The first 200 lines.
چهارصد سال قبل از ميلاد ناگادات: ويشنوگوپتا دارما چيه؟
ويشنوگوپتا چانکيا: دارما ضروريات رو انجام ميده
امروز
تو ادامه بده
يه مطلب سادهست
...بگو تو قطاري
و يه خانم زيبا همراه يه بچه ميبيني
با بازي کردن با بچه سر صحبت رو باز ميکني
با هر چي شروع کني به دو تا موضوع اصلي ختم ميشه
سياست و سينما
با "آخرين فيلمي که ديدي چي بود؟" شروع ميکني
حالا مهمترين سوال رو ميپرسي
از راجيني خوشت مياد يا کمال حسن؟
ماچي اين موضوع اصليه
اين طوري بود که من با خيلي از خانمها جور شدم
اگه از راجيني خوششون مياد، ولشون کن
ولي اگه از کمال خوششون مياد، اهلـه کار هستن
به راحتي ميشه باهاشون کار انجام داد
چطور؟
کمال براشون جذابتره
تکنيک ساده، روي هر خانمي هم جواب ميده کاري کن گريه کنه
بهش تسلي بده... بعد دخلش رو بيار
!هي ساپا
ساپا، چرا تو اينقدر بازنده هستي؟
تا حالا از اون کارها تو زندگيت کردي؟
!به آيــا نگاه کن
حتي تو اين سن و سال با يه دختر رابطه داره
اون پيرمرد به ما اعتماد نداره
ولي به تو داره
چرا؟
چون تو يه بازندهاي
هي ساپا، برو برام چايي بخر
قبلا خريدم
باشه، برو يکي ديگه بخر
هي
تو همين جا بمون
يه رابط از راماسوارام اومده
چيه؟
پودر کوکايين
بيست ميليون ميارزه
ولي ميخواد پنج ميليون بفروشتش
چرا؟
خواهرش عاشق منه؟
به اون ربطي نداره
اون فقط يه رابطه
با کار کردن با اون خوشحال نيست
واسه همين ميخواد پنج ميليون بفروشتش و قانع هم هست
جنس مال کيه؟
گاجانداران
پدرمون رو درآورده
چه عيبي داره
!هي پاسوپاتي
...هي اون سعي ميکنه
ولي ما هم ساکت نميشينيم
ما مديريت ميکنيم
...اگه جنس تو دست ما باشه
ميتونيم مدتي اين کسب و کار رو کنترل کنيم
ميتونيم به جايي که بوديم برگرديم
ريسکيـه
معامله خوبيه
!ها
چرا؟ حالا يه ترسوي عوضي شدي؟
بابا بزرگ ديگه ميلنگي
ميتونم نظرم رو بگم؟
پنج ميليون به من قرض بده، خودم به کسب و کار رسيدگي ميکنم
کل ريسکش رو هم به جون ميخرم
از اين به بعد من خودم چنين کارهاي ريسکي رو انجام ميدم
سودش رو هم پنجاه، پنجاه تقسيم ميکنيم
نظرت چيه؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: محمدمهدي.م - ويرايش: سانابينگ
فردا معامله رو انجام ميديم
هوووم
...هي
به مارواري ست زنگ بزن
اون پنج ميليون ميده
برو و بيارش
تو اول جنس رو چک کن
بعدا درباره سود فکر ميکنيم
پاسوپاتي
برو
من نميلنگم
هنوز سر پام
برو
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
آقاي واگانام، ما اينجاييم
کي کار تجارت رو انجام ميده؟ تو يا آيا؟
به من نميخوره، اينها راست کار آياست
...يه جوري داشتي حرف ميزدي
شلوارمون رو خراب کرديم نميدونستيم اون جا چي کار کنيم
نميدونستين چي کار کنين؟
هر کاري آيا بهتون گفت انجام بدين
واسه اون کار کنين
اگه مثل سگ لباس پوشيدين، پارس کنين
بله، بگو کستوري
دارم ميام
سر کارم
پاسوپاتي، چرا اين همه آدم جمع کردي؟
آهنگ خوبيه، نه؟
اين رقاصه رو خيلي دوست دارم
دختر بيچاره، بد موقع مُرد چرا خودش رو دار زد؟
آقا، جنس کجاست؟
