Mob Psycho 100 II

Mob Psycho 100 II

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mob Psycho 100 - S02E07
A Commentary by talismannight

Tags

other
Published on: 2019-03-30
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بالاخره به جایی رسیدم ‫که بتونم بیام تو تلویزیون.

‫اما این اتاق‌های انتظار، ‫واقعاً آدمو بی‌قرار میکنن.

‫ریگن-سان، نوبت شماس.

‫خب، بریم تو کارش.

‫چای

‫کارگاه فراطبیعی ‫آیا واقعاً قدرت‌های روحانی وجود دارند؟ ‫برنامه‌ی ویژه

‫تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان

‫AnimWorld Presnets ‫@AWSub / @ AWForum

‫موب سایکو

‫_______________________________ ‫_______________________________

‫پسری که با کوککوری بازی کردن بعد از مدرسه، ‫توسط روح یک روباه تسخیر شد.

‫آه، باید خودش باشه. ‫بازگشت جودو-ساما به تلویزیون.

‫ر-ریگن؟!

‫چیکار داره میکنه؟

‫خب... آیا قادر خواهیم بود این مرد جوان

‫میزبان

‫ابیهارا موریزو

‫بدبخت و فلک‌زده رو که تسخیر شده، نجات بدیم؟

‫اجازه بدین اشخاص قدرتمندی رو که ‫برای کمک به ما اینجا هستن، معرفی کنم.

‫نفر اول که خدمت حضورتون هستن.

‫رئیس اتحادیه‌ی روحانی خورشید تابان، جودو کیرین-سنسی!

‫جودو کیرین

‫ایشون باعث حل مشکلات بحرانی، برای جمع کثیری از افراد شدن! ‫ایشون بهترین بهترین‌ها هستن!

‫نفر بعد، اولین حضور تلویزیونی ‫خودشون رو تجربه میکنن.

‫ریگن آراتاکا-سنسی!

‫سلام، روز بخیر. ‫ریگن آراتاکا هستم.

‫فعالیتم تو شهر ادویه‌جات هستش.

‫آیا قدرت‌های روحانی واقعاً وجود دارند؟!

‫برنامه‌‌ی ویژه

‫ریگن-سنسی، تا حالا چه دست‌آورد‌هایی داشتین؟

‫خیلی چیزا بودن...

‫آه، کِشنده رو شکست دادم.

‫موگی تاتسویا

‫ها؟ عالیه.

‫بنظر میتونیم انتظار اتفاق‌های ‫بزرگی رو داشته باشیم.

‫خب، اجازه بدین پسرمون رو بیاریم.

‫ترسناک

‫برا احتیاط بیشتر، از اونجایی که ‫ممکنه از کنترل خارج بشه،

‫محکم بستیمش.

‫برو سراغ ریگن-سنسی!

‫برو سراغ ریگن-سنسی!

‫نظرتون چیه؟

‫که اینطور...

‫با توجه به تصاویری که ‫چند لحظه پیش دیدیم،

‫اون توسط یه روح روباه، با کوککوری-سان ‫بازی کردن بعد مدرسه، تسخیر شده.

‫دقیق‌ترش اینه که،

‫اون روح، در اصل روح یه روباه شنیه که ‫بیشتر در شمال آفریقا به چشم میخورن.

‫چی شد؟ تونستن نوع دقیق روح رو شناسایی کنن!

‫شما چی فکر میکنین، جودو-سنسی؟

‫بچه‌ی بیچاره اینجوری به صندلی بسته شده.

‫امیدوارم مجبور نباشیم بیشتر از این ‫تو اون شرایط نگهش داریم.

‫که اینطور. بنظر هممون یک حس رو داریم.

‫خب، بالاخره میتونیم شاهده ‫این پاکسازی روح عمومی باشیم!

‫اما قبل از اون، بشنویم سخنی از اسپانسرهامون.

‫وقتی پخش شروع شده، ‫جودو-سنسی برامون پاکسازی رو انجام میدن.

‫نه، چطوره اول بزاریم ‫ریگن-کون یه امتحانی بکنه؟

‫چی—

‫کسی نمیخواد یه پیرمرد رو ببینه.

