Tom Segura: Sledgehammer

Tom Segura: Sledgehammer

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Tom Segura Sledgehammer 2023 1080p WEB-DL x264 AAC YTS
A Commentary by m7ohamad

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
TS
YTS
Published on: 2024-01-25
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« آوا مووی تقدیم میکند »

TAHIX

بسیار از شما متشکرم! از همه متشکرم!

متشکرم.

لطفا بنشینید.

خیلی ممنونم.

ممنون که اومدی بیرون

آره مرد.

ما اینجاییم.

بچه ها یه چیزی بپرسم

قراره به پایین آوردن مجسمه های کنفدراسیون ما ادامه بدهند یا چی؟

آره!

فقط دمای اتاق را میگیرم

من نمی دونم کی اینجاست، می دونید؟

"برای شروع کار عجیبی بود." خیلی خوب.

بله، من در این تور فوق العاده بوده ام و با افرادی آشنا شده

ام که هرگز فکر نمی کردم در زندگی ام با آنها ملاقات کنم.

اخیراً با یک سوپر مدل آشنا شدم که یه جوری عجیب بود زیرا...

خوب، فکر نمی کنم او میحواست با من ملاقات کند. من باید واضح بگویم.

من در یک هتل مجلل در تورنتو بودم، و کسی که آنجا

کار می کرد، به مدل خانوم گفت: "هی، او یک کمدین است."

و اونم گفت اوکی

و بعدش به من گفت: "او یک سوپر مدل هست. گفتم: "آره دارم میبینم"."

و چیزی که من را شگفت زده کرد این است که آنها بسیار زیباتر

از اونیکه فکر می کنید خواهند بود هستند

مثلاً در یک مجله یا تلفن خود

می بینید و می گویید "اون خوشگله.

اما شخصاً میگید "وات دع فاک؟"

و سپس متوجه میشید که این یک عیب ژنتیکی است.

واقعا هست. اگر شما یک سوپر مدل هستید، یک عیب هستید.

تو هیچ فرقی با یک مرد 2 متری نداری.

نمی دانم

اگر تا به حال با یک 2متری ملاقات کرده اید یا نه. من کردم. ناراحت کننده است. باشه؟

تو رسما... میری مثل "من بچه ام؟ چی... چی شده؟"

این زن

خیلی باورنکردنی خوش قیافه بود

پنج ثانیه از مکالمه ما،

حرف زدن و گوش دادن را متوقف کردم. باشه؟

جوری بهش نگاه میکردم انگار تو باغ وحش بود

من مثل...

گفتم: "بزار گوشات را ببینم." دنبال عیب و ایراد بود

او کاملاً عالی بود.

و بعد فکر بعدی من این بود که

"چرا همسرم نمی تواند غرق شود؟"

میدونی؟

زنم میدونه. بهش گفتم. اون میدونه.

برگشت گفت میدونی که شنا بلدم نه ؟ گفتم اره اره میدونم

مهم نیست که شنا بلدی مهم اینه قاضی نمیدونه شنا بلدی

پس...

من به خاطر این شغل جاهای باورنکردنی رفته ام.

این... واقعا دیوانه است. من... جاهای شگفت انگیزی را دیده ام.

رم بوده ام. هنگ کنگ.

ماچو پیچو. همه به خاطر این شغل

و سپس، روزهای دیگر وجود دارد.

مثلاً باید برای اجرای نمایش به توپکا، کانزاس می رفتم.

ما رفتیم چون بلیت خریدند، اما فوراً بیرون آمدیم.

اتفاق جالبی آنجا افتاد،

آن هم نمایش من در آنجا

توسط کلیسای "وست برو"مورد

اعتراض قرار گرفت

اوه...

نمی دونم آنها را می شناسید یا نه.

گاهی اوقات تو اخبار نشونشون میده.

اگر می گویید "اوه، واقعا؟ یک کلیسا تو اخبار؟ اما چرا؟"

خوب، گاهی اوقات آنها به تشییع جنازه

سربازان مرده نیز اعتراض می کنند. و...

