The first 78 lines.
SANDS Movie
خب، فکر میکنید والری جایزه بهترین لبخند رو این دفعه به کی میده؟
خب، من دو بار در روز نخ دندون کشیدم، پس باید من باشم.
آره، ولی من از مسواکی استفاده کردم که خودش پیشنهاد داده بود.
خب، امروز برای چی اومدیم؟ فقط یه تمیزکاری؟
- تو بهداشت کار دندون ما نیستی. - والری کجاست؟
در واقع، والری درد زایمانش شروع شده.
- همهمون خیلی براش خوشحالیم. - ببخشید.
خیلی لطف کردید، ولی لطفاً برید کنار.
والری بچه دار شد. بیا بابا. داریم میریم بیرون.
اینا پسرهای کمپبلن. بفرمایید تو.
- پسرهای کمپبل رو میشناسی. - ما با هدیه اومدیم.
وای خدای من! شماها خیلی زیادید.
عجیبه، معمولاً من کسی ام که روی صندلی میشینه.
آره، فکر کنم بتونم یه جرم گیری سریع هم اینجا انجام بدم، نه؟
این تنها بیماریه که امروز قصد دارم ببینم، بچه ها.
وای خدای من. چه بچه شیرینی. خوب شیر میخوره.
شماها قصد دارید توی مقطعی، شیر خشک هم بهش بدید؟
- پسر خوش تیپیه. - آره، مطمئنی بچه خودته، جف؟
لعنتی. هیچی مثل بوی نوزاد تازه نیست، مگه نه؟
اوه، آره. همینه.
میتونم بگم اون قراره یه مجموعه دندون خوب داشته باشه
ولی جداً، خدا وقتی تو رو ساخت، قالب رو شکست.
همتون مثل اینکه خیلی طبیعی رفتار میکنید.
میدونید چیه؟ من یه صبحونه کوچیک خوردم.
کس دیگه ای چیزی از دستگاه فروش نمیخواد؟
گاردتوی تو میتونه صبر کنه، دانکن.
- جف؟ - بیا، دانکن.
- فقط مراقب سرش باش. - سرش؟
- فقط سرش رو نگه دار. - باشه، سرش.
چه بچه لیزیه، ها؟
آره، هیچی مثل بوی نوزاد تازه نیست. اوه، آره. یه جورایی ترشه.
فقط نمیخوای زیاد از مامانی دور باشی، ها؟
اون ازت موهاش بیشتره، جف.
باورت میشه؟
خب ما گفتیم : "اگه شما نمیخواید یه مهمونی خوشامدگویی برای بچه بگیرید، پس ما میگیریم."
من میخوام بچه بهداشت کار دندونت رو ببینم.
آره، خب، منظورم اینه که، تو اون رو مثل ما نمیشناسی، پس...
میتونم بگم اون قراره یه مجموعه دندون خوب داشته باشه
خیلی دوست داشتنیه.
بیشتر از همه، چی رو در موردش دوست داری، دانکن؟
من... دوست دارم...
...اون
بند ناف بریده شدهش رو.
.اوه، من میگیرمش
- کوسه توی آب. - کوسه! کوسه!
- پس، اینجوریه، ها؟ - چی میتونم بگم؟ خیلی سرم شلوغه.
- میتونم کمکت کنم، دانکن؟ - سلام، جنت. سلام، شان آستین.
آره، یه دوستی دارم، و اون خیلی دور و بر بچه ها عصبی میشه.
مثلاً، شروع میکنه به لرزیدن و اینا.
فکر میکنم فقط خیلی میترسه که یه وقت از دستش بیفته یا یه همچین چیزی.
به نظر میاد یه جور "یپس" گرفتی.
- اینقدر تابلوئه، ها؟ - نمیشه از یه بازیگر بهتر بازی کرد، بچه.
میدونی، یاد اون زمانی افتادم که اولین مسابقات کلگری اینویتیشنال رو بازی کردم.
- اوه خدای من، کی بود، ۲۰۰۲؟ - ۲۰۰۲.
منظورم اینه که، توپ شماره هشت رو کاملاً ردیف کرده بودم.
چی میتونست اشتباه پیش بره، مگه نه؟
خب، همین که داشتم ضربهم رو میزدم، بالا رو نگاه کردم، و شان رو دیدم که درست پشت سوراخ گوشه وایساده.
حدس میزنم برای فیلمبرداری به شهر اومده بودی؟
آره، کانادا مشوق های مالیاتی خوبی ارائه میده،
- برای فیلمبرداری اونجا. - اوه، چه خوب.
به سختی میتونستم تمرکز کنم. توی اون چشم های سبز عمیق غرق شده بودم.
همونجا فهمیدم که نیمه گمشدهم رو پیدا کردم.
روح های ما تا ابد در هم تنیده شده.
خب، به هر حال، وقتی یه ورزشکار حرفه ای هستی، برای لحظه هایی مثل این تمرین میکنی.
یاد میگیری نتیجه رو تجسم کنی.
تو ننداختیش.
فقط به خاطر اینه که یه توپ ساحلیه، جنت.
دقیقاً. همه چی به این بستگی داره که چطور میبینیش. این تجسمه.
فقط یه توپ ساحلی.
خوبه، خوبه،
چون اینطوری فضا برای هدیه های بچه باز میشه.
باحاله، من باهاش موافقم.
اگه بخوای میتونم برم سیاره مهمونی و اون جعبه تزئینات رو از زیرشیروانی بیارم، دانکن.
اوه، آره، حتماً، بچه ها.
آره، این خوبه. این جواب میده.
آره، توئم خیلی شجاع نیستی.
بیا اینجا. عمو دانکن پیشته.
No comments yet. Be the first to leave one.