The first 200 lines.
.اوه پسر، این یکی یه ثانیه طول کشید
آره، طوفان انگار بغل گوش مونه، ها؟
.آره. اما یه جورهایی باحاله
منظورم اینکه، میتونم روز بهتری برای از وسط شب طوفانی
.برای فیلم دیدن انتخاب کنم
یه جورایی هم دنجه، نه؟ - اهم. خوبه، نه؟ -
چرا باید "جادوگر" رو ببینیم حالا؟
.فیلم افتضاحیه
خب، امشب نوبت پیرمرد سیاه پوست .بود که فیلم رو انتخاب کنه
.آره، اما خوابه - ...آره، اما چرا -
چرا بازسازی فیلم جادوگر شهر از؟ منظورم اینکه فیلم اصلی
.یه کلاسیک سینما بود - فکر نمیکنی عادلانه باشه که اونا -
هم نسخه خودشون رو داشته باشند؟ ،میدونی
منظورم اینکه سیاه پوست بودن
تو آمریکا خیلی سخته، میدونی؟
خب که چی؟ دلیل نمیشه که منم بخوابم فیلم پسرها و محله رو با
.بازی اورلاندو بلوم ببینم
.آره، منم نمیخوام ببینم
.اوه، آره، اگه تغییرش بدی مسخره میشه - .آره، من میدیدم -
.من میدیدم - .من میدیدم -
،خب ببین، منظورم اینکه شاید حرفم زیاد
،درست نباشه که بگم
...اما، میدونی، سیاه پوست ها
.امروزه فرصت های بیشتری دارند
خب، قبل از رئیس جمهورمون نارنجی مون .یه رئیس جمهور سیاه پوست داشتیم
آره، اما به این معنی نیست که هیچ .مشکلی وجود نداره
منظورم اینکه، جنبش جان سیاهپوستان اهمیت دارد، چی؟
.ام، خب، درسته، نه، درست میگی
اما، منظورم اینکه، نمیدونم چرا اینقدر طول کشید تا بفهمند که
.جان شون ارزش داره
،منظورم اینکه، همیشه مهم بوده
میدونی؟ اما اینم میگم که همه جان ها ارزش داره، میدونی؟
،و شاید سیاه پوست ها خوش شون نیاد
.اما زندگی برای همه سخته
منظورم اینکه، زندگی هامون اینقدرها .هم فرق نمیکنه
چی اتفاقی افتاد؟ - رعد و برق بهمون زد؟ -
ام، فکر میکنم از طریق پتوی برقی .برق گرفت مون
.آره، برق گرفت مون - .لعنتی -
.این ببین... ویدئو سوخته
..ام، صبر کن ببینم
پیرمرد سیاه پوست کجاست؟
.اوه، خدای من - .نیستش -
یعنی چی؟ - .ای بابا -
..ام
بچه ها؟
.بهتره بیاید اینجا
چیه؟
.خب، خیلی جالبه
.: گروه سیاهپوست میشود :.
.: فیلادلفیا همیشه آفتابی است :.
