The first 200 lines.
مترجمين مرتضي و مهسا
اين چيه؟
چيز زيادي نيست؟
ولي براي تو کافيه
که بري يه جاي ديگه زندگي کني
فهميدي چي ميگم؟
ميخوام از خونه مدير هان بري؟
دونگ هي؟
چرا اينجايي؟
مدير بنگ صدات کرد؟
بله
اون فهميده من و شما فاميليم
و ازم خواست تا بهتر کار کنم
با اجازتون مرخص ميشم
مادر بزرگ
جيهون و چانگ سو چي شدن؟
اونا خواستن تا با والدين واقعي شون زندگي کنن؟
مشکل اين نيست
جفتشو از يه خونوادن مشکلي نيست
سونگ هون صدمه ديده
ميدوني يه ساختمون روبه رو داره ساخته ميشه؟
موقع کار کردن از بالاي ساختمون افتاده
عمو اونجا کار ميکرد؟
البته که اونجا بود
اينکه خيلي بد ميشه براش
چي داري ورور ميکني؟
يه کافه باز کردي؟
چرا واسه برپا کردنش هيچ کسي رو کمک نگرفتي؟
اشکالي نداره از يکي کمک گرفتم
از کي کمک گرفتي؟
هنوز به صورت رسمي افتتاحش نکردم
پس ميتونين بياين براي افتتاحش
مادربزرگ چيه؟
اينو بنوشين
اين چي هست؟
اسپر سو سيب زميني شيرين براتون درست کردم
قلبم گرفته بود چون دلم براتون تنگ شده بود
خداي من تو باعث خجالت کل خونواده بودي
و الان کسي شدي واسه خودت
مادربزرگ
خيلي ممنونم که شخصا اومدين به عيادتم
شخصا به عنوان مسئول ساخت و ساز اومدم
خيلي معذرت ميخوام بابت
نا امن بودن محيط کاري
اينو نگين
من بايد بيشتر مواظب ميبودم
من واقعا شرمندم
پدر مادر
اون بهم توجه کرد
وقتي هيچ جايي
من رو استخدام نمي کردن من ازش ممنونم
من اول بايد ازتون معذرت خواهي کنم
تو بيمارستان
خلق و خوي من به خاطر نگراني
از حال بد پسرم بد شده بود
پدر نکنه
چيزي نيست
من نمي دونستم چرا پسر تون رو از من ميخواين
ولي فهميدم
به خاطر درک بالاتون ازتون ممنونم
ما هيچ وقت تصور نمي کرديم همچين کاري بکنه
بعد از کار تو روزنامه نگاري
پاهاش
ضعيف شدن
وقتي جوون بود هميشه تو مسابقات آخر ميشد
و توي جنگ خروس اول بود
به خاطر همين نمي دونم چرا تو ساختمون سازي کار ميکرد
احتمالا
خواسته با اضافه کاري کمبود هاشو جبران کنه
چرا استخدامش کردين؟ ميدونم مامان
اون بهم کار داد
چون همسايش بودم
به هر حال اون خونواده داره
نگرانم حالا ميخواد چيکار کنه
سونگ هون
جونگ ايون يکم اسپر سو سيب زميني آورده بخور
خداي من همسايمون اينجاست
سلام
شنيدم سونگ هون سر ساختمون شما کار ميکرد
بايد بهمون ميگفتي
هيچ نظري نداريم
وقتي فهميديم خيلي شوکه شديم
خدا رو شکر آسيب جدي نديده
مي تونست بد تر بشه
مادر بزرگ تقصير هيون وو نيست که
وقتي يه کارگر صدمه ميبينه
اشتباه صاحب کارشه ديگه
گذشته از اين
کارگرا هم بايد مراقب باشن
ببخشيد سونگ هون
جونگ ايون راس ميگه مادر بزرگ
جونگ ايون تو طرف کي هستي؟
برو خونه همين الان و مامانت رو اذيت کن
مادر بزرگ برو
بشينين چشم
دردش قابل تحمله؟
بله مادربزرگ
ببينش
ولي اون به زودي حالش خوب ميشه مادر نگران نباشين
حتي اگه استخوناش جوشم بخوره
ممکنه دوباره بشکنه
چطور ميخواين مواظب عواقبش باشين
