Dr. Syn, Alias the Scarecrow

Dr. Syn, Alias the Scarecrow

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dr Syn, Alias the Scarecrow 1963 720p Bluray YiFi
Dr Syn, Alias the Scarecrow 1963 1080p Bluray YiFi
Dr Syn, Alias the Scarecrow 1963 1080p Bluray MshdFilm
A Commentary by MashhadFilm
فقط زیرنویس قسمت های دوبله نشده نسخه مشهد فیلم- ترجمه توسط : م.تاج الدینی

Tags

BluRay
1080
HD
720p
720
Published on: 2022-04-07
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه وزیرنویس بخشهای دوبله نشده م.تاج الدینی--فروردین1401

"باند مطبوعاتی نیروی دریایی به دستور پادگان دوور در راهه.

«تا هر مردی را که به دستشون بیفته روبگیرن

اگه به همسرانتون علاقه مندین.پنهان شوید

"آزادی شما."

دنیا چرخ وفلکی است ازرنگها

رنگ رنگ رنگ

رنگهای شگفت انگیز رنگهای شگفت انگیز

والت دیزنی تقدیم میکند

دنیای شگفت انگیزرنگها

دنیای شگفت انگیزرنگها از..والت دیزنی

ما داستان مترسک رامنی مارش را برای شما آورده ایم.

و حالا میزبان شما، والت دیزنی.

کتاب های ماجراجویی، تعلیق و رمز و راز

وقتی در مورد افراد واقعی باشن همیشه برای من جذابیت خاصی دارن،

یا بر اساس زندگی یک شخص واقعی باشه.

مانند این کتاب های نویسنده انگلیسی، راسل تورندایک.

...قهرمان تمام داستان های تورندایک

یکی ازعجیب ترین شخصیت هایی است که تا به حال زندگی کرده .

زندگی واقعی دکتر جکیل و آقای هاید .

او نزدیک به 200 سال پیش در انگلستان زندگی می کرد.

او روز به روز یکی از اعضای محترم جامعه خود بود،

و در شب، او بزرگترین قاچاقچی در کل کشور بود.

اما، مانند رابین هود،

خاری در چشم قانون و نظم بود،

او برای مردم عادی زمان خود یک قهرمان بود.

زیرا هر چه به عنوان قاچاق بدست می آورد به فقرا و نیازمندان می بخشید.

این جایی است که او در سراسر این ساحل عمل می کرد.

امروزه برای ما بیشتر به عنوان صخره های سفید دوور شناخته می شود.

او از فرانسه، بلژیک و هلند محموله قاچاق وارد می کرد.

و در این بخش از انگلستان، حتی امروز،

آنها هنوز در مورد باند قاچاق مترسک صحبت می کنند.

اسم مستعارش از لباس مبدلی بود که می پوشید.

و تنها دو نفر از تمام مردانی که او رهبری کرد می دانستند که او واقعاً کیست.

آنها هم لباس مبدل می پوشیدند.

چیزی مثل این.

مثل این جهنم وبه این میگن فرفری

ابیات و ترانه هایی در مورد این رهبر مترسک نوشته شده است.

مانند آنچه که اکنون برای شما نقل میکنیم، که زمینه را برای اولین داستان ما فراهم می کند.

مرد: مترسک! مترسک!

سربازان پادشاه از نام او می ترسیدند

مترسک -مترسک

در سواحل جنوبی انگلستان افسانه ای وجوددارد

که مردم ازقدیم میگفتند

وقتی مترسک بزرگ از آرواره های جهنم سوار می شد

ومیخندید

با فریاد شیطانی

با لباس های پاره پاره درسیاهی شب

مانند شبح دیو از مرداب به طرف ساحل می رفت.

صورتش را نشان می داد و بعد پنهان می شد و می خندید

تا اینکه طرفش راشکست دهد

- مترسک! مترسک! - مترسک! مترسک!

-سربازان شاه از نام او می ترسیدند - سربازان شاه از نام او می ترسیدند

- مترسک! مترسک! - مترسک! مترسک!

