The first 200 lines.
:نکته « با رنگ سبز مشخص شدهاند عربی با رنگ نارنجی، و بخشهای اسپانیایی بخشهای »
مو، درمورد روغنزیتون مادرت زر مفت نمیزدی
بهترین چیزیه که توی عمرم خوردهام
سعی کردم بهت بگم
ولدِزنا
عین زیتونِ واقعیه. جیپیاِس داره، هان؟
پس چی. و بهمحض اینکه از مزرعه درآد، برات سیگنال میفرسته
هوم - اوهوم -
همینجوری
انگار داری بمب سیمپیچی میکنی
چون عربام؟
نه. نه. نهبابا. فقط به فکرم خطور کرد
پس اگه مَنی داشت این کار رو میکرد هم همچین فکری میکردی؟
مَنی چرا باید بمب سیمپیچی کنه؟
...منظور من هم
باورنکردنیه
چرا تیپ زدی؟
مطمئنام شیلا از من هم بیشتر لخت دیددت - چرا؟ چون والیبال کالجی بازی کردیم؟ -
آره. اون رختکنهای زنونه
یهمشت دختر سینهباز. دوشهای گروهی. من اون فیلمها رو دیدهام
فیلمهای نجسی که بهدست مردهای مریض ساخته شده
چطور به نظر میرسم؟ - عالی -
فقط باید من رو جدی بگیره - اون میدونه که مو لای درز کارـت نمیره -
اون توی تعمیرگاهت بوده - آره، و بهش میگه ناز. انگار که دکۀ لیمونادفروشیای چیزی دارم -
اوه
نمیخوام از اون وْ شوهرش پول گدایی کنم
پس نکن
بذار پول رو جور کنم و خودم بهت رسیدگی میکنم
میخوای کمک کنی؟ چطوره فقط این شِروْوِرها رو نفروشی و با من بیای و گلن رو راستوْریس کنی، لطفاً؟
اوه، همون یاروی سفیدپوست خرپولی که واسه سرگرمی یه گروه بلوز تشکیل داد؟
اونقدری خر هست که یه قصر ششمیلیوندلاری به دست آورده باشه
لعنت. شش میلیون؟
درضمن، لطفاً قول بده که بهمحض اینکه تونستی، خودت رو برسونی
آره - مهمونی ساعت یک شروع میشه -
و میخوام قبل از اون ایدهم رو بهش بدم - خیلیخب، میام -
این ساعتها رو میفروشم وْ صاف میام. بیخیال، عزیزم. عالی میشه. بیا اینجا
عالی انجام میدی. محشر انجام میدی. یالا
یالا. خودت رو جمعوْجور کن. توی چنگته
یالا. برو
خیلی ممنون. دستتون درد نکنه
اوه، خدای من
سلام
این خونه شگفتانگیزه. باورنکردنیه - !خیلی ممنون که اومدی -
شیلا، این که خونه نیست، این کاخه
،آره، میخواستم قبل از اینکه بیایم بشینیم ...تغییردکوراسیونش بدم، ولی، اه، گلن
گلن کو؟
اوه، تمرین گروه موسیقی. هفتۀ بعد توی یه همایش رمزاَرز مهم اجرا داره
بیتکوین وْ بلوز، هان؟
نگو، خجالتآوره
...ولی بلوز خوشحالش میکنه، پس
دوروْبر رو نشونت بدم؟
لطفاً
اه، ممنون که اومدی
« واس همین هرزهت پیداش نیست »
...چه وضع
تُف
!تُف
چه خبر، پسر؟
آ... من موئم
اومدهام دانته رو ببینم. از طرف اِیجی اومدهام. اِیجی رو میشناسی؟
!بذار ببینمت
همینه
وا نده. وا نده
آره
آره
!واسه مامان خونه رو خریدی ها! همینه! خودشه
اوه! طرز وایسادنت رو بپّا. طرز وایسادنت رو بپّا
هی، چه خبر، پسر. من موئم
دانته
!اون مبارز خودمه. بپاچونش، شیو
!واسه اون جایزه زحمت بکِش، جیگر - لعنت، اسمش «شیو»ـه؟ عین چاقوکِشی، دادا؟ دیوانهواره، پسر -
نالوطیه، نالوطیه - آره -
