What We Do in the Shadows

What We Do in the Shadows

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

What We Do In The Shadows S06E03 WEB-LAZYCUNTS-FLUX-PSA
A Commentary by K o o R o s H
©️ هومن صمدی 𝑅𝒶𝓎𝓁𝒶𝓃 𝒢𝒾𝓋𝑒𝓃𝓈 ✌ تلگرام ↪️ RaylanGivensSubs ↩️

Tags

webdl
amazon_prime_video_synced
Published on: 2024-10-26
Downloads: 69
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« منزل خون‌آشام‌ها »

.(خدا رو شکر که جمعه شد) «تی‌جی‌آی‌اِف» .(ریدم به این زندگی) «اِف‌اِم‌اِل» .(دروغ نمی‌گم) «اِن‌جی‌اِل» «لول»

،حالا که یه زنِ شاغل‌ام له‌له می‌زنم واسه آخرهفته‌ها

فقط فرصتی برای استراحت‌کردن به دور از جلساتِ کَنِن کپیتال» و صورت‌جلسه‌ها و رایانامه‌هاست»

این‌همه آت‌وْآشغال دیگه چیه؟

!لَزلو

اوه، دلبندم، جفتِ این چشم‌ها از نظر تو فندقی‌ان؟

به‌نظرم مهمه که هیولام یکدست باشه

خونه‌مون رو تبدیل کردی به !«سطل بازیافتِ «جکِ قصاب

فکر می‌کردم خلقِ بشرِ عروسکِ‌جنسیِ هیولاییِ عجیب‌الخلقه‌ت رو به پایان رسوندی

دلبندم، برای حفظِ بشرِ عروسکِ‌جنسیِ هیولاییِ ،عجیب‌الخلقه‌م، همون‌طور که تو به‌غلط خطاب‌ش کردی

مهمه که منبعِ اعضای بدنِ یدکیِ کافی داشته باشم

ولی این‌ها چی‌ان؟

آ... اون‌ها قلب‌ان. اون‌ها کبدن

اون‌ها طحال‌ان. اون‌ها کلیه‌ان

.اون سوراخ‌کون یه گربه‌ست روح‌م هم خبر نداره اون چیه

حالا هرچی. فقط شرّشون رو کم کن

هوم. بسیارخب - یالّا، دست بجنبون -

تو این خونه فضای کافی برای تمام کارهایی که من باید به سرانجام برسونم وجود نداره

مشکلی نیست. اون‌ها رو بعداً برمی‌دارم

دیگه بس‌مه ،مریم مقدس (به یونانی)

با وجودِ تو و نندور، کیسه‌بیضه‌های به‌دردنخورِ زیادی توی خونه ولوئه

نمی‌تونیم از پسِ تمام این آت‌وْآشغال‌های اضافه بربیایم

دلبندم، همه‌چیز رو تحت کنترل دارم

اوه، واقعاً؟ - قطعاً -

پس اون‌ها چی‌ان؟ - پا -

شاید لَزلو سعی داشت به‌ت بگه که چالش آغاز شده

خفه شو، گی‌یرمو

نندور، تو رو نگران نمی‌کنه که روی کیسه‌ای از دماغ‌ها نشستی؟

...اَی

فکر می‌کردم بالشتکه

من دوباره ،مریم مقدس (به یونانی) افتادم لای کپه‌ای خونی از بالاتنه‌ها

!اوه، نه! نه، نه، نه - اه. بلندم کن -

!لَزلو! شوخی ندارم - اوه، از روم بَرش دار -

فقط یه جا رو پیدا کن که همۀ این آشغال‌های انسانی رو توش انبار کنی

بسیارخب، دلبندم

ولی کجا رو پیشنهاد می‌کنی؟

فضای کوچکِ زیر پله‌ها که گی‌یرمو قبلاً توش زندگی می‌کرد

از وقتی اسباب‌کِشی کرد رفت توی اتاقکِ کشت هیچ‌وقت به نتیجه نرسیدیم باهاش چی‌کار کنیم