من پشت صحنه بودم، و مدیر تور من وارد اتاق شد، او می رود،

"کلیسای باپتیست اینجاست." گفتم: "برای دیدن نمایش؟ واقعا؟"

و اون اینجوری بود "نهه

گفت: اعتراض می کنند

و آنها با علائم لعنتی خود در جلو بودند

تابلوهای دست سازشان چون فقیر هستند

اوه...

آنها نشانه هایی ساخته بودند که می گفت: "تام گناهکار است

و من اینجوری "بله" گفتم

آره

واقعیه

سپس آنها تابلوهای نفرت‌انگیز واقعی هم داشتند

که می‌گفتند: «خدا از همجنس‌گراها متنفر است».

اما نگفت "گی".

حرف دیگری بود

وقتی تیم فوتبالتون شکست میخوره باباتون می گه

باشه عموتون میگه یکی میگه ...

من ناراحت شدم

نه آنقدر به کلمه بلکه مفهوم آن

اینکه خدا از همجنسگرایان متنفر است. فکر نمی کنم درست باشد.

من فکر می کنم خدا مشکلی با مردم داره.

تعداد افراد بسیار زیاد است و

این تقصیر همجنسگرایان نیست.

چون اونا از کون میکنن من باید همه چیز را توضیح بدم؟

یا خدا

می‌توانی بارها و بارها و بارها و بارها به

هر میزانی که می‌خواهی در کون کسی بریزی،

یه چیزی میاد بیرون ولی بچه نیستا

اوه...

منظور من اینه که...

ارزش عکس گرفتن داره به نظرم

شاید یه اسمی بزارید روش بهتره زیاد زنده نخواهد موند

من همجنسگرا نیستم اما...

من ائنقدر خوب نیستم که پسر هارو نگاه نکنم

مثلاً اگر من در ساحل باشم

یه پاف گولاخ

اونجا با بدن خوب باشه من اینجوری خواهم بود.

"ایول."

"بسیار عالی."

" پروتئین چی میزنی؟ چی میکنی؟"

"کاردیو و لیفت؟ البته."

سپس یک داف اسمی از کنارش رد میشه. "گم شو برو. داری چیکار میکنی؟"

فکر می کنم همجنس گراترین که تا به حال بودم...

... در ماه فبریه بود.

آن زمان بود که نمایش هایم را در لس آنجلس

اجرا کردم و برد پیت به نمایش من آمد.

ببینید

من نمی دانم او چه سالی به دنیا آمد یا در

یک هفته چند نوزاد می خورد، اما آن مرد...

... خیره کننده است. خیلی خوب؟

او به رختکن من آمد. نمی توانستم ارتباط چشمی برقرار کنم.

می فهمی؟

من می گفتم: "هی، چه خبر، مرد؟ حالت چطور است؟"

اون گفت: "به من نگاه کن." گفتم: "نه

اون میگه: "بابا اذیت نکن." گفتم: خفه شو.

گفت :یه بوس میدی ؟ گفتم : آره

او می گوید: "خب پس بده." رفتم... همینطور بوسیدمش.

چیه؟

گی نبود.

بعدا حمام کردیم. اون گی بازی بود اما...

... ما در مورد ورزش صحبت کردیم، پس متعادل شد

من فکر می کنم شما خوش شانس هستید اگر در

این زندگی، مثلاً یک دوست واقعی داشته باشید.

میدونی؟ مثل یک دوست واقعی

فکر کنم چهار تا دارم

برد پیت...

اوم...

من او را پیت استاپ صدا می کنم چون ما به هم نزدیک هستیم. اوه...

و سه پسر دیگر آدمایی که از نزدیک میشناسید

مثلاً شما رازها یکدیگر را می دانید.

مثلاً یکی از دوستانم می دونم که از همسرش

پنهان می کند که گل مصرف میکند اسمش کیسی است

ام...

