Release info

Majutsushi Orphen Hagure Tabi 06
A Commentary by EscanorSama
دنیای انیمه تقدیم می‌کند translator : Escanor Sama - Tel @awsub

Tags

other
Published on: 2020-02-11
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 156 lines.

پس قدرت منو می‌خوای که از دارایی ـت محافظت کنی؟

.بزرگا...از ما محافظت بفرما

.ما را قرین حفاظت خود قرار ده

.بزرگا...از ما محافظت بفرما

.ما را قرین حفاظت خود قرار ده -

!سکوت - .ما را قرین حفاظت خود قرار ده -

.راهبه زیارت‌گاه سخنان بزرگ‌مون رو به گوشمون می‌رسونه

.فاجعه از سر گذشته، فرزندانم

.آسوده خاطر باشید و مرا پرستش کنید

،هنگامی که جادوگرِ مرتد بازگردد

.وی را نیست خواهم کرد

...بزرگا

...بزرگا -

برای سلامتی بزرگ‌مون که ما رو از گزند جادوگر مرتد - ...بزرگا -

.در امان نگه‌داشت و به اعماق جنگل بازگشت دعا می‌کنیم

!پاینده باد قلب جنگل

!پاینده باد قلب جنگل

!پاینده باد قلب جنگل -

پاینده؟ - !پاینده باد قلب جنگل -

!پاینده باد قلب جنگل

راهبه جنگل

کی اونجاست؟

.متاسفم. باعث شدم بهت حمله کنن

بهم...حمله کنن؟

.ولی فکر نمی‌کردم اژدها سعی کنه فلجت کنه

.تا جایی که توان داشته باشم با قدرتم درمانت می‌کنم

.راستی، از حرف‌های مک‌دوگال سرپیچی نکن

...بخاطر این که مک‌دوگال اینجاست، این روستا

اینجا...کجاست؟

من...کی ام؟

کجامه که درد می‌کنه؟

از کجام دارم نفس می‌کشم؟

.پس بیدار شدی، جادوگر

اینجا؟

،برعکس شما اطفاری‌ها

اینجا جاییه که ما اژدها رو که جادو و .قدرت واقعی داره می‌پرستیم

.اسمت رو بگو

زبونتو موش خورده؟

.ترجیح میده حرف نزنه

منظورت چیه، سالوئا؟

.این مرد نشان برج دندان رو به گردنش انداخته

.تو جادوی سیاه از نخبگان ـه

با این حال، در کمال خفت دستگیر شد .و حتما به همین خاطر ترجیح میده اسمش در نره

چه نخبه باشه چه نباشه

.اینجا عددی نیست

.بهتره اینقدر تند نری

یادت رفته اینجا کی رئیسه؟

.صد البته که رئیس دهکده تویی، مک‌دوگال

مک‌دوگال؟

.از حرف‌های مک‌دوگال سرپیچی نکن

.شیطون میگه همینجا همین‌حالا کلکتو بکنم

ولی لازمه اول بدونم جادوگری .از برج دندان چی از جون این روستا می‌خواد

.فردا قبل حرکت تمام و کمال ازت بازجویی می‌کنم

تا حالا کسی بدون مُسکن دندونت رو کشیده؟

.پاینده باد جادوگر حقیر کوچولو

داری براش غذا می‌بری؟

.بله

...حرفی که تازه زدی

.لحظه‌ای که حرف کشتن جادوگرو زدی صدات یه کم لرزید

ها؟

تا جایی که می‌دونم، سخنان راهبه‌‌ای که وظیفه‌‌ش

.رسوندن وحی خدا به مردمه باید استوار باشه

...مـ.. من

.شب خوش،‌ راهبه خانم

خب؟ هنوز درد داری؟

.نه، خوبم

.برات یکم غذا آوردم

.گشنه‌م نیست

ولی خودمونیم‌ها...تیر که خوردم یه لحظه .با خودم گفتم دیگه رفتنی‌ام

.چون بلافاصله درمانت کردم

با جادوگری؟

.نه، با قدرت جنگل

