The first 163 lines.
Pouya
آیوفیلم تقدیم میکند
فرشته همسایه بغلی خیلی لوسم میکنه
آم، واقعا شرمندهم
تو اشتباهی نکردی
پس؟! این همه وقت فرشته همسایه آمانه بوده؟
آم، ممنونت میشم دیگه منو "فرشته" صدا نزنی
پس الان چیشده
یعنی شینا سان همون همسایه بغلی آمانه بود که غذاشو باهاش تقسیم میکرد؟
درست میگم؟
اره.
یه لطفی بهش بدهکار بودم،
و بنظر سبک زندگی فوجیمیا سان آشفته بود
نگرانش شدم
میفهمم. همم
درک میکنم چیشده الان
ولی اینجوری که شینا سان میگه
عجیبه که آمانه هیچ حسی بهش نداره
منظورم اینه، اون خیلی شبیه زنته درواقع
قصد من همچین چیزی نیست و ممکن هم نیست
من کلا انگیزه پنهانی ای ندارم
بخاطر همینه که شینا کمکم میکنه
خب، حالا هرچی تو بگی آمانه
ولی جدی، چه کاپل عجیبی کاپل (یه جفت دختر و پسری که باهم ان)
عروسک خرسیه ام برا شینا سان بود؟
اره.
ههه؟
خفشو
هنوز چیزی نگفتما
ولی صورتت داشت میگفت
عجب!
در کریسمس فرشته
آره خلاصه
ما مثل شما ازین رابطه های عاشقانه ماشقانه نداریم
ولی اگه اینو به مردم بگین دردسر بزرگی برامون ایجاد میشه
میفهمی که چی میگم؟
اره، حله قرار نیست به کسی بگم
توم چیتوسه
من اونقدرام دهن لق نیستم
بهرحال
هیچکس باور نمیکنه دختری به این خوشگلی برات نهار درست میکنه، آمانه
ببخشید که لقمه بزرگتر از دهنمو برداشتم
هی، منظورم این نبود
انقد حساس نباش
هیچوقت با این لباسا ندیده بودمش
اون واقعا به اندازه کافی خوشگله که یه فرشته صداش بزنن
تناسب اعضای صورتش خیلی خوبه پوستشم خیلی روشن و تمیزه
مژه هاش خیلی بلندن، موهاشم خیلی لطیفه
لاغره ولی صاف و یکدست نیست
هاه؟آم-م
پوستش خیلی روشنه
چجوری ازش نگهداری میکنی؟
داری زیادروی میکنی
آووو
اون خیلی خجالتیه. ارتباط فیزیکی باهاش برقرار نکن تا وقتی که نمیشناستت
اوه.
ببخشید
خیلی هیجان زده شدم، نزدیک بود بهت دست بزنم
ا... اوکیه
شینا، چیتوسه یه کسخل بزرگه، ولی چاپلوس نیست... امیدوارم
هی، هی، یان یه تعریف بود؟
بعید میدونم! بهم توهین کردی پس؟
میتونی با عصبانیتت انکار کنی
نه، نمیتونم
خب بهرحال
هاه؟
میشه دوستانه شروع کنیم
اه، اه، اوه... حتما
از آَشناییت خوشحال شدم
اگه بخوایم باهم رفیق شیم، فکنم باید خودمونو معرفی کنیم
من چیتوسه شیراکاوا ام
دوست صمیمی آمانه... اره؟... دوس دختر ایکون
اوو، " دوست صمیمی"؟ خجالت زدهم نکن
وقتی اینجوری تقلبی خجالت زده میشی خیلی بده
ولی میدونی؟ مردم منو تسوندره صدا میزنن
جدی پرتت میکنم بیرونا
تو این سرما؟ چقد سنگ دلی
.اوق
اره، خب، ما همیشه اینجوری ایم
خب از اول شروع کنیم، من ایتسوکی اکازاوا ام
من میتونم دوست صمیمی این بداخلاق باشم
اگه آمانه کار احمقانه و عجیبی انجام داد، میتونی به من بگی هروقت دلت خواست. اوکی
داری سردش میکنی ازم؟
فکر نکنم فوجیمیا سان اینجوری از من خوشش بیاد
و تا وقتی که مهارتای خونهگیش ریده
اون آدم معقولیه، پس منم اوکیم
لازم نبود حالا مهارتای منو بزنی تو چشمم، ولی خب ممنونم
هی، هی، شرط میبندم آشپزیت خیلی خوبه، شینا سان
تخصصی ازش داری؟
آم، فکرنکنم واقعا تخصصی داشته باشم، ولی میتونم هرچیزیو خیلی خوب بپزم
این عالیه!