یکی از دوستانم از همسرش پنهان می کند که مک دونالد میخورد

چون چاق است و اسمش چارلی است.

من حدس می زنم که آنها اکنون می دانند، اما،

خیلی عجیبه که بعد از مدت ها آشنایی با مردم چیز جدیدی را متوجه می شوید.

من این افراد را 25، 30 سال است که می شناسم.

و من هفته گذشته متوجه شدم، پس

از گذشت 25 سال از این دوستی ها،

که تنها من کون میخورم

در کل آن گروه آیا این... برای شما دیوانه نیست؟

مثلا

حدس می زنم با یک سری از بچه های کلاس سوم دوست هستم. نمی دانم. ...

یکی از بچه ها هم تازه عاشق شده است. جاستین تازه عاشق شده

معمولاً افرادی که به تازگی عاشق شده اند واقعاً اهل دل هستند، می دونید؟

چون همه چیز رنگین کمان و پروانه است.

هر روز جاستین مثل...

"من عاشق هستم."

من می گم: "عالی است. تو کونش را خوردی؟"

او "نه" میگوید

گفتم: پس تو او را دوست نداری.

و او گفت: "نه، من دارم." و من گفتم: "نه، نداری."

"اگر این کار را می کردی، شیرین ترین بوسه را به او می دادی."

و او می‌گوید: "اون همان جایی است که او می ریند."

گفتم : آره ولی تو همون حین نخورش که

کمی صبر کن،

حمومی چیزی ببرش با برد پیت که اینجوری کردم

گفت حال بهم زنی گفتم : باشه حالا

و گفت: این کاری است که سگ انجام می دهد. گفتم ببخشید؟

گفت : سگ کون خودشو لیس میزنه

گفتم: اول از همه، اگر

می تونستم کون خودم را لیس بزنم،

الان در تور و اجرا نبودم

انجامش میدادم تا وفتی که یه دکتر بگه نکن

تا حدی که باید جلوم مینشست و میگفت

اگه قظع نکنی کونی واست نمیمونه

منم میگفتم : ولی خیلی حال میده

و میگفت : بهت اعتماد ندارم

"میخوام یه قلاده دور گردنت بذارم."

من می تونم آن را با پنجه هایم بردارم.

ببخشید خیلی احمقانه بود متاسفم. اکنون...

کاش پدرم هنوز اینجا بود، می‌دنی؟ او چند ماه پیش درگذشت.

و می فهمم که بخشی از زندگی است. برای همه اتفاق می افتد.

و اوه، می دانید، من... من فقط... من هرگز به ملاقات کسی بیمار در بیمارستان نرفته بودم.

این یک تجربه جدید بود. عجیب بود.

اگر هرگز این کار را نکرده‌اید، به بیمارستان می‌روید و بعد

کسی که آنجا کار می‌کند می‌گوید: «اینجا هستی که ببینی...»

و تو برو، "آره." آنها می گویند: "به زودی می میرند."

و شما میگید "من هم همینطور فکر کردم. برای همین آمدم."

و سپس آنها می گویند، "شما می توانید به آنجا بروید و اکنون مردنش را تماشا کنید."

و شما میگید "متشکرم

من شخصاً احساس می‌کنم مردن کسی را تماشا

کردن که شما قصد کشتن او را ندارید...

عجیب است، می دانید؟

مثلاً اگر کسی را داشته باشی و شبیه...

و آنها می گویند: "من دارم می میرم."

میگید : "من می دونم. . میخوام بمیری. واسه همین انجامش میدم."

احتمالا حس خوبی داره نمی دانم.

من فرض می کنم این یک احساس سرخوشی است که شما برای همیشه و همیشه به دنبال آن هستید. ولی...

از گارث بروکس(خواننده ای که شایعه قاتل بودن داره) بپرسید او همه چیز را به شما خواهد گفت. ...

یالاه

جنازه ها کجا هستند، جی؟

لطفا.

Tom Segura: Sledgehammer subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left