House of Guinness

House of Guinness

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

House of Guinness S01E05 Episode 5 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 House of Guinness 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-25
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در مورد سِر آرتور گینس علیه تاج و تخت

در پرونده تقلب انتخاباتی، همه برای قاضی بلند شوند.

عزیزم، اگه حقیقت تلخه، نگاه نکن. شاید از بین بره.

راحت میشه وانمود کرد که زندگی یه دسته گل رز صورتیه.

درها بازن و باد سرد و گزنده‌ای می‌وزه.

آدم یه رازی تو سینه داره، ولی کلیدش دست یکی دیگه است.

می‌دونم مایه شرمساریه، عین همن. لازم نیست جواب همین باشه.

داره طوفانی به پا می‌کنه.

داره تو درونش می‌جوشه و چشماش وحشیه.

و این دیگه نمیشه ادامه پیدا کنه.

داره طوفانی به پا می‌کنه.

آتش تو چشمات، تو سرت. آتش تو...

لمست.

اما نمی‌تونم فریاد بزنم "آتش!" چون خیلی دوستت دارم.

مسابقه شروع شده. پیام تو روحت هست.

همچنان که هزاران فکر در هر ثانیه الان منفجر میشن.

داره طوفانی به پا می‌کنه.

داره تو درونش می‌جوشه و چشماش وحشیه.

و این دیگه نمیشه ادامه پیدا کنه.

داره طوفانی به پا می‌کنه.

داره طوفانی به پا می‌کنه.

داره تو درونش می‌جوشه و چشماش وحشیه.

و این دیگه نمیشه ادامه پیدا کنه.

دا، دا دا-دا، دا دا-دا، دا دا دا-دا

داره طوفانی به پا می‌کنه.

امروز، این کشتی از طوفان بیرون اومده و داره به راهش ادامه میده.

فردا، مراسمی برای جشن گرفتن توسعه این کارخانه آبجوسازی بزرگ داریم.

و دریا هر چقدر هم مواج باشه،

هرگز اجازه نمیدم کسی غرقش کنه.

حتی برادر لعنتیم هم نه.

شوهرم کجاست؟

باید می‌موند و چند تا کاغذ و یه سوگندنامه رو امضا می‌کرد.

فقط بهم بگو. خوبه یا بد؟

این خلاصه و حکم قاضی کیوگه، همونطور که من یادداشت کردم.

"این حکم در مورد اتهامات وارده به سِر آرتور ادوارد گینس

و دیگرانی که حقوق‌بگیر او بودند، می‌باشد."

"که آنها در اعمال رشوه و فساد دست داشته‌اند

در طول مبارزات انتخاباتی اخیر مجلس در دوبلین،

که منجر به پیروزی ظاهری سِر آرتور گینس شد."

ظاهری؟ لعنتی!

"این حکم تأیید می‌کند که نتیجه انتخابات

به نفع سِر آرتور گینس

بدین وسیله اعلام می‌شود که

باطل است."

ادوارد می‌کُشش! لعنت بهش!

"باید اعلام کنم که سِر آرتور گینس

توسط مأمورانش، به اتهام رشوه‌دهی به مبلغ ۱۵,۵۷۵ پوند مجرم شناخته شده

که برای تضمین پیروزی در انتخابات پرداخت شده بود."

"با این حال،

من همچنین اعلام می‌کنم

که سِر آرتور گینس مجرم نبوده

و شخصاً هیچ معامله فسادآمیزی انجام نداده است."

این خوبه، مگه نه؟

"اثبات نشده است

که سِر آرتور خودش از پرداخت‌ها به رأی‌دهندگان مذکور خبر داشته."

او سپس به دلایلی که فقط خودش می‌دانست، پاراگرافی از "بهشت گمشده" را نقل کرد.

حالا که شوهرم از طناب دار نجات پیدا کرده، به کسی نیاز دارم تا باهاش جشن بگیرم.

تو مناسبی.

من تو کارخانه آبجوسازی کار دارم.

مطمئنم کسان دیگه‌ای تو کارخانه آبجوسازی هستن که می‌تونن کار تو رو برات انجام بدن.

همونطور که کسان دیگه‌ای هستن

که می‌تونن کار شوهرم رو براش انجام بدن.

همانطور که شما بخواهید.

