Los iniciados

Los iniciados

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Los Iniciados 2023
Los Iniciados 2023 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
A Commentary by Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tags

webdl
Published on: 2024-10-20
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

پلیس

فرانک مولینا

حتی بارون هم نمی تونه جلوی اومدن کرکس ها رو بگیره

میتونم نگاهی بندازم؟

سخت نگیر آلماگرو

یا بهم اجازه ورود میدی و دربارش می نویسم یا میرم خونه

و درباره تو و اداره پلیس وحشتناک تون می نویسم

دو دقیقه

زوج جوان

در 30 سالگی

با آمبولانس تماس بگیر آلماگرو

قرار بود هر سه تامون بمیریم

الان خوشحالی؟

الان میتونی بری

میدونی که اونا بیش از حد مصرف کردند

حتی ارزش یک مقاله درباره اون روزنامه مزخرف رو نداره

اونا در اثر نوشیدن آب بارون سمی مردند

هیچ کس اونقدر احمق نیست که اینا رو بخوره

اونا از ایمان زیاد مردند

اون دختر زنده بود

اگه کارت رو به خوبی انجام میدادی می تونستی اونو نجات بدی

یالا ؛ محکمتر بزن

یالا

خانم ها و آقایون

مورد علاقه همه

بانوی قتل عام

بانو بانو

مقاومت در برابر مبارزه

بدون ترس

معرفی قهرمان شکست ناپذیر این فصل

بانوی شب

ملکه آشوب

باشه خانما ؛ بیاید یه نمایش عالی برگزار کنیم

بدون ضربه کم ؛ بدون خراش

بشکنش و گرنه میری بیرون

بشکن

هردو به جایگاه خودتون برگردید ؛ با شمارش من

خانم خانم

یالا

بلندشو ؛ مبارزه کن

این بانوی قتل عامه؟

چیکار می کنی؟ بهت گفته شد که باختی

خانم خانم

آغاز شده

بر کسی پوشیده نیست که ده سال گذشته برای ما چالش برانگیز ترین سال ها بوده

شهر شاهد تموم شدن تمام منابع طبیعی خودش بود

ما یکی پس از دیگری مردیم

نه تنها از تشنگی

بلکه بخاطر بیماری هایی که قرنها بود بهش مبتلا نشده بودیم

این باران اسیدی خیابون های ما رو سیل آسا می کنه و بدن های ما رو مسموم می کنه

مثل مرده ای که از تشنگی تو اقیانوسی پر از آب میمیره

که نمی تونه حتی یک قطره از اونو بخوره

کمبود آب واقعیه ؛ ما نمی تونیم انکارش کنیم

اما نباید قضاوت ما رو خدشه دار کنه

برای همین امروز مفتخرم که به شما

طرح توسعه کسباح رو معرفی کنم

پروژه ای که قصد داره این فضا رو متحول کنه

به سوی آینده ای که تا حالا تو این شهر دیده نشده

جناب شهردار ؛ آیا موافقت پدرتون رو برای این طرح در اختیار دارید؟

از زمان شروع نامزدی ؛ من یک رهبر مستقل بودم

ماشین سیاسی اون مستقل نیست

ممنونم

مبارزه دو ساعت پیش بود اگه اومدی تشویقم کنی دیر اومدی

تو نیازی به تشویق نداری

چیزی که نیاز داری یک بزرگسال مسئوله که آرایش هات رو پاک کنه

چطور تمام این مدت بدون من دووم آوردی؟ نمی دونم

چی شده؟

خانواده از مغازه هم رفتند

خونه خالیه باید اینو منتشر کنی

من باید اول با فرانک مولینا صحبت کنم همون روزنامه نگار مست؟

این برام خیلی اهمیت داره دوباره تکرارش نکن

تو در کاری که انجام میدی بهترین هستی

بیا بریم خونه همه چیز رو بهت میگم

نمی دونم تو خونه بخوابم یا نه قرارت امشب بود

فردا میتونم ببینمش نه ؛ خیلی منتظر بودم تا ببینمش

من تو رو می شناسم مونی به اینجا اومدی چون بهم نیاز داری

بیا بریم خونه دخترجون ؛ من حالم خوبه

خدانگهدار گوش کن ؛ اگه کسی بتونه این ماجرا رو درست کنه تو هستی

دوستت دارم من هم دوستت دارم

شیطون

همیشه

خوش آمدید

پاس

آقایون

من این یکی رو بردم

آره

قبوله

مولینا چه خبر؟

تو حتی روحت رو گرو گذاشتی

پاس

چیکار میکنی؟

منظورت چیه مولینا؟

به نظرت من احمقم؟

بازیکن خوبی باش یا بازی رو یاد بگیر

قراره چیکار کنی؟

آقای فرانک مولینا

مونیکا پریا