حق با شماست مادر.من هم در باره ي اون نگرانم
من واقعا متاسفم
چي شده؟
چيزي نيست،پدر
به ما بگو
پات درد ميکنه؟
نه
فقط ميخاره
کدوم؟اون پايي که گچ گرفته؟
ميخاره چون داره بهتر ميشه
چيکار ميکني؟برو چاپستيک بيار
يه چاپستيک، بيارم باشه
من خوبم
بدش به من
خودم اينکارو ميکنم مادر چي؟
اينجا ميخاره؟
مواظب باش به قسمت شکسته فشار نياري
آره همينجاست
پدر
تکون نخور
غلغلکم ميده
اينجاشه؟چطوره؟الان حس بهتري داره؟
بله پدر
تو سن40 سالگي دوباره بچه شدي
حتي اگر 60 سالش هم بشه،بچه شما هنوز هم يک بچست
درسته پدر؟
من
نمي دونم اين حادثه رو جبران ميکنه يا نه
ولي به عنوان خسارت مخارج درمانتون رو پرداخت کردم
خدايا،من نميتونم قبولش کنم
شرکت ما بهتون بدهکاره
آره بايد قبولش کني
فقط اون وقته که همه چيز بين دو طرف درست ميشه
اين همچنين شما رو يه ذره راحت ميکنه
خداي من،مادربزرگ،اين کارو نکنيد
پس،من ديگه ميرم
اگرچه همه چيز خوب پيش نرفت، من اميدوارم همديگه رو درک کنيم
ممنون
لطفا مراقب خودتون باشيد آقا ممنون
هيون وو،حالت خوبه؟
مشکل چيه؟خانوادم با شما خشن برخورد کردن؟
نه
نگران من نباش
چه اتفاقي بينشون افتاده؟
حالتون خوبه؟واقعا خوبيد؟
مواظب باش
همينجا صب کن ميرم يکم آب بيارمم برات
حالتون خوبه؟يکم آب بخوريد
من الان حالم خوبه لطفا برو
فقط برو
اما نبايد برين پيش دکتر؟
نيازي نيست ميتوني بري
چرا شما روي تختتون دراز نميکشيد؟
نبايد اينجا بخوابي
لطفا بلند شيد،من ميبرمتون روي تختتون
منو عصبي نکنيد و فقط بريد
چطور ميتونم يه آدم مريض رو تنها اينجا ول کنم و برم؟
درست نيست،بلندشو بريم دکتر
هي
چرا بهم کمک ميکني؟
دوستم داري؟
من فقط سعي ميکنم
کمکتون کنم
من بارها بهت گفتم
که خونمو ترک کني چون به کمکت نياز ندارم
باشه
من ميرم
ازت ميخوام از خونه مدير هان بري
تصميم گرفتي اينجا بموني و کار کني
پس فکر کنم بتوني اينکارو واسش انجام بدي
نميفهمم که رفتن از اونجا
چه فايده اي واسه مديرهان داره
جدي نميفهمي؟
بله،شما تنها کسي هستيد که درباره ي ما ميدونه
بنابراين اگه شما اين راز رو نگه داريد دونگ هي
واقعا انقدر ساده لوحي؟
خب
خانواده ي من قصد داره تا اون خونه رو در سريع ترين زمان ممکن ترک کنه
همچنين مادربزرگمم ميخواد سريعا از اين خونه بره)
چطور ميخوايداز اونجا بيرون بيايد؟
پولي داريد براش؟
برادرت تحت تعقيب پليسه
و حقوق شما بايد صرف پرداخت بدهي بشه
چطوري ميخواي خونه بگيري؟
اين بي معنيه
نميخواد دودل باشي فقط بگير
چنين غرور احمقانه اي بدتر از فقره
چرا غرور تو زير پا نميذاري و اين پول رو نميگيري؟
اين براي خودتونم خوبه
نه
از توجهتون ممنونم
اما اگر اينو قبول کنم من احساس بدتري براي مدير هان مي کنم
متاسفم
بازم به خاطر توجهتون ممنونم
لطفا
اين يه بهونه ست؟
متاسفم اشکالي نداره
تو نيت خوب منو رد کردي و اون قول رو بهم دادي
No comments yet. Be the first to leave one.