The first 200 lines.
وای خدایا! سلام!
لعنتی،
آخ!
رسیدی!
دلم برات تنگ شده بود!
دلم برات تنگ شده بود!
کمکم کن، چقدر سرده لعنتی!
باورم نمیشه هنوز اینجا زندگی میکنی.
آره دیگه،
دستای لعنتیم یخ زده، آخ!
ای بابا!
بده من اون رو.
آره، لعنتی، سنگینه.
برام کادو آوردی؟
اوه، نه، فقط حدود هیجده جفت جوراب.
من جوراب دارم.
آره، ولی پاهات گنده است، عزیزم.
آی! خیلی سنگینه.
وای خدایا.
این چیزیه که من فکر میکنم.
وقتی با یه پسر رابطه داری...
آره.
بعضی وقتا--
اونا چیزایی مثل این میگن،
"خوشت میاد."
اِهم.
خوشت میاد.
اِهم. اصلاً اون یعنی چی؟
دقیقاً.
اوه، این خیلی عمیقه.
فکر کنم-- فکر کنم منظورشون اینه
که خوشت میاد از...
اون.
آره. "از کیر من خوشت میاد." - یا اون.
ولی خب انگار، اونا انگار، انگار...
کیرشون کل وجودشونه.
واسه همین میگن، "از کیر خوشت میاد؟
از من خوشت میاد؟"
"منو دوست داری؟"
"و من دارم تو رو میگام--
با کیرم."
و بعضی وقتا انگار--
نکن.
نه، بعضی وقتا انگار...
اوه خدایا.
بعضی وقتا انگار--
یه جورایی آره.
نه. هست.
بعضی وقتا انگار ذهنتو ترک میکنی
و انگار، داری از یه جورایی،
از پشت میبینیش.
باسنت عجیب غریبه.
بعضی وقتا انگار-- آره!
خب، اجازه میدی بخونمش؟
آره.
حتی یه پیشنویس درست و حسابی هم نیست.
ولی خب یه پیشنویسه.
قطعاً یه پیشنویسه.
هنوزم درباره همجنسگراهای نیویورکه؟
آره،
تاریک و روانشناسانه شده، ولی خندهدار هم هست.
باید بخونمش.
آهوی!
اون یارو
اه، فکر کنم
آهوی همسایه!
آهوی!
اه، تو جای ماست.
لعنت به این شانس.
کاش هنوز اینجا زندگی میکردی.
آره.
یا حداقل نزدیکتر.
آره، منم کاش تو نزدیکتر به من زندگی میکردی.
ولی من اینجا رو دوست دارم.
مطمئنی؟
چرا؟
خیلی زیاده، نه؟
هنوز اینجا بودن.
خب، هر جا باشی سخته دیگه.
آره. راست میگی.
مدرسه انگار--
اه، فوق لیسانس... اه.
دقیقاً.
حتی با اینکه ازدواج کردی، دلت برام تنگ میشه؟
آره، حتی با اینکه ازدواج کردم، دلم برات تنگ میشه.
ازدواج کرده.
اه.
خیلی بزرگ شدی.
هی! هی، تو اونجا!
من ازدواج کردم!
من رسماً ازدواج کردم که دولت هم خبر داره!
بابام طلاق گرفته.
اوه، چه ناراحتکننده. - اِم...
اشکالی نداره.
خب، حالا چی کار کنیم؟
تنهایی.
برام مهم نیست تنهام یا نه.
حق منه.
حق توئه.
چی میخوای؟ من میگم اون گناهکاره.
میخوام حرفاتونو بشنوم.
من که گفتم...
ایش.
آره...
اوه.
سلام.
میتونم کمکتون کنم؟
خونه رو اشتباه اومدم؟
نه. این همون خونهست.
شمایید...
نه. نه.
اوه، نه. نه، نه، نه، نه.
همین خونهست، آره.
دنبال اَگنِس میگردی؟
گوین!
اَگنِس.
اوه، تو لیدی هستی. وای خدای من!
باشه، خیلی متاسفم، امروز آخره هفتهست.
آره.
آهان.
خواهش میکنم.
گوین، تو که اونجا زندگی میکنی.
آره، اونجا زندگی میکنم.
ای وای.
خوابهای شیرین ببینی، گوین.
خدا به داد روح گمراهت برسه، شب بخیر.
از آشناییت خوشحال شدم، لیدی.
نازه.
کی؟
نه، نمیخوابم.
داری با همسایهت میخوابی.
داری با همسایهت به اسم گوین میخوابی.
آره، همینطوره.
نیستم. نیستم.
نه. نیستم.
نیستم.
آگنس.
باید در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم.
باشه.
باشه. خب، در مورد بدنمه.
وای، بدنت عالیه.
اوه، ممنون.
ولی خب... منظورم اونجوری نبود.
باشه...
خب... من یه بچه تو شکمم دارم.
جدی؟
چی؟ همین الان؟
همین الان.
آره.
یا خدا! بدنت یه معجزهست.
یا خدا.
میترسی؟
آره، آره.
اوه، ولی خوشحالی؟
آره، آره. خوبه.
آره، معلومه که میخواستمش.
ببین، صد بار تلاش کردیم.
آره. تو میخواستیش.
آره.
میخوای اسمشو بذاری اگنس؟
آه.
آره. نمیدونم. نمیدونم.
سعی کن بهش فکر کنی.
وای.
پس حتماً اسپرم خوبی بوده.
آره. خدا رو شکر واسه اون...
...اسپرم خوب اون مرد سفیدپوستِ قدبلندِ اتفاقی.
شاید منم باید از اون بچه دار شم.
و اونا هم بتونن برادر همدیگه باشن.
خب، پیدا کردنش خیلی سخته، پس...
خب، ما عکسشو داریم،
پس میتونیم پیداش کنیم.
میتونم لمسش کنم؟
آره.
راستش هیچی حس نمیکنم.
چون هنوز مثل بچه نشده.
چند وقتشه؟
ده هفته؟
پس احتمالاً خیلی کوچیکه.
آره.
چی، مثلاً یه موش؟
موش چقدر بزرگه؟
آه، کوچکتر از اونه.
واو، کوچکتر از یه موش.
امشب به هیچکس نگو در موردِ...
اوه، نگران نباش.
من هیچوقت راز نگه نمیدارم
مگر اینکه حس کنم رازیه که واقعاً میخوام بگم.
این اصلاً اطمینانبخش نیست، عزیزم.
نمیخوام برم.
نه!
نه، باید بریم. ناتاشا منو میکُشه.
حس میکنم... حس میکنم اون، انگار، بیادبه،
یعنی، از نظر لحن.
اوه، قطعاً لحنش خیلی بیادبانه است.
درسته؟
لحنش واقعاً بیادبانه است.
میترسی؟
آره. - به خاطر درد؟
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.