Fate/stay night [Unlimited Blade Works]

Fate/stay night [Unlimited Blade Works]

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Fate Stay Night Unlimited Blade Works S01E10 BluRay 720p x265
A Commentary by Hamid0R4Noshadi
با زمانبندی دقیق و ترجمه کامل

Tags

BluRay
720p
720
x265
Published on: 2021-07-29
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 157 lines.

دنیای انیمه تقدیم می کند

. من شالوده ی شمشیر خود هستم

. بدنم از آهن و خونم از آتش است

. بیش از هزاران شمشیر ساخته ام

... نه مرگ می شناسم

. و نه زندگی

. درد ها و رنج های بسیاری رو تحمل کردم تا سلاح های بیشماری رو درست کنم

. ولی با این وجود ، هیچ چیزی نصیبم نخواهد شد

. " پس همچنان به دعای خود ادامه می دهم ، " شمشیرزار بی حد و مرز

. پس اینجوری بوده که به یه روح اسطوره ای تبدیل شده

. چقدر مسخره

تا کی می خوای معطل کنی ؟

# 10 پنجمین متحد

# 10 پنجمین متحد

! تا کی ؟ فقط تا 7:30

. اگه بیشتر بشه که مدرسم دیر میشه

. منظورم برای رفتن به مدرسه نبود

. جنگ جام مقدس مد نظرم بود

. همکاری کردن با یه ارباب دیگه فکر بدی نیست

. ولی همکاری که برای خودت انتخاب کردی ، بدترین همکار ممکن هستش

بهت نگفته بودم که به هیچ وجه پیمانم رو با امیا کون به هم نمی زنم ؟

... قبول دارم که موقع ی جنگ به درد نمی خوره

... ولی به عنوان یه متحد هیچ مشکلی باهاش ندارم

... و

. یه حسی بهم میگه که تحت هیچ شرایطی امیا کون بهم خیانت نمی کنه

. ببین چی میگم ... اون اینقدر زنده نمی مونه تا پایان این ماجرا رو ببینه

. اگه حتما دلت می خواد که یه متحد برای خودت داشته باشی ، کستر گزینه ی بهتری ـه

. مزخرف نگو ، آرچر

داری میگی که برم و با اون هیولا متحد بشم ؟

. درسته ، اون یه هیولاست ، ولی واقعا یه جادوگر کامل ـه

. اگه تو هم یه جادوگری ، باید نتیجه ی نهایی رو به ایده آل هات ارجح بدونی

. متلک پرت کردن فایده نداره . من طرفم رو عوض نمی کنم

عجب . آخه به تو چی شده ؟

. از وقتی امیا شیرو رو دیدی ، رفتارت عجیب شده

اون رفتار عاقلانه ی همیشگیت کجا رفته ؟

. درسته ، رفتارم کمی عوض شده

. ولی آرچر ، همه ی اینا همش به خاطر رفتار های مسخره ی خودت بوده

چی ؟

. هیچی ، فراموشش کن

. به هر حال ، از اونجایی که تو خادم من هستی ، من فقط کاری رو انجام میدم که فکر می کنم درسته

