی ازشون گرم نمیشه
!چه جنگهای نرفتهای داریم برای برق، برای آب
آب آشامیدنیمون مزه عفونت میده
چون اینجا فقیرنشینه !نباید لولهکشی داشته باشه؟
!ماکارونی از دهن افتاد - !توالتها رو چی میگید که مایه آبروریزیه؟ -
در شأن حیوون هم نیستن - کلاً یه اتوبوس ساعت 2 میاد اینجا -
،چند کیلومتر دورتر از اینجا !واسه هر سفر چقدر باید خرج کنیم
چون فقیریم همه ازمون سوء استفاده میکنن - باید همینطور مبارزه کنیم -
آنجلینا نظرت درباره یه «زهر چشم» دیگه چیه؟
!به وقتش! به وقتش - !عجب بویی -
بشقابا رو بدین - بیاید ماکارونی رو بخوریم -
بابا، امشب ماکارونی سفید با سس داریم
!پاسکواله !بشین تا برات بکشم، بیا
انگار فهمیده - فهمیده؟ -
خوب چه کنم؟ من بچه دارم، بشقابت رو بده
!مواظب باش نریزیش !اون یکی هم بده
الان میخوری؟ - !نخیر -
!به جهنم خودمون میخوریم
No comments yet. Be the first to leave one.