بهم گفتن کوکايين رسيده ...مکانش... اسمش
نوک زبونمـهها ولي بيرون نمياد
ميدوني چرا؟
مجتمع باوارا
ميخواي بقاپيش؟
نميدونم
آقا، ميشه اين بين خودمون باشه؟
نميدونم
پاسوپاتي، فکر کردم اون آدم گاجاندارامـه؟
هي، فکر ميکني اون مزدورـه؟
اون بازرس پليسه
اگه پول باشه، واسه هر کسي کار ميکنه
چي ميگه درباره من؟
چيز بدي نميگه، شما برو رئيس
متوجهاي که اون جنس مال کيه؟
قربان کسي که ميخوره از بوي تعفن نميترسه
هي
تو که گاجانداران رو ميشناسي، مگه نه؟
اون حروم زادهست بهتره مراقب خودت باشي
گاجاندارا، گاجاندارا، چرا اين همه سر و صدا دربارهشه؟
استاد پنج تا چايي
بذار برات يه داستان تعريف کنم
15 سال پيش
گاجانداران و گاجاپاتي تو کار صادرات و واردات تو اوج بودن
يه آدمي بود، باهاشون فاميل بود
برادر زن؟
يه همچين چيزايي
به عنوان يه رابط براشون کار ميکرد
...توي يه معامله
به جاي ده تا بسته هشت تا بسته بود
گاجانداران به رابط شک ميکنه
کل خانواده رابط رو مياره
و دخلشون رو آورد
آره، چي فکر کردي
...درست جلوي خانوادهش
صورتش رو آورد پايين
بعد روغن داغ ريخت روش
پوستش نابود شد
الان بچههاش دارن با صداي بلند گريه ميکنن
الان زنش هم آشوبه
بعد از همه اينها، هنوز داستان خوش رو باور داره
حالا داستان جالبتر ميشه
يه نفر زنگ ميزنه
:به گاجانداران ميگه
رئيس جنس درسته
مشکل بستهبندي بوده
رابط بيگناهه
و تلفن قطع ميشه
رابط کتک خورده حالا به گاجانداران خيره شده
گاجانداران حالا به آرومي يه چاقو از تو جيبش در مياره
و گلوي رابط رو ميبره
خون فواره ميزنه بيرون
رابط مُرد
چرا اين کار رو کرد؟
'...بعد از تموم شکنجههاي امروز'
'...اگه فردا يه فزصت گيرش بياد'
'...؟و چاقو رو ، به سمت من بگيره'
'به خاطر اين'
حالا داداش گاجاپاتي ميره سمت زنه
اين يه اشتباه ناخواسته بود
يه بد فهمي کاري بود
بس ديگه اسمش رو هم نيار
حتي ازش معذرت خواهي هم ميکنه
حالا گاجانداران ميره به سمت زنش
مثل اينکه ميخواد بهش تسلي بده دستش رو ميگيره
و ميگه نذار کسي بفهمه
دستش رو ميکنه داخل دهانش
و اون انگشت شست لعنتي رو ميکَنه
قبول کرده بود که هيچي نگه
پس چرا تو انگشتش رو کندي؟
اين رو گاچاپاتي ميپرسه
اگه قراره حرف نزنه پس ديگه به اين انگشت نيازي نداره
گاجانداران اين جوريه
بعد از اون ماجرا، زنش ديگه هيچ وقت به شهر برنگشت
فقط با دندونهاش؟
من داستاني درباره روح سرگردان سر راهي شنيدم
اگه ازشون بپرسي که ديدينش، جواب ميدن نه
ولي دوستـه، دوستشون اين روح رو ديده
اين فقط يه داستان ساختگيه
و تو باورش کردي
تو فقط ظاهرا باهوشي
ولي يه نفهمِ احمقي
*مجتمع باوا*
همهش همينه کالايا جنس رو آوردم
تحويل ميدي و ده هزار تا ميگيري
...بعد از اون واسه دو ماه
مشروب و خوشگلا
دوباره جنس رو مياري
تحويل ميدي
مشروب و خوشگلا
نميتوني باور کني؟
اين رو ببين
خوشگلا خيلي هم خوشگل نيست
ولي بازم باعث ميشن بهت حسودي کنم تو قهرمان مني
نه! من ميترسم
اگه گير بياُفتي، له و لورده ميشي
...پس تصميم گرفتم
اين بار تحويلش ندم
به جاش
No comments yet. Be the first to leave one.