Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Seinfeld S08E21-Muffin Tops-DVDRip IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2014-05-05
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

. صبر کن ، بذار برم يـه روزنامـه بگيرم

... ببخشيد . مشکلي نيست

يـه دقيقـه مراقب کيف من باشين ؟ - . باشـه ، مشکلي نيست -

. بزن بريم - . خب من بايد مراقب اين کيف باشم -

تا کِي ؟ - . مطمئنم تا يـه ثانيـه ديگـه برميگرده -

. چـه چيزهاي جالبي - . بيخيال -

ببخشيد قربان . ميشـه يـه ثانيـه حواستون به اين کيف من باشـه ؟

... چرا ؟ کـه مثل يـه احمق اينجا وايستم

ندونم کـه تو اصلاً برميگردي يا نـه ؟

تو کجا داري ميري ؟ - . من ميرم با اون يارو دوست بشم -

لباسها نو هستن ؟ - . آره ، یـه خریدی کردم -

. يـه چندتا لباس نو خريدم

ميتونم منوي شما رو قرض بگيرم ؟

عجيبـه ، واسـه شلوار نو به ... طرز قابل ملاحظه‌اي ساييدگي

. توي قسمت لمبـه‌هاي شلوار ديده ميشـه

. صبر کن ببينم ، اين لباسها مال همون کيفـه

. يارو اصلاً پيداش نشد

ازت خواست مراقبشون باشي . نـه کـه اونها رو بپوشي

. هنوز هم مراقبشون هستم

. مثل يـه توريست شدي - . خيلي خب ، بذار يـه چيزي از تو بپرسم -

آدم کي از بابت موهاي داخل گوش احساس نگراني ميکنـه ؟

وقتي يـه صدايي شبيـه . خش خش ملايم بشنوه

. اين موهاي بلوغ هيچ وقت بیخیال نمیشن

. بلوغ گوش ، بلوغ دماغ ، بلوغ انگشت

. مدام بايد مراقب باشي

: خيلي خب . بذار اينو ازت بپرسم

ميدوني خيابون "واکر" توي پايين شهر کجاست ؟

. اونجا جلسـه‌ي ليگ برگزار ميشـه - . راست ميگي ، شغل جديد -

. آره - اوضاعش چطوره ؟ -

. عاشقشـَم . دفتر جديد ، حقوق جدید . من "ويلهلم" جديدَم

توی جديد کيـه ؟

. از مدرسـه‌ی "فرانسیس لوئیس" یـه کارآموز آوردن

. اسمش "کيث"ـه . قراره دوشنبـه‌ها بعد از مدرسـه بياد

. "سلام "الکس - . ببخشيد دير کردم -

سفارش دادين ؟ - . نـه -

. الآن برميگردم

با اين زنها کجا آشنا ميشي ؟ ... وقتي دارن توي ترمينال

از اتوبوس پياده ميشن ؟ - . اينجا "جرج" . درست همينجا -

سعي کن اين رو باز کني . بعد بزرگترين . صحنـه‌ي عاشقانـه‌ي جهان رو ميبيني

. ممنون . واقعاً ممنون

. سلام - . سلام -

. سلام - جري" کجاست ؟" -

. خب ، توي حمومـه

ميخواي بگم بياد ؟ - . نـه ، نـه ، نـه -

. راستش ، يـه جورايي بايد با تو حرف بزنم

. خب پس بيا بشينيم

... کريمر" کل اون قضيـه‌ي فروختن داستانهات"

به "پيترمن" براي کتابش و بعد دوباره پس دادنش به تو رو يادت هست ؟

. کم و بيش

خب ، من يـه جورايي یـه ... کمي موضوع کم آورده بودم

. و درهرحال گذاشتمشون توي کتاب

داستانهاي زندگي منو گذاشتي توي کتاب زندگينامـه‌ي اون ؟

. کريمر" گوش کن ، اين کتاب فوق‌العاده مسخره‌ست"

. خيلي مسألـه‌اي نيست - . نـه ، نـه . معلومـه کـه مسألـه‌ست -

من به قلـه‌ی موفقیت رسیدم ، نه ؟

. من الآن شدم يـه بخشي از فرهنگ عامـه . گوش کن ، دوست دارم از آقاي "پيترمن" تشکر کنم

قراره بعدازظهر توي کتابفروشي . والدنزبوک" کتابهاش رو امضا کنـه"

