The first 200 lines.
.جلسه رو به نظم دعوت میکنم
.انجمن پرندهنگری آوالون
!آروم باشید، همه
!من ساکت نمیشم، مردیت
!نه وقتی پای پرندههای من وسطه
مگه باید یادت بیارم، تاپر بوشار،
که سهره نوکقیچی قرمز به شدت در معرض انقراضه؟
.از نظر فنی فقط تهدید شدهست، پاتریشیا
تخریب زیستگاهش
تنها دلیله
!برای کاهش جمعیتش
.یکی از دلایل متعددشه
و اینکه نیوفاندلند
تنها جای روی زمینه
که زیرگونه پرکنا جفتگیری میکنه-
!تخمگذاری میکنه و جوجههاشو پرورش میده
پس من به تو اجازه نمیدم-
یا هیچکس دیگه
که مزاحمشون بشی
!یا حتی از محل کلنی لانهسازیشون مطلع بشی
تو اون تکه جنگل من
چه برسه به اینکه دعوت کنم تو و
گروه پرندهنگرهای غریبهتونو
!که همه جاشو لگدمال کنید
.با کنشگران حامی پرندگان آشنا بشید
.هر قضیهای دو سر داره، گمونم
.پاتریشیا، خواهش میکنم
.اعضای گروه توفر مهمونهای دعوتی ما هستن
اونا شاید مهمون تو باشن، مریدث،
!ولی مهمون من نیستن
.و من همیشه به این موضوع احترام گذاشتم، پاتریشیا
.من هرگز پام رو تو زمین تو نذاشتم
...و با این حال
.یکی تو جنگل من داشته فضولی میکرده
اونم درست وقتی که سهرههای نوکقیچی دارن میان،
.برای اقامت شش هفتهایشون
و تو فکر میکنی من بودم؟
.رک و راست بگم، از این اتهام دلخورم
...خب
...هر کی که بوده، توفر بوشار
بهتره دیگه امتحانش نکنن
!وگرنه کاری میکنم تاوانشو پس بدن
!پاتریشیا
!هی
بازنده بد نباش
شنا تنها جاییه که میتونم تو رو تو یه مسابقه ببرم
چی پیدا کردی؟
!یه مرغ مگسخوار تو نیوفاندلند
باحال بود رکس
پرندهنگرهای این دور و بر، جون میدن برای دیدن همچین چیزی
!خب، همه
ما اصلاً نزدیک زمینهای پاتریشیا نیستیم
پس نباید مشکلی داشته باشیم
فقط تو مسیر بمونید-
!وگرنه ممکنه حسابی پاتون خیس بشه
اینجا تالابهای باشکوه نیوفاندلنده
خب، میدونم وقتی مردم به پرندهنگری نیوفاندلند فکر میکنن،
اونا به گانتها و پافینها فکر میکنن
اما ما هم پرندههای آبزی خودمون رو داریم
خیلیهاشون فقط در حال عبورن
اومدن اینجا جوجهکشی و غذاخوری
بعدشم دوباره میرن
من این همه راهو اومدم که جوجه نوککج ببینم
نه لکلک و اردک
پس ما رو ببر پیش کلونیشون
...خب اگه میتونستم، میبردم، ولی
!گوش کن
!اون نوککج قرمزه
!اون تو اون جنگله
!اوه
!اوه، عجله نکن کالین
!اه
همین قدر میتونم بگم
من اصلاً نمیخواستم تو اون باتلاق باشم
من میتونم تو سیاتل هم اردک ببینم
باشه
جسی. آره
هی، فقط با بقیه گروه وایستا
برمیگردم پیشت
هی
.دوناوان زنگ زد و اطلاعات اولیه رو بهم داد
.توریستهای پرندهنگر تو مردابها یه جسد پیدا کردن
بعدش اومدن اینجا؟
.آره، آره
.ترسیدن که یه قاتل آزاد باشه
.خب
.اسم قربانی پاتریشیا مکگیه
.اون یه پرندهنگر محلی تو سنت جانزه
.کسایی که پیداش کردن همهشون پرندهنگرهای مسافرتی هستن
...پس منظورت اینه
که قربانی یه پرندهنگر محلی پر و پا قرص بوده...
.یعنی همون پرندهنگر
...ولی
همه این آدما از راه دور اومدن...
به امید دیدن پرندههای خاص؟...
