The first 190 lines.
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. صبر کن ، بذار برم يـه روزنامـه بگيرم
... ببخشيد . مشکلي نيست
يـه دقيقـه مراقب کيف من باشين ؟ - . باشـه ، مشکلي نيست -
. بزن بريم - . خب من بايد مراقب اين کيف باشم -
تا کِي ؟ - . مطمئنم تا يـه ثانيـه ديگـه برميگرده -
. چـه چيزهاي جالبي - . بيخيال -
ببخشيد قربان . ميشـه يـه ثانيـه حواستون به اين کيف من باشـه ؟
... چرا ؟ کـه مثل يـه احمق اينجا وايستم
ندونم کـه تو اصلاً برميگردي يا نـه ؟
تو کجا داري ميري ؟ - . من ميرم با اون يارو دوست بشم -
لباسها نو هستن ؟ - . آره ، یـه خریدی کردم -
. يـه چندتا لباس نو خريدم
ميتونم منوي شما رو قرض بگيرم ؟
عجيبـه ، واسـه شلوار نو به ... طرز قابل ملاحظهاي ساييدگي
. توي قسمت لمبـههاي شلوار ديده ميشـه
. صبر کن ببينم ، اين لباسها مال همون کيفـه
. يارو اصلاً پيداش نشد
ازت خواست مراقبشون باشي . نـه کـه اونها رو بپوشي
. هنوز هم مراقبشون هستم
. مثل يـه توريست شدي - . خيلي خب ، بذار يـه چيزي از تو بپرسم -
آدم کي از بابت موهاي داخل گوش احساس نگراني ميکنـه ؟
وقتي يـه صدايي شبيـه . خش خش ملايم بشنوه
. اين موهاي بلوغ هيچ وقت بیخیال نمیشن
. بلوغ گوش ، بلوغ دماغ ، بلوغ انگشت
. مدام بايد مراقب باشي
: خيلي خب . بذار اينو ازت بپرسم
ميدوني خيابون "واکر" توي پايين شهر کجاست ؟
. اونجا جلسـهي ليگ برگزار ميشـه - . راست ميگي ، شغل جديد -
. آره - اوضاعش چطوره ؟ -
. عاشقشـَم . دفتر جديد ، حقوق جدید . من "ويلهلم" جديدَم
توی جديد کيـه ؟
. از مدرسـهی "فرانسیس لوئیس" یـه کارآموز آوردن
. اسمش "کيث"ـه . قراره دوشنبـهها بعد از مدرسـه بياد
. "سلام "الکس - . ببخشيد دير کردم -
سفارش دادين ؟ - . نـه -
. الآن برميگردم
با اين زنها کجا آشنا ميشي ؟ ... وقتي دارن توي ترمينال
از اتوبوس پياده ميشن ؟ - . اينجا "جرج" . درست همينجا -
سعي کن اين رو باز کني . بعد بزرگترين . صحنـهي عاشقانـهي جهان رو ميبيني
. ممنون . واقعاً ممنون
. سلام - . سلام -
. سلام - جري" کجاست ؟" -
. خب ، توي حمومـه
ميخواي بگم بياد ؟ - . نـه ، نـه ، نـه -
. راستش ، يـه جورايي بايد با تو حرف بزنم
. خب پس بيا بشينيم
... کريمر" کل اون قضيـهي فروختن داستانهات"
به "پيترمن" براي کتابش و بعد دوباره پس دادنش به تو رو يادت هست ؟
. کم و بيش
خب ، من يـه جورايي یـه ... کمي موضوع کم آورده بودم
. و درهرحال گذاشتمشون توي کتاب
داستانهاي زندگي منو گذاشتي توي کتاب زندگينامـهي اون ؟
. کريمر" گوش کن ، اين کتاب فوقالعاده مسخرهست"
. خيلي مسألـهاي نيست - . نـه ، نـه . معلومـه کـه مسألـهست -
من به قلـهی موفقیت رسیدم ، نه ؟
. من الآن شدم يـه بخشي از فرهنگ عامـه . گوش کن ، دوست دارم از آقاي "پيترمن" تشکر کنم
قراره بعدازظهر توي کتابفروشي . والدنزبوک" کتابهاش رو امضا کنـه"
والدنزبوک" . از اون کتابفروشیهای" زنجیرهای بزرگـه ، نه ؟
."آهاي "جري" ، من دارم ميرم "والدنزبوک
! برو بيرون ! برو بيرون . من نميخوام اينطوري زندگي کنم
. خيلي خب . بزن بريم
آقاي "ليپمن" ، حالتون چطوره ؟ - حال تو چطوره ؟ -
. خب ، من بد نيستم . بد نيستم - اينجا چيکار ميکنين ؟ -
. واسـه انتشارات "پندنت" کار ميکنم . اين کتاب مال ماست