والدنزبوک" . از اون کتابفروشی‌های" زنجیره‌ای بزرگـه ، نه ؟

."آهاي "جري" ، من دارم ميرم "والدنزبوک

! برو بيرون ! برو بيرون . من نميخوام اينطوري زندگي کنم

. خيلي خب . بزن بريم

آقاي "ليپمن" ، حالتون چطوره ؟ - حال تو چطوره ؟ -

. خب ، من بد نيستم . بد نيستم - اينجا چيکار ميکنين ؟ -

. واسـه انتشارات "پندنت" کار ميکنم . اين کتاب مال ماست

. اگـه بشـه همچين چيزي گفت

چرا هر چي احمق و بازيگر طنز وجود داره الآن ديگـه واسـه خودشون کتاب دارن ؟

سلام ، رفيق . منو يادت هست ؟

تو همون مردک درازي هستي . کـه ما داستانها رو ازش خريديم

. آره ، فقط اومدم کـه کار خودم رو انجام بدم اسم شما چيـه عزيزم ؟

شما کي باشي ؟ - ... من -

بذار از خودکارت استفاده کنم ، باشـه ؟

. من "پيترمن" واقعي هستم

. خيلي خب ، زنگ تفريح تموم شد

. آروم باش مرد

اينجا اونقدري هست کـه همه‌مون . رو چاق و خوشحال نگـه داره

باورم نميشـه يـه نفر . کلـه‌ي اين کيک رو جدا کرده

... من اينکارُ کردم . ببخشيد ، من

. من از آخرش خوشم نمياد

پس فقط کلـه‌هاي کيک رو ميخوري ؟ - . آره ، بهترين قسمتش همونـه -

... تُرده ، پُرملاتـه . اون

... اونجاييـه کـه کيک خودش رو از نون جدا میکنـه

. و يـه جورايي خودش رو بروز میده

. اينو بگم ، اين يـه ايده‌ي ميليون دلاريـه . فقط کلـه‌ي کيک رو بفروشن

. خيلي خب ، بزن بريم ني قليون. ديگـه بسـه

. من حق دارم کـه اينجا باشم - . بجنب -

. اينها هواداري من هستن . هوي داري آرنجـَم رو داغون ميکني

. بالا رو هم نگاه کن دهاتي

، اگـه ميخواي مناظر رو ببيني . سوارِ اتوبوس شو

لطفاً فکر نکنين همـه‌ي اهالي . نيويورک اينقدر بي‌ادب هستن

... خب نـه ، راستش من - . من "مري اَن" هستم -

. براي مرکز گردشگري نيويورک کار ميکنم

شما از کجا اومدين براي گردش ؟

. "ليتل راک" ، "آرکانزاس"

. این به نظر جدید مياد

: خب اينو داشتـه باش ... پيترمن" افراد خودش رو داره کـه"

. به زور منو از جلسـه‌ي امضاي کتاب بيرون کردن

. انگاري من ديوونـه‌اي چيزي هستم

. آره ، خيلي بد شد - تو چـه مرگتـه ؟ -

. هيجي - . نـه ، نـه ، نـه ، اينطوري به من جواب نده -

. تو رو ميشناسم . يـه مشکلي هست چيـه ؟ چي شده ؟

. يـه کار احمقانـه کردم - چيکار کردي ؟ -

... خب ، داشتم اصلاح ميکردم - ... خب -

کـه متوجـه يـه ناميزوني . توي موهاي سينـه‌م شدم

. بعد سعي کردم کـه ميزونشون کنم : و تا بيام به خودم بجنبم

. تمام

تو نميدوني کـه نبايد با اونجاها کاري داشتـه باشي ؟

. خب ، زنها اينکارُ ميکنن - . "خب ، زنها اينکارُ ميکنن" -

. خب ، بهت ميگم چيکار کنيم ... برات يـه لباس آفتابي و يـه سايـه‌بون ميگيرم

و تو ميتوني بري ميدون شهر و اون بدن . خوشگل و کوچولوت رو به نمايش بذاري

خب ، به "الکس" چي بايد بگم ؟ - . حالا گوش بده ببين چي ميگم -

. به هيچ کس حرفي از اين قضيـه نميزني هيچ کس . شنيدي چي گفتم ؟

. سلام - . سلام -

. جري" موهاي سينـه‌ش رو زده"

. يادم رفت . صبر کن ، مهم نيست

هر چقدر هم بهم پول بدي نميام . توي اين شهر اسب سواري کنم

يعني ، رد شدن از خيابون با يـه جفت ... کتوني به اندازه کافي مشکل هست

ديگـه يک و نيم متر توي هوا روي يـه دايناسور . وحشت زده و چشم شيشـه‌اي بماند

نظرت چيـه اين هفته بريم ساحل ؟

خب ، هر چقدر به من پول بدي نميتوني . راضيم کني آخرهفته بيام ساحل

...يعني جاي پارک گير آوردي به اندازه کافي سخت - . خيلي خب ، خيلي خب -

. يـه بي موي مکزيکي ؟ من عاشق اونهام

. بي مو . رازش توي همينـه . خيلي نرمتر و تميزتره

جدّي ؟

ببخشيد . شما دارين کلـه‌ي کيک ميخورين ؟

آره ، يـه فروشگاه کلـه‌ي کيک فروشي . تازگي پايين خيابون باز شده

فروشگاه کلـه‌ي کيک ؟ - الآن چي گفتم پس ؟ -

! کلـه‌ی کیک برای شما

. کلـه‌ي کيک براي شما

. "الين"