.آره
تو هم اهل پرندهنگری هستی، مارک؟
.نه، من تو راه که میومدم یه دوره فشرده گذروندم
.مثل خودت
.من این کارو نکردم
تا الان چی کشف کردی؟
...خب
...اسکایلر جنکینز
تا سنت جانز اومده بود
.که جوجههای صلیبنوک قرمز رو ببینه و حس میکنه سرش کلاه رفته
خب، این جالبه ولی شاید مربوط نباشه؟
...و کالین کرافورد
.اون جسد رو پیدا کرده
.تازهکارِ پرندهنگاریه
.حدود یه هفته پیش اومده اینجا
ارتباط قبلی با قربانی داشته؟
.فقط در حد آشنایی سطحی
اسکایلر و کالین در یک جلسه شرکت کرده بودن
از انجمن پرندهنگاران آوالون
سه روز پیش، که اونجا
مسئول تور، تاپر بوشار
.با قربانی بحثش شد
در مورد چی؟
پاتریشیا اونو متهم کرد به ورود غیرمجاز به زمینی
که مال خودش بود
.برای پیدا کردن کلونی آشیانه پرندگان صلیبنوک قرمز
که مکان دقیقش رو
.به هیچکس نمیگفت
و امروز صبح هم ورود غیرمجاز داشت؟
.نه نه، اون تالاب زمین عمومیه
.زمین اون غرب اونجاست
.و خونهاش خیلی نزدیک به صحنه جرمه
.اطلاعات تماس این آدما رو بگیر
.بعد آزادشون کن
.ولی کالین و تاپر رو نگه دار
میخوام وضعیت رو بررسی کنم
.با سارا قبل از اینکه باهاشون مصاحبه کنم
.باشه
.رکس
...راستی اون، آ
.یه پرندهنگار تمامعیاره
!یه پرندهنگار معمولی ولی جدی و پیگیر
.خیلی خوبه، مارک
واقعاً باید خودمو ارتقا بدم
.تو زمینه اطلاعات عجیب و غریب
.من و رکس در راه صحنه جرمیم
سارا، هنوز اونجایی؟
.آره، من اینجام
.بهزودی میبینمت
قربانی روی شکم پیدا شد
.اینجا روی زمین
.ظاهراً با بند دوربین دوچشمی خودش خفه شده
.اما من علت مرگ رو تأیید میکنم
.پس هر کی اونو کشته، سلاحی با خودش نیاورده
.نشون میده حمله شاید تصادفی بوده
.ناگهانی
.یا صحنهسازی شده تا اینطور به نظر برسه
.موبایلی پیدا نشد
.ولی کیف پولش برداشته نشده بود
.جز مورد آشکار، حمله دیگهای نبوده
.اووف
.آره
.جسد رو برای دیانای خارجی بررسی میکنم
تعیین کردی
زمان مرگ رو؟
.اوه، بیشتر از ۱۲ ساعت نیست
دقیقتر میگم
.بعد از کالبدشکافی امروز
اینجا کنار برکه چیکار میکرده؟
با کسی قرار داشته؟
اغلب تنها اینجا پرندهنگاری میکرده؟
اونجا چی داری، رکس؟
.اوه، یه چیزی تو موهاش
یه پر پرنده؟
.کوچیک
.قرمزه
.آره، میتونه مال صلیبنوک قرمز باشه
با یه پر میتونی پرنده رو شناسایی کنی؟
نه، میتونم یه حدس گنده بزنم
.از یه دعوایی که قربانی چند روز پیش داشت
اوه، مردم سر پرندهها هم بحث میکنن؟
سر چی بحث نمیکنن آخه؟
.رکس حتماً به این موضوع علاقهمند شده
خب، اگه رکس فکر میکنه مهمه
.پس شاید واقعاً باشه
.ممنون که منتظر موندی، کالین
.اوه، مشکلی نیست
حالت خوبه؟
.اوه، متاسفم
.هنوز یه کمی بهم ریختهام
.من اومدم نیوفاندلند که پرندهنگاری کنم
.نه جسد پیدا کنم
.من فقط چند تا سوال دارم
حالا، شما شاهد یه بحث بودید
بین قربانی و راهنمای تورتون،
.تاپر
.آره
.ببینید، من تازه بازنشسته شدم و شروع کردم به پرندهنگاری
.ولی به نظر میاد یه نکته اختلاف نظر خیلی رایج بود
و اون چیه؟
کسانی که میخوان پرندهها رو از هرگونه دخالت انسان محافظت کنن
در مقابل کسانی که میخوان
.افراد بیشتری رو برای دیدن اونها بیارن
و بحثشون بالا گرفت؟
.آره
No comments yet. Be the first to leave one.