The first 200 lines.
چیزی پیدا کردی درباره "میشل" و "رافائل"؟
نه فکر کنم فرار کردم
باید پیداشون کنیم
اگر ما این خائنان رو تحویل ندیم
مارسلا قاطی میکنه
چی شده؟
هیچی
دیدی؟
بعد از این همه کاری که میشل کرد بعضی از مردم هنوز با اون هستند.
فکر میکنی دارن از اون محافظت میکنن؟
. آره. بعضی از مردم، مثل الیسا
واقعا ؟ولی تا اونا بیان همینجا مونده
. یا اینکه اون میگه
اینجا چیکار میکنی؟
شکسته
چقدر طول میکشه تا من به حالت عادی برگردم؟
حدود سه هفته.
من نمیتونم زیاد اینجا بمونم
تو گند زدی، مگه نه؟
برای تشخیصم چقدر بهت بدهکارم دکی؟
از این گذشته، چرا شما نگران من هستید؟
نمی خوای برگردی به اف شور و من رو فراموش کنی؟
. "پس برو،" الیسا
. من رو فراموش کن خودتو نجات بده
داد نزن، باشه؟
. یه چیزی واسه پات میخوام . الان برمیگردم
الیسا
منتظرت بودم
. توی اتاق بیمار بودم
اینجا کمی شلوغ ه دارم درمانش میکنم
من هم به کمک احتیاج دارم
میتونی کمکم کنی؟
حتما
اون پشت منه. فکر کنم یکم زیادهروی کردم
. بذار ببینمش
بدنت نمیتونه بیشتر از اینارو تحمل کنه
.. اون ضربهای که خوردی . من کاری رو کردم که باید میکردم، دکی
تو چطور؟ نظرت درباره اتفاقی که داره میفته چیه؟
امیدوارم اوضاع بهتر بشه به محض اینکه اف شور به اینجا می رسه
میدونم
می دونی که می تونی روی من حساب کنی برای هر چیزی که نیاز داشته باشی.
خب، از اونجایی که تو گفتی من به غذا برای بیماران نیاز دارم
بعضیاشون خیلی بی جون شدن
حتما بهشون سر میزنم
به نظر می رسه تو نمی خوای اینجا باشی
هیچ کس خارج از کشور نمی خواست.
مخصوصاً با انتخاب. بعد از اتفاقی که برای اتویو افتاد ...
میخوام بهت کمک کنم که برگردی اف شور
. میدونم که اینو میخوای
کمکم کنی؟ چطور؟
ما فقط نیاز داریم به مارسل پیشنهاد مشتی بدیم
... اگه کمکم کنی میشل و "رافائل" رو بگیرم
فرار کردند. نمیدونم کجا هستند.
میدونم
من فقط دارم میگم که باعث میشه برگردی اونجا
این شانس توست.
خب؟
میگه که چیزی از فرار اونا نمیدونه
دروغ میگه
. مطمئنم "رافائل" هنوز اینجاست
بدون او ن از اینجا بیرون نمیره
حتما تو صدف ه.
واقعاً میشل؟ دزدی؟
من به آب احتیاج داشتم
تو چرا اینجایی؟
از صدف بیرون شدم.
اونا هر چی که ساختیمو در اختیار اف شور میذارن
مشکل من نیست.
- آیا این جمع کننده صدفه ؟دستو بکش
پیداش کردم
جالبه که چطور از دست دادن این کار احمقانه کافی بود
. که صدف رو نابود کنه …
چرا دنبال من اومدی؟
نمیدونستم اینجایی .
. داشتم دنبال یه سایه میگشتم
. این یکی گرفتهشده
برو یکی دیگه پیدا کن
هی
از این طرفه
تو ویرانه های نیروگاه.
در رو باز کن بازش کن
در رو باز کن بازش کن
ساکت
ساکت
. کسی وارد نمیشه . هیچی داخلش نیست
پس چرا نمیتونیم بیایم تو؟
ما اتاق انبار رو تبدیل میکنیم به یک زندان . دروغگو
بله درست ه. حالا صدف یک زندان داره.
نمیذارم به یه دردسر دیگه تبدیل بشه . ولی ما گرسنه ایم
درسته
غذایی که باقی مانده جایزه هست
برای دستگیری میشل و بقیه فراری ها
. و نگران نباشین، بچهها
فردا اف شور یه عالمه غذا برامون میارن.
ما بزرگترین ضیافت را برگزار خواهیم کرد.
میشل، میشنوی؟
جواب بده.
میکل، به من جواب بده.
رافائل. ساکت باش.
اگر بشنوند ؟
هر چی میشل رو صدا میکنم جواب نمده
دردتو کم میکنه
اوضاع طبقه بالا چطور ه؟
بی نظمی
مارکو و گلوریا درگیر هستن مثل موسسان صدف.
