Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Download Farsi Persian Subtitle

Season 17

Release info

Greys Anatomy S17E06 720p WEB H264-STRONTiUM
A Commentary by mA_Ad
Simpile ترجمه

Tags

web
720p
720
Published on: 2020-12-26
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ وقتی ویروسی به بدن ما راه پیدا کنه

سیستم ایمنیمون شروع به حمله میکنه

یک مبارزه ی خوب می‫کنه و بعدش متوقف میشه

‫یا حداقل این کاریه ‫که قراره انجام بده

گاهی سیستم ایمنی انقدر کار میکنه که کاملاً از مسیر خارج میشه

‫سلول های ایمنی شروع به ‫حمله به بافت سالم میکنن

‫اونا ریه رو میپوشونن، ‫ خون رو لخته میکنن،

‫باعث سوراخ شدن عروق و ‫خاموش شدن اندامها میشن

‫بدنمون خودش رو تخریب میکنه

‫به این طوفان سیتوکین گفته میشه

‫و متوقف کردنش نیاز به معجزه داره.

آناتومی گری قسمت ششم، فصل 17‫

ترجمه و زیرنویس نسیم پیله‌ور ابریشم

این قسمت «وقتی برای ناامیدی نیست»

‫خوب، صدای ریه ‫نسبت به دیروز بهتر شده

‫و نشانگرهای التهابی ‫ در حال کاهشن

‫اما، حالت چطوره؟

‫انگار یک ‫هفته یا یک ماه خوابیدم

‫همینطور بود، حالا مربوط به کرونا بودش یا نه

‫تو حدوداً هشت روز خوابیدی

‫اوف

‫بچه ها چطورند؟

‫خیلی اذیت کردن؟ راستشو بگو

‫این هفته؟

‫الیس بشقابهارو کل خونه رها کرد

‫بیلی عصبانیه که نمیتونه پرواز کنه

‫و معلم زولا خواسته

‫که زولا تصحیح کردن اونو متوقف کنه

‫کی موقع میتونم برم؟

‫نیازت به ‫اکسیژن در حال کاهشه

پس اگه همینجور ‫پیش بره

‫احتمالاً بطونیم ظرف یک ‫هفته مرخصت کنیم.

‫من یک ساعت دیگه برمی گردم تا یک ‫ABG دیگه بگیرم باشه؟

‫یک نفس عمیق بکش، شانیس.

‫خوبه یکی دیگه.

‫من نمیخواستم کسی صدمه ببینه

‫آروم عزیزم تو شجاعی

‫تو قهرمانی

‫کسی رو نجات دادی؟

‫خودش و دوستش رو

‫از آتش سوزی؟ این فوق العاده است

‫با راه‌انداختن آتشسوزی

یه سری حیوون اونارو دزدیده بودن و تو یه خونه حبسشون کرده بودن

‫این تنها راهی بود که میتونستن از اونجا خارج شن

‫اوه خدای من...

‫اوه خدای من.

‫جیدا ویلیامز، استنشاق دود، ‫سوختگی درجه دو در دست چپ.

‫- جیدا! حالت خوبه؟ ‫- مادرت کجاست؟

‫اونا بردنش، دستگیرش کردن!

‫- صبر کن ، چرا اونا... ‫- مونتگومری از ایستگاه 19

‫گفت یک درگیری با پلیس ‫در صحنه وجود داشت.

‫- معلومه که یکم قاطی شده ‫- اشکالی نداره

‫اشتباه شده، آزادش میکنن

‫پدرت کجاست؟ ‫مادرت باهاش تماس گرفته؟

‫اون رفته نوادا ‫ دیدن مادربزرگم

‫اون از بیرون رفتن، بدون ماسک دست بر نمیداشت

‫باشه. ما پیداش میکنیم ‫همه چی درست میشه

‫ اشمیت، یک عکس از قفسه سینه بگیر

‫و اوری رو پیج کن بیاد یه ‫نگاه به این دست بندازه

‫سلام

ما قرار داشتیم من یادم رفته؟

‫مر بیدار شده

‫واقعاً؟ این فوقالعاده است!