. اگـه بشـه همچين چيزي گفت
چرا هر چي احمق و بازيگر طنز وجود داره الآن ديگـه واسـه خودشون کتاب دارن ؟
سلام ، رفيق . منو يادت هست ؟
تو همون مردک درازي هستي . کـه ما داستانها رو ازش خريديم
. آره ، فقط اومدم کـه کار خودم رو انجام بدم اسم شما چيـه عزيزم ؟
شما کي باشي ؟ - ... من -
بذار از خودکارت استفاده کنم ، باشـه ؟
. من "پيترمن" واقعي هستم
. خيلي خب ، زنگ تفريح تموم شد
. آروم باش مرد
اينجا اونقدري هست کـه همهمون . رو چاق و خوشحال نگـه داره
باورم نميشـه يـه نفر . کلـهي اين کيک رو جدا کرده
... من اينکارُ کردم . ببخشيد ، من
. من از آخرش خوشم نمياد
پس فقط کلـههاي کيک رو ميخوري ؟ - . آره ، بهترين قسمتش همونـه -
... تُرده ، پُرملاتـه . اون
... اونجاييـه کـه کيک خودش رو از نون جدا میکنـه
. و يـه جورايي خودش رو بروز میده
. اينو بگم ، اين يـه ايدهي ميليون دلاريـه . فقط کلـهي کيک رو بفروشن
. خيلي خب ، بزن بريم ني قليون. ديگـه بسـه
. من حق دارم کـه اينجا باشم - . بجنب -
. اينها هواداري من هستن . هوي داري آرنجـَم رو داغون ميکني
. بالا رو هم نگاه کن دهاتي
، اگـه ميخواي مناظر رو ببيني . سوارِ اتوبوس شو
لطفاً فکر نکنين همـهي اهالي . نيويورک اينقدر بيادب هستن
... خب نـه ، راستش من - . من "مري اَن" هستم -
. براي مرکز گردشگري نيويورک کار ميکنم
شما از کجا اومدين براي گردش ؟
. "ليتل راک" ، "آرکانزاس"
. این به نظر جدید مياد
: خب اينو داشتـه باش ... پيترمن" افراد خودش رو داره کـه"
. به زور منو از جلسـهي امضاي کتاب بيرون کردن
. انگاري من ديوونـهاي چيزي هستم
. آره ، خيلي بد شد - تو چـه مرگتـه ؟ -
. هيجي - . نـه ، نـه ، نـه ، اينطوري به من جواب نده -
. تو رو ميشناسم . يـه مشکلي هست چيـه ؟ چي شده ؟
. يـه کار احمقانـه کردم - چيکار کردي ؟ -
... خب ، داشتم اصلاح ميکردم - ... خب -
کـه متوجـه يـه ناميزوني . توي موهاي سينـهم شدم
. بعد سعي کردم کـه ميزونشون کنم : و تا بيام به خودم بجنبم
. تمام
تو نميدوني کـه نبايد با اونجاها کاري داشتـه باشي ؟
. خب ، زنها اينکارُ ميکنن - . "خب ، زنها اينکارُ ميکنن" -
. خب ، بهت ميگم چيکار کنيم ... برات يـه لباس آفتابي و يـه سايـهبون ميگيرم
و تو ميتوني بري ميدون شهر و اون بدن . خوشگل و کوچولوت رو به نمايش بذاري
خب ، به "الکس" چي بايد بگم ؟ - . حالا گوش بده ببين چي ميگم -
. به هيچ کس حرفي از اين قضيـه نميزني هيچ کس . شنيدي چي گفتم ؟
. سلام - . سلام -
. جري" موهاي سينـهش رو زده"
. يادم رفت . صبر کن ، مهم نيست
هر چقدر هم بهم پول بدي نميام . توي اين شهر اسب سواري کنم
يعني ، رد شدن از خيابون با يـه جفت ... کتوني به اندازه کافي مشکل هست
ديگـه يک و نيم متر توي هوا روي يـه دايناسور . وحشت زده و چشم شيشـهاي بماند
نظرت چيـه اين هفته بريم ساحل ؟
خب ، هر چقدر به من پول بدي نميتوني . راضيم کني آخرهفته بيام ساحل
...يعني جاي پارک گير آوردي به اندازه کافي سخت - . خيلي خب ، خيلي خب -
. يـه بي موي مکزيکي ؟ من عاشق اونهام
. بي مو . رازش توي همينـه . خيلي نرمتر و تميزتره
جدّي ؟
ببخشيد . شما دارين کلـهي کيک ميخورين ؟
آره ، يـه فروشگاه کلـهي کيک فروشي . تازگي پايين خيابون باز شده
