Wonder Egg Priority

Wonder Egg Priority

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

[AnimWorld] Wonder Egg Priority - 05 [ASW]
A Commentary by lak0lak
lak0lak :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2021-02-12
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.نترس

!آخه من خدام

اون چیه؟

...این بو

!چه خدایی؟

...تو گفتی که هیچ کاری

.دخترک فراری

!احمق نادان

.مهم ترین اصول سرمایه داری، داد و ستده

!قرار نیست که همش بگیری بدون اینکه چیزی بدی

.من خدام

.من عشقم

.تو اومدی دنبال عشق

ولی بازم منو پس می زنی؟ -

.سرخود کاری نکن - ولی بازم منو پس می زنی؟ -

.ببخشید

.واقعا نمی تونم قیافه و بوش رو تحمل کنم

.همیشه درک کردن طرز تفکر شما دخترا واسم سخت بوده

.ولی حداقل روی این یکی هم نظریم

.بیا پیشم

.می دونم که جای دوری نرفتی

.حتی اون موقع هم فقط رفتی یه ایستگاه مترو بالاتر از خونه ت

...ترسیدی و برگشتی خونه

ولی دیگه توی اون خونه جایی نداشتی، داشتی؟

.مامان بابات عاشقت نیستن

.فقط منم که عاشقت میشم

وقتی فرار کردی، واسه یه لحظه خیالت راحت نشد؟

.عصبانیتت رو از بین برده بود

.همچین رابطه ای رو باید آجر به آجر می چیدی و می ساختی

.باید درک کنی

.بیا عصبانیت همدیگه رو از بین ببریم

.من واست از بین می برمش

...من

.مغزت رو از بین می برم

...مغزم

!ایول ایول

ولی چرا مغزش اونجاشه؟

.تا یه مدت غذا درست حسابی قرار نیست از گلوم پایین بره

.ممنونم

.به خاطر تو اینکارو نکردم

.اینکه همش بگیری بدون اینکه بدی، حال بهم زنه

.آره فکر کنم

.ولی خوشحالم کرد

.اینکه یکی رو داشته باشی مراقبت باشه

واقعا؟

ا ر جـ حـ یـ ت تـ خـ م عـ جـ ـا یـ ـب

ارجحیت تخم عجایب

رنگ گل

سایه ی ابر

خاطرات آشنای قدیمی

می رم و می ذارمشون

کنار قاب پنجره ی روز های گذشته

می رم

امروز وقت رفتنمه

بدرود

معلم هام

بدرود

دوستام

به خاطر فردایی زیبا

قسمت 5 دختر فلوت زن

.یه کم دیر کردیم

.پیدا کردن آدرسش سخت بود خب

.آروم بگو

گم شده بودین؟

.نه

.آه بفرمایید

.برای توئه

.ممنونم

اوتو

.بیاین تو! یه کم خونه مون کوچیکه البته

!ببخشید

!ببخشید

.من نیرو آئونوما هستم

.اِ وا، چقدر مودبی

.سلام مامانِ آی

.اِ وا

.سلام

عه عه! شما آشنای ساواکی سنسه ای؟

.موموئه ساواکی هستم. برادرزاده شون

.چه خانم زیبایی

مامان سان، از اون رولت ها دارین؟

.از خوراکی های نیرو هم بهمون بدین

.باشه باشه

.کلی دوست آوردی خونه

خوب نیست، آی چان؟

!هی

!لطفا لطفا لطفا

.واقعا پررویی

.هنوز مال خودتو تموم نکردی هنوز

.خسیس

.خب خب

واقعا دانش آموز عموی منی، آی؟

.شنیدم بدجور بین دخترای مدرسه شون معروفه

.منطقیه

.اگه تو هم پسر بودی، منم دلم می خواست که دوست پسرم شی

.بس کن

.فکر کنم کویتوچان هم سنسه رو دوست داشت

کویتو کیه؟

.همون دختری که آی می خواد نجاتش بده

.آه که اینطور

.عه

.یه فکر باحال به سرم زد

چی؟ چی؟

.باشه بهتون میگم

شاید دوست آی، کویتو چان، واقعا .دوست دختر سنسه بوده

...بعدش یه اتفاق بد افتاده و

آه؟ مهمون دارین؟

!بله، دوستای آی چان اومدن -

