The first 200 lines.
ولی فکر کنم ازت خوشش میاد
پس شاید اصلاً چیز بدی نباشه
اون دختره که تو کار لاته میده، بارداره
و خیلی دلم میخواد ازش بپرسم میتونم بچهشو بخرم؟
فکر کنم یه جایی پیدا کردم
امبر داره اسبابکشی میکنه
باید سال دیگه دنبال این باشیم که مکس رو بذاریم یه مدرسه معمولی
خیلی خب
من و تو باید با هم شریک بشیم
باور کن وقتی اینجارو ببینی
میفهمی چی میگم
میخوام اینو انجام بدم
و نمیخوام این کارو بدون تو انجام بدم
پدر و مادر اون بچهای که بهش زدی
میخوان شکایت کنن
این اولین بارم نیست
خیلی عالی میشه
خب مکس، اگه احساس کردی میخوای تو کلاس حرفی بزنی
باید یادت باشه دستتو ببری بالا
و منتظر بمونی تا معلم صدات کنه. و حتماً صدات میکنه
آره، حتماً. و اگه میخوای خودتو معرفی کنی
و بگی: "سلام. من مکس بریورمنم." میدونی، برای اینکه با بچهها آشنا بشی
مطمئنم اینجا بچههای خوب زیادی هستن
آره، و اگه یکم لبخند بزنی
این کمک میکنه که اونا بفهمن تو میخوای دوستشون باشی
آره، تو چشماشون نگاه کن. مستقیم تو چشماشون نگاه کن
باشه، فهمیدم. تو چشماشون نگاه کنم
لبخند کمک میکنه. من مکس بریورمنم
مردم رو درست نکن. آره
آره، و سعی کن معلم رو درست نکنی
اینجا خیلی بهتر از فوتپث میشه
چرا؟ آره
آه، چون تو فوتپث فقط هفتهای یه بار میتونستیم بستنی بخوریم
اینجا هر روز داریم
آها! درسته
خب هی! ببین کی اینجاست! خانواده بریورمن!
سلام! سلام، خانواده بریورمن!
اولین روز مدرسهست! خیلی هیجانزدهاید؟
بچه لگد زده؟ یه ذره
خوش بگذره، سید. خداحافظ
صبح خوبی داشته باشی. سلام جبار. خداحافظ
خداحافظ. خداحافظ، بچهها!
خداحافظ، مکس!
خداحافظ، بابا! خداحافظ، بابا!
وای
خیلی باحاله، مگه نه؟
باشه. بذار ببینم
ام... فرنچ روست
دوباره؟ آره
چیه، شب کاری داری یا چی؟
نه، من فقط قهوه دوست دارم
قهوهی زیاد، هر جور قهوهای
هی، میتونم یه سوال حقوقی ازت بپرسم؟
حتماً
ام، فقط اینه که...
میدونی چیه؟ ولش کن
میدونم سرت شلوغه. نه، نه
و من فقط... اشکالی نداره
نمیتونم، متاسفم... زوئی. من که گفتم آره
چی شده؟
خیلی خب، پس...
صاحبخونهام بهم گفت باید از آپارتمانم برم
ولی قضیه اینه که فکر کنم فقط میخواد جا بده
رفیق دوستدخترش رو تو ساختمون
باحال نیست
درسته؟ آره
میدونستم که باحال نیست. باحال نیست
باحال. خیلی باحال نیست
باحال
باحال. خب، ام، آره، من میتونم فقط پیشنویس کنم
یه نامه اخطار قانونی برات تنظیم کنم
حتماً میتونم تو این زمینه کمکت کنم
جدی میگی؟
آره
نه، این... میدونی چیه؟ من پولشو ندارم
من پولشو ندارم که بابتش پرداخت کنم، پس نگران نباش
نگران نباش
من برای اون پول ندارم. مشکلی نیست
میتونم قسطی پرداخت کنم. اصلاً موردی نیست
بهت پول میدم. زوئی. نگران نباش
بهت پول میدم
واقعاً نگرانش نباش
باعث خوشحالی منه
خیلی خب. باحال
اگه به سرمایهگذاری اولیه خودت پایبند بمونی
و اگه هزینهی سه ماه اول توسط هنرمندایی که گفتی تأمین بشه
دنبالت میان اینجا
تو، دوست من، میتونی تا ماه چهارم به سود برسی
ولی باید به اون پایبند باشی
این اینجا باید همون چیزی باشه که قولشو میدی
و راستش، میدونی، به اطراف که نگاه میکنی، خیلی خاصه
یعنی، فکر میکنم ایدهی یه استودیوی ضبط بوتیک لوکس
بدترین ایدهای نیست که تا حالا داشتی
عالیه. ممنونم
یعنی، من اصلاً همهی اینا رو نمیفهمم، ولی، این فوقالعادهست
پس، انجامش میدیم؟
تو آره. من نمیتونم این کارو با تو انجام بدم
خب... صبر کن، نمیفهمم
میگی به صرفهست؟
من الان یه پیشنهاد جدی روی میز دارم، باشه؟
روتبیر میفروشی؟ آره.
