The first 200 lines.
اونجا- باشه-
!لطفا صبر کن- بریم-
سلام- سلام-
سلام- سلام-
اونا زیاد نمرات خوبی نمیگیرن
اما خیلی باهوشن
لطفا یه فرصت بهشون بدین- نگران نباشین-
لطفا این فرمُ پر کنید
چرا میخوای اینجا بمونی؟
...خب، مامان بزرگم اینجاست
دوستامم همینطور
...اگه از این شهر بری
موقعیت های خیلی بهتری برات پیدا میشه
مهم نیست
من باید توی گُجه بمونم
...در این صورت
بیا بریم بقیه جاها رو ببینیم
فکر میکردم میخواستی توی بانک کار کنی
بانک ها سخت نیرو جذب میکنن
تازه میخوام برای صنایع کشنی سازی هم درخواست بدم
آقای هان بهم گفت
اما بابام میگه هیچوقت نمیذاره برم اونجا
مگه بابات توی شرکت کشتی سازی کار نمیکرد؟
...دقیقا، من نمیخوام برای همیشه
فقط توی شرکت ها کار کنم
میخوام تجارت خودمو راه بندازم
گزینه هام بانک و شرکت کشتی سازی هستن
اما بابام میخواد کاری پیدا کنم که تمام عمرم اونو داشته باشم
نمیدونم
بدون اینکه بابام بفهمه بهشون درخواست میدم
واقعا شی یون نمیخواد بره دانشگاه؟
همینو بگو حیف شد
داشتی خیلی تلاش میکردی
نمره هاتم خوب بودن
بنظرم سخت تلاش کردن یه چیز عادیه
اصلا مدرسه یعنی همین
خانواده ات حتما خیلی خوشحالن
بچه های زیادی میرن دانشگاه و الکی پول حروم میکنن
ولی هیچوقت شغلی بدست نمیارن
حتما خانواده ات خیلی خوشحالن که دخترشون اینقد عاقله
به زودی ثبت نام توی آزمون وروردی دانشگاه ها شروع میشه
مطمئنی پشیمون نمیشی؟
آقای هان حق با شما بود ...رویای گارگردان شدنم
یه چرت و پرت محض بود
پس هیچوقت از کنار گذاشتنش پشیمون نمیشم
هیچوقت- الان داری باهام شوخی میکنی؟-
بله
خداحافظ
بچه پررو
...شیش ماه صبحونه رو گذاشته بود کنار
چون حرف تو کله اش نمیرفت که داره اشتباه میکنه
...هی بنظرت چون نمیخواد عذرخواهی کنه
داره اینطوری میکنه؟
...از قصد داره نادیده ام میگیره
چون هی بهش میگم بره دانشگاه
باهاش حرف میزنی؟
اون دیگه دوست نداره بره
چطوری باید متقاعدش کنم؟
مهلت ثبت نام تا فرداست درسته؟
نه، تا امروزه
ثبت نام نکردی؟ دیوونه شدی؟
ثبت نام نکردی؟
نمیتونه بره دانشگاه
ثبت نام کردی؟- آره-
فکر کنم این مرحله رو قبول بشم
چه خوب
بالاخره داری میری سئول؟
...خب برای من
هر چی باشه سئول خونه ی منه
تو دوست داری برگردی سئول؟
خونه ی من اینجاست
نگران نباش
خودمو بهت نمیچسبونم
خدا رو شکر
اما اون لطفو در حقم میکنی درسته؟
چی دوست داری بخوری؟
شیرا میدونستی خیلی احمقی؟
چی؟
چش شد یهو؟
خیله خب
دو یون و یونگ جی توی پروژه های ساختمانی کار میکنن
و هردوشون برای یه شرکت کار میکنن تشویقشون کنید
!آره- !دیگه مدرسه نمیام-
!عالیه
یه چیز دیگه
...به نفر تو این کلاس
درخواستش برای دانشگاه های چهار ساله پذیرفته شده
سه تا دانشگاه قبولش کردن
شی یون، تبریک میگم
من که هیچوقت درخواست نداده بودم
من دادم
عالیه
دانشگاه گیونگهان؟ جای خیلی خوبیه
حتی منم اون دانشگاهُ میشناسم- بهش حسودیم شد-
حداقل امتحانشو بده ماه دیگه برگزار میشه
...پس اگه از الان شروع کنی
چرا داره اینطوری میکنه؟ تو که گفته بودی نمیخوای بری
همینو بگو
دیوونه شده
منم میخوام توی گُجه کار گیر بیارم
بیا با هم همینجا بمونیم
باشه
ببخشید، فکر کردم شما عمل زیبایی انجام دادین
برای همین میخواستم ببینمتون
اما مثل اینکه هنوز انجام ندادین
بله، هنوز انجام ندادم