راست‌ش، اون فضا از قبل اِشغال شده

تو به چه حقی اون فضا رو تصاحب کردی، نندور؟

.اولاً: گی‌یرمو مستخدمِ من بود و دوماً: دیگه انجام‌ش دادم

و این‌گونه آغاز می‌شود

اول، نندور یک‌جانبه اتاقکِ کشتِ من رو می‌ده به گیزمو

« لَزلو »

اتاقکِ کِشتی که من با عشق تبدیل به معبدِ خودپرستی کردم

(یا برخی ممکنه «جَک شَک» (کلبۀ خوداِرضایی خطاب‌ش کنن

نه. این باید همین‌حالا به پایان برسه

وگرنه، نندور به‌طور کامل خونه رو تصاحب می‌کنه

شیبی لغزنده‌تر از زینِ یک اسب

شیب لغزنده در منطق به عملی کوچک اشاره دارد ] [ که می‌تواند به عواقب ناخوشایندتری منجر شود

،اگه فضای زیرپله رو خواسته بودی

فضای زیرپله رو گرفته بودی

آره، خب، من فضای زیرپله رو می‌خوام

...و قصد دارم فضای زیرپله رو بگیرم. برای تمامِ

برای این‌که اعضای بدن رو مرتب نگه داری

بله

هی. ببخشید، نمی‌خوام بپّرم وسط حرف‌تون

فقط می‌خوام به‌تون اطلاع بدم که آب داغ ندارید

پیاده شو با هم بریم، نوئل کاورد

می‌تونی به رئیسِ سابق‌ت بگی که این خونه، دیکتاتوری نیست

بله - نه، نمی‌خوام خودم رو درگیر کنم -

خودتون یه کاری‌ش بکنید، باشه؟

و پیشنهادت اینه که چطور اون کار رو بکنیم؟

چمی‌دونم. رأی‌گیری کنید

فکر خوبیه، گی‌یرمو

هی، همگی. بیاید رأی‌گیری کنیم

خیلی‌خب، من می‌رم

نندور، چه ایدۀ فوق‌العاده‌ای

...آ - بیاید رأی‌گیری کنیم -

تمام موافقانِ دادنِ مالکیتِ فضای زیرپلۀ قدیمیِ گی‌یرمو به لَزلو

برای استفاده به‌عنوان انباری برای اعضای بدنی‌ش

بله، و تمام وسایل جنسی‌م

و شاید مقداری کف‌دستی

خیلی‌خب، دست‌ها بالا

و تمام موافقانِ باقی‌ماندن‌ش به‌عنوان قلمروی خودمختارِ نندور

برای استفادۀ اختصاصی‌ش ،به‌عنوان یک زورخانۀ خانگی

،که فقط نندور می‌تونه ازش استفاده کنه

دست‌ها بالا

نه - !حل‌وْفصل شد. دو به یک. ها -

«شانس باهات یار نبود، «بلک‌اَدِر

خواهانِ بازشماریِ آرا هستم - شرمنده، مردم انتخابِ خودشون رو کرده‌ان -

میراث‌ت رو لکه‌دار نکن، نندور

.گوش کن ببین چی می‌گم. ناجا ،باشگاهی که فقط من می‌تونم ازش استفاده کنم

هوم؟ - گُه نخور -

لَزلو، هنوز داری به‌ش فکر می‌کنی؟

نه، نه حتی سرِسوزنی

بله، کون‌بچه‌بازی درنیار، نندور

چی می‌تونم بگم؟ باختم

...یه زمانِ دیگه، راحت قلمرو رو تصرف می‌کردم، ولی

« نندور »

دیگه از جنگیدن خسته شدم

شاید وقت‌ش شده که این گاوچرونِ پیر مهمیزهاش رو آویزون کنه

،و بره درِ خودش بذاره تا دسته از سوراخ باسن

خیلی‌خب، باشه

«اِستِیر مَستر» (ارباب پله) و «بوتی بَندز» طناب‌های باسن)م رو تا فردا تخلیه می‌کنم)