‫بیاین به کل کشور نشون بدیم که ‫یه واسطه‌ی نسل جدید، چطور ترتیب کار‌ها رو میده.

‫قرار نبود امروز فقط بشینم و نظر بدم؟

‫فقط میخوام یه وقت برا درخشیدن بهت بدم.

‫اما اگه از پسش برنمیای، مشکلی نیست.

‫همونطور که تو متن برنامه هست، ‫من انجامش میدم.

‫متن برنامه؟

‫که اینطور!

‫وایستا! خودم انجامش میدم!

‫فهمیدم.

‫پاکسازی این سری رو ‫ریگن-سنسی انجام میدن.

‫بعد پیام‌های بازرگانی ادامه میدیم!

‫کارگاه فرا طبیعی ‫برنامه‌ی ویژه!!

‫خب بنظر میرسه دیگه تقریباً ‫ وقته این پاکسازی روح علنیه.

‫شخصی که پاکسازی رو انجام میدن،

‫یه تازه‌وارد هیجان‌انگیز هستن ‫که پیشرفت سریعی داشتن!

‫ریگن آراتاکا-سنسی! آماده هستین؟

‫کارائوکه

‫بسپریدش به من! من، ریگن آراتاکا ‫این کار رو به عهده میگیرم!

‫من با موفقیت از شر این روح خلاص خواهم شد!

‫میخواد پخش زنده باشه یا نه، ‫این به هر حال یه برنامه‌ی تلویزیونیه.

‫فقط یه جور برنامس که توسط ‫چندتا نویسنده ترتیب داده شده.

‫اگه چندتا حرکت پاکسازی الکی بزنم،

‫علامتی میشه برا این پسره که آروم بگیره

‫و برای تماشاچیا که دست بزنن.

‫بعد مجری ازم تعریف میکنه ‫و برنامه تموم میشه.

‫پاشیدن نمک!

‫پاشیدن نمک!

‫اینجا رو. یه دفعه شروع به پرتاب کلی نمک کردن!

‫روحی که پسرک رو تسخیر کرده ‫بنظر داره از درد به خودش میپیچه.

‫داره جواب میده! ‫واقعاً داره جواب میده!

‫اما تا حالا جواب نداده بود!

‫این بچه داره نقش بازی میکنه!

‫الان که اینو میدونم، ‫هر چی دارم رو میکنم!

‫!له کردن سحرآمیز ویژه

‫مشت نمک...

‫...نابودگر!

‫کارش تمومه!

‫خب، از وقتی پاکسازی شروع شده ‫حدود 30 دقیقه گذشته،

‫اما ظاهراً روح از خارج شدن، امتناع میکنه.

‫چقدر سمجه.

‫شیاتسوی سم زدایی ارواح شیطانی!

‫چاپ آب مقدرس!

‫واقعاً!

‫دیگه از تمام حرکت‌های ویژم استفاده کردم.

‫له کردن سحرآمیز

‫قطار سریع‌السیر آروما

‫پاشیدن نمک

‫پاکسازی گرافیکی

‫مشت هيپنوتيزم‌‌کننده

‫و الانم داره با فی‌البداهه گفتن، کشش میدم!

‫مشت نمک نابودگر

‫گردباد چیز برگر

‫ضربه‌ی پرشی زانوی ضد تسخیر

‫حالا بیاین بریم سراغ واسطه‌ی دیگمون.

‫ها؟

‫جودو-کیرین-سنسی، بفرمایید.

‫ن-نکنه من فقط برا گرم کردن تماشاچیا بودم؟

‫میخواد همه‌ی افتخارش رو مال خودش بکنه؟!

‫یه لحظه وایستین. تقریباً تو چنگمه.

‫عوض کردن جامون وسط کار—

‫ببین، پخش زندس.

‫ریگن-کون، کارت تو 30 دقیقه‌ی پیش خوب بود.

‫پیرمرد حیله‌گر مکار!

‫خب، جودو-سنسی! بفرمایید!

‫وقت درخشیدنم!