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
کاري مشترک از: Mikado & Chandler Bing
این دیگه چیه آخه؟
چرا ما سیاه پوستیم؟
.اما فقط تو انعکاس آینه
.مسخره است
داریم خواب میبینیم؟ باید خودمون رو
بشگون بگیریم تا بیدار شیم؟
چرا هوا روشنه؟
چیجوری اینجوری شد؟
.چیجوری اش رو ول کن .کار از کار گذشته
.اتفاقیه که افتاده .همینه که هست
# یه دلیل خوب به من بده #
چیکار داری میکنی؟ - # یه دلیل خوب به من بده # -
# که چرا اینجوری شده #
چرا این کارو میکنی؟ - # دلیلی ندارم # -
# هیچ دلیلی برای اتفاق های #
# امروز ندارم #
# نمیدونم چرا همه کلمات رو #
# داریم آواز میخونیم؟ #
شاید داریم یه جورایی # # فیلم جادوگر رو زندگی میکنیم
اوه، خب، نمیتونه فیلم جادوگر باشه به خاطر اینکه هیچکس
.تو فیلم بدن اش رو تغییر نمیده
منظورم اینکه، فکر میکنم یه چیز دیگه رو داریم تجربه میکنیم
...یه چیزی شبیه # دختر جذاب، تغییر کردن #
.برو که رفتیم
# برعکس، تمام من #
# مانند پدر، مانند پسر #
# قرار با دشمن #
# یک چیز پسرانه، یک چیز دخترانه #
# 13 روی 30 #
# بازداشت # - # تغییر چهره # -
،اه... آره. اه، راستش تغییر چهره فرق میکنه
.به خاطر اینکه درباره تغییر چهره بود فقط - ،آره، نه -
بچه ها فکر میکنم تو سریال جهش کوانتوم .هستیم
همم؟ - جهش کوانتوم چیه؟ -
اوه، یه سریال معرکه از دوران طلایی و کوکائینی تلویزیون
دهه 80 که اسکات بکولا
به بدن آدمهای مختلف جهش میکرد
اما تا وقتی که خودش رو تو آینه نمیدید .متوجه نمیشد
# اینا دلایل خوبی نیست #
الانم که دیگه قاطی کردم # # و نمیدونم
# .چی باید بگم #
.لعنتی
.آره، نمیدونم چی شد یهو - .خیلی عجیب بود -
خیلی خب، بچه ها، فکر میکنم .فهمیدم چه اتفاقی افتاده
،فکر میکنم تو آنتراکت یه موزیکال هستیم
که بازیگرها اطلاعات ضروری که نمیشه
به صورت شعر خوند .رو میان و بیان میکنند
.تابلو بود، آره، همینه
،اتفاقی که افتاده همینه
درسته؟ بیاید سریع قبل از اینکه
.آهنگ بعدی شروع شه حرف بزنیم - .باشه. فکر خوبیه -
.میدونی مشکل چیه؟ قانونش رو نمیدونیم
و تا وقتی که نفهمیدم قانون این موزیکال چیه نمیتونیم
.بفهمیم که درکش کنیم
# قوانین چیه؟ #
.اوه، خدا دوباره دارم میخونم
# قوانین چیه؟ #
# وقتی که سیاه پوست شدی #
# و نمیتونی دوباره برگردی #
# خب، باید بری و #
# قانونش رو پیدا کنی #
.اوه، خدا - .آره، آره، ایول -
لعتی... این چی بود دیگه؟ ،ام، خیلی خب، ببینید
.فکر کنم دوباره قراره بخونیم. اوه خدا
خیلی خب، بیاید سریع ته و توی .قضیه رو دربیاریم
بیاید جدا شیم، باشه؟ ،شما دوتا
.برید و پیرمرد سیاه پوست رو پیدا کنید - ...همم -
.ببخشید، پیرمرد، فقط پیرمرد - .آره، آره -
و... کمکش کنید، میدونی؟
.داستان سریال جهش کوانتومی رو جلو ببرید .ببینید چی میشه، شاید این سریال بود
،و ما سه تا هم
میریم بیرون، و سعی میکنیم
...فیلم جمعه ترسناک رو بررسی کنیم
.ببینیم بدن هامون رو با کی عوض کردیم
اما یعنی شبیه ما هستن؟
.نمیدونم