خوبه. و همچنین لَزلو رو به‌ش بده

این خوب نیست. اصلاً خوب نیست

پس، من به‌طور مرتب از شبکۀ دریچه‌هامون برای جمع‌آوری اطلاعات از هم‌خونه‌ای‌هام استفاده می‌کنم

و اخیراً پرده از پیشامدی نگران‌کننده برداشته‌ام

خب، سرانجام داره اتفاق میوفته

« کالین رابینسون »

دارم به‌زور از خونه بیرون می‌شم

طی سال‌ها، من سوابق گسترده‌ای جمع‌آوردی کرده‌ام

که رتبه‌بندی قدرت در خونه رو با جزئیات توضیح می‌ده

.کی جذابه، کی نیست کی شیکه، کی ضعیفه

.کی خوش‌تیپه، کی کم‌رو کی لارژه، کی معطل می‌کنه

این بالا، نندور رو داری، بعد ناجا، بعد لَزلو

و این پایین، گی‌یرمو، تا همین اواخر

،و این‌جا، داداشی‌تونه

کالین رابینسون، که داره می‌ره پایین

من به‌واسطۀ حرکاتِ موزونِ باظرافت تونسته‌ام جایگاه‌م رو در خونه حفظ کنم

نه بی‌شباهت به دیپلماسی مثلثیِ هنری کسینجر

ناجا و لَزلو نمایندۀ یک اتحاد وفادارانه‌ان

نندور و گی‌یرمو هم نمایندۀ یک اتحاد وفادارانۀ دیگه

وضعیتِ تک‌پرانۀ من، یک موضع قدرت شامل حال‌م کرده

تساوی‌شکنی

من حکمِ هارولد پرینس رو برای استیون سوندهایم و اندرو لوید وبرِ اون‌ها داشتم

اما، حالا پویایی قدرت تغییر کرده

حالا که گی‌یرمو خونه رو ترک کرده، نندور مردِ درمانده‌ایه

و شوربختانه دیر یا زود برای همیشه واردِ اتحادِ «ناجا/لَزلو» می‌شه

و تصمیم می‌گیرن من رو بکُشن و بدن‌م رو به چهار قسمتِ مساوی تقسیم کنن

تا به‌عنوان یک سوغات بیمارگونه بین خودشون به اشتراک بذارن

یا بدتر، باید برم دنبال خونه بگردم

یالّا. خودت هم می‌دونی دل‌ت می‌خواد

من برنمی‌گردم توی اون خونه زندگی کنم - باشه -

ولی اقلاً با نندور حرف می‌زنی؟ - فکر نمی‌کنم حرف‌زدنِ من باهاش تفاوتی ایجاد کنه -

به حرفِ من هم نمی‌ره

خب، نذاشتی حرف‌م تموم شه - ببخشید -

آ... چیزی که داشتم قبل از این‌که حرف‌م رو قطع کنی و نذاری حرف‌م تموم شه، می‌گفتم، این بود که

شاید اگه تو با نندور حرف بزنی - اوهوم -

شاید من بتونم از اون‌جا رد شم یا یه چیزی، و اون .من رو ببینه و بگه: «اوه، کالین رابینسون‌ـه ها

