The first 200 lines.
،شش سال قبل از انقلاب فرانسه لویی شانزدهم حکومت میکرد اما بذلهگویی حاکم اصلی بود
،در این کشور، گناهان بدون مجازات هستند" "اما شوخی میتواند انسان را به کشتن دهد دوکِ گین
منـو یادت میاد؟
خوب فکر کن
زیاد عوض شدم؟
...به یاد بیار مارکویس ناشی"؟"
!ناشی. عجب لقب طعنه داری
همیشه بخاطرش شرمسار بودم
اون شوخ طبعیـت الآن کجاست؟
عجب فقدان بزرگی
...بخاطر تبعیدم
...مناطق زیادی رو دیدم
...،با رسوم خیلی گستاخانه تر
ولی هنوز اخلاق تو رو فراموش نکردم
دارم شما رو خسته میکنم؟
من منتظر میمونم و اجازه میدم استراحت کنن خانم
خانم منتظر شما هستند
،فکر کنم از خوشی زیاد ایشون خودشـون رو خیس کردن
مضحک
برو خونه - ...اما، آقا -
از دندونهات معلومه که مریضی
تکون نخور
کارگر کم داشتیم
پدرش تب داشت
میگن پادشاه میتونه مریضی رو شفا بده
هر مردی میتونه معجزه کنه
باور نمیکنی قول میدم
بالاخره از این باتلاق شیطانی راحت میشیم
با خوندن آواز؟
...بدون آواز
...،با ساختن سد و کانال
کاشتن درخت و برداشت محصول
این ناحیه به جای زیبایی تبدیل خواهد شد
رسیدیم
،وقتی پادشاه رو دیدی ازش بخواه مدالـم رو تقدیس کنه
حتما، لئونارد
برات دعا میکنم
مادرت دربارهی رفتنت به ورسای نگرانـه
نباید امیدت رو از دست بدی
یکشنبهها از خدا میخوام بهت امید بده
در ورسای، ارادهی یک مرد باتلاقها رو به باغ و بوستا تبدیل کرد
!ارادهی پادشاه
...به هر دری میزنم
تا به پادشاه برسم
زانو بزن
کلاهتـو در بیار
خدا پشت و پناهت...آمین
خدانگهدار
اون بهترین بذلهگوی دوره ما بود
! چقدر مضحک
!میلتایل
از آمریکا برگشتی
دلم برای بوی گند ورسای تنگ شده بود
غافلگیر شدم اینجا دیدمت
...ترجیح میدادم زندهزنده دفنش میکردم
اما خدا بهتر میدونه
داریم دعامیخونیم آقایون
...شام رو مهمون من باش
!جوجه کباب چطوره
!مادام بلیاک برای چند مدت غمگین خواهد بود
اینجا خونهی بلیاکـه؟
بله. شما نسبتی باهاشون دارین؟
من یه معرفینامه دارم
.خوب موقعی اومدی دارن به مهمونها خوشآمد میگن
میتونید از بیوهشون تشخیص بدین
شوخ طبعیشان مانند چراغی تابان بود
همسر من قدردان عقیده شما بود
آکادمی برایشان سوگوار خواهد بود
ایشون عمیقاً غمخوار آکادمی بودن
خدا رحمتـشون کنه
خدا صبر بده
پدر من دوست همسر شما بود
دوست من هم بود
من از دومب میام
چیزی از ورسای میدونی؟
من اینجا بهدنیا اومدم
یک متولد دربار
هرکس در یک استبل بهدنیا بیاد که اسب نیست
خداوند قاضی ماست
چی گفتی، رفیق؟
...خداوند دزد را میبخشد
اگر بچههایش گرسنه باشن
دوباره همدیگه رو دیدیم
!چه افتخاری
افتخار معالجهی چه کسی رو دارم؟
گرگور پونسلیدون مالاووا
مارکویس بلگارد
،شارلوت، خانهدارـم و پسرش پاول
پاول هم کره و هم لال خرفته، ولی زیانی برای کسی نداره
باید به مسافران درباره راهزنهای
اطراف ورسای هشدار داده بشه
یک دکتر خوب باید از روی ...خون قضاوت کنه
همونطور که یک خبرهی مشروب درباره شراب نظر میده
.یک رنگ قرمز دلچسب !سیال اما با غلظت زیاد
تو در هوای تر و تازه ...زندگی میکنی
و گوشت قرمز میخوری
،من توی هوای ناپاک باتلاق زندگی میکنم
و اکثراً ماهی میخورم
خدای من، نقشههام
تو مهندس هستی؟ - بله -
برای پیگیری یه پروژهی آبی به ورسای اومدم
It's easier to be seen than heard
من تقاضای رحم و مروت میکنم
انگار خیلی با ورسای آشنایی نداری
بیا
تازه جلوی خونریزی رو گرفتم
باید استراحت کنی
باید دو روز در رختخواب بمونی، غذای سبک بخوری و هر شب یک لیوان شراب بنوشی