همانطور که من همیشه می‌خواهم.

با عرض پوزش لیدی اولیویا، معلم ویولن شما اینجاست.

خب، به خانم کوپِ بی‌نهایت صبور بگو که

امروز خودم تمرین می‌کنم.

خودتون؟

راستش رو بخواید، لیدی اولیویا،

خودم ویولن رو در سطح نسبتاً خوبی می‌نوازم.

اوه؟

منظورت اینه که تو میخانه‌ها ویولن می‌زنی؟

تو کلیسا.

پس شاید امروز، آقای رافرتی، شما بتونید به جای خانم کوپ درس بدید.

برای عذرخواهی،

دو شیشه مربایی که وانمود می‌کنم خودم درست کردم رو به خانم کوپ بدید.

بله، بانوی من.

اگه "خلیج بنتری" رو بزنی،

من رو یاد خونه‌ام می‌اندازه

و اشکم رو درمیاره.

من به این جور ظرافت‌ها عادت ندارم.

ظرافت رو نادیده بگیر.

باهاش طوری رفتار کن که با یه ویولن معمولی رفتار می‌کردی.

می‌خوای اشکت رو دربیارم؟

بله.

از خندیدن به زندگیم خسته شدم.

ممنونم.

برادرت مثل یه مارماهی از رود لیفی می‌مونه،

که از چنگ عدالت در می‌ره.

کرسیش تو مجلس ازش گرفته شده.

اگه مردم به خاطر این رسوایی دیگه آبجوی ما رو نخورن،

تمام سرمایه‌گذاری‌ای که برای توسعه انجام شده، از دست می‌ره.

دیگه چی می‌خوای؟

من دیگه چی می‌خوام؟

این من نیستم که اون بی‌نصیب گذاشته.

بلکه مردم شرق لندن و مردم غرب آفریقا هستن

که از وقتی اون ارثیه من رو دزدیده، کسی نیست که به کارهاشون رسیدگی کنه.

حالم رو می‌بینید، عمو جان.

من همین روزهاست که وضع حمل کنم!

چرا من رو انتخاب کردی که خشمت رو سر من خالی کنی؟

چون... باور دارم، شما در اعماق قلبتان به حقانیت من واقفید.

از میان همه، باور دارم که شما تنها مسیحی واقعی هستید.

و می‌خواهم این شمایید که پیام مرا به "مارماهی لیفی" برسانید.

به او بگویید که می‌دانم برای آزادی‌اش معاملاتی انجام شده.

و می‌دانم این معاملات با چه کسانی انجام شده.

وکیل مدافعش، آیزاک بات.

دارم یک پوچی قابل پیش‌بینی را پیش‌بینی می‌کنم.

وکیل فاسدی که او را از زندان دور نگه داشت.

آیزاک بات بهترین وکیل دوبلین است.

پدری هرزه با ۱۵ فرزند از تمام مذاهب.

در تمام مناطق شهر.

یک فینیان بدنام و سرشناس.

می‌دانم که با دادخواهان خودمختاری معامله‌ای صورت گرفته.

تا آرتور گینس آزاد شود.

به مارماهی لیفی بگو که او را در چنگ دارم.

و هر کاری لازم باشد انجام می‌دهم تا کفاره گناهانش را پس بدهد!

شنیده‌ام قربان، شما شخصاً تبرئه شده‌اید.

این خبر را از لیدی اولیویا شنیدم که او خودش از آقای رافرتی شنیده بود.

بله.

خودم آقای رافرتی را با خبرهای خوش اینجا فرستادم.

و بعد از رساندن خبر، با هم ویولن نواختند.

لیدی اولیویا و آقای رافرتی با هم ویولن نواختند.

در سالن پذیرایی و باعث کمی شوخی و خنده شد.

خوب.

لیدی اولیویا کجاست؟

در گلخانه نشسته، همانطور که همیشه دوست دارد.

در حالی که بقیه دارند مربا درست می‌کنند. کلاهتان کجاست قربان؟

گم شد. فکر می‌کنم روی سر یک گداست.

آقای پاتر.

از این به بعد، لازم نیست هیچ چیزی را به من گزارش دهید.

در مورد اینکه لیدی اولیویا چه می‌کند یا چه نمی‌کند.

