The first 200 lines.
..."پيش از اين در "گروگانها
شوهر شما يه نشان ژنتيکي داره
که بيان کننده اينه که ايشون در معرض زوال عقل زودرس قرار دارن
خيلي سخت به نظر مياد که بتونيم اينو مخفي نگه داريم
پيشنهاد ديگه اي داري؟
فکر کنم بتونم يه نمونه خون ازش بگيرم
اما براي انتقالش به بيرون از بيمارستان و يه آزمايشگاه خصوصي به کمک احتياج دارم
در مورد "ساندرين" , داشتم فکر ميکردم که
يا خودش شخصا دخلمونو مياره يا برامون تله ميذاره
نگران اينم که شرکامون بخوان بعد از اتمام ماجرا از شر ما خلاص بشن
چي باعث شده فکر کني که اونا ميخوان از شر ما خلاص شن؟
احساسم ميگه
امروز يه ملاقات جالب داشتم
با معاون رئيس جمهور- واقعا؟-
ميخواست بدونه از نظر من ,تو آدم قابل اعتمادي هستي يا نه
اميدوارم جوابت مثبت بوده باشه
من دروغگوي خوبيم
بازي هنوز تموم نشده
ازم خواسته بودي اگه چيزي غيرعادي در مورد زندگي
شخصي يا کاري "دانکن کارلايل" ديدم بهت خبر بدم
چي شده؟- زنش-
ظاهرا ديشب خيلي ناگهاني خودشو از بيمارستان مرخص کرده
من و "ساير" داريم از اينجا ميريم لطفا سعي نکن و دنبالمون نيا
داره فرار ميکنه
به يکي از دوستام تو اداره زنگ ميزنم
"از ديدنتون خوشحالم خانم "کارلايل
اسم من "توماس بلير"ـه
همونجا بمون
خيلي خب , دو قدم برين جلو
همونطور مستقيم برين
مستقيم برين
خوبه وايستين
اينجا چه خبره؟
به خاطر اين مزاحمت عذر ميخوام خانم
تمام اين کارا رو ميکنيم تا مطمئن بشيم شما در امنيت هستين
جاي نگراني نيست
قول ميدم
شوهرم ازتون خواسته اين کارا رو بکنين؟
متاسفم نميتونم به اين سوالتون جواب بدم خانم
اين يه مساله محرمانه است
محرمانه؟
حتي با وجود اينکه با شوهرم کار ميکني
يه تلفن ميخوام ميخوام همين الآن بهش زنگ بزنم
نميتونم همچين اجازه اي بدم
متاسفم
صبح اول وقت از اينجا ميريم
گواهينامه ها , پاسپورتها و کليدهاي يه خونه تو فلوريدا همراهمه
باورم نميشه
دانکن" واقعا سر قولش موند"
...خوبه , خب
فکر کنم لحظه اي که جراحي تموم بشه
بتونم بيام و شماها رو توي خونه ي جديد ببينم
عاليه
شايد بهتر باشه در مورد اينکه يه مدت از هم جدا بشيم هم فکر کنيم
منظورم اينه که ميتونم يه مدت "جيک" رو ببرم کاليفرنيا
و تو و "مورگن" هم توي فلوريدا بمونين
اينجوري پيدا کردنمون براشون سختتر ميشه
خيلي خب , تا موقعي که اوضاع آروم بشه
همممم کي ميدونه چقدر طول ميکشه
درسته اما يه جورايي بايد ريسکشو قبول کنيم
منظورم اينه که نميتونيم تا ابد از هم جا زندگي کنيم
ميدونم که اين مسئله دوست داشتني نيست اما بايد هر کاري لازمه انجام بديم
تا مطمئن بشيم بچه ها جاشون امنه , درسته؟
خب , ميفهمم که اين شرايط خيلي درهم برهمه
...و آدمايي که درگيرشن خيلي قدرتمندن اما
دلم ميخواد همه مون کنار هم باشين
آره , ميفهمم
به خاطر خدا "الن" , فقط بگو
چيو بگم؟
تو ميخواي ازم جدا بشي
اين مسئله ربطي به رابطه ما نداره
نداره؟
ميخواي چي بگم "برايان"؟
سعي کردم کاري که کردي رو فراموش کنم
...اما نميتونم , فقط
نميتونم
همه چيز عوض شده
پس , آره
وقتيکه اين جريان تموم بشه شايد بهتر باشه از هم جدا زندگي کنيم
بله؟
داري بازي خطرناکي انجام ميدي کُلُنل
هر دومون همينطوريم
فقط يه بار اين حرفو ميزنم
!همسر و دختر منو آزاد کن , همين الآن
همسرت ميخواست از کشور فرار کنه
اون يه مسئوليته براي من , براي تو و براي خودش
منظورت؟- تو گند زدي-
فقط دارم سعي ميکنم اين گندکاري رو تميز کنم
اين جريانو تو مسيرش نگه دارم
اما بهت اطمينان ميدم همسر و دخترت زمانيکه
دوستمون توي خيابون پنسيلوانيا بميره , آزاد ميشن