.شب وقت خوابیدنـه داری خودت رو خسته میکنی
ممنون
...مطالعات علمی خطاب به نائبالسلطنه"
مربوط به مشکلهای همهگیر در دومب "و راههای پیشنهادی
نوشته شده توسط مارکویس دگورا
حتی باز هم نشده
فکر میکنی مطالعات تو از این بهتره؟
ممنون که من رو ناامید کردی
من آدمهای زیادی از دهات دیدم
من باید طرحم رو شفاهی مطرح کنم
و اینجا یک سد برای درست کردن مخزن میسازم
شاید اعلیحضرت به این طرح علاقهمند باشن
پادشاه به چیزهای فنی علاقه زیادی دارن
بهشون بگین تب زیاد باعث شده تعداد زیادی از ساکنان دومب بمیرن. میدونم ایشون دلسوز هستن
این تنها نقطه ضعفشونـه
و تنها دلیلیـه که من نمیتونم دربارهی طرحت به اعلیحضرت چیزی بگم
،از دادن این نقشهها به ایشون خودداری میکنم ...همراه با نقشهی
کندن تونل به انگلستان، آبکشی به زمینها و نقشهی هند
...طرح تو خوبه، بدون هیچ شکی
اما گرون در میاد
برای باتلاق یه کاری بکنید حداقل
!منظورت گنجینههای فرانسهست
من به حسابها رسیدگی میکنم
فهمیدید مشکل کجاست؟
بهای زندگی یک نفر چقدر ارزش داره؟
...کمتر از سرنوشت فرانسه
بجز فیلسوفها
خداحافظ، آقا. من کلی کار دارم
!من چشمهای پادشاه رو باز میکنم
!موفق باشین
مردهای جناح راست دارن کشور رو به ورشکستگی سوق میدن
من مشغول طرحهای دفاع نظامی هستم
آقای مورپا پیر و محتاط هستن
شما جوان و با جرات
وظایف من انقدر بزرگ هستن که به من اجازهی گوش دادن به این چاپلوسیها رو ندن
در جناح چپ
!ما با لطف سر و کار نداریم. خداحافظ، آقا
اما، بهت یه پیشنهادی میدم
یه گزارش بنویس، و من منتشرش میکنم
جناح چپ برای وزیرهاییـه که به احتیاجات کشور خدمت میکنن
...جناح چپ برای درباریانی که
فقط به نیازهای خودشون رسیدگی میکنن
من فقط میخوام پادشاه رو ببینم
فقط"؟ شوخی میکنی"
'اینجا به آدمهایی مثل تو میگن 'خواستگار
هزارتا مثل تو اون بیرون هست
!بعضیهاشون موفق شدن
کمکـم کن
من رو به کاخ معرفی کن
توی خونه بیشتر بهدرد میخوری
کاخ ورسای آخرین امیدمـه
خواستگارها همه مثل همَـن
کلهت پره از آرزوی مقام و قدرت
!کاخ! کاخ
!این عبارت سرمستـت میکنه
اما شک دارم جنبهی شنیده شدن رو داشته باشی
...برگرد به خونهت
و قدردان من باش
معذرت میخوام به زحمت انداختمتون
جفت سه... وگرنه راز کلیسا رو برملا میکنم
آه، راز، بگو
خوب، اساساً عالم برزخی وجود نداره
اون بیمار تو نیست؟
مرد جسور از از دهات، حتماً راههای درباری ما رو خیلی مسخره میبینی
"قضاوت نکن، تا مورد قضاوت قرار نگیری "
اگه انجیل در ورسای استفادهای داشت حتماً به گوشم میخورد
به ما ملحق شو اگه خواستی
با 10 سکه میتونی بازی رو شروع کنی
تنها چیزی که برام مونده سگک کفشمـه
حتی وقتی از کمر خم میشی بازم میتونی تحسینـشون کنی
اینجا چی میخوای؟
یه موافقتنامه برای آبکشی باتلاقهای دومب تا از شر پشهها راحت شیم
روستاییها بخاطرش زود میمیرن دور و بر 35 سال
!مردم بیچاره
نه تنها دارین جون میدین بلکه حوصلهی آدم رو هم سر میبرین
...به یاد داشته باش. اونها به غیر از پشهها
غذای نجیبزادهها رو هم تامین میکنن
از اونی که به نظر میاد باهوشـتره
!اختلاف ما همینجاست، آقا
!اعلیحضرت ملکه
آه بلیاک! میتونم راهب رو قرض بگیرم؟
در خدمتم، بانو
دارم با چه آدمهای کودنی پیکه بازی میکنم
به یه همراه بامزه احتیاج دارم
متشکرم. زود برش میگردونم
مشغول بودی؟
چیز مهمی نبود
بیمارت خیلی زود حالش خوب شده
به لطف درمان توئه؟
بهتره اینطور باشه
زبان فرز و چابکی داره
تا حالا به مراسم شام من نیومدی
No comments yet. Be the first to leave one.