The first 69 lines.
Arya Bahari
!مال
تو اینجا چیکار میکنی؟
دیزی,آم...
...خیلی عجیب بود.من فقط داشتم
من داشتم تو جنگل قدم میزدم که بهش برخوردم
اون گوی درخشان
چیز...و اون داشت باهام حرف میزد
مال
و اون داشت اسممو زمزمه میکرد و...
...خیلی عجیب بود صداش یه جورایی شبیه
بابا?!
چه میدونم والا
نمیدونم.اون نمیتونست بابا باشه
غیر ممکنهکه بوده باشه,پس...
صبر کن تو اینجا چیکار میکنی؟
دنبال تو میگشتم
ما قرار بود چند ساعت پیش کنار حلقه همدیگرو ببینیم
اوه لعنتی
چیزی نیست نگران نباش
...من فقط خیلی هیجان داشتم
دیزی؟
حالت خوبه؟
سلام؟
البته که خوبم باشه-
... فقط خیلی
خوشگل شدی,تو مدت کوتاه
بزار با ناخن هات شروع کنم
باشه,فقط بخاطر اینکه بهشون میگن کیوتکل دلیل نمیشه کیوت و خفن باشن
هی
دیزی,چرا تو؟...
میدرخشی؟ میدرخشم؟
این گردنبند اوماس
دیزی چرا تو گردنبند اومارو گذاشتی گردنت؟
درمورد چی حرف میز؟
من نمیگم دیزی گردنبند رو گذاشته گردنش
من میگم گردنبند رفته تو گردن دیزی
اوما تو با من دعوا داری
نه با کس دیگه دیزی فقط یه بچس
این پست بودنه حتی برای تو
اوه...من میتونم پست تر باشم,پرنسس
اوپس
صبر کن تا ببینی
واو!باشه
پس اون نوچه های عوضیت کجان
نباید الان اینجا باشن و خودشونو نشون بدن؟
یا؟ من قراره برای اولین بار تو زندگیم از یه چیزی بترسم؟
تو حتما باید الان وحشت زده باشی
بنظر نمیاد هیچوقت درساتو فهمیده باشی مال
دیگه خوش آمد گویی تو ایسلند نخواهی دید
جون تو؟
قراره چه غلطی انجام بدین ها؟
آقای لباس قشنگ
اسمش هری ئه
اوه,گرفتم,گرفتم
...یه جورایی شبیه تو خیلی خنده داری مال
ممنون,قراره کل هفته اینجا بمونم
میدونی مال, تو به اون اندازه ای که فکر میکنی قوی نیستی
اوما قراره برای آخرین بار بخنده.
من نمیخوام جای تو باشم مال
من هیچوقت نمیخوام جای اون باشم
چی باغث میشه ایندفعه هم مثل دفعه های قبلی شکستتون ندم؟ها؟
اسم اونارو که نمیشه جنگ گذاشت.قراره یه جنگ واقعی راه بیوفته
و در این جنگ من یه بچه کوچولو میشم
قراره همه چیزو بدست ...بگیرم.جزیره,آردون
و تو,پرنسس؟
میام سراغت>مال
اوه جدی میگی؟!
نه اگه من اول بیام سراغت
No comments yet. Be the first to leave one.