# قوانین چیه؟ #
# قانونش چی هست؟ #
# قوانین چیه؟ #
# قانونش چی هست؟ #
# وقتی که سیاه پوست شدی #
# و نمیتونی دوباره برگردی #
# خب، باید بری و قانونش رو پیدا کنی #
# فکر میکنم تو جادوگر هستیم #
.اینقدر زور نزن که تو جادوگر باشیم
وایسا ببینم، سوییچ ام کو؟
سوییچ ها کجا ان؟ - پیشت نیست؟ -
...نمیتونم
وایسا ببینم، این چیه؟
.کیف پوله - .احمق میدونم کیف پوله -
.منظورم اینکه کیف پول من نیست
.اوه
.ظاهر شخصی به اسم رجی ویلیامز هستم
.اوه، تو روحش
.آره، قانون جدید و جالبیه
ظاهرا با وجود اینکه لباس های ،خودمون رو داریم
.به جیب های انعکاسهامون دسترسی داریم
این از کدوم فیلمه؟ - .این یکی رو نمیدونم -
.جیب های من خالیه اوه، شاید درسی که باید یاد بگیریم
.اینکه سیاه پوست ها پول ندارن
.تو هم پول نداری
...نکته خوبی بود. آره، آره - .اوه، تو روحش، یه لحظه وایسا -
.این بچه 25 دلار داره
.اوه، سیاه پوست ها پولدارن
.درسی که باید یاد بگیریم همینه - میدونی چیه، نه، فکر میکنم -
نباید بر اساس اینکه تو جیب مون چیزی داریم یا نداریم
درباره سیاه پوست ها .رو هوا حدس و گمان بزنیم
آره، درسته... فقط همینجوری .حدس نزن
اما باید بهتون بگم، میدونید اولین کاریه که باید کنم چیه؟
.رجی ویلیامز رو پیدا کنی
.اه، نه، راستش اون دومیه
،باید کارت اعتباری ام رو کنسل کنم شاید از دست این رجی باشی، میدونی؟
اوه، اره، این درسیه که باید :یاد بگیریم
.که سیاه پوست ها اعتبارت رو نابود میکنند
نه... چی؟
.رفیق، بس کن دیگه ...تو هم بس کن. منظورم اینکه
...چی داری میگی - .دارم سعی میکنم ببینم چی باید یاد بگیریم -
باید این حرف هایی که میزنیم امکان نداره ...که برگردیم به بدن خودمون
خب، صبر کن یه لحظه... منظورم من این بود که
طرف هر نژادی که بود من میرفتم .کارت اعتباریم رو کنسل میکردم
...اما صاف رفتی سروقتش - ،خیلی خب، میدونی چیه -
.خیلی خب، باشه، بریم پیداش کنیم
ببین، بدون سوییچ چطوری میخوایم سوار ماشینت بشیم؟
اوه، میتونیم در رو باز کن. قبلا هم سوییچ ام رو گم کردم. فقط باید
.یه ذره ماشین رو تکون بدی - تکونش بدیم؟ -
...و در عقب رو چک کن بعضی وقت ها یادم میره
.که قفلش کنم - .در عقب -
یه جا لباسی نداری؟ - معمولا وقتی هلش میدم -
.یه ذره - .یه چوب لباسی داشتیم حل بود -
...یه ذره شیشه رو میدادیم پایین
.گشت 559، مشاهده دزدی ماشین
لعنتی. خیلی خب، ببین، چیزی .نیست، آروم، آروم
.چیزی نیست. چیزی نیست
میدونی، صحبت میکنیم و توضیح میدیم .براشون
.همیشه از زیر این چیزها درمیریم
# .خب، فکر میکنم یه قانون جدید یاد گرفتیم #
این دقیقا همونجایه که پیرمرد سیاه پوست ...رو برای اولین بار
.چی؟ ای خدا، فرانک - .اوه، ببخشید، ببخشید. پیرمرد -
.خیلی خب - .پیدا کردم -
.میدونی چیه؟ این باید ماموریت ما باشه
.قشنگ حس میکنم. پیرمرد رو پیدا میکنیم
.یه جا برای زندگی براش پیدا میکنیم - .آره، آره -
میتونیم تو یه خونه سالمندانی چیزی .بذاریمش
میتونی خرجش رو بدی، مگه نه؟
...آره، آره. و بعد - .آره -
وقتی که دوباره سفید شدیم .دیگه پولش رو نمیدم
.اوه، بس کن. بلند بلند حرف نزن
فقط... احساس میکنم هرکسی مارو .منتقل کرده داره گوش میکنه بهمون
No comments yet. Be the first to leave one.