.این قدرت جنگل هم عجب چیزیه

فینا، خانواده‌ات کجان؟

خانواده؟

...عه..نه

ببخشید. از اونجایی که اینجا تنها ...داری زندگی می‌کنی، پس حتما

.زیاد نمی‌تونم خودمو به بقیه نشون بدم

.چون ممکنه دسته گل به آب بدم

دسته گل به آب بدی؟

من فقط یه وسیله‌ام. کارم اینه که .مردم این روستا رو به خط نگه دارم

،فقط طی مراسم‌های خاص بیرون میام

،حرف‌هایی که بایدو می‌زنم

.و بعدش...معجزه برای روستا رخ میده

همونطوری که زخم‌هامو خوب کردی؟

.اون بخاطر روستا نبود

.فقط می‌خواستم نجاتت بدم

...ممنون که جونمو نجات دادی، ولی

این چی میگه تن من؟

خیلی خنده‌داره، نه؟

.ببخشید

.اشکال نداره

.فینا، بهت که گفتم

.قراره زود بریم

.چشم

پس چرا حاضر نشدی؟

...من

اونموقع که تو جنگل گمشده و بی‌کس بودی کی بود که گرفتت زیر پر و بالش؟

.گم...نشده بودم

پس چیکار داشتی می‌کردی؟

.می‌گشتم...دنبال تو

دنبال من می‌گشتی؟

.پس دست تقدیر خواست همو ببینیم

.چون پیدات شد تونستم این نقشه تمیز رو پیاده کنم

.حتما جنگل بود که تو رو بهم داد

.تو ـئی که جادوی اژدها استفاده می‌کنی

.قراره از قدرتت استفاده کنی تا قلب جنگلو پیدا کنی

...من

.ازت نظر نخواستم

!بس کن دیگه

.دهنتو ببند، جادوگر نجس

.نه، ماجیک

.نگران نباش دوباره تیر نمی‌خورم

.گفتم دهنتو ببند

.نخیر، باید اینو بگم

!فینا دارایی ـت نیست

!وایسا، مک‌دوگال

...انگشتم

...این کار تو ئه، فینا

.جز من کسی رو قربانی نکن

.فینا، روسیاهم نکن

.همه امید این روستا به تو ئه

.فردا صبح راه میفتیم

.ببخشید، ماجیک

.اشکال نداره

از اون مهمتر، لباس‌هام کجان؟

اوه آره، زخم‌هات خوب شدن .پس صبح که شد باید بری

.باهمدیگه میریم

ها؟

.تو هم قراره بیای

.من...نمی‌تونم

خب چرا؟ اگه باهاشون بری

قراره قاطی یه ماجرای خیلی بد بشی، مگه نه؟

...من چیزیم نمیشه. ولی تو

!نمی‌تونم ولت کنم

...ماجیک

.وقتی می‌بینم اینقدر غمگینی، وجدانم اجازه نمیده ولت کنم

.وقتی مثل اونموقعی لبخند میزنی خیلی قشنگ‌تری

.باید لبخند بزنی

.چه آدم مهربونی هستی

...نه، فقط

.ممنون. ولی نمی‌تونم این جنگلو ترک کنم

.لازم نیست نگران مک‌دوگال باشی

...همین که برسیم پیش استادم

استادت؟

این دختره به اسم کلیو هم همراهمون سفر ...می‌کنه، یکم بچه‌ننه هست، ولی

.ته دلش بچه خوبیه

...عه...یادم رفت مطرحش کنم، ولی

!پیش خودت چی فکر کردی؟

.اینقدر داد نزن...سرم داره می‌ترکه

،منو باش اینقدر دلمو صابون زده بودم !اونوقت گیر افتادی رفت؟

!آخه آدم چقدر می‌تونه خاک‌برسر باشه؟

کوری؟ نمی‌بینی بهم حمله ذهنی شده؟

.همین که زنده‌ام جای شکرش باقیه

حمله ذهنی؟

.جادوی اژدهای ژرفه

Sorcerous Stabber Orphen subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Sorcerous Stabber Orphen

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left