هر وقت انجام دادی بهم زنگ بزن
فعلا
شماها تو این شهر بدنیا اومدین و بزرگ شدین
اما این اولین باره که میاین اینجا درسته؟
بله- ...اگه خوب نگاه کنین-
...متوجه میشین اینجا آدمای زیادی زحمت میکشن
تا یه کشتی رو بسازن
چرا نمی فهمین؟
باید هزار بار بهتون توضیح بدم؟
متاسفم
دیگه اینکارُ نمیکنم- اینجا که مدرسه نیست-
فکر میکنی همین که بگی دیگه اینکارُ نمیکنم" کافیه؟"
واقعا که
خب خودش درست حسابی بهمون یاد نمیده
ای خدا
هی، میخوای استعفا بدیم؟
جای دیگه هم فرقی با اینجا نداره
مطمئنم همه جا همینطوریه
شی یون
فردا میخوام برم اولسان
...دیگه
...اینجا هیچ شغلی ندارم
برای همین میخوام یه مدت توی اولسان کار کنم
تقریبا یه ماه نمیتونم برگردم خونه
برات یه کارت اعتباری گذاشتم
...از اون پول استفاده کن و
...برو کلاس های آماده سازی
توی بوسان سئول یا هرجای دیگه
خودت میدونی
اگه شکست خوردی میتونی تسلیم بشی
فقط یه امتحانی بکن
باشه؟
شی یون، مطمئنم بانک های اینجا استخدامت میکنن
نمیدونم باید ببینم چه جوابی بهم میدن
نمیشه در کنارش برای دانشگاه هم آزمون بدی؟
توی سه تا دانشگاه قبول شدی حیفه
بسه دیگه نمیخوام راجبش حرف بزنم
چرا بدون اینکه یه امتحانی بکنی داری تسلیم میشی؟
هی، گفت بس کن
یه جی
خودت میدونی اینکه تلاش کنی ولی شکست بخوری چقد سخته
پس چرا داری این حرفا رو بهم میزنی؟
تو اینو نمیفهمی نایونگ مگه نه؟
اینکه آدم بعد از کلی تلاش برای رسیدن به خوشحالی بازم بدبخت باشه
تو همیشه خوشحال بودی
هی، من مثل تو نیستم
حتی اگه خوشحالم نباشم اما نمیخوام بدبخت باشم
تو خوشحال نیستی؟
چرا؟- مطمئنم تو یکی خوشحالی-
تنها هدفت توی زندگی خوشگل شدنه
میدونی تو این دنیا بیشتر از همه به کیا حسودیم میشه؟
به کسایی که تو کارای مورد علاقه اشون مهارت دارن
من اینطوری نبودم
فقط از اینکه بدون تلاش کردن داری تسلیم میشی ناراحت شدم همین
شی یون، تو همیشه طوری رفتار میکردی که انگار حالت خوبه و مشکلی نداری
فکر میکنی ما نمیدونستیم؟
هروقت حواسمون بهت نبود اخم هاتو میکردی توی هم
اگه میخوای با آدمایی که ...واست مهم هستن بی ادبی کنی
پس هرجور دلت خواست زندگی کن
دیگه به دوستات نیازی نداری
بریم
ترجمه و زیرنویس: بهارکـــــ به کانال تلگرامی ما بپیوندید: @OpusSub
شی یون
...میخواستم قبل از اینکه برم اولسان ببینمت
اما وقتش جور نشد دیگه
حق با تو بود من مادر بدی ام
...نمیخواستم خودم تاییدش کنم
...اما وقتی بهت گفتم توی گُجه کار گیر بیاری
...و اینکه گفتم به حال و روز خواهرت نگاه کن
...و اینکه دانشگاه همچینم جای خاصی نیست
فقط داشتم بهانه میاوردم
راستش
...میترسیدم که از پیشم بری
و دیگه هیچوقت برنگردی
برای همین اونطوری میکردم
چی میخوای؟ برو بیرون
دارم فیلم نگاه میکنم
...هرچی بزرگ تر شدی
...دیدم یه چیزیو بیشتر از من دوست داری
کجا میری؟
یکی از دوستامو ببینم- ناهار چی؟-
خیلی ترسیدم
زود بیا خونه
من نمیتونم بدون تو زندگی کنم
اما انگار تو میتونستی بدون من زندگی کنی
...اینکه تو رو
...زیر بال و پر خودم نگه دارم
...فقط
...بخاطر خودت نبود
بلکه بخاطر خودخواهی های من بود
الان دارم اینا رو تایید میکنم
هرجایی که دلت میخواد برو
ادامه بده من حواسم به همه چی هست
بخاطر خواهرت باهات اینطوری نمیکنم ها
No comments yet. Be the first to leave one.