The first 200 lines.
مردِ آفتابي
تیم ترجمه Opus-SuB تقدیم میکند
اين سريال داستاني براساس وقايعِ تاريخيست
برخي سازمانها و شخصيتها ساختگي ميباشند
تویی یوجین؟
خيلي وقته نديدمت
ترفيع گرفتي
هنوزم انگليسيت افتضاحه
توي کشورم
برخلاف تو
من همیشه مقام بالایی داشتم
کره اي حرف ميزني
ميدوني چرا هيچوقت انگليسيم خوب نشد؟
چون داشتم کره اي ميخوندم نه انگليسي
روياي روزي رو ميديدم که
که توي چوسان، مستعمره کشورم کار ميکنم
خيلي وقته نديدمت
يوجين
اگه به هانسونگ برم
بهم خوش آمد نميگن
پس از اون موقع
توي چوسانی
از رويارويي مون شوکه شدي
يا عصباني؟
بعدا با هم حرف ميزنيم
بايد قبل از غروب گزارشمون رو بديم
تو دنبالم مياي سفارت
اونايي که تا مدرسه اسکورتت کردن هم بيار
میتونی توی کجاوه ات بشینی
اول توضيح بده چه خبره
معلم زن آمريکايي مدرسه ات
رو ژاپني ها بردن
سفارت آمريکا از کساني که درگير قضيه اند
بازپرسي ميکنه تا ته و توي قضيه دربياد
اين دو تا بانو رو ببريد سفارت
بله قربان - بله قربان -
وايسيد
خودم میام
بهم دست نزنيد
خانم هامان - بله؟ -
کجاوه ام رو بیار
به امپراطوري کره خوش اومديد
به امپراطوري کره خوش اومديد
به امپراطوري کره خوش اومديد
به امپراطوري کره خوش اومديد
دقيقا با اعتماد به نفس بگو
در هر حال کسي نميفهمتش
چرا وقتي کسي نميفهمه به انگليسي بايد بگمش؟
در هر حال همه شون ژاپنین
ميخوام يه کوچولو
سرکشی کنم
به خاطر آماده سازی تالار شلوغه
خانمها توي اتاق استراحتِ ويژه هستن
دوباره آخرين نفرم؟
دوباره مجبورم ميکنن من حساب کنم
خیابونها غلغله است
اینطور که شنيدم، به گودونگمه شليک شده و بردنش بيمارستان
برو کنار! اتاق عمل کجاست؟
!دکتر رو بيار
باشه - زود باش -
!دکتر -
بهش شليک شده
سعي کردم جلوي خونريزي رو بگيرم
اما حدوداً سي دقيقه گذشته
احتمالا خونِ زيادي از دست داده
به سختی بهوشه
امروز علت مرگ مشخص ميشه
طبیبی که آزمایش رو انجام میده براي لي وان ايک کار ميکنه
حتما
بايد فورا عمل شه
لطفا اتاق رو خلوت کنيد
برام مواد بيهوشي بيار - بله قربان -
نميخوام
نذاريد نزديک سرنگ بشه
خواهش ميکنم دونگمه
ممکنه بيدار نشم
هي
فقط گلوله رو بيرون بيار
از کنارم نريد
اگه اتفاقي برام افتاد
اول اون رو بکشين
!رئيس - !رئيس -
ترجمه و زیرنویس SafiRa -سفیرا
گلوله رو بيرون آوردم
رئيس - رئيس -
لطفا بشينيد
کجا بشينم؟
همينجا خوبه
يه مقدار قهوه ميخورم
میدونی، واقعا غذاي غربي به ذائقه ام خوش نمياد
اين نوشيدني غربيه
واي خداي من تلخه
چرا مزه اش اينطوريه؟
انگليسيت خيلي بهتر شده
...اونا واقعا
استلا رو بردن؟
نترس
نمیخوان ازش بازجویی کنن
نترسيدم
چون ميدونم چيکار ميکنن
چي کار ميکني؟
ازت محافظت ميکنم - محافظت -