بهت قول ميدم
بهت زنگ زدم- چي شده؟-
چيزي که دنبالش بوديم رو پيدا کردم
ساندرين" قطعا براي طرف ديگه کار ميکنه"
بايد از دور خارجش کنيم , همين الآن
بدون شک
ديگه تموم شد "کريمر" , نميتونيم کاريش بکنيم
چه طور ميخواي انجامش بدي؟
لعنتي. چرا اينجور دزدکي مياي پيش من؟
ببخشين , نميخواستم بترسونمت
دانکن" ازمون خواسته يه کاري رو انجام بديم"
نصف شبه
به اتحاديه کارگري شکايت کن
فقط ميخوام يه ساندويچ درست کنم
موقع برگشت ميريم رستوران
به خرج من
... اگه اينجوريه که
ارائه اي مشــتــرک از > :ترجمه و تنظيم ســـحـر
...ببين , ميدونم اين کار ساده نيست اما
همونطور که سعي کردم بهت بگم , اون مثل ما نيست
درسته , اون يه مجرمه
اون قانونو زيرپاش ميذاره , آدم ميکشه درست برخلاف ما
چه مثل ما باشه چه متفاوت باشه کي اهميت ميده؟ اون ديگه مُرده
فهميدي؟ از فکرت بيرونش کن
کاراي مهمتري براي انجام دادن داريم
مثل چي؟- "نينا " و "ساير"-
بلير" اونا رو گرفته"
چي؟
ميخواد تا زمانيکه رئيس جمهور کشته بشه اونا رو پيش خودش نگه داره
خب , ما چي کار ميتونيم بکنيم؟ چه طوري ميتونيم پيداشون کنيم؟
مطمئن نيستم
تقريبا غيرممکنه که بشه ردشونو گرفت
بهترين شانسمون اينه که باهاش مذاکره کنيم
يه جورايي
...مگر اينکه - مگر چي؟-
از "ساندرين" استفاده کنيم
محل قرار کجا هست؟
انبار
جوابشو ميدي؟
انگار يه دوست دختر حسود پشت خطه
من مجردم
اون خوشگله هم ميدونه؟
زود باش , زود باش , زود باش جواب بده
ببين اون تلفن داره اعصابمو خورد ميکنه
يا جواب بده يا اون لعنتي رو خاموش کن
سلام؟- سلام , منم-
هنوز اون بسته رو پيدا نکرديم
داريم ميريم محل قرار
ميخوام که اين کارو نکني
دوباره بگو
بهش شليک نکن
براي يه کار ديگه بايد ازش استفاده کنم
مطمئني؟
مطمئنم
فهميدم
ميدوني , بايد سبک سفر کني
قراره خيلي جابه جا بشي
خيلي زود يه خونه جديد
دوستاي جديد و زندگي جديد خواهي داشت
ميدونم الآن ديگه اونجوري به نظر مياد اما
همه چيز دوباره عادي ميشه
از کاري که داري ميکني ممنونم اما واقعا فکر نميکنم
زندگي عادي ديگه بخشي از اين معادله باشه
نه , اشتباه ميکني اشتباه ميکني
چيزي نيست , فقط منم
فردا صبح ساعت 5:45 مطمئن ميشم که خونه امنه
فقط منتظر پيامم بمون , باشه؟
ما خيلي طبيعي از در جلويي ميريم بيرون, درسته؟
همه چيز درست ميشه
حق با اونه عزيزم
مشکلي برات پيش نمياد
براي هيچ کدوممون مشکلي پيش نمياد ما قوي هستيم , ما نجات يافته ايم
اينو عمليش ميکنيم بهترش ميکنيم
ايرادي نداره اگه بيرون منتظر بموني؟
...چه کوفتي
!خفه شو
ميشه بگي اينجا چه خبره
آرچر" بمبها رو پيدا کرد"
چي ... در مورد چي حرف ميزني؟- ما ميدونيم-
چيو ميدونين؟
هيچ وقت از دروغ گفتن دست نميکشي , درسته؟
تو براي "لوگان" کار ميکني
اون بهت سه تا بمب کوچولو داد تا ما رو باهاش بکشي
ميتونم اين حرفا رو ادامه بدم اما عصباني ميشم
و با شليک به صورتت ماجرا رو تموم ميکنم
دانکن" , آروم باش"
يادت باشه چرا داريم اين کارو ميکنيم
باشه
من با "لوگان" يه معامله کردم
ميتونستم بگم متاسفم
اما چرا الکي خودمو اذيت کنم , درسته؟
حدس ميزنم براي يه کاري بهم احتياج دارين
در غير اينصورت , "آرچر" توي انبار منو با تير ميزد
خب باهام چي کار داري؟
ميخواي من چي کار کنم؟
زنمو پيدا کن
ديگه وقت رفتنه عزيزم- باشه-
آماده اي؟- آره-
خب , وقت بازيه
فردا موفق باشي
دوستت دارم مامان
منم دوستت دارم
خوبه
زود ميبينمت
آره , خيلي زود ميبينمتون بچه ها
خداحافظ
خيلي خب , بريم
همه چيز درست ميشه
چي شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.