‫ما اون رو از جریان پرفشار اکسیژن جدا کردیم

سطح اکسیژنش 88 ‍ه

اون ‫حتی خندید!

‫اون بیداره! خدا!

‫به نظر یکم احمقانه میاد، اما

اینجا فقط خیلی تاریک و غمگینه

‫قبول دارم

‫اما تو هنوزم برای من میدرخشی

‫- تو کجایی؟ ‫- تو ماشینم

تو پارکینگ یه فروشگاه مواد غذایی

اوه خدای من، پای ‫زن دیگه ای که وسط نیست، مگه نه؟

میدونی دوست نداشتم که اینجوری بفهمی

اما میدونی من فقط خیلی با این رابطه از راه دور راحت نیستم

‫آره خوب، تا وقتی که ‫ ادامه داشت خوب بود.

‫من خیلی برای مردیت خوشحالم.

‫واقعاً

‫حالا بذار برم تخم مرغ هام رو بخرم.

‫باشه.

بررسی عصر بدون اتفاق بود

‫اما خانم فیشر از حساسیت ‫ اطراف برش شکایت داشت

‫باشه. من به محض تونستن بررسیش میکنم

‫اوه، ویلسون من میدونم ‫که تو بعضی از پرونده های

‫گری رو به عهده گرفتی، و ‫الان با درگذشت مادر بیلی ...

‫من خیلی ازت درخواست دارم

‫خوب اون الان بیداره

‫- اما هنوز برای بهبودی نیاز به زمان داره ‫- درسته، فقط امیدوار بودم

‫- آره ‫- آم... اوه ، اوه قربان

‫شما کی وقت دارید، میخوام ‫ببینم میتونم باهاتون ‫در مورد موضوعی که ‫فکر کنم...

‫... یک مشاوره شغلیه صحبت کنم؟

‫آه ، لعنت

‫اوه خوب لازم نیست همین الان باشه

من مطمئنم که الان فقط دوست دارید برید خونه

‫امشب کسی اینجا رو ترک نمیکنه

‫پیرس

‫چیه؟ دیگه نمیگی "مگ‌پای"؟ ‫(کلاغ زاغی)

‫تو گفتی از لقبم متنفری

که انگار فقط باعث شده بود تو بیشتر از به‌کار بردنش لذت ببری

‫بسيار خوب.

‫نفس عمیق.

خیلی خوب هنوز ضعیفه

‫اما مناسبه

تو ‫چرا تو کونت عروسیه؟

‫مردیت بیدار شده

‫اوه

‫شاید تنها و فراموش شده نمیرم.

من شانس خودم رو در برابر این بیماری بر اساس طاقت گری میسنجم

اون خیلی سرحالتره

‫و جوان تره

‫آخ.

‫من یک ساعت دیگه بهت سر میزنم

‫سعی کن کمی استراحت کنی

‫واقعاً چاره دیگه ای ندارم

‫هیچ جوک خوبی بلدی؟

‫منم نه.

‫هی چه خبر خوبی از مردیت شنیدم

‫آره عالیه

‫توجه کنید ظرفیت "سیاتل پرس" تکمیل شده

‫این یعنی روزانه ‫باید انتظار پذیرش

تقریباً دو برابر ‫بیماران را داشته باشیم

‫ما در حال فعال کردن ‫پروتکل ظرفیت جراحی هستیم.

‫هی منم از این موضوع راضی نیستم.

‫ما باید هر اتاقی که ‫میتونیم رو دو برابر کنیم.

‫ما امشب این کافه تریا رو به ‫ذخیره بیماران کرونایی تبدیل میکنیم.

‫ما به همه ‫از جمله رزیدنتها نیاز داریم.

‫الان شما باید از بیماران کرونایی ‫مراقبت کنید

‫پس، با خونه تماس ‫بگیرید، هماهنگ کنید

‫پیامهاتون رو برای تعیین ‫تکالیف بررسی کنید.

‫متشکرم.

‫من هیچ ایمیلی نگرفتم

‫چون تو قرار نبود اینجا ‫باشی، باید خونه باشی.

‫من بچه هام رو در هفته ‫ای که مادربزرگشون رو ‫از دست دادند، در ‫معرض کرونا قرار نمیدم.