چی؟
دارم سعی میکنم بفهممت
دوست داری برگردی اف شور بعد از اتفاقی که افتاده خوشت نمیاد
پس تو به من کمک میکنی دوباره؟
بگو ببینم فقط یه پا شکسته میخوای؟
تصمیمتو بگیر
نمیتونی ضد اف شور باشی
به من نگو که چیکار کمم
الیسا صبر کن
الیسا
نگران نباش. من اینجا منتظرت خواهم بود.
فرآیند ۹۹
میبینم تو این فرایند دوست پسرت هم هست
بله اسم اون اتویویو هست.
برای رقابت باهم چگونه این ایده را مد نظر دارید؟
ما در حال رقابت نیستیم. به هم کمک میکنیم و با هم عبور میکنیم
این یه مشکله امکانش هست به ندرت اتفاقی بیافته
از نظر اماری،
۳ درصد شانس مشترک همراه با ۳ درصد از بقیه
برابر با ۰.۰۹ درصد.
اینجا نوشته کارت مراقبت از بیمارانه
بله یک پیرزن از محله من ، مادر اوتویو ،
او برای هر کسی در این منطقه مهم ه نوزادان را تحویل میده
به نظر من این عالیه
خب من از اون خواستم که به من یاد بده.
چرا؟
یک نفر باید این کار را بکنه
اما اگر بگذری، دیگه این کار را نخواهی کرد.
هنوز هم برای واکسینه کردن میتونم کمک کنم
میتوانستم برگردم و …
ما فقط نامزدهای آینده را واکسینه میکنیم.
اگر از اینجا بگذری، داخلی را فراموش کن.
شما نمیتوانید در هر دو طرف زندگی کنید.
چرا؟ زندگی یک چیز نیست.
چرا باید انتخاب کنیم؟
مصاحبه دیگه ای هم هست که . الان تو رو نابود می کنه …
اما نگران نباش.
اونقدرا هم خشن نیستم
من می دونم که این مرحله به شما یاد می ده تا درست فکر کنم.
اون قایم شده بود. میخواست یواشکی بیاد تو
. اعتراف کن
همه بر میگشتند. نمیخواستم از اینجا بیرون برم.
اون مخالف سرنگونی صدف بود.
. اون و دوستش جوانا.
باید دنبال میشل رفته باشه.
حقیقت داره؟
کجان؟
من چیزی در مورده میشل و جوانا نمیدونم
. خودم تنها اومدم
. توی اتاق ذخیره زندانیش کنید
بزار برم
خب؟ما پاداشمون رو میگیریم؟ ما یک خائن اف شور داریم.
یا اینکه ما رو می خوای برای شکار مارمولک تو بیابونن؟
زود باش بلند شو
زود باش کولت نمیکنم
میخوام یه چیزی نشونت بدم
. دیگه کافیه. واسه بعدا یه کم پسانداز کن
ممنون
اینجا دیگه کجاست؟
. باید بدونی
این نیروگاه هست زوج موسس منفجر شد.
. یا به هر حال تو میگی
اومدی دنبالش بگردی. چون تو حرفمو باور کردی؟
تو همیشه دروغ میگی، اما این میتونه حقیقت داشته باشه
من حقیقت رو بهت گفتم
به تو گفت ، و فقط تو ، در مورد پیشنهاد مارسلا.
و تو به همه گفتی
برای جمع شدن به گلوریا گفتم نمیدونستم بره تو دسته مارسلا
فرناندو هم بیهوده خواهد مرد.
هیچ وقت تو کارات زندگی مردم برات اهمیت نداشت
صدف رو برای خودت ساختی نه مردم
یه قلعه برای خودت
تو همه چیز رو خراب کردی
همه.ی کارت دروغ و ریاکاریس
این کاری بود که من برای انجام دادنش آموزش دیدم . Ezequiel "بهم یاد داد"
دیگران رو سرزنش نکن.
. خودت خواستی همه این کارا رو تنهایی انجام بدی
، یه قرن بعد و اف شور داره برنده میشه
این بار بدون تلاش زیاد.
همه چیز رو خراب کردم
. به خاطر آب ممنونم
. صبر کن ببینم
از این که اعتراف کنم متنفرم ، اما تو همه چیز رو به تنهایی خراب نکردی.
یه چیزی راجع به صدف هست. تو نمیدونی.
الیسا
. "اوه،" ارتور تو رو اونجا ندیدم. .
. مارکو "ازم خواست اینو بهت بدم"
غذاس
ممنونشم.
خب، این واسه چیه؟
. زخمها رو درمان می کنه
ممنون که منو پانسمان کردی
عالیه
خوشحالم که فرصت کردی برگردی اف شور
کاش اونارو داشتم اما تو ازم گرفتی
No comments yet. Be the first to leave one.