متوجه شدم، قربان.

و در آینده، اگر هر کدام از خدمتکاران دیگر صدای ویولن‌نوازی شنیدند.

یا هر صدای مشابه دیگری.

خدمتکاران آن صداها را نخواهند شنید.

خوب.

و باز هم این روز را به شما تبریک می‌گویم، قربان.

می‌دانم که از مد افتاده، اما از سفید بودن متنفرم.

می‌خواهم اسپانیایی به نظر برسم.

مادربزرگم اسپانیایی بود.

حکم را شنیدید؟

هم خبر خوب هست و هم بد.

ادوارد هرگز مرا نخواهد بخشید.

گمان می‌کنم، به خاطر طبیعتتان، روی قسمت بدش تأکید می‌کنید.

اولیویا.

من همین الان آبروی خانواده‌ام را بردم.

شاید وقتی من نیستم، ویولن زدن بهترین راه برای گذراندن وقت نباشد.

صدا.

در تمام خانه می‌پیچد.

نمی‌فهمم.

شما او را پیش من فرستادید.

بله، بنا به درخواست تلویحی شما.

او فقط یک رقص به من یاد داد و بعد رفت.

اعتراض من به ویولن‌ها، صدایی است که از خودشان درمی‌آورند.

یعنی منظورتان این است که باید کارها را آرام‌تر انجام دهم؟

بله، به عنوان بخشی از توافقمان، کارها را بی‌سروصدا انجام خواهید داد.

با پاتر صحبت کرده‌ام. او به اهالی خانه توضیح خواهد داد.

فقط از این فکر که خدمتکارها پچ‌پچ می‌کنند، متنفرم.

البته.

می‌فهمم. نه، نه.

هیچ‌کسِ لعنتی‌ای نمی‌فهمد.

فکر می‌کنی تنهایی، آرتور.

تنها نیستی.

رافرتی "خلیج بنتری" را نواخت،

و یاد آن قلعه لعنتی یخ‌زده کنار ساحل افتادم.

که تو مرا از آنجا نجات دادی.

نجاتت دادم؟ خب، یعنی من شاهزاده‌ات هستم؟

از اینکه خودت را مسخره می‌کنی بدم می‌آید.

امروز برنده شدی چون یک شاهزاده‌ای.

با آبجو غسل تعمید دیدی، اما هنوز هم یک شاهزاده‌ای.

چرا خودت را محدود یا قضاوت می‌کنی؟

وقتی هیچ‌کس دیگری در موقعیتی نیست که چنین کاری را انجام دهد؟

مم.

از این به بعد، فقط برای اهداف تو سر و صدا می‌کنم.

ما کارهای بزرگی با هم انجام خواهیم داد.

عشق لازم نیست با سکس تبرک شود.

آقای گینس، قربان. الان نه.

اوه!

آدلاید، خدایا.

خیلی متاسفم که معطلتان کردم.

شما مرا معطل نکردید. من قراری نداشتم.

شما نیازی به قرار ملاقات ندارید.

ادوارد، روی صورتت رنگ سیاه است.

واقعاً؟ بله.

نه، نه. پاکش نکن. فقط بدترش می‌کند.

بیا اینجا.

داشتم به نقاش‌ها کمک می‌کردم یک تابلوی جدید را رنگ کنند.

البته. کدام صاحب شرکت

و... مدیر عامل، به نقاش‌ها برای رنگ کردن یک تابلو کمک نمی‌کند؟

آرتور بعد از امروز چطور است؟

یا آرتور دلیلش بود که به نقاش‌ها کمک می‌کردید؟

تا حواستان را پرت کنید؟

آدلاید، من... من چندین بار به شما نامه نوشته‌ام.

با دعوت‌نامه‌هایی برای رویدادهای اجتماعی و پاسخی دریافت نکردم.

و کسانی هم هستند که عدم پاسخ را یک جواب قاطع می‌دانند.

من... من تا ده دقیقه دیگر با بخش سهام خود جلسه دارم.

این مهم‌تر است.

و به شما کمک می‌کند تا اعتبار خانواده‌تان را بازگردانید.

این طرحی است از اینکه دوبلین چگونه می‌تواند باشد.

در دنیایی بهتر و عادلانه‌تر.

House of Guinness subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left