مردم کشور همگی او را به یک اندازه دوست داشتند

مترسک!

او همیشه به کشاورزان کمک میکرد وقتی طلایی برای آوردن نداشت

راهی برای پرداخت مالیات شاه برای فقرا پیدا می کرد.

مترسک!

همه آوازمیخوانند

بنابراین پادشاه به همه سربازانش دستورداد که او را بلند یا پایین حلق آویزکنند

هرگز برنگرد تا روزی که بفهمم او زیر آتش رفته است

یا خودت آویزان میشی

با مترسک بزرگ

- مترسک! مترسک! - مترسک! مترسک!

سربازان پادشاه از نام او می ترسیدند

- مترسک! مترسک! - مترسک! مترسک!

مردم کشور همگی او را به یک اندازه دوست داشتند

مترسک! مترسک! مترسک!

ترجمه وزیرنویس بخشهای دوبله نشده م.تاج الدینی-فروردین1401

چشماتون را دراز کنید، وگرنه ماموران مالیات گردن ما را دراز میکنن.

قلعه امنه، مترسک. همه چی پاکه.

- اجرای بعدی ما کی است؟ - پنجشنبه شب

-امشب دستورات میرسه. - چطوری؟

توسط کالسکه اسقف ارباب من.

ارباب بیچاره اش، اگه میدونست چقدر متنفر می شد.

پنج دقیقه، جان، یادت باشه.

شب بخیرارباب جان - شب بخیر قربان.

فانوس ها رو خاموش کن گاری هم بردار .عجله کنید!

بقیه شما وارد خانه شوید

دستورات مترسک.

بچه ها اجرای بعدی ما پنجشنبه است.

پانزده بسته پونی و...

بیست تا مرد

- حمل سلاح گرم ممنوع . - اوه، من اینو تحمل نمی کنم.

ماموران مالیات مسلح هستن چرا ما نباید باشیم؟

چون اگه اوناماروبکشن طبق قانون قتل حساب نمیشه

اما اگه یکی ازاوناروبکشی، دارت میزنن

مترسک درست میگه فقط خودش مسلحه

مگه اینکه وضع خاصی پیش بیاد

بله، اون به ما اعتماد نداره، فقط همین.

- کی میگه؟ - خب، کی حتی بااوصحبت کرده؟

اگه به ما اعتماد داشت خودشومعرفی میکرد!

با این جایزه که برای سرش تعیین شده؟

پس میتونی اسم اونوتو مسافرخانه زمزمه کنی، با صدای بلند

بعدیه نفراین خبرراپخش کنه تاطناب بندازن گردنش؟

بله! اون غنیمت را با ما برابر تقسیم می کنه، اینطور نیست؟ خدابده برکت

ما مثل موش فقیر بودیم تا زمانی که اون آمد. تو هم همینطور، بن دیویس.

درسته!

اولین بار در زندگی شماست که درپرداخت مالیات مزرعه عقب نیستید

واین کاراونه!

باشه، باشه من هم مثل شما مرید اون هستم،مگه نه؟

فقط اینه که من...

باشه بیا شب بخیر مادر هاتاوی

شب بخیر!

کمکم کن زخمی شدم

اوه کمکم کن

کی دنبالته پسر؟ ماموران مالیات؟

نه سربازها . سربازاهااون بیرون هستند

اونا همیشه افراد شایسته را آزار میدن.

پسر داری خونریزی میکنی

باید بری سراغ یکی دیگه...

فکر کنم میتونه بهت کمک کنه

اسقف کلیسا، دکتر سین.

سین؟

اسم عجیبیه برای اسقف

او قلبی از طلاداره پسرم

- مثل کبوتر نرم و لطیف - اون منوبه قانون تحویل نمی ده؟

نه اگه ازش پناه بخوای ردنمیکنه

بگو من فرستادمت

راه فرار روبهت نشون میدم

گروه های مطبوعاتی نیروی دریایی در راه هستند.