براي اينکه جلوي اعتراض پدربزرگت رو بگيرن
ممکنه تو رو گروگان بگيرن
فکر کردم اينجا جات امنتره
اگه اينطوره
پس استلا به جاي من زجر ميکشه
اون يه آمريکاييه
هيچ کشوري جرات نداره به يه آمريکايي صدمه بزنه
سعي داشتم نگرانيت رو کمتر کنم
...با اون مرد
آشنایی؟
سرباز ژاپني
توي نيويورک همسايه بوديم
اما ظاهرا همه چيزي که در موردش ميدونستم اسمش بوده
اتاقم رو لخت کردن
بقيه چيزا رو قايم کردم
اما نگرانِ کتابِ کوک امم
روي ميزم جا گذاشتمش - کتاب کوک چيه؟ -
فکر کردم امريکايي ها همه چيز بلدن
اينم کتاب کوک تون
از کجا يادت موند با خودت بياريش؟
مرسي
چطور ميتونم فراموش کنم؟ اسمش روي کل صفحاتش هست
اسمم؟
ميتوني بخوني؟
البته
هر بار که مينوشتيش ...ميگفتي
يوجين چوي
يوجين چوي
يوجين چوي
اسم منه
ميذارم استراحت کنيد
...من
بلند میگفتم؟
آره
"يوجين چوي"
معلم چطوره؟
...اوه اون
حتي توي بازداشت هم خيلي آرومه
فقط گفته که از غربه
خیلی خیالم راحت شده
وزير آلن به طور رسمي به ژاپن اعتراض کرده
اما چرا بايد سربازهای ژاپني بخوان اون بانو رو بگيرن؟
آدم خطرناکيه؟
پدربزرگش سعي داره که امپراطور چوسان رو برعليه ژاپن بکنه
خيلي جالبه
میشه آخرین خط
پس باخبر شدی
نگران نباش
...گودونگمه هنوز بيهوشه
اين يه نامه اضطراري به آقاي رينو است
مخفيانه برسونش
بله قربان
آقاي داتسوياما خيلي وقته نديدمتون
شنيدم گودونگمه رو عمل کردي
عمل خوب بود
به طور موقت توي شوکِ اما به زودي بيدار ميشه
براي همين توي همچين وضعيت دشواري هستي
اين يه نامه اضطراري
براي آقاي رينو است؟
...پرسيدي
که بايد گودونگمه رو بکشي یا نه؟
اگه هم پرسيده باشم
شما در موقعيتي نيستيد که همچين سوالي بکنيد
چرا که نه؟
به خاطر گزارش کالبدشکافيه؟
...فکر ميکني
هنوز دستِ رينو است؟
...چطور
داشتنه این چيزي رو عوض نميکنه
همینطورم اینکه الان تو دستای منه
حتما به نظرت موثق میاد
واسم مهم نيست که گزارشش رو بدي يا نه
اما اگه ميخواي يه روز ديگه زنده بموني
مطمئن ميشي که گودونگمه زنده ميمونه
ميتوني نگهش داري
يه مهموني خوش امدگويي دارم که بايد برم
با اين نامه چيکار کنم؟
!دهنتُ ببند
نميبيني دارم اينو ميخونم؟
چي شده؟
زخمي شدي؟
من نه، گودونگمه
توي جينگوگه بهش شليک کردن
ميگن عمل خوب پيش رفته ولي هنوز بيهوشه
شک دارم که این مدت فرصتی براش پیش اومده باشه که تونسته باشه اینطوری استراحت کنه
اون قويه
پس به زودي سرپا ميشه
بايد استراحت کني
بايد بعد از اينکه لباسهام رو عوض کردم برم
ميبينم که سرت شلوغه
ولي بازم وقت پيدا کردي
بري خونه والدينم
حتما مادرم عصبانيتش رو سرت خالي کرده
کرد
وقتشه؟
با اينکه ديره
ميتونم الان عذرخواهي کنم
از طرف پدربزرگ و والدينم
No comments yet. Be the first to leave one.