Release info

Last Cinderella 2013 E05
A Commentary by Rahpooyan
مترجم : مستانه | mykorea Group |

Tags

other
Published on: 2014-12-11
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مامان

الو مامان؟ چيزي شده؟

ساتوشي؟ نيومده

الو؟

صبر کن- يکم-

نه

تو همچين جايي نه

يکي اونجاست- اشکال نداره-

آبجي؟

ساتوشي! همچين جايي چيکار ميکني؟

عصر بخير

عصربخير

گنده بک

چايي رو کجا گذاشتم؟ اين خونه رو خوب نميشناسم

آخه تا حالا چاي درست نکردم ..آب

آبه يکم عجيبه- من دمش ميکنم-

واقعا؟ شرمنده ها

آبجي اصلا عوض نشدي

هي هي تو

اون ريه چانه؟ خوبه- هان؟ آره-

کجا همو ديدين؟

من و ريه همديگه رو تو يه کلوپ ديديم

کلوپ؟

اينقدر قشنگ واست از اين ور اون ور حرف ميزنه که نگو

بعد شروع به قرار گذاشتن کرديم- خب؟-

ميخوايم ازدواج کنيم

ازدواج کنين؟ چند وقته باهم قرار ميذارين؟

دو ماهي ميشه؟

اره

تازه دو ماهه همو ميشناسين نبايد ازدواج کنين

عشق زمان سرش نميشه

..اره راست ميگي

وقتي به مامان گفتم

ميدونم- واسه همين از خونه فرار کرديم-

چي؟ نکنه باهم فرار کردين؟؟

درسته- درسته تحويل من نده-

اين وقت شب کي ميتونه باشه؟

يعني کيه؟

وايسا- الو-

چيه؟ چيه؟ چيزي نيست چيزي نيست- کيه؟-

من سائکي هستم

سائکي سان؟

بيخيال، نمياد تو- سائکي سان کيه؟-

آبجي اونجا رو، اونجا رو- چيه؟-

کدوم سائکي سان؟

اينکارو نکن خنگه نبايد اينکارا رو بکني

داره ميره

کدوم دکمه درُ باز ميکنه؟- ولش کن. لازم نيست بازش کني-

اينه يا اين يکي؟

نذار بياد تو خنگه

امروز منو قال گذاشت

معذرت ميخوام

يه کاري پيش اومد که نميتونستم نرم

چند سالته؟- ساتوشي، چي داري ميپرسي؟-

بيست و چهار سالمه- 24؟ چي؟-

وايسا ببينم، اما آبجي تو که 40 رو رد کردي- من 39 سالمه-

سي و نه. چه زن دقيقي سي و نهم که باشي

...بيست و چهار رو که از 39 کم کني چند سال ميشه ريه؟

پونزده سال- پونزده سال جوون تره؟-

من الان 30 سالمه

لازم نکرده سن مونو بکشي وسط

تو خيلي براش کوچيکي- فعلا بيا تو. اشکال نداره-

چرا مي کِشيش مي بريش؟- لااقل بگو ببخشيد مزاحم شدم-

زبون تو موش خورده؟

بشين بيا

کارت چيه؟- کار خودت چيه؟-

اين چه ربطي به اين موضوع داره- يه دقيقه صبر کن لعنتي-

شغلت

ساتوشي، مامانه- چي؟-

يعني فهميده؟- معلومه که فهميده-

جواب نده- چي؟-

چه آدم بي مصرفي هستي تو- خواهش-

ممنونم. يکي طلبت

خب؟ حالا ميخواي چيکار کني؟- دنبال يه کار ميگردم-

چي؟ جدي ميگي؟- جدي جدي-

شک نکن

منم مثل وقتيکه تو ديپلم گرفتي و اومدي توکيو کار پيدا ميکنم

اما مامان همش ميگه من بايد تو فوکوکا بمونم

اون از خيلي وقت پيش براي تو نقشه ها کشيده

اون خيلي رو اعصابه تازشم

توي ازدواج ما دخالت ميکنه يکي دو تا نيست که

ميفهمم چي ميگي

اگه همينجوري ولش کني تا صبح يه ريز زنگ ميزنه

اره، پس جواب بده- مطمئني؟ باشه-

اما بهش بگيا- چي رو؟-

من برنميگردم. براش روشنش کن

باشه- براش روشنش کنا-

که اون بر نميگرده- الو؟-

مامان؟ آره آره

اينجاست اينجاست- بابت اين سرو صداها معذرت ميخوام-

منم معذرت ميخوام که تو همچين وقتي مزاحم شدم

نه نه

چرا با آبجيم که 15 سال ازت بزرگتره دوست شدي؟

جذب آبجي من شدي؟

گمونم همينطوره

اگه ميخواي علافي طي کني زودتر باهاش بهم بزن

ساتوشي کون

آبجي باندازه کافي بدبختي کشيده

بيشتر از هرکسي اين حقُ داره که خوشبخت باشه

من کسي رو که خواهرمو ناراحت کنه، نمي بخشم