یه سرزمین کشاورزی خوب.درسته؟

و روز چهارشنبه، جک هیچکس تومحل کارش دیده نمیشه.

چرا که نه؟

زودباشین بچه ها، با نشاط قدم بردارید! شما عضو نیروی دریایی سلطنتی هستید! بیدار شوید

اون مناره کلیسارومی بینید سریع به پیش

دسته مطبوعاتی نیروی دریایی

در جاده

آمین

دلیل این سرویس ویژه میان هفته اینه.

پس از صحبت با مالک و صاحبخانه، سر توماس،

دو روز تعطیل رسمی اعلام شده

به افتخار تولد پادشاه عزیزمان جورج.

علاوه بر این...

او ناپدید شد. مثل یک روح

مترسک.

«به هر مردی دستور می‌دهم که فوراً شهر را ترک کند

"و خود را در مرداب پنهان کند.

"دسته مطبوعاتی نیروی دریایی به دستور پادگان دوور در راه است.

«تا هر مردی را که دستش دراز کنه را بگیرند.

"پنهان شو، اگر همسرت را دوست داری...

"آزادیت را."

این مرد در بین شما چه اختیاری داره که چنین دستوری بده؟

بس کنید! به من گوش کنید!

اسقف، اونارومتوقف کن!

بذار باوجدانشون کناربیان

من به هیچ کس دستور نمیدم

آمین

مراسم کلیسا روز چهارشنبه؟

پیرمردها...

زنان...

اطفال!

- اینجا مرد زیر 60 سال نیست؟ - یه حقه ای توکاره

حتمامیدونستن که ماداریم میام، رئیس

رحمت خدای متعال پدر پسر وروح القدس

همیشه باشماباشد

آمین

دختران زیبا

بچه ها!

و بدون مرد!

به جزاونائی که پاشون لب گوره

میدونی ما کی هستیم؟

ما مسئولین نیروی دریایی پادشاه جورج هستیم!

فقط یه دقیقه، زیبای من مردت کجاست؟

و مال شما؟ و مال شما؟ زیر دامنتان پنهان کردید؟

خب، بالاخره یه زمانی میان بیرون زمانی که...

دست ازتهدیداین مردم بردار

- شما از قانون فراتر می روید! - اوه، نه،چنین نیست

من ازطرف نیروی دریائی وخودژنرال پوگ اختیارتام دارم

ومیتونم هرکسی رواینجاتنبیه کنم مگراینکه...

- بس کن، می شنوی! - مگر اینکه یکی از شما...

هر یک از شما که با طلای قاچاقچیان زندگی کنه، فونارد میاد...

وبما میگه کجا میتونیم مردی که شمابهش میگین مترسک راپیداکنیم

این کلیسای منه، افسر خرده پای لجباز.

شما منو می شناسید، بزرگوار؟

آه بله. من شمارودردادگاههای بزرگ دیدم

زمانی که بجای زندان درکشتی به دله دزدی مشغول بودی

امااینجاکسی روبرای مقصودت پیدانمیکنی.

-بهتره توخط خودت باشی -آه،آه قربان.

میریم به مسافرخانه

ما مدتی اینجا لنگر میندازیم

هزار پوند طلا، خوشگل های من.

جایزه...

برای اطلاعات.

مال شماست که به چنگ بیارین

یااینکه مردهای شمارو می بریم...

وظیفه مااینه

و ملایم هم نخواهد بود.

مادستورداریم...

انتخاب با شماست!

- ای سگ گستاخ! بله.بله آقا.

این منم

فونارد!

- برگرد اینجا! - نه، سر توماس بذاربره

کشیش شیر و آب. نصف مرد اونطرف صورتت روبچرخون. پسر!

برودنبالشون.چشم وگوشت روبازکن برای هرکاری که میکنن

اوه! اوه!

رفقابس کنیداینهمه سروصدا، بس کنید

اون چکمه هاتوازرومیزمن بردار!

Dr. Syn, Alias the Scarecrow subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left