فروشگاه کلـهي کيک ؟ - الآن چي گفتم پس ؟ -
! کلـهی کیک برای شما
. کلـهي کيک براي شما
. "الين"
آقاي "ليپمن" ؟
پس وانمود کردي کـه توريستي ؟
. زيباست
. همهي برنامـهها رو اون ميريزه
اهل اينجا نيستم ، پس مشکلي . نيست اگـه احمق باشم
و اون ميدونـه کـه من فقط ... واسـه گردش اومدم شهر
. پس خبري از بهم زدنهاي درب و داغون نيست
خونـهت رو چطوري توجيـه ميکني ؟ - . توي يـه هتل اتاق گرفتم -
رفتي هتل ؟
. "خب ، من کسي رو اينجا نميشناسم "جري غير از اونجا کجا ميتونستم بمونم ؟
، اينو داشتـه باش : امروز رفتـه بوديم پارک . الکس" ديوونـهي سگهاييـه کـه مو ندارن"
خب ؟ - ... خب نتيجـه گرفتم -
، از اونجايي کـه يـه حيوون بدون مو رو دوست داره چرا يکي ديگـه رو نداشته باشه ؟
نـه بابا ، جدّي ؟ - . آره -
بهش گفتي کـه سينـه رو زدي ؟ - ديوونـهاي تو ؟ -
نميخوام فکر کنـه کـه يکي از اون ... مردهای توی تبلیغات لباس زیر
. هستم کـه سينـهشون رو ميزنن
. "آهاي "جري
من دارم یـه تور اتوبوسی از . پیترمن" حقیقی راه ميندازم . نگاه کن"
تور حقیقت ؟
آخرين چيزي کـه اين بابا لياقت . دادن تورش رو داره حقیقتـه
. اين ايده از من بود . ايدهي من رو دزديدي
. الين" اين ايدهها همـه توي هوا هستم" . توي هوا
... خب پس اگـه اون هوا از اين صورت بياد بيرون
. ميشـه هواي من و ايدهي من
کيک ميخواي يا نـه ؟ - . هلويي -
. راستي متوجـه شدم خيلي لهجـه نداري
. آره ، پدرمادرم داشتن . گاهي يـه نسل فاصلـه ميفتـه
راستي داشتم فکر ميکردم . شايد امشب بتونيم بريم هتلِ من
. تلوزیون هوشمند دارم
. پنج دقيقـه اول مجاني
... "ببين "جرج
... من واقعاً از با تو وقت گذروندن لذت ميبرم
. ولي مطمئن نيستم اين قضيـه جواب بده
بالاخره يـه موقعي تو برميگردي ... "سر کار خودت توي "مرغ تايلر
. "و پيش سگ سـه پات "ويلي
. و من باز اينجام
خب ، اگـه بهت بگم توي اين فکرم کـه بيام اينجا چي ؟
جرج" توهين نباشـه ، ولي اين" . شهر تو رو زنده زنده ميبلعـه
ميخواي بياي نيويورک ؟ . فوقالعادهست
. از اين به بعد هميشـه ميتونم ببينمت
منو زنده زنده ميخوره ، هان ؟ . خواهيم ديد کي توي اين شهر دووم مياره
فکر ميکنـه چـه کاري رو از پسش برنمياي ؟ - . پيدا کردن کار ، خونـه گير آوردن -
حالا اينکارها رو چطوري ميکني ؟
. مهم نيست ، قبلاً انجام شدن . تنها کاري کـه بايد بکنم اينـه که بازسازيشون کنم
ميدوني ، اگـه همهي کارهايي کـه من توي ... کل زندگيم انجام دادم رو جمع کني
، و همـه رو توي يـه روز خلاصـه کني . به نظر چشمگير مياد
سلام ، ديروز داشتي با اون اتوبوس چيکار ميکردي ؟
. بفرما . بفرما . نگاه بندازين
. " تور اتوبوسی از حقایق پیترمن واقعی "
. گيج شدم - . اون کتاب "پيترمن" کاسبي خوبيـه -
مردم ميخوان داستانهاي پشت . اون داستانها رو بدونن
هيچ کس نمياد يـه تور اتوبوسي ... سـه ساعتـه رو تحمل کنـه
. واسـه خاطر زندگي يـه آدم کاملاً ناشناس
، فقط سي و هفت و نيم دلار پول ميگيرم . تازه پيراشکي پيتزا و دسر هم گيرشون مياد
چه دسري ؟ - . سـه تفنگدار بندانگشتي -
. درست مثل غذاهايي کـه "پيترمن" واقعي ميخوره
اون از اين چيزها ميخوره ؟ - . نه من ميخورم -
. پيترمن" واقعي منـَم"
... نميتونم - . صبر کن يـه دقيقـه -
No comments yet. Be the first to leave one.