آقاي "ليپمن" ؟

پس وانمود کردي کـه توريستي ؟

. زيباست

. همه‌ي برنامـه‌ها رو اون ميريزه

اهل اينجا نيستم ، پس مشکلي . نيست اگـه احمق باشم

و اون ميدونـه کـه من فقط ... واسـه گردش اومدم شهر

. پس خبري از بهم زدنهاي درب و داغون نيست

خونـه‌ت رو چطوري توجيـه ميکني ؟ - . توي يـه هتل اتاق گرفتم -

رفتي هتل ؟

. "خب ، من کسي رو اينجا نميشناسم "جري غير از اونجا کجا ميتونستم بمونم ؟

، اينو داشتـه باش : امروز رفتـه بوديم پارک . الکس" ديوونـه‌ي سگهاييـه کـه مو ندارن"

خب ؟ - ... خب نتيجـه گرفتم -

، از اونجايي کـه يـه حيوون بدون مو رو دوست داره چرا يکي ديگـه رو نداشته باشه ؟

نـه بابا ، جدّي ؟ - . آره -

بهش گفتي کـه سينـه رو زدي ؟ - ديوونـه‌اي تو ؟ -

نميخوام فکر کنـه کـه يکي از اون ... مردهای توی تبلیغات لباس زیر

. هستم کـه سينـه‌شون رو ميزنن

. "آهاي "جري

من دارم یـه تور اتوبوسی از . پیترمن" حقیقی راه ميندازم . نگاه کن"

تور حقیقت ؟

آخرين چيزي کـه اين بابا لياقت . دادن تورش رو داره حقیقتـه

. اين ايده از من بود . ايده‌ي من رو دزديدي

. الين" اين ايده‌ها همـه توي هوا هستم" . توي هوا

... خب پس اگـه اون هوا از اين صورت بياد بيرون

. ميشـه هواي من و ايده‌ي من

کيک ميخواي يا نـه ؟ - . هلويي -

. راستي متوجـه شدم خيلي لهجـه نداري

. آره ، پدرمادرم داشتن . گاهي يـه نسل فاصلـه ميفتـه

راستي داشتم فکر ميکردم . شايد امشب بتونيم بريم هتلِ من

. تلوزیون هوشمند دارم

. پنج دقيقـه اول مجاني

... "ببين "جرج

... من واقعاً از با تو وقت گذروندن لذت ميبرم

. ولي مطمئن نيستم اين قضيـه جواب بده

بالاخره يـه موقعي تو برميگردي ... "سر کار خودت توي "مرغ تايلر

. "و پيش سگ سـه پات "ويلي

. و من باز اينجام

خب ، اگـه بهت بگم توي اين فکرم کـه بيام اينجا چي ؟

جرج" توهين نباشـه ، ولي اين" . شهر تو رو زنده زنده ميبلعـه

ميخواي بياي نيويورک ؟ . فوق‌العاده‌ست

. از اين به بعد هميشـه ميتونم ببينمت

منو زنده زنده ميخوره ، هان ؟ . خواهيم ديد کي توي اين شهر دووم مياره

فکر ميکنـه چـه کاري رو از پسش برنمياي ؟ - . پيدا کردن کار ، خونـه گير آوردن -

حالا اينکارها رو چطوري ميکني ؟

. مهم نيست ، قبلاً انجام شدن . تنها کاري کـه بايد بکنم اينـه که بازسازيشون کنم

ميدوني ، اگـه همه‌ي کارهايي کـه من توي ... کل زندگيم انجام دادم رو جمع کني

، و همـه رو توي يـه روز خلاصـه کني . به نظر چشمگير مياد

سلام ، ديروز داشتي با اون اتوبوس چيکار ميکردي ؟

. بفرما . بفرما . نگاه بندازين

. " تور اتوبوسی از حقایق پیترمن واقعی "

. گيج شدم - . اون کتاب "پيترمن" کاسبي خوبيـه -

مردم ميخوان داستانهاي پشت . اون داستانها رو بدونن

هيچ کس نمياد يـه تور اتوبوسي ... سـه ساعتـه رو تحمل کنـه

. واسـه خاطر زندگي يـه آدم کاملاً ناشناس

، فقط سي و هفت و نيم دلار پول ميگيرم . تازه پيراشکي پيتزا و دسر هم گيرشون مياد

چه دسري ؟ - . سـه تفنگدار بندانگشتي -

. درست مثل غذاهايي کـه "پيترمن" واقعي ميخوره

اون از اين چيزها ميخوره ؟ - . نه من ميخورم -

. پيترمن" واقعي منـَم"

... نميتونم - . صبر کن يـه دقيقـه -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left