‫پس برو هتل

‫تو گفتی که نمیتونی، اینجا ‫رو ترک کنی، وقتی بهت نیاز داره، ‫خوب منم نمیتونم

‫باشه

‫بخش انتقال بیمار

‫بیلی، اگه نیاز داشتی بری

‫- خونه... ‫- من نمیخوام.

‫ما میخوایم از ‫ قفسه سینه عکس بندازیم

‫تا مطمئن شیم که دود به ‫ریه هات آسیب نزده باشه؟

‫نباید زیاد طول بکشه

‫ما قراره برای شما ‫هم همین کارو بکنیم

‫بذار اول این دست رو تموم کنم.

‫من دریچه رو هل دادم تا بیام بیرون

‫اما آتیش خیلی داغش کرده بود

‫- احمقانه ‫- هی؟

‫نه نه. به نظر هوشمندانه میاد

‫حتماً. صبر کن. بذار بپرسم

‫این پدر جیدا است. میتونن صحبت کنن؟

‫البته. ‫من اینجا تقریباً کارم تمومه

‫من خیلی متاسفم

‫بابا من... من خیلی متاسفم

‫ما قصد انجام کار بدی رو نداشتیم.

‫از مادره خبری نیست؟ ‫باور نمیکنم دستگیرش کردن

‫- من میکنم. ‫- هنوز هیچی،

‫اما ما باید اونا رو به ‫طبقه بالا منتقل کنیم.

‫-چی؟ -باید ببریمشون جایی ‫که به آرامش نزدیک باشن

دارن آدم‌ربا رو میارن اینجا

‫و مونتگومری گفته ‫که اون خیلی پرخاشگره

‫قطعاً نه. ما اونو به ‫این بیمارستان نمیاریم.

‫منم مثل تو مخالفم

‫اما سیاتل پریس ‫درهاش رو بسته

‫اون مجبوره یه جایی بره

‫باشه. معایناتت عالیه

‫باید بتونی کسانی رو که ‫در خوابتن معاینه کنی

‫خواب؟ چه خوابی؟

‫شوخی میکنی، من خوابم برد

‫بیمارام حالشون چطوره؟

‫خوب، راندال، تامپسون و پاتل...

‫همه مرخص شدند. ‫اونا خوب شدن

‫واکر؟

‫حداقل پسرش تونست ملاقاتش کنه؟

‫اون به سختی تونست ‫به موقع برسه، اما آره.

‫کاش میتونستم کمک کنم.

‫اگر این کمکی میکنه

‫من هرروز اینجا کار میکنم و

‫واقعاً حس نمیکنم خیلی ‫کمک کرده باشم

‫ببین ، من واقعاً دوست ندارم ‫ برم، اما...

‫نه برو اشکالی نداره

‫سلام

‫واقعاً شنیدن صدات خیلی خوبه

‫رئیس آتش نشانی گفت بیشتر از 30 تخت نیست

انبار هنوز اکسیژن سنج رو پایین‫ نیاورده؟؟

‫بله همونطور که حرف زدیم تحویل داده شد

‫و ما چهار دستگاه ‫اضافی برای جریان پرفشار داریم

‫چطور؟

‫بیمارانی که ازشون ‫استفاده میکردن‌رو از دست دادیم.

‫هلم!

‫الان مانیتورو جای غلطی گذاشتی

‫و الان ما قراره ‫سیمهارو برداریم ‫به سمت تخت بیمار بدویم، ‫از مسیری که پرخطره

‫نه تنها به خاطر مشکل جدی مریض ‫بلکه بخاطر کارکنان

‫متاسفم. من متوجه نبودم...

‫حدس میزنم اینم متوجه نبودی

‫که سطل زباله پزشکی رو خیلی دور از ‫دستگاه ضدعفونی ‫کننده دست قرار دادی

پس من اگه بخوام ‫یه بیمارو معاینه کنم

یعنی باید از کل اتاق عبور کنم ‫تا آشغال بیمارستانی رو بندازم

و دوباره کل اتاق رو برگردم تا ‫دستهایم رو تمیز کنم

‫که یعنی تو زمان مواجهم رو دوبرابر کردی و ‫وقتم رو هدر دادی

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left