The first 200 lines.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
امروز یکم پر سر و صداست اینطور نیست سرورم؟
عالمان جدید سونگ گیون گوان
یک مهمانی خوشامد گویی گرفتن
شما خیلی بامزهاید سرورم
خیلی شیطنت میکنن
راستی من شنیدم شما هم در سونگ گیون گوان درس خوندید
به هرحال من میترسم یکی از عالمان مست
توسط یک گومیهو* جادو بشه
شایعه ها رو نشنیدید؟
راستش یک هیولای شرور که کبدِ مردم رو میخوره
اخیرا در شهر دیده شده
اون مردم رو با زیبایی خیره کنندش جادو میکنه
اما اون درواقع یک روباهه که قرن هاست وجود داره
اگه این شایعه حقیقت داشته باشه
دیگه نباید به این گیسانگ خانه بیام
چی؟ چرا آخه؟
سرورم اگه شما دیگه اینجا نیاید
ما برای چی باید زندگی کنیم؟
اما من فکر میکردم بهترین زن های چوسان
الان کنار من هستن
من آدم ترسویی ام
از اینکه یکی از شماها کبدم رو بخوره، میترسم
سرورم، از این شوخی ها با ما نکنید
تو به عنوان یه جانور فرومایه متولد شدی اما رویای انسان بودن داری
چقدر احمق و حقیری
من بهت رحم میکنم و آرزوت رو برآورده میکنم
سرورم شمع ها رو خاموش کنم؟
هرکار دوست داری بکن
به هرحال که همه این اتفاق هارو فقط تو رویا میبینی
ببخشید؟ منظورتون چیه؟
وقتی بیدار بشی چیزی به یاد نمیاری
بعد میتونی مهره قرمزت رو بسازی
اگه بتونی با کمک انرژی یک انسان مهرت رو آبی کنی
قبل از اینکه هزارسالت بشه و نه دم در بیاری
توی هیولا میتونی انسان بشی
خوردن کبد مردم؟
چطور همچین شایعه ای پخش شده؟
اگه به قدر کافی زندگی کنی
نسبت به همه چیز بی تفاوت میشی
تغییرات فصل ها
اوقات بی معنی که میخوام عاشق باشم
شما را تشویق به تشکیل خانواده میکنیم
پوچی ای که گاهی حس میکنی
همشون
همشون تکرار و تکرار میشن
از این به بعد هم با این بی اهمیتی
چقدر دیگه باید ادامه بدم؟
امروز هم
تنهایید
آقای نویسنده
سلام- سلام-
خُب موضوع این پروژهمون
تاریخِ پشت تاریخه
محورِ پروژه هم داستان های پشتِ پرده تاریخمونه
درسته که در ارائه مدارک مشکلاتی هست
اما فکر کنم مشکلی نباشه اگر به تحقیقات اعتماد کنیم
برای مثال در دوره ی چوسان، مردم عادی
اشراف رو حتی به حق نمیتونستن متهم کنن
فقط میتونستن به طبلِ شین مون گو* بزنن (طبلی که جلوی دروازه قصر میذاشتن و اگر از مردم مطالبه ای از شاه داشت به صدا درش میاوردن)
یا به شاه حمله کنن
وقتی توی شلوغیِ جمعیت شهرشون بوده
داستان این نبود
همه حتی با وجود طبقات اجتماعی میتونستن شکایت کنن
اونها همچنین می تونستن به پرونده ها اعتراض کنن
و سیستمی برای جلوگیری از فساد بوده
وقتی فرماندار محلی استان پیونگان بودم
پرونده یک کشاورزی رو قبول کردم
واو
هرکی بشنوه فکر میکنه خودتونُ دارید میگید
حقا که همه چیز رو انگار داستانِ خودتونِ مینویسید
برای همینه که آثارتون انقدر جذابه
درست میگی
آقای نویسنده، این پروژه با همکاریتون عالی میشه
درسته مگه نه؟
درست میگی موافقم
پس این پروژه رو بعداً اینجا راجبش جلسه میذاریم
امروزم تا همینجا کافیه
خسته نباشید- ممنون-
آقای نویسنده؟ آقای نویسنده؟
اگر یکم وقت دارید
بیاید با همدیگه شام بخوریم
دفعه بعد ایشالله
بعداً میبینمتون- خداحافظ-
هرسری میگه دفعه بعد، دفعه بعد
این دفعه بعد دقیقا کیه؟
ببخشید آقای نویسنده، آقای نویسنده
گفتی توی سامچونگ دونگ زندگی میکردید؟
من باید الان برم سامچون دونگ
میشه منو برسونید؟
متاسفم- یه لحظه-