معلومه ناتوئه. گوشهاش رو ببین، دادا. از اون گوشهای رزمیکاری داره
.از اون گوشهای شکستۀ کلسیمیشده انگار یه پیتبول اون بیصحابها رو جویده
!اصلاً میشنوه چی میگم؟ هی، شیو! دیوثخان
اوه، میشنوه، دادا. روم سیاه. فقط داشتم شوخی میکردم، دادا. فقط داشتم مسخرهبازی درمیاوردم. بهش بگو
روالای، دادا. بیخیال. چی داری، ساعتفروش؟
سری اول
بم! نگاه کن. «بولووا» دارم، «دِیتونا» دارم. بم! نگاه کن - !اوه -
درسته. «رولکس»ِ زهچرخان دارم - اوه، تُف، وایسا -
با زهچرخانِ شیاردار. چه خبر؟ - غمت نباشه. باید انسولینم رو بزنم -
روبهراهای، دادا؟
نوشیدنی میزنی؟ - آره، نوشیدنی باشه که عالی میشه -
بیگ رِد»، «رِدبول»؟» - بیگ رِد» باشه عالی میشه» -
جلا پیدا میکنیم. اینجا جهنمه
لعنت، حتی پنبۀ الکلی هم نمیزنی، دادا؟ - کون لقش -
ناسلامتی گردنکلفتایم ها، پسر - ممنون، دادا -
گردنکلفتها میتونن بهداشتی هم باشن - گرفتیمش -
اینجاست؟
میخوای به داداشمون بگم بپیچه به بازی؟
نه، میتونه بمونه
با یه تیر دو نشون میزنیم
!وو
!باریکلا، شیو. باریکلا
کارـت درسته، جیگر. کارـت درسته
برو یه تخممرغ خامی چیزی بزن
عین راکی، آره - آره، عین راکی -
ساعتفروش
تو اینجا میمونی - چی بمونم؟ کجا؟ -
...آ
چیه؟
...آم
هی، پسر. ببین، ببین... من میتونم راحت یه موقع دیگه بیام
سرت شلوغه، خب؟ - نه، روالای. غمت نباشه -
بیخیال. ساعتها رو نشونم بده - نه، نه، نه، نگران نباش -
به من بگو «استیوی واندر»، دادا. من هیچی نمیبینم
من تابهحال توی عمرم زیرآب کسی رو نزدم. فردا برمیگردم
!ساعتها رو نشونم بده
باشه
هنوز اون «بیگ رِد»ـه رو میخوای؟ یه جرعه بزن
یالا
...میدونم واسه فقط دونفرمون خیلی بزرگه. ولی
گلن واقعاً یه باغوحش میخواست
باغوحش دارید؟
از اون کوچولوهاش
اوه
بابت زندگیکردن توی یه خونۀ محشر احساس بدی نداشته باش
بهعلاوه، من همیشه یه دوستِ استخردار میخواستم
این خونه، فقط واسه ما نیست
،قضیه جبران زحمات دوستانمونه
اجتماعمون
اینجا یهعالمه گلریزون برگزار میکنیم
که واسه همین هم پیش خودم گفتم ممکنه دلت بخواد توی یه کسبوْکار محلی کوچک سرمایهگذاری کنی
مثلاً مغازۀ من - اوه، نه. داری ورشکست میشی؟ -
نه. نه، نه، نه
راستش وضع کارمون بهقدری خوبه که مشتری رد میکنیم
پس، میخوام یه مغازۀ دوم باز کنم
!اه
!ماریا، خانمرئیس
تودلبروئه
...خب، گفتم قبل از اینکه گلن بیاد، طرح کسبوْکار رو نشونت بدم
هی، عزیزم! ببین کی رو پیدا کردم
ماریا! چه خبر؟
سلام - بم -
عاشق مواقعیام که اسپانیایی حرف میزنی
پس این طرحه چی هست، ماریا؟ - از طرح برامون بگو -
هوم
آره، منظورم اینه، اینها همهشون حرکت دائمیان
این پُخ ضدّآبه؟ - آره، منظورم اینه، مقاوم در برابر آبه -
...ولی دیگه باهاش نمیرم غواصی اسکوبا - !دهن گشادت رو ببند -
میخوای یه تیکه نوارچسب دیگه بزنم روی سوراخهای دماغ بیصحابت؟
ببخشید، دادا. ملاحظه سرش نمیشه. چی داشتی میگفتی؟
