The first 200 lines.
یه تصادف بود از عمد نبود
مدیر چا
واقعا متاسفم
الان داری چی کار میکنی؟
دوست دارم از صمیم قلب معذرت بخوام
به خاطر خراب کردن خواستگاریتون
منظورت چیه؟ کدوم خواستگاری؟
درباره جعبه جواهرتون حرف میزنم
میدونم چون هدیه ی جو هی ری رو شکوندم از دستم عصبانی هستین
دلم میخواد یه بار دیگه عذرخواهی کنم
مدیر چا
با این باید چی کار کنیم؟
نمیتونی منو شکست بدی چی میگی؟
باید یه کم بیشتر تمرین کنی
چارت غذایی هفتگی: ۱۶م تا ۲۷م اکتبر
...بله دارم برای ۲۰ نفر غذا درست
لطفا همین الان بیا بیمارستان
بیمارستان چرا؟
مدیر چا؟
آجوشی، منو ببر بیمارستان دبوک، لطفا سریع
اوه، چی کار کنیم؟
چی شده؟
مدیر چا
چجوری اومدی اینجا؟ من بهش زنگ زدم
چون به خاطر ناهار بسته بندی شده ی اون ناراحتی معده گرفتین
به خاطر ناهار من؟ نه خانوم جو هی ری؟
من دو تا و نیم ساندویچ خوردم، و مدیر چا سه تا و نیم
...اون موقع بود که یهویی احساس درد زیادی کرد
که آوردمشون بیمارستان
باید با دکترشون حرف بزنم
@barcodesubtitle تیم ترجمه بارکد
اگه نمیخوای بری، برای چی نمیشینی؟
گردنم درد میکنه
واقعا ناهار بسته بندی شده من رو خوردی؟
آخه چرا با بی فکری خوردیشون؟
باید مینداختیشون دور
اما از اینکه غذاتو بدون دست زدن میریختم دور عصبانی بودی
درست جلوی دفترم
خواهشا این غذای با ارزش رو نریزه دور
باید بهم بگه مشکلش کجاست، و چی دلش میخواد بخوره
اه
نمیدونستم اونو دیدین
دیدم مثه یه خرس غرش میکردی با آتیشی که از سوراخای دماغت میزد بیرون
فکر کنم خودت یه پا ارتشی، نه خانوم لی یو می؟
بگمونم با جناب دوس پسر امروز برنامه نداری
اون دوس پسرم نیست، فقط یه دوسته
اون نزدیکترین دوستمه
و ما با هم زندگی نمیکنیم، اون مغازه طبقه اول رو اداره میکنه
و منم طبقه دوم رو اجاره کردم
انگار دچار سوتفاهم شدین
پس چرا اونجوری رفتار کرد؟
فکر کنم میخواست به عنوان یه دوست از من طرفداری کنه چون داشتی سرم داد میزدی
یه همچین چیزی به اسم دوستی بین مرد وزن وجود نداره
اون که یه مرد نیست، فقط جانگ هیون ته ست
تو هم دچار سوتفاهم شدی
من و جو هی ری باهم رابطه نداریم
اون جعبه جواهر
هیچ ربطی به اون نداره
خانوم اصلی یکی دیگست
خانوم اصلی؟ ...خب اون
...خانوم اصلی
پزشکی داخلی: چا جین ووک آرام بخش
مریض نشو
اوه بذارین من این کارو بکنم پشتتون درد میکنه
اوهوم
ببخشید که چارت غذایی رو دیروز تموم نکردم
مدیر خیلی یهویی منو خواستن
واقعا متاسفم
تا امروز تمومش کن بله
به خاطر رفتار دیروزم ببخش
به خاطر پشتمه، باید عمل کنم، ولی وقت ندارم
امیدوارم درک کنی نه اشکالی نداره
اما امروز شنگولتر به نظر میای
معمولا ماتم زده ای، دوست پسر داری؟
بله؟
نه بابا
دوس پسر کجا بود
چرا اونجوری کولی بازی درمیاره، خب فقط یه کلمه بگه نه دیگه
دفعه پیش چون غذا نخورده بودین اینجا بودین
اما این دفعه چون زیادی خوردین
سرکار به هیشکی نمیگیا
رئیس چا بفهمه منو ذله میکنه
فهمیدم، مدتی میشه از وقتی که تمام شب رو راحت خوابیدین
اون قبل از اینکه بره خونه شب تا دیروقت مواظب شما بود
کارشناس تغذیه رو میگم
چیه؟ من که چیزی نپرسیدم
قبل از اینکه برم سرکار میرم خونه دست و روم رو بشورم
متوجه شدم
بهشون بگو برای جلسه ای که دیروز کنسل شده بود برای یه ساعت آماده بشن
متوجه شدم
تا شب دیروقت موند؟
مریض نشو
...پس این یعنی
خواب نبود؟
برای صبحونه جینسنگ و پوره مرغ درست کردم که بهتر بشین
حالتون خوبه؟
آره
پس من میرم نه لطفا بشین
مسئولیتشو به عهده بگیر بله؟ برای چی؟
این دفعه دیگه چی شده؟
...به خاطر اینکه باعث شدی ناراحتی معده بگیرم
و در نتیجه ش یه عالم سرکارم دردسر درست کردی
به خاطر به نحو احسنت انجام ندادن وظیفت به عنوان کارشناس تغذیه
مسئولیت همه اینا رو به عهده بگیر
و بذار جعبه جواهر رو فراموش نکنیم
