The first 200 lines.
سلام مامان سلام مکس
سلام سلام
دارم يه سري آشغال هارو جمع ميکنم قبل از اينکه برم سمت اتوبان
يه روز عادي ديگه ـست
وقتي شوهر قبلي ـم يه طوري مياد انگار اينجا زندگي ميکنه
راستي يادم بيار جوليان که گرفتن يه اتوبان چقدر پولش ميشه ؟
هيچي
من اينکارو واسه پول نميکنم
من اينکارو واسه آشغال مُفتي ميکنم
سلام
ظرف سوپ هم جوابه
من زمين رو زيبا ميکنم و سريع هم بايد برسم
يه نامه فرماندهي از اداره دارم
بعد از اينکه جنازه رو پيدا کردم
خُب من يکي که بهت افتخار ميکنم جوليان
و لباس نارنجي ـت رو هم دوست دارم
اين روي جنازه بود
نميخوام برم فوتبال
سه شنبه گذشته ساعت 6:20 بعد از ظهر دخترم فهميد
بايد تمام قدرت توي رابطمون رو بايد بگيره
من فقط بروکلي ـم رو ميخورم اگر بتونيم توي جکوزي بخوريم
ديگه وقت خوابه و هوا سرده
من که الان بيکيني نپوشيدم
باشه ؟
اي واي خيلي داري آروم ميخوري
ممنون
تعريف نکردم که
چي باعث ميشه که بري فوتبال ؟
عسيسم ، ماماني همينطوري واسه کار دير کرده
من همين الان واسه کونم دير کردم
باشه باشه باشه باشه باشه باشه
من حواسم هست ، باشه ؟
ناتالي اگر قول بهم بدي که بري فوتبال
بعداً ميزارم آشغال هاي کنار جاده رو جمع کني
و تمام آشغال هايي که پيدا کردي ميتوني نگه داري
هفته پيش يه پا مصنوعي پيدا کردم
لباس ها رو بهم بده خودم تنش ميکنم
باشه اينم از اين ، حواسم بهش هست
باشه حواسم بهش هست نه نيست
چرا هست نه نيست
اگه براي فوتبال بزارم بمونه خونه
ميتونيد ازش مراقبت کنيد وقتي سر کارم ؟
اون قيافه رو برام نگيريد
لامصب عينهو گوگولي تروريستايي
اگه تمام تروريستا گوگولي بودن چي ؟
اوه بعد نميدونستيم که دارند ميان درسته ؟
پالي ببين تو رئيسي
تو بايد هرکاري که لازمه انجام بدي
و بچه به سرپرستي قبول کردن اينطوري ميشه
برو سر کار آره
اون بايد بره فوتبال يه راهي بعد پيدا ميکنه
اون کاري بود که ما برات ميکرديم
بزرگسالا ستاره برنامه بودن
و بچه ها بيننده بودن
و تو همش برميگشتي چون من ميترکونديم
ببين ، نميدونم اگر روي همه اين مسائل گير ميدادي
اما شماها همش روي اولين چيزي که نياز داشتيد
منُ به حالم مثل يه چاله بزرگ سياه درونم ول ميکرديد
.اين خيلي خـفنِ . هممون بايد يه دونه از اينا داشته باشيم - .اوه ، اما من عاشق سوراخ بزرگ سياهتم -
.منم . به نظرم باعث ميشه تو خارق العاده به نظر برسي ، خيلي جالبه - .استيون هاوکينگ عاشق سوراخ سياهت ميشه -
. باعث ميشه باحال به نظر برسي - .اميدوارم سوراخ سياهم از نظر اون باحال باشه -
. مال تو خيلي خفنه ميدوني منظورم چيه؟
من نميخوام "ناتالي" احساس تنهايي کنه ، خب؟
، بچه ها مهمترن ، پس آره
، اين ممکنه يه ذره مشکل ساز بشه
اما اون بايد به يه زن محکم
و عالي تبديل ميشه