و نوشیدنیهای گازدار و آبجوهای دیگه.
بیخیال، آدام.
ببین، کراسبی، یه پیشنهاد واقعیه. نمیتونم ازش بگذرم.
من خونه دارم، بچه دارم.
نمیتونم اینو به خطر بندازم. آره، منم همهی اینا رو دارم.
گوش کن، به نظرم این یه ایدهی واقعاً جالبه.
امیدوارم انجامش بدی و امیدوارم برات خوب پیش بره.
اما نمیتونم این کارو با تو بکنم.
نمیتونم.
از هیچکس نمیخوام روی میزش وایسته.
و بعد میریم سراغ رمانتیکها.
مطمئن باشید، زیاد رمانتیکش نمیکنم.
تو اون زمینه نیازی به کمک ندارن.
من از بچههاتون توقع زیادی دارم.
و میخوام سخت کار کنن.
ولی همچنین میخوام بهشون خوش بگذره.
من نُه ماه اونارو دارم.
و میخوام با خاطرات خوب ازش یاد کنن.
چون، همونطور که صمیمیترین دوست شخصیم، امیلی دیکینسون، گفت:
"که دیگه هیچوقت برنمیگرده،"
"همون چیزیه که زندگی رو انقدر شیرین میکنه."
و...
این کاملاً خجالتآوره. نه!
ولی خب، اگه الان انجامش ندیم، احساس میکنم ممکنه...
فکر خوبیه.
بعداً عجیبتر بشه. حق با توئه.
اگه بتونی تصور کنی. یعنی کی میدونست، میفهمی؟
کی فکرشو میکرد که امیلی دیکینسون باشه...
که واقعاً منو تحریک کنه؟
منم تعجب کردم، چون اون باکره مُرد.
نمیدونم چرا اینو گفتم. لطفاً نکن.
سلام.
سلام.
فکر نمیکنم باید دوباره این کارو بکنیم.
نکردیم.
فقط حس خوبی نداشت.
آره. میدونم. میفهمی؟
و من فقط نمیخوام...
نباید احساس بدی داشته باشی.
نه، من از اون آدما نیستم.
فقط اون... میدونی، اون ارتباط رو نداره.
من بدترینم، میدونم.
میدونم. نه، نه. نه. منم.
آره، یه کمی هم تو بودی، آره.
ده! هی!
اوه!
سارا، بیا. آها!
بابامه! واقعاً؟
بابا داره میاد! بابا الان در میزنه. بابامه! قایم شو! قایم شو!
چی کار کنم؟ چی کار کنم؟ زیر میز قایم شو.
دارم میام! صبر کن!
اونجا چه خبره؟ هیچی! صبر کن.
باشه، منتظرم.
اوه. این چیزیه که هر روز نمیبینی.
من نمیام تو.
عمراً بیام تو.
سلام. سلام.
خوراکی، میدونی، برای مهمونی شبتون.
جشن. اوه خدای من!
آره. برو بیرون!
یه لیوان برای دوست کوچولوت آوردم.
میبینم. رفیق تختت.
هی، من کرم نگرفتم!
کرم دوست داری؟ هی!
نه، آقا! نه، ممنون، آقا!
کرم دوست داری؟ خیلی سفیده.
چی؟ اون که برنزه نیست.
بابا، برو بیرون. یه کمی لاغره.
اوه خدای من. من دارم میرم.
اونجا زیر هستی؟ خوبی؟
آره.
اصلاً لازم نبود قایم شی.
فقط... یه رفلکس قدیمیه. میدونی؟
اون لحظه، لحظهی افتخارآمیزی برام بود.
احساس میکنم اون یه رسم گذاره.
خیلی سریع بودی، رفیق. مثلِ اینکه...
من... نمیدونستم. ترسناک بود.
تو قبلاً فرار کردی.
آره، قبلاً فرار کردم.
سلام، عزیزم. صبح بخیر.
زود بیدار شدی. آره.
اوممم.
چی کار میکنی؟
دارم فکر میکنم که اگه این کارو قبول نکنم چی میشه.
فکر کردم گفتی میخوای انجامش بدی.
فقط دارم هی تو ذهنم مرور میکنم.
پخش نوشیدنی.
من ازت نوشیدنی میخرم.
فقط یه انتخاب شغلی خیلی الهامبخش نیست.
میدونم. فقط تا وقتی یه چیز الهامبخشتر پیدا کنی.
همین.
درسته. نکتهی خوبیه.
باید تا چهارشنبه بهشون خبر بدم.
باشه.
هر کاری که دوست داری انجام بدی.
باشه.
پس باید انجامش بدم. باید قبولش کنم.
خب، الکس، اسم این آقا کریگ دیویدئه.
اون یه وکیل جوون خیلی کاربلده.
No comments yet. Be the first to leave one.