... من به ساده لوحی امیا شیرو نیستم

. ولی چیز هایی هم هست که ازشون کوتاه نمیام

! سر اون چیز ها با هیچ کس مدارا نمی کنم

آرچر ، جوابت چیه ؟

چی دارم که بگم ؟

. این وظیفه ی خادم ـه که وقتی اربابش از خود بی خود شده ، ازش حمایت کنه

. تا وقتی که به خودِ همیشگیت برگردی ، از دور حواسم بهت هست

. من چم شده ؟ این اواخر اصلا نتونستم خوب بخوابم

. خب ، اونا واقعا شمشیر های قشنگی بودن

. آره

ازشون خوشم میاد ، مگه بده ؟

. همه ی حرف هام همین بود

. مطمئنم نیازی به گفتن نیست ، ولی یادت نره که در ها رو قفل بکنی

. البته ، نیازی به گفتن نیست

... هی ، ایسه

چیه ، امیا ؟

. یه مدتی هست برام سوال شده

تو و کوزوکی رابطه ی نزدیکی دارین ؟

آه ، حالا که حرفش شد ، فکر کنم بهت نگفتم ، مگه نه ؟

. اصلا تعجبی نداره که رابطه ی خوبی باهاش دارم

. چون به هر حال اون برام مثل یه برادر بزرگ تر می مونه

برادر بزرگ تر ؟

، سوئیچیرو ... نه

. کوزوکی سنسی تقریبا سه سالی هست که توی معبد ما زندگی می کنه

. آدم ساکت و کم حرفی ـه ، ولی واقعا آدم رک و راست و درستکار و با وجدانی ـه

. به خاطر زندگی کردن زیر یه سقف ـه که همچین احترامی براش قائلم

. کاملا طبیعیِ که بهش به چشم برادر بزرگترم نگاه می کنم

کوزوکی توی معبد ریودو زندگی می کنه ؟

آ ... توساکا ؟

توساکا ؟

... رئیس شورای دانش آموزی ، در رابطه با همین برادر بزرگترتون

این اواخر اتفاق خاصی توی معبد نیفتاده ؟

. من با کسی که گوش وایمیسه ، هیچ حرفی برای گفتن ندارم

. ایسه ، منم دلم می خواد بدونم

شما دو تا چتون شده ؟

... با اون اتفاق دفعه قبلی

. خب ، فکر کنم یه اتفاقی افتاده باشه

. کوزوکی سنسی قراره به زودی ازدواج بکنه

. تقریبا دو هفته پیش ، یه زنی رو با خودش به معبد آورد و گفت که نامزدش ـه

. هرچند که برام کمی عجیب به نظر می رسه ، ولی واقعا براشون خوشحالم

. براش استثنا قائل شدیم و اجازه دادیم توی معبد بمونه

. فعلا ، با همدیگه توی یکی از اقامتگاه های جدا از معبد اصلی زندگی می کنن

. پیداش کردیم

... بعد از اون داستانی که سر ایسه در اومد

. به نظرم اشتباهه که به هر کسی که توی معبد ریودو زندگی می کنه ، شک بکنیم

. چرا ؟ کسی که دیگه اینقدر مشکوک باشه حتما باید یه ارباب باشه

. و اون نامزدش هم کستر ـه

. هیچ شکی ندارم

. همین امشب حمله می کنیم . بهتره بری و خودت رو آماده کنی ، امیا کون

وایسا ببینم ... امشب ؟

. البته

. هیچ تضمینی وجود نداره که فردا هم کوزوکی سنسی باز بیاد مدرسه

. تو راه برگشتش به خونه آزمایشش می کنیم که ببینیم ارباب هست یا نه

آزمایشش می کنیم ؟ چجوری ؟

. بهش یه گاندار کوچولو شلیک می کنم

، اگه کوزوکی سنسی یه آدم معمولی باشه . اونوقت فقط یه چند روزی میفته گوشه رخت خواب و با سرما خوردگی سر و کله می زنه

. خب مشکل همینه دیگه

. اگه هم یه ارباب باشه ، دقیقا همونجا درگیری ایجاد میشه

. اونوقت واسه گفتگو دیگه خیلی دیره

. اینجوری که واسمون خیلی هم بهتر میشه

کجاش دقیقا عیب داره ؟

... خب ، اگه همچین اتفاقی بیفته ، تو توی خطر بزرگی میفتی

. واقعا ؟ برام زیاد مهم نیست

. خودم از پسش بر میام

. عجب

. خیلی خب ، منم باهات میام

پس برنامه دارین که امشب به ارباب کستر حمله کنید ؟

... آره ، هنوز مطمئن نیستیم که کوزوکی سنسی ارباب باشه

. ولی حالا که کار به اینجا کشیده ، مجبوریم آزمایشش بکنیم

. درسته

. دلیل مخالفتت رو درک می کنم ، شیرو

. ولی فعلا بهتره طبق نقشه ی رین عمل کنیم

. ای کاش می تونستم اینا رو بیشتر شبیه شمشیر های اون بکنم

چرا دارم چرت و پرت میگم ؟

... وقتی که به فوجی - نه ... نه چیزه ، وقتی به فوجیمورا سنسی زنگ زدم تا بررسیش بکنه

. گفت که کوزوکی هنوز توی مدرسه ـست

. که یعنی هنوز روال روزمره ی همیشگیش رو داره دنبال می کنه

. که در این صورت ، به زودی از مدرسه میاد بیرون

رین ، چرا آرچر اینجا نیست ؟

. گذاشتمش خونه بمونه

. دلم نمی خواد زیاد دور و اطراف کستر بیاد

منظورت چیه ؟

. بیاین عجله کنیم

... از اینجا تا معبد ریودو فقط یه مسیر وجود داره

. که کوزوکی مجبورِ از اینجا عبور بکنه

. دام ـمون رو اینجا پهن می کنیم و براش کمین می کنیم

مکان خیلی خوبی ـه ، مگه نه ؟

... چیز خیلی خاصی نیست ، ولی یه میدان جادویی برقرار کردم

. با اینکه هنوز از بیرون میشه ما رو دید ، ولی کاملا عایق صدا هستش

. اینجا بمب هم بترکه ، کسی متوجه نمیشه

خب ؟

. بسیار عالی

... خیلی خب ، سیبر ، در مورد نقشه ی اصلی

! توساکا

. انگاری از راه رسید

. هی ، توساکا ... فکر کنم واقعا کوزوکی نمی تونه باشه

. خب ، تا چند دقیقه دیگه می فهمیم

. شروع می کنم

. صبر کن

. بهت که اخطار داده بودم ، سوئیچیرو

. که هر لحظه ممکنه همچین اتفاقی بیفته ، پس بهتره توی معبد ریودو بمونی

. اصلا هم اینطور نیست

. طعمه هامون رو بدست آوردیم

. خب ، بیا بیرون دیگه ، خانوم جادوگر کوچولوی احمق

. سه ثانیه بهت وقت میدم

. بعد از اون ، جواب کاری که کردی رو بهت میدم

امیا کون ، آماده ای ؟

. وقتی علامت دادم ، شروع می کنیم

. شرمنده

. بذارش واسه یه وقت دیگه ، توساکا

! ها ؟ شیرو

. اوا ، چه جالب

حالا کمی بهتر متوجه شدی که توی چه وضعیتی هستی ، پسرک ؟

توساکا و امیا ؟

. پس فقط ماتو نبود ، شما ها هم ارباب هستید

. شاید جادوگر باشید ، ولی هنوز هم هیچ شانسی ندارید

کوزوکی ، کستر داره تو رو کنترل می کنه ؟

More Farsi Persian subtitles for Fate/stay night [Unlimited Blade Works]

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left