خیلی پُرروئه، آره - مردک دیوث -
پس، همونطور که گفتم، این دائمیه. فقط تکونش میدی. باطری لازم نداره
اوه، تُف
ببین، دادا. من واقعاً نمیتونم این کار رو بکنم. دعوی پناهندگیم در راهه
میدونی منظورم چیه؟ این رو از همینجا برمیدارم، خب؟
و فقط... میدونی، من «سیاِسآی» دیدهام، میدونی چی میگم؟ - «سیاِسآی» -
فقط همۀ اثرانگشتهام رو پاک میکنم
میدونی، جهت دیاِناِی - البته -
طرزکارشون رو دیدهام
ممنون. و برمیگردم. هوات رو دارم. هان؟ - هی، هی -
...آخه
میتونم هم بمونم. میدونی منظورم چیه؟
میتونیم فقط... تلویزیونی چیزی تماشا کنیم
نمیخوای بدونی اون یارو چیکار کرده؟
نه، واقعاً نمیخوام، راستش بهنظرم اصلاً نباید چیزی بهم بگی
پس، چند ماه پیش، با یه رقیب کاری بحثم شد
بحثمون بالا گرفت وْ آخرش در خصوص پام به وضعیت مگان دی استالیِن» دچار شدم. میدونی چی میگم؟»
نه، نمیدونم. من «مگان» دوست دارم. اما «استالیِن» نه
جفتمون میدونیم چرا نمیتونم برم بیمارستان
همذاتپنداری میکنم - درسته؟ -
،پس، زنگ میزنم این یارو که اینجاست و بهش پول نقد میدم که بخیهم بزنه
کارش رو میکنه، یه شیشه کدئین میده بهم وْ میگه راستوْریسام
،هنوز سه هفته نشده، روی تخت بیمارستانام
یه دکتره بهم میگه باید پام رو قطع کنن
میدونی چرا؟
نه
!چون این مادرقحبه بهگایی داد
چن؟
اوه، میشناسیش؟
گلن، واقعاً لازمه که برات بازارگرمی کنه؟
نه، نه. این خوبه. میخوام جفتتون احساس کنید که این سرمایهگذاری هوشمندانهایه
اینها برآوردهای مالیته؟ - آره -
،بهعلاوۀ ترازنامهها، صورتحساب سودوْزیان و جریان نقدیِ سه سال اخیر، همهش هست
اوه، عجب، خانم بازرگان رو ببین
این که منطبق با «گپ» نیست
چرا از حسابداری تعهدی استفاده نمیکنی؟ - گلن، اون که مدیریت ارشد کسبوْکار از «وارتون» نداره -
،ما کسبوْکار کوچکی هستیم. پس طرحریزی طبق حسابداری نقدی راحتتره
مدرسۀ وارتون دانشگاه پنسیلوانیا: قدیمیترین و ] [ معتبرترین مدارس بازرگانی و مدیریت و اقتصاد جهان
اگه اعدادوْارقام موثقه، چرا نمیری سراغ بانک؟
...آم
...بابام، اون
تحت اسم من کُلی کارت اعتباری گرفت و اعتبارم رو به گا داد
...هوم
و تنها راه برطرفکردنش اینه که ازش شکایت کنم
من واقعاً آمادگی چنین کاری رو ندارم - هنوز هم الکلیه؟ -
یه بار، وسط بازی والیبال رفت توی زمین و شگوننما رو لتوْپار کرد
اژدها بود
از حضور در فینال محروم شدیم
اوه، ولی اون مثلاً بازتاب منفیای چیزی روی تو نداره
همین چیزهاست که آدم رو قویتر میکنه
درسته. آم... من خیلی سریع از سرویسبهداشتیتون استفاده میکنم
باشه - آ... کجاست؟ -
هر گوشهای یهدونه هست. پیدا میکنی
باشه
...ببین، دانته
بهعنوان کسی که دستوْپاهاش کامله وْ سالمه، نمیتونم دربارۀ این چیزی بگم که ازدستدادن یه پا چه حسی داره
بیرحمانهست، دادا
باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.