The first 200 lines.
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
***
مترجـم : نسترن ☆ Nas Taran ☆
رتبشو دقیقا" نمی دونم
اما میدونم تو اون تشکیلات آدم مهمیه
این همون "بلانچک"ه - آره -
و تو خودت مستقیما" با اون توی "آتلانتیک سیتی" معامله کردی؟
یکی دوبار وقتی زیردست " توریو" بود، نمیدونم دقیقا
نمی دونی؟
نه از وقتی که مقامش بالا رفته
جوزف بلانچک" کجاییه؟لهستانی؟"
اکرانیه
فکر میکردم "توریو" فقط با ایتالیا ییها کار میکنه
درسته؟
یه اتحادیه است واسه مسیحیا
که تشکیل میشه از؟- مطمئنا" ایتالیا ییها-
(همه نوعی از اون مو گریسیا(ایتالیای ها
یهودی
اون یکی از آدماش به اسم "جک گوزیک" رو گذاشته واسه اداره انبارای آبجوش
اما این "بلانچک" توی تشکیلات رتبش بالا ست؟
خیلی بالا
تقریبا" میشه "توریو" دوم
گرسنه ای؟
پدرم یه ملوان کهنه کار بود
خالکوبی یه پری دریایی روی بازوش بود
دیدن کل جهان
شرط می بندم الان حس خوبی بهت دست داده
میدونم که این کار واست خیلی سخته
اما کاری که تو میکنی شجاعت می خواد
تو یه پدر خوبی
زودباشین بیاین سریعتر بار و خالی کنیم
زودباشین
انگار نمی خوان خودشون و نکون بدن
زودباشین، میشه یه کمکی کنی
یه بطری دیگه از بین اون پرتقالا به من بده
زود باشین داره تموم میشه- باشه-
تقریبا" تمامه- چندتا صندوق دیگه مونده؟-
یه چندتایی - تو هنوز اینجایی؟-
اینا که توهم نیستن، خانوم
"اون کامیونا باید تا نیم ساعت دیگه راه بیفت"مککوی
من الان سه هفته است روی دریام
و ققط با این پسرا دم خور بودم
یه جورایی شبیه زنهاست
فکر کنم به خاطر نوراینجاست
شما کارگرای دهاتی اصلا" می دونین زن چه شکلیه؟
حالا دیگه تمومش کنین تکون بدین خودتونو
شما دوتا بقیشو خالی کنین
همشونو خالی کنین
باید "جو" رو خوشحال کنیم
بگیم دفعه بعد یه سر بیاد اینجا
زودتر انجامش بدین من زمان بندی خدمو دارم،رفقا
"حواست به اینا باشه "فینوچی
شاید یکی خواست از مشروبای این صندوقا کش بره
تو باید سه ساعت پیش با من تماس میگرفتی
دلت واسم تنگ شده بود!اوه عزیزم
این کاره و باید همه چی طبق زمان بندی باشه
تو فقط واسه سلام کردن زنگ می زنی
تو هم واسه همین زنگ زدی؟
نه،یه مشکلی پیش اومده
ناک" من دارم قطع میکنم"
چی شده؟
گفتم دارم قطع میکنم
با تو حرف نمی زنم
خوب مشکل چیه؟ بهم بگو
....اون شریک ایتالیایت "پتروچلی
داره حقه می زنه
چطور؟
کاشف به عمل اومده که تو فقط مشروب معامله نمیکنی
....اون و اون یکی "لوچیانو" و شریکش
"لنسکی"
کی اونجاست؟- "مککوی"-
اون پیش منه ....بهرحال
معلوم شده که اونا بین مشروبای تو هروئین مخفی میکنن
و می فرستنشون شمال
و تو این موضوعو چطور فهمیدی؟
یه دختر روشهای خودشو داره
غیر از "مککوی" به کس دیگه ایی هم گفتی؟
ترجیح میدم کنار باتلاق زندگی کنم تا اینکه توش
نزدیکه خودت نگهش دار- مجبورم؟-
بله
و "سالی" یکی بهت بدهکار شدم
فکر نکن که نمی دونم، خوشتیپ
از عروسیمون
گفت: زیادی پیره
تو اینجا چیکار میکنی؟
مایلم بیشتر درباره مشتریای بیمه م بدونم
منو تحت تاثیر قرار میده
فهمیدم بیمه نامه خریدی
واسه یک عمر
وقتی زمان پرداختش برسه ، مثل اینه که شما یه مرغ داشتین و منتظر تخم گذاشتنش بودین
بییاید به تخم گذاشتنش امیدوار باشیم
تو یه پسر عالی اینجا داری
!!کالجو ترک کرده و توی دفتر شهردار یه کار گرفته