. البته با آپارتمان خودش
.اين خيلي عاليه
. خيلي خوب ، خب ، اون لباسشو پوشيد
اونا تنها تيمي هستن که يه شاهزاده خانم داره
.اما اون نميخواد چيز ديگه اي بپوشه
ميبيني؟ کافيه نيازهاي خودمونو بگيم اون سري جواب ميده
، با چسبيدن به نقشه ، مامان قراره بره سرِ کار
.و اون ميره فوتبال ميزنه
من از ناتالي خواستم که ، به دونه هاي قهوه دست نزنه
!و اون گفت فقط با مامانم صحبت ميکنم
، فکر نميکردم مامان جونت برگرده
. و ميدونم که حس بدي نسبت به خودم دارم
. متاسفم .اون ميخواست بره فوتبال بازي کنه
اون يه ذره از کنترل خارج ميشه
و ميترسم اين دفعه بيش از حد باشه
. و بزنه ستون فقرات يکي رو به فنا بده
.اون 6 سالشه
ميخواد چکار کنه؟ شربت بريزه روم؟
چرا اين دختر اينقدر منو عصبي ميکنه؟
.اوه ، عاليه
. باشه باشه
عزيزم ... ، ها ها ها ها
."هي ، "اسکات
. اسکات" يه مرد فوق العادست"
.من باهاش ميرفتم بيرون
واي خداي من . اين حرف نداره چون هر دومون طلاق گرفتيم
. و هر دومون بچه داريم .اوه
، پس اگه بچه هامون بزرگ شن ، و عاشق هم ديگه بشن
،اين... باعث ميشه ما برادر و خواهر شيم
يا تو ميشي باباي من؟
.آره ، حالم از رياضيات بهم ميخوره
، دوست دارم فردا برم بيرون
اما ناتالي کلاس داره
و احتمالا بايد به زور به بهونه ..غذا خوردن ببريش تو ماشين
... اوه ، نميدونم .بزار بگيم پنج ساعت
.بزار بعدا بهت زنگ ميزنم ، باي
"خيلي خب ، "پولي ، نميخوام دخالت کنم
ولي به نظرم بهتره .از دستکش استفاده کنه
.ببين ، مامان ، به من ميگن پنير
.مم
، اسکات ازت خواست باهاش بري بيرون"
و تو بهش گفتي نه؟
. آره ، "ناتالي" يه جور امتحانه واسه من
به نظرم واسه کفالت اون يه پيغام بدي رو ميرسوند
. اون دختر منه . من به دنياش اوردم
واسم عجيبه ، هر چند اگه اون بهت نياز داشته باشه
، همونطور که تو فکر ميکني اون به تو نياز داره يا اگه تو به اون نياز داشته باشي
.. تا نيازت ، بيشتر از
با اون چيزي که اول گفتم تطبيقش بده
تو فقط دوست داري اينجوري فکر کني چون باعث ميشه حس بهتري در مورد
.اينکه وقتي که بچه بودم ، اول نيازهاي خودتو در نظر ميگرفتي
باشه ، عزيزم ، ما بايد بريم
. به کارگاه خودمون
A خب پس شماره دو رو بيگر تا برسي به . رو بگير تا برسي به يک B يا
. خب الان دقيقا نميدونيم کجا ميره
.فقط دو رو بگير برو ميرسي به مرکز شهر !دوستت دارم
.باشه - .عاليه -
، واسه اينکه عادلانه باشه .ما نيازهامون مهمتر از همه بود
،ولي تو از "اسکات" خوشت ميومد
و تو لياقت اينو داري که بيشتر .عاشق همديگه باشيد
.ديگه هيچکي عاشق کسي نميشه
. ما عاشق هميم .ما خيلي لاو ميترکونيم
..خب ، ما .مثلا ، ميترکونيم
.ما عاشق هميم
خب، هيچي نميتونه . بدتر از اين باشه
جوليان" نميتونه ازش مراقبت کنه؟"