بیا یه بار برای همیشه همه چیو حل و فصل کنیم
..چطوری باید مسئولیتشو به عهده بگیرم با من بخور
...اگه غذا بخورم
چی گفتی؟
اگه متاسفی، با من غذا بخور
..هیچ معنی میده آخه یعنی نمیخوای؟
اه، نه اینطور نیست
فقط فکر کردم اشتباهی شنیدم
واقعا ازم میخواین باهم غذا بخوریم؟
قبلا بهت گفتم، نمیتونم به غذایی که تو درست میکنی اعتماد کنم، برای همین
دارم ازت میخوام با من غذا بخوری
فقط ۱۰ بار، نه بیشتر نه کمتر
فرض کنیم جعبه م یه میلیون وون قیمت داشت
و هر وعده غذا رو به عنوان بازپرداخت ۱۰۰ هزار وونی در نظر بگیر
من فقط دارم بهت یه شانسی میدم
به خودت بستگی داره ...میخوای از شغلت دست بکشی
یا به جاش میخوای با من غذا بخوری؟
این دیگه چه کوفتیه؟ این دفعه میخواد سعی کنه با غذا شکنجه م بده؟
جانگ وو جین هستم، میخواستم ببینم امشب برای شام وقت دارین
باید چیزی بهتون بگم اگه سرتون شلوغه، شاید دفعه بعد
این خوابه؟ یه چیزی هست که ازش خبر ندارم
درسته ۱۰بار بیشتر از کافیه
حتی اگه خوشمزه باشه، اگه بیشتر از ۱۰ بار بخوریش
از دستش خسته میشی هرجوری باشه، اونجام
کرم قاشقی و سوجو؟
ساعت ۷
ساعت ۷ ماشینمو آماده کن و دنبال رستورانهای خوشمزه بگرد
رستوران خوشمزه؟
برای امروز چی برنامه ریزی شده؟ من از قبل برنامه دارم
نه تو، من از تو نخواستم با من غذا بخوری
اوه، قرار بود از یه کسب و کاری دیدن کنید، ولی فوری نیست
پس بذارش برای فردا فهمیدم
..و
افراطیه منظورتون چیه؟
لباسات
افراطی ان
این لباسا غرور و نشان ویژه ی ظاهر منن
باهاش در نیفتین
هر جور میلته
بهت گفتم، نمیتونم به غذایی که تو درست میکنی اعتماد کنم، برای همین
دارم ازت میخوام با من غذا بخوری
فقط ۱۰ بار، نه بیشتر نه کمتر
دارم یه شانسی بهت میدم وایسا
تا حالا هیچ وقت با پیشنهاد باهم غذا خوردن بهم توهین نشده بود
خوب بلده چطوری با هر حرفی که میزنه به آدم حس بدی بده
داری چی کار میکنی؟
اه، یه لحظه حواسم رفت یه جا دیگه
امشب ساعت ۷ جلوی شرکت منو ببین
داشتم فکر میکردم چی رو دوست داری؟
غربی، ژاپنی، کره ای، چینی؟ برای همه چیز یه رزرو کردم
لطفا اونی که دوست داری بخوری رو انتخاب کن فکر نکنم این درست باشه
چی؟ چی درست نیست؟
گفتی مسئولیتشو قبول میکنی و منم اون شانس رو بهت دادم
دقیقا، من مسئولیت رو به عنوان کارشناس تغذیه ت قبول کردم
خب؟ من انتخاب میکنم کجا بخوریم
چون من کارشناس تغذیه ام
پس، این یه قرار نیست، این مربوط به کاره
حالا مگه من گفتم این یه قراره
...باشه کارشنان تغذیه لی یو می
میتونی انتخاب کنی کجا غذا بخوریم
پس اینجا بپیچ به راست
راست
بریم
رونام خیلیا رو سورپرایز میکنه
با دقت رانندگی کن حالا دیگه منو میزنی؟
اینه؟
حتی اگه پر زرق و برق به نظر نیاد، یه رستوران معروفه
مطمئنم بیشتر از هر کس دیگه ای میدونی که من چقدر بدغذام
از جاهای غیربهداشتی متنفرم
و انگار باید رو زمین بشینیم، اون کار هم نمیتونم بکنم
من پاهای درازی دارم، میبینی
خانوم لی یو می خانوم لی یومی
هی صبر کن منم بیام
ببخشید یه بطری سوجو
این شکلی بنداز دور گردنت
بذار لباس گرون قیمتت رو تمیز نگه داریم
پیش بند لازم ندارم، نمیخواد
همه اینجا اینجوری میخورن الکی شلوغش نکن
اولین بارته سوپ ماهی لوچ میخوری؟
اولین بار و فکر کنم آخرین بارمه
امتحانش کن، این بهترین غذا برای وقتی که احساس ضعف میکنی
اینا دونه ی برل خرد شده ست، اگه دوست داری اضافه کن
من میخوام یه عالمه اضافه کنم
خوشمزه ست؟
آره، بهتر از قیافشه
حالا کاسه برنجت رو قاطیش کن
و با کیمچی تربچه خردشده امتحانش کن حرف نداره
گفتی چی کار باید بکنم؟
کاسه برنجت رو اضافه کن
این طوری
خب
ایییی
....به خاطر کیمچی ترپچه ی مکعبی
وااای دیدی؟ بهت گفتم پیشبند ببندیا
واستا ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.