آخه، یعنی انقدر معذبتون میکنم؟
چند وقته که باهم کار میکنیم
پس فکر کردم خوب باشه اگه بهم نزدیک تر بشیم
انگار یه نفرم نیست که باهاش صمیمی باشید
صمیمی که هستم، ولی از بعدِ آزادی خبری ازش ندارم
جانم؟ گفتین آزادی؟
بازم شوخی کردید
یه لحظه وایسید
صبر کنید
پس میشه فقط به یه سوالم جواب بدید؟
آخه چرا نمیذارید کسی کنارتون باشه؟
منظورم دوست یا دوست دختره
نکنه از قرار گذاشتن خاطره بدی دارید؟
یا کسی هست که نمیتونید فراموشش کنید؟
بانوی من، چرا دارید اشک میریزید؟
چون به محض اینکه به خاطرم اومد جلوی چشمم ظاهر شد
ظاهر شد؟
منظورم ریزگرد ها بود
آخ چشمام میسوزه، امروز ریزگرد ها داغونم کردن
نه خیر بازیت داغون تره
آخه ببین چقدر صورتم نازه
همیشه خدا هم شاگرد اول کلاس منم
...چرا لباسِ خدمتکارِ دربار
ها؟- چی؟-
اجاره این ماهُ دادم
چقدر برا پول درآوردن جون میکنیم
انقدر ادای ملکه هارو درنیار و بذار کارمونُ بکنیم
اومدیم قصر جوسون گزارش بنویسیم خیر سرمونا
یادت نره تکلیفیمون چی بود- البته-
خانوم وقتت تموم شد
به همین زودی؟
من ده هزار وون بابتش پرداختم
زندگی یک ملکه بسیار کوتاه و بی فایدست
نمیای؟
صبر کنید باهم بریم
چی؟ خیانت؟
هوی، جینا بهت خیانت کرد؟
از خجالت آب شدم میشه یواش تر حرف بزنی؟
میدونستم اینطوری میشه
هزار بار بهت گفتم دخترِ خوبی نیست
اما اون واقعا اینکار رو نمیکنه
پس چرا؟
آخه چرا داری گریه میکنی؟
فقط فکر کن قضا بلا بوده، غصشو نخور
دلم خیلی براش تنگ شده
جینا دختره عنتر
خیر نبینه ایشالله
ایشالله کیفش جر بخوره و لوازم آرایشیش
بیفته زمین خاکِشیر شه
داشتی فحشش میدادی که گوشی گرفتی دستت باز؟
نه- بگیرش میخواد بهش زنگ بزنه-
بدش من
فردا ازم ممنون هم میشی
آخی طفلکی
همیشه میذاره دخترا تیغش بزنن
والا میترسم یه روز قیدِ اعضای بدنشم بزنه
ساعت11با رایان کلاس زبان دارم
باید برم
نه نمیتونی بری
میخوام امشب قلب شکستمُ با الکل ضدِ عفونی کنم
تلخه
درد میکنه اینجام درد میکنه
درد میکنه
اِی بابا- اینجوری نمیشه، برو-
کاملا رد داده
میتونی باهاش کنار بیای؟
اولین بارِش که نیست نگران نباش، برو
یه ساعت پیش یه چیزی پروندم
الان هرچی بکشم حقمه
!لعنتی. هوی
چطور می تونی این قدر زهرماری بخوری که حتی نتونی راه بری؟
هوش و حواست کجاست عوضی؟
فقط هوش و حواسم نیست که دوست دخترم ندارم
وایسا وایسا. نکش پاتو خُب
این جوری نمی شه صاف وایسا
توروخدا تکون بخور
یعنی همین جا ولش کنم؟
چی؟ حالِت اومد سره جاش؟
احمق پلشتو ببین. هی! وایسا
جینا من واقعا عاشقت بودم
ای بی شرف
گیرت بندازم کشتمت
جینا
ببخشید، این ماشین شماست؟
آدمه یا تابلو تبلیغاتی
متاسفم. متاسفم
رد دادی؟ بیا پایین. هی! گمشو بیا پایین
میگم بیا پایین
پسره کله خر - ول کن -
چیو ول کنم؟
زندگیت؟ آیندهات؟
وای نه. نکن نکن. توروخدا واقعا نمیشه اینکارو بکنی
توروخدا بس کن - دوستت حتما مسته -
آره. یکم زیادی آب شنگولی خورده
فعلاًشماره تلفنمو بهتون میدم ...ما خسارتشو
دانشجویی؟
بله دانشجوام
پس بیخیال
اونقدراهم چیزیش نشده
...ولی بازم، دوستم به ماشینتون خسارت زده
مسئله ای نیست. میتونی بری
وای چه فرشته ای
بله؟ - بله؟ -
نه هیچی
دست شما درد نکنه. واقعا شرمندهام
برای چی شرمندهای؟
حالا مگه چقدر بهش بدهکارم؟
اونقدری که اگه اعضای بدنمونم بفروشیم کفاف نمی ده
پس دهنتو ببند
No comments yet. Be the first to leave one.