من به این میگم عقل سلیم
....شما دقیقا" چی می خواین آقای
"بلانچک"
من اخیرا" از دفتر شیکاگو منتقل شدم
"آقای "بلنچاک
من فقط چندتا سوال داشتم بعدشم از خدمتتون مرخص میشم
پس ما میریم توی آشپزخونه تا شما بتونین راحت حرف بزنین
تو باید از پدرت ممنون باشی
اون میدونه که توی یه لحظه
ممکنه یه تراژدی اتفاق بیفته و ،هر کسی ممکنه هر چیزی که واسش تا حالا کار کرده
هرچیزی که دوست داشته و هر چیزی که واسش عزیز بوده
رو می تونه از دست بده
برو سر کارت ها؟
چشم
حالا دیگه میای خونه من؟
جوزف بلنچاک" دوساله که مرده"
جان توریو " هم پول کفن و دفنشو داده"
اونا من و از این اومدنا و رفتنا خبر نمیکنن
داری منو بازی میدی؟
پرسیدی چی میدونم منم چیزیو که میدونستم گفتم
بهتره دفعه بعد چیزای بهتری بدونی
وگرنه خدا شاهده
که اون پسر جون چشم روشنت
بقیه عمرش فقط سنگهای زندان "ترنتون" رو میبینه
همه چیز مرتبه؟
آره ، فقط یکم قهوه ریخته
قهوه خوبی بود ممنون
"بله خواهش میکنم گوشی با خانم "روهان
ال.؟ بله خودم هستم
من بابت
آگهیتون در "هیرالد" تماس گرفتم
"بابت آپارتمانهاتون در "اینوود
نه من مجردم
در واقع اخیرا" بیوه شدم
ازنزدیک دیدن اونجا واقعا" عالی میشه
....و شرایط اجاره هست
....من
متاسفم،من با شما تماس میگیرم
می خواین نقل مکان کنین؟
من... فقط دارم موقعیتا رو می سنجم
آقای "بنت" هنوز از نها برنگشتن
چیزی میل دارین آقای "ردستون"؟
کمی شیر، اگه هست؟
"حتما
میتونم بپرسم چقدر حقوق میگرین خانم "روها"؟
هفته ای 11دلار
بعلاوه پاداشایی که واسه کارهای خوبم میگیرم
که میشه 527دلار سالیانه
با در نظر گرفتن این اجاره ها تقریبا"بیشتر از نصف حقوقتون بابت اجاره میشه
،حالا فکر میکنیم شما صرفه جو هستین
،اما اگه بخوایم پول خوراک
پوشاک،حمل و نقل وخرجای متفرقه رو ازش کم کنیم و چیزی که واسه شما میمونه
به نظر میرسه اجاره این آپارتمانا
خیلی بالاتر از درآمد شما باشن
متاسفانه نمیتونم بفهمم که این به شما چه ارتباطی داره
میتونم یه نصیحت مجانی به شما کنم؟
چیزی ارزشمندتر از این وجود داره؟
این جا رو فراموش کنین و با من تماس بگیرین
من بالای شهر چندتا اپارتمان دارم
احتمالا" بتونم یه جای مناسبتر
واستون پیدا کنم
و در ازای اون؟
"رئیستون،آقای "بنت
اون و دارودستش دارن ارزش سهام
شرکت "ریالیتی آناکندا" رو پایین میارن
همون شرکتی که من درش سرمایه گذاری کردم
بدون شک، اونا بزودی می خوان سهامها رو بازخرید کنن
من باید بدونم کی این کارو میکنن
با این کارممکنه شغلمو از دست بدم
بله ممکنه
یا ممکنه یه چیز بهتر بدست بیارین
"بی خیال بس کن لاس زدنو "اب
"سلام "روبرت
"گفتگوی خوبی بود خانم "روهان
یه مورد خیلی ویژه دارم
اولین نفری که به فکرم رسید تو بودی
،اگه یه بار دیگه اومد این طرفا
چه خودش چه یکی از آدماش، منو سریع خبر میکنین
بعد اون شب هیچکس اونو اینورا ندیده
از سخنرانیاشم خبری نیست
روزای وراجیش دیگه تموم شده
ما امشب میریم به اون پایینا یه سر می زنیم
...و ببینیم اون چطور
برگرد آشپزخونه
اینجا خصوصیه
خوب این ظرفشور استخدامی "ناکی"؟
سفیدپوسته نصفه صورت که شغل ما رو گرفته
،خوب چیزی که من بهش معتقدم اینه که
همه آدما واسه کسب روزی با هم برابرن
و این مرد یکی از دوستای منه
"آقای "هارو
"آقای "وایت
No comments yet. Be the first to leave one.