منم از آشپزی خوشم میاد، میدونی..
ولی همیشه از دستور پختا نتیجه خوبی نمیگیرم
ولی بهرحال، ایکون همیشه غذاهامو با لبخند میخوره
خیلی ببخشید بابتش
نه اوکیه
من مردم زیادیو اینجوری نمیشناسم، پس یجورایی سرگرم کننده بود
اره، چیتوسه ازون عجیباشونه
اگه زیادروی کرد میتونی بزنی تو صورتش
از خشونت خوشم نمیاد، ولی میتونم با صحبت کردن حلش کنم
واقعا کریسمس سفیدیه
البته که هست. ولی فکر نکنم معنی خاصی برا ما بده
چرا فقط از زیباییش لذت نبریم
ولی اگه همینجوری بباره
راه ها و خیابونارو میبنده، پس امیدوارم زیاد نباره
دوباره داری منطقی میشی
خب، تاس کبابی که درست کردمو میارم برات، اوکی
برای نهار فردا، میتونیم با برنج امرایس (یه نوع برنج ژاپنی) بخوریمش
به نظر خیلی خوشمزه میاد
برم بیارمش
امیدوارم بتونیم رازمونو برای یکم دیگهم نگه داریم
وایسا، دارم ب چی فکر میکنم
اه، خوشمزه بود
خوشحالم که ازش خوشت اومد
آمانه کون، تو همیشه خیلی خوشحال بنظر میای وقتی داری میخوری (غذا البته)
من واقعا خوشحالم. بخاطر غذاهای محشرته، ماهیرو
خیلی خوشحالم که اینو میشنوم. حدس میزنم خوشحالی ارزون میاد
نه، این خیلی با ارزشه. تو با ارزشی خودتو دست کم میگیری
از کجا یاد گرفتی این همه چیزای مختلفو درست کنی
اونایی که ازم نگه داری کردن بهم یاد دادن
اون میگفت، " وقتی کسیو پیدا کردی که خوشحالت میکنه، شکمشو سیر نگه دار."
اوه ببخشید بابتش. باعث شدم بجاش شکم منو بگیری
من اینو یه تمرین در نظر میگیرم
ولی اره، اونی که ازت مراقبت کرده باید آشپز محشری باشه
البته که هست، ولی حتی نزدیک به سطح اونم نشدم
طعم آشپزی اون طعم بهشتو میده
پس باید فوقالعاده خوب بوده باشه
بهرحال، برای من، آشپزی تو الانشم طعم بهشتو میده
اوه؟
ماهیرو؟
هاه؟ اوه. چیزی نیست
چیزی شده؟
فقط، هنوز متوجه نشدم که میتونم طعم غذارو شادیبخش بکنم
نمیدونم چرا باید انقد به خودت سخت بگیری
ولی خیلی خوبه که میتونم هروز غذاتو بخورم
مم-ممنون
اه، برا فردا، دوروبرای ظهر خوبه؟
اره، این همون چیزیه که توافق کردیم روش
پس نهار درست میکنمم، و بعدش همینطور ک گفتیم با اون بازی میکنیم، درسته؟
مشتاقانه منتظرشم
خ-خوبه
فرشته همسایه بغلی خیلی لوسم میکنه
باشه. اینجا، اینجا
دیدی؟ باید بری اینجا
و بعد رسیدن به اینجا حواست به وقت باشه
اوه!
اه؟
اه!
ببخشید!
او... اوکیه. اشتباه از من بود
ببخشید
آم، نه چیزی نیست
هاه؟
ناراحت نشدی؟
یکم سورپرایز شدم، ناراحت نه
انگار غریبه نیستی دیگ
ماهیرو، داری بهش تکیه میکنی
دارم چه غلطی میکنم؟ اون خیلی کیوته
واقعا نیاز نیست اینجوری خم بشی
از عمد اینجوری نکردم
اره، میدونم. ولی هنوز تکیه دادی
داری مسخرم میکنی؟
نه، نه، فقط خیلی بامزه بود
No comments yet. Be the first to leave one.