گفتم که اون ديگه بزرگ شده

ساتوشي دربارش فکر کرده

چي؟ باشه فهميدم فهميدم

ميدونم. دوباره بهت زنگ ميزنم

فعلا. باشه

چي گفتش؟

از رييس کار پاره وقتت ميخواد چند روزي بهت مرخصي بده اما در عوض

بهش گفتم که تشويقت ميکنم زودتر برگردي خونه

بازم اين حرفاي مزخرف

بهت گفتم بهش بگي من فوکاکو برنميگردم

خب؟ پدر مادر ريه چان چي ميشن؟

لازم نيست نگران اونا باشي قبلا جدا شن

اون توي فوکاکو هم بدنيا نيومده

مامانش دوباره ازدواج کرده واسه همين خودش تنهايي زندگي ميکرده و آلاخون والاخون بوده

بله

که اينطور

خب ميتونين امروزُ اينجا بمونين

خوب استراحت کنين- چي؟ چي؟ چي؟-

وايسا وايسا. چي داري ميگي؟

بايد الان مسابقه ي اُسرو رو شروع کنيم- مسابقه اُسرو؟-

درسته. بشين

آبجي؟- هان؟-

فراموش نکن چي ميخوام بگم- چي؟-

بااينکه تو دبيرستاني بودي ولي اصلا به من که ابتدايي بودم، ارفاق نميکردي

امروز بعد 20 سال ميخوام انتقام بگيرم

همينجا بگير بشين

ميتوني بازي رو بياري؟

کي زنجير درُ انداخته؟

مادرت اينکارو کرده ديگه

ميدونست من دارم ميرم بيرون از قصد منو بيرون نگه داشته

واقعا باورم نميشه

محاله مامان همچين کاري بکنه

مادرت تا کي ميخواد اينجا بمونه؟

نميدونم- ديگه به اينجام رسيده-

خيل خب باشه فردا به داداشم زنگ ميزنم خوبه؟

ميرم بخوابم. ديروقته. شب بخير

ريه چان

شب بخير- شبت بخير، شب بخير-

خوب بخوابي- ممنون-

خب مام بگيريم بخوابيم

خب چراغا رو خاموش کنم

ببخشيدا

ببخشيدا

چند سال بود اُسرو بازي نکرده بودم؟ کيف داشت

آره کيف داشت

هيروتو کون، غافلگير شدم ديدم اينقدر واردي

ميتوني انتقام تو بگيري

خيلي اعصاب خردکن بود

دفعه ي ديگه حتما شکستت ميدم- ساتوشي سانم همينو گفت-

ناسلامتي ما خواهر برداريم

بهتون حسوديم ميشه

هوم؟

من هيچ خواهر برادري ندارم که بهش تکيه کنم يا اون بهم تکيه کنه، مثل تو

...اين منو قلقلک ميده

چي؟ نه. نه نميشه

پس فقط يه بوس- چي.. نه نميتونم نه-

نه

بيا ديگه- نميتونيم-

صبر کن. با گوشم چيکار داري

از اينکار خوشم مياد

ساتوشي اگه ميخواي از اين غلطا کني، برو هتل

رو تخت کي ميخواي از اين غلطا بکني؟

هوي! ساتوشي

خوابم نميبره

صبح بخير

صبح بخير

اينکه کنار تو بيدار شدم، منو يه جورايي خوشحال ميکنه

هان؟ چيه؟

ببخشيد ببخشيد

به چي داري ميخندي؟ چيه؟

هيچي. هيچي فکرشو نکن

چون مسابقه ام نزديکه، بايد برم

من رفتم

يعني چي بود؟

خنديدن، وقتي به صورت خوابت نگاه ميکنن اشکالي نداره

قسمت پنجم: آغاز علاقمند شدن !تقدير تکان دهنده ي عشق

کجا ميرين؟

خوبه هي، وسط راهي

ببخشيد

چي.. برادر کوچيکه ات اومده؟

رينتارو سان

درسته. تنها برادرت از فوکاکو اومده

حتما از اون چاقالوهاي فوکوکائه استفاده از جناس دو کلمه-

خيلي بامزه بود. خنديدم

چوکو چان ببخشيد منتظر موندي امروز اومدي موهاتو کوتاه کني؟

بله

قبلش يه دقيقه وقت دارين؟

بابت اون روز معذرت ميخوام

اشکالي نداره. اينقدر رسمي نباش

همينطورم اگه مايلين، اينو قبول کنين

چي هست؟

بشين

بليت بازي بيسبال تيمهاي لاينز و ايگلزه بازي فاينال هم هست

گفت از يکي از دوستاي پدرش گرفته

اونوقت دادش به تو؟

اره- چه حيف-

منظورت چيه؟

هيچي هيچي منظورم اين بود اگه ميداد به من، ميرفتم

چيوکو چان عاشق تاچيبانا سان نيست؟

منم همين فکرُ ميکردم

More Farsi Persian subtitles for The Last Cinderella

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left