!وـ وایسا - !بله، دوستای آی چان اومدن -

.عموی من همچین آدمی نیست

.انقدر آدم خوبیه که کلی گربه رو به سرپرستی گرفته

.شاید فقط گربه هارو دوست داره

.شاید شخصیتش یه جنبه ی ترسناک هم داشته باشه

اتاق آی

.شاید شخصیتش یه جنبه ی ترسناک هم داشته باشه

!آره

...معلمی که به دانش آموزش دست درازی می کنه

!وقتی هم کار به جاهای باریک می کشه، تهش این شکلی میشه

.امکان نداره

.شاید حامله شده بوده

!حامله؟

.حامله

.آره، حامله

!تمومش کنین دیگه

.بـ ببخشید

.شوخی کردم

.معذرت

.من واقعا نمی دونم چرا کویتوچان مرد

...پس

چرا از مامانت نمی پرسی؟

.شاید سنسه یه چیزایی بهش گفته باشه

...هی، شاید برای این هرهفته میاد بهت سر میزنه

.چون شاید فکر می کنه تو مدرکی چیزی داری

احتمالش هست، نه؟

.نمی تونم بپرسم

،مامانم واقعا به سنسه اعتماد داره .منم همیشه دل نگرانش می کنم

از اون موقع هم که دیگه درباره ی .زخم هام حرف نزدم، اونم دیگه هیچی درباره شون ازم نپرسیده

حرف نزدی، هان؟

چیه؟

آلرژی داری؟

.نه، فقط یه لحظه حرف نزدن آی رو تصور کردم

...آـ آخه

...ولی اگه بهش بگی میری بیرون که توی خوابت بجنگی

.بیشتر دل نگرانت میشه

.شاید فکر کنه یه کارایی داری می کنی

.هیچوقت حرفتو باور نمی کنه

.درسته

.برای همین نباید به هیچ کس بگیم

این داستان خودمونه که هیچ کس نباید درباره ش بفهمه، مگه نه؟

.داستان... خودمون که هیچ کسی نمی دونه

موموئه اینجاست؟

.بله، سریع شناختمش چون واقعا شبیه شما بود

.اونا که مدرسه هاشون باهم فرق داره کجا باهم آشنا شدن؟

.لازم نیست همه چی رو انقدر پیچیده کنی

.چشمات واقعا جذابن

.بله

.چهره ت رو از دید خودم نقاشی می کنم

وقتی کارم تموم شد، دلم می خواد .اعتماد به نفس داشته باشی در مورد خودت

!من، اعتماد به نفس؟

.شنیدم سنسه قراره توی نمایشگاه بعدی، کارشو نشون بده

گفت می خواد جایزه رو برنده بشه .و با درآمد نقاشی زندگی شو بگذرونه

نقاشی من؟

اعتماد به نفسشو نداری؟

.اگه نداری پس نباید قبول کنی

.زندگی سنسه به این بستگی داره آخه

...من

.ای کاش مامان منم مثل مامان تو بود، آی

چرا؟ مامانت چجوریه مگه؟

.وحشتناک و زهرآلود

:مطمئنم وقتی به دنیا اومدم و قیافه شو دیدم، گفتم

ای وای! این خانومه می خواد تا آخر عمرش زن بمونه» «.و هیچوقت مادر نشه

«چه خاکی به سرم بریزم حالا؟»

.نوبت توئه ریکا

.من مامانم واقعا هم سرکارش کارش عالیه، هم توی خونه

.واقعا تمام تلاششو می کنه

.ولی فکر کنم به خاطر این باشه که بابام ولمون کرد

.خیلی از مرد ها مغرورن

.لیاقت زن های با استعداد و توانا رو ندارن

چرا داری منو نگاه می کنی؟

.چون نوبت توئه

.یه زن احمق و عتیقه ای

با کی بودی احمقو؟

.بس کن خل و چل

...قلقلک قلقلک قلقلک

اینجا چی؟

واقعا خوب باهم کنار میان، نه؟

.آره

...نه وایـ

اینجا چطور؟

...هی

به موهات خوب می رسی؟

.انگار یه کم آسیب دیدن

.بهم دست نزن

.من می خوام آزاد باشم. دست از سرم بردارین

.خب هرچی

هی، موهام قشنگ نیستن؟

.حتی یه دونه موخوره هم نداره

.الان توی زیباترین شکل خودمم

.هیچی نمی تونه جای جوانی رو بگیره

.علاقه ای ندارم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left