ساعت هاست که دنبالت می گردم

دفعه بعد موش ها رو دنبال کن تا منو پیدا میکنی

حالت چطوره مونی؟ من یک آپارتمان خریدم

روزنامه نگاری آزاد چطور پیش میره؟ خودت ببین

کسباح مقاومت می کنه

عنوانش رو دوست دارم

تو همیشه دعوا می کنی

تنها چیزی که تو این زندگی بلدم مبارزه است

برای اتفاقی که برای روزنامه ات افتاد متاسفم

اون مقاله برای من نبود حالا برای اونینک چورینول مینویسم

تو لایق جای بهتری هستی

برای چی به من نیاز داشتی؟

وقتی سر کلاس تو بودم

بهم گفتی مواردی هست که از روبرو شدن باهاش می ترسی

و اینا کسانی بودند که باید باهاشون روبرو می شدیم و هرگز بهشون پشت نکنیم

اون معلم دیگه وجود نداره مردم کسباح ناپدید میشند

...من داده ها ؛ شواهد

همونطور که گفتم ؛ چرا بهم نیاز داری؟

به یک روزنامه نگار نیاز دارم تا بهم کمک کنه بفهمم چه خبره

خودت اونو منتشر کن هرچقدر که دوست داری سروصدا کن

فرانک ؛ من فقط چند ساعت وقت میخوام

فردا

فردا صحبت می کنیم میدونی کجا منو پیدا کنی

هرگز فکر نمی کردم تو یک رینگ قرار بگیرم چرا؟

به خاطر پدرم

بعد از هر دعوا با بینی شکسته و صورت متورم به خونه میومد

مثل همین خونه بود ؛ میدونی؟

اون پتانسیل زیادی داشت

اما روحش پر از راز و تار عنکبوت بود

متعلق به خانواده من بود

سالهاست که خالی بود

من و برادرم اینجا مخفی می شدیم

انگار هنوز داری همین کار رو می کنی

من مخفی نمیشم گابی

من همینم ؛‌چیزی رو ازت مخفی نمی کنم

چی؟

به روحت خیره شدم

و چی دیدی؟

ترس

اما نه از تو

همه چیز جز من

وایسا

یک هدیه برات دارم

میدونی وقتی ظهر بعد از سکس جایزه میگیره چه حسی داره؟

اینطوری نیست من ماه هاست دارم روی این کار می کنم

اگه بهم اجازه بدم تو زندگیم این هدیه رو بهم بدی

همین یکی میشه؟

دوستش داری؟

خوشگله ؛ دوستش دارم

بپوشش

نه

بیا اینو برای مبارزه بعدی نگه داریم

کسباح مقاومت می کنه

زیبایی در خیابان هاست

گابی؟

گابی؟

چی شده؟ یه دختر از طبقه سوم پرید

چقدر طعنه آمیزه که تو جایی که بارون هرگز قطع نمیشه

نمی تونی آب بخوری ؛ چون سمیه

این خانواده می دونستند و می گفتند دیگه کافیه

ما مثل هواپیمای در حال سقوط هستیم و هیچ مسافری اینو باور نمی کنه

...لحظه ای که متوجه میشیم

اونقدر دیر میشه که شاهد برخورد بدنمون با پیاده رو هستیم

تنها قدرتی که برای ما باقی مونده حرکت سرکشانه ماست

اینه که یا از تشنگی بمیریم یا با نوشیدن آب سمی بمیریم

این چه کوفتیه مولینا؟

پنج صفحه چرند نوشتی ؛ حتی یک عکس هم نداره

ماه هاست که اینجا کار می کنی و هنوز کار گرافیکی انجام ندادی

هیچ حرکت بزرگی انجام ندادی من بهت دوربین دادم

یک بار دیگه میگم ؛ میدونی که من عکاس نیستم

پس چرا اونجا نشستی؟ من متوجه نمیشم

ببین ؛ این چیزیه که بهش نیاز دارم

حس گرایی ؛ نه اون مزخرفاتی که بهم دادی

مردم کنجکاوی بیمارگونه ای دارند

این چیه؟

دختر ترنس که از پنجره پرید ؛ نمی دونم

مولینا من یه چیزی بهت میگم که واضح بشیم

دیدی من چی میخوام؟

فرانک

فرانک

فرانک ؛ فرانک

آروم باش ؛ منم کارن

آروم باش

اینجا چیکار میکنی؟

نگرانت بودم گوشیت رو جواب نمیدادی

یک ساله که حرف نزدیم

خواهر و برادر میتونند همدیگه رو درک کنند

این بار حس ششمت شکست خورد

من خوبم

برای خماریت سوپ درست می کنم من گرسنه نیستم

چرا نمیزاری کمک کنم؟ چون به کمک نیازی ندارم

مخصوصا کمک تو

آخرین بار کی قرص هات رو خوردی؟

من اونا رو مصرف میکنم به طور مرتب قرص هام رو میخورم

تو به کمک نیاز داری فرانک ؛ کمک حرفه ای

نه فراموشش کن

تو دوقطبی هستی فرانک

من به بیمارستان دولتی برنمیگردم

این چیه؟

...نه ؛ این

دوستیه که خودکشی کرد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left