جوليان" الان دو مايل اونورتر از بزرگراهِ"
. ميدوني که چقدر واسش سخته
! نوش جونت ، مرتيکه خر
.هاهاها ، اوه ، آره
! حالا بخند ، بنده مسيح
. اين چيزي نيست که تورو به بهشت ببره
، خب ، شما بچه هاي ماييد .و ما اول تورو به دنيا آورديم
،پس چرا نميزاري از "ناتالي" مراقبت کنيم
و تو هم ميتوني با اسکات وقتتو بگذروني ؟
آره ، فکر نميکردي همچين چيزي رو ببيني نه؟
.نوچ - خب ، ميدوني که ما بايد بريم به -
.. فستيوال موزيک جاز
، نظرت چيه "پولي وقتي بياد
که توي اون روز ما برنامه خاصي نداشته باشيم؟
. نه ، اين اولويت اول خانوادمونه
، خب ، وقتي که ازدواج کرديم ، قرارمون اين شد که فستيوال موزيک جاز
. هميشه اولويت اولمون باشه
. باشه ، هر چه تو بگي جونم
. ممنونم ، بچه ها ، از فداکاري که کرديد ممنونم
... تا من بتونم ! "اوه ، به درک . " لاو بترکونم
اوه . احساس خوبي داره وقتي ميگيش ، نه؟ .دخترِ خودمه
.آره خوبه ميدوني چيه؟
.من ميرم به اسکات بزنگم .در واقع بزار غافلگيرش کنم
، من فقط ميخوام فردا برم اونجا
تا با چند تا حرکت خفن غافلگيرش کنم
. که البته ديشب توي يه فيلم اسپانيايي ديدم
چا چا چا . چا چا - . خيلي خب -
. ولي ما واقعا ميريم به فستيوال جاز
، نه ، ما جايي ميريم که واسه "ناتالي" مناسب باشه
مثل ، خب ... شهربازي
.. يا کتاب خونه
.يا ... نه نه نه نه
. ما ميريم به فستيوال - .باشه -
و ما ناتالي رو اموزش ميديم تا
.رابطه بين بزرگسال و بچه رو ياد بگيره
.اوه ، "پولي" هــــي
.هــي رو به اسب ميگن
.. اوه ، ميدوني ، بچه هام
..همم
. ام ، دارم ميبينموشون
. آره اونا هم منو ديدن ؟
. آره . ديديم .آره
سلام
ديدي ؟ اينطوري کار انجام ميديم
ما بزرگساليم از روز بزرگساليمون لذت ميبريم ،درسته ؟
و بچه ها ميان پشت سرمون خوشحالن از اينکه بيرون خونن
وقتي اومديم خونه و ناتالي لباس فوتبال اشتباهي ـش رو پوشيده بود
بدون هيچ اعتراضي داشته باشه ، ما قهرمان ميشيم مکس
قهرمان مثل بُنُ يه مدتي که صحبت هم نکرده
بايد نگران باشيم ؟
اصلاً اگر گرسنه يا تشنه ـش بشه خودش ميگه
گرسنمه
ديدي ؟ بــوم
باشه بايد اين رو امتحان کني ، خاويار با پنير بُز ـه (خدا وکيلي مرفحين بي درد رو ميبينيد بچه بوديم بُز بهمون نشون نميدادن چه برسه به پنيرش:دي )
با يه لايه رُزماري ـه
مثل اَن ـه کفتره
ميخوام برم اينجا خسته کننده ـست
اصلاً هم خسته کننده نيست
اينجا همايش تست غذاست و بحث ميکنن
تازه خوانندگي سه نفري ديکرسون شروع ميشه
تقريباً 20 دقيقه ديگه شروع ميشه
حُب جدي از دستش ميدي
! بُز من بُز خونگي ميخوام
اوه نه عسيسم اون يه بُز نمايشي ـه
ما بُز خونگي غريبه نميگيريم
واي ، جدي ميتونه خودش بندازه زمين
نه ، من که يادم نمياد پالي اينکارارو ميکرد
No comments yet. Be the first to leave one.