«من واقعاً باید باهاش اتحاد تشکیل بدم

می‌دونی، برای دررفتن از زیرِ حرف‌زدن با تو

خیلی‌خب. شب به‌خیر

دم‌ت گرم

آهنگِ موردعلاقۀ من رو پخش ،می‌کنی که تنش رو از بین ببری

ولی فکر نمی‌کنم توی حل‌کردنِ این مشکل به‌م کمک کنه

اما ضرری هم نداره

اوه، خدای من! با نندور حرف بزن، با نندور حرف نزن

برام مهم نیست، خیلی‌خب؟ فقط پای من رو به ماجرا باز نکن

اصلاً هیپنوتیزم‌ش کن - اوه. اون مُضحکه -

همه می‌دونن که نمی‌شه خون‌آشام‌ها رو هیپنوتیزم کرد. اون‌ها همیشه گاردشون بالاست

.خب، پس وقتی خوابه هیپنوتیزم‌ش کن مثل کاری که من سعی دارم بکنم

.هیپنوتیزم در خواب همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

می‌شه لطفاً یه جای دیگه اون کار رو بکنی؟

خب، من صدای محیط رو دوست دارم

اوه. بیاید دوباره بگیریم. آ... سه، دو

.هیپنوتیزم در خواب همچین چیزی اصلاً ممکنه؟

کالین - باید ته‌توش رو دربیارم -

نندور. نَن‌مَن. لندهور

چه خبر؟ - چه خبر؟ -

اکنون مرا بشنو، و سپس باورم کن

تو جنگجوی ژیانی هستی

من جنگجوی ژیانی هستم

نباید از موضع‌ت کوتاه بیای

از موضع‌م کوتاه نیام

تنها متحدت کالین رابینسون‌ـه

مطمئن‌ای؟

بله، تو کالین رابینسون رو خیلی دوست داری

اون اشتباه به نظر می‌رسه، ولی باشه

خیلی‌خب

لَزلو، اون صندلی کاملاً ضروریه؟

خیلی جا گرفته

خب، دیگه چطور می‌تونم بشینم و اقلامِ انباشته‌شدۀ علمی‌م رو بازنگری کنم؟

اون یه جعبۀ هرزه‌نگاریه جلوت؟

« شهوت‌نگارۀ گوناگون »

نه، کتاب‌های کالبدشناختیه

آثار جمعیِ دکترها فلینت و گوچیونه

به‌ترتیب؛ بنیان‌گذار «انتشارات لری فلینت» و مؤسس ] [ مجلۀ «پنت‌هاوس» که در زمینۀ هرزه‌نگاری فعالیت می‌کنند

هی. هیچ‌کدوم‌تون نندور رو ندیدید؟ - اوه. احتمالاً خواب مونده -

،بدونِ اتاقِ باشگاه خونگی‌ش انگیزۀ چندانی برای زنده‌موندن نداره

روال، روال، رواله. من می‌رم یه قدمی بزنم. فقط یه قدمِ عادی

باشه

لَزلو، می‌دونم با اون صندلی می‌خوای چی‌کار کنی

،می‌خوای بشینی روـش نجاست‌ت رو بخونی و با خودت ور بری

شاید همین کار رو بکنم

ببخشید، دلبندم، می‌خوای دستی به‌ت رسونده بشه؟

بله، درواقع خیلی دل‌م می‌خواد - خب، خودت انتخاب کن -

یه‌عالمه داریم

.رفیق. ساعت ۷ شبه !وقت‌شه بلند شی و... اوه

کالین رابینسون

بعضی‌هاشون زیادی بزرگ‌ان که یه‌تیکه جا بشن

ننجون‌م هم همین رو می‌گفت

من از قدم‌زدن‌م برگشتم

واسه هیچ‌کس مهم نیست - به تخم‌م -

نندور رو توی دالان دیدم. الآن میاد - آها -

چه وضع‌شه؟

چی داره بلغور می‌کنه؟

اوه. صبر کن. یه اَپِ ترجمه دارم

من رسماً اتاق زیر پله را به نام «ال‌کُلندار» فتح کرده‌ام

هیچ‌کس هیچی رو فتح نکرده. چی زرزر می‌کنه؟

و اتاق زیر پله را بدونِ کمک متحد اصلی‌ام کالین رابینسون در دژ، نمی‌توانستم فتح کنم

،هر چه که دوست داشته باشیم، برمی‌داریم و تا پای جان از آن دفاع می‌کنیم

اوه - اخ -

شنیدید که چی گفت، گاگول‌ها

الآن دیگه این خونه مال ماست، و اگه خوش‌تون نمیاد، می‌تونید کونِ من رو بخورید

هاها. بله، کون من را بخور

کاملاً واضحه که یه کاسه‌ای زیرِ نیم‌کاسۀ نندوره

« نــاجــا و لـَـزلــو »

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left