‫چیو میخوام پاکسازی کنم؟ ‫این پسر اصلاً تسخیر نشده.

‫داره نقش بازی میکنه.

‫ها؟

‫چ ‫ی ‫ ‫ش ‫د ‫؟!

‫نه، نه، نه، پیری! ‫بفهم قضیه از چه قراره!

‫چرا برداشتی همه‌ی اون پیش‌زمینه‌ای رو که ‫برنامه برات چیده بود، به فنا دادی؟

‫کاملاً درسته!

‫متحیرم که تونستین حقیقت رو بفهمین،

‫اونم وقتی تمام افرادی که تو این استودیو هستن، ‫تمام این مدت گول خورده بودن!

‫واقعاً که یک واسطه‌ی واقعی بینمون حضور دارن!

‫اسم من فوکودا سوزوئو هستش، ‫من یه بازی کودک از دفتر لکه‌ی مغولی هستم!

‫بازیگری فوق‌العاده‌ای بود!

‫ازتون ممنونم!

‫اصلاً نتونستم بفهمم، داره نقش بازی میکنه!

‫محقق علمی تخیلی، موجی-سان، ‫نظرتون چیه؟

‫مایلم از اون آقایی که اونجا هستن بپرسم،

‫اون مثلاً پاکسازی روح، دیگه چی بود؟

‫با روحی که اصلاً وجود نداشت، ‫چیکار داشتین میکردین؟

‫ریگن-سنسی، مطمئنم بینندهامون هم ‫همین سوال براشون پیش اومده.

‫نکنه... شما قدرت‌های روحانی ندارین؟

‫خب، خب. بیاین اینجوری بگیم که ‫شیوه‌ی کاریش اینطوریه.

‫کارتون عالی بود، جودو-سنسی!

‫این که اون پسربچه تسخیر شده بود یا نه، ‫باید کاملاً واضح میبود...

‫البته اگه یه واسطه‌ی واقعی باشی.

‫آه، ببخشید.

‫منظورم شخص ریگن-سان نیستن.

‫مطمئنم فقط میخواستن به خاطر برنامه، ‫شرایط رو هیجان‌انگیزتر کنن.

‫اما میتونم تضمین کنم که ‫ما ازشون نخواستیم این کارو بکنن.

‫چی؟ واقعاً؟ بیچاره فوکودا-کون.

‫دست کمی از شکنجه نداشت.

‫پس نیم ساعت داشتین چیکار میکردین؟

‫یه مدل رقص جدید؟

‫چیزه... اون پسر بنظر میرسید ‫توسط یه روح تسخیر شده بود...

‫پس منم پاکسازیش کردم.

‫حتی اگر هم داشت نقش بازی میکرد که تسخیر شده،

‫ارواح میتونن هر لحظه سر برسن.

‫چی؟ یه روح اینجا بود؟ ‫اصلاً متوجهش نشدم.

‫کی سر و کلش پیدا شد؟

‫حدود 30 دقیقه پیش...

‫زمان بندیش خیلی دقیقه! ‫نمیدونستم ارواح شیطانی اینقدر وقت شناسن!

‫چجوری روحی بود؟ ها؟ ‫چجور روحی بود؟

‫یه مرد بود...

‫گمونم آلمانی...

‫نکن! اگه یه کلمه‌ی دیگه بگم...

‫بتهوون بود.

‫دا-دا-دا-دان!

‫ن

‫قسمت دیروز کارگاه فرا طبیعی رو دیدی؟

‫دیدم! از خنده روده پر شدم!

‫بازدیدها

‫نظرات

‫اون چیزه

‫ریگن آراتاکا

‫یه واسطه که تو کلاهبرداری حرفه‌ایه

‫نمک

‫حادثه در پخش زنده

‫کلاهبرداری واسطه‌ای

‫دست کمی از اعدام عمومی نداشت.

‫ ریگن آراتاکا دیوونس

‫نمک خوراکی ناشناس

‫نمک خوراکی ناشناس ‫ اگه اون من بودم، کارمو یه سره میکردم

‫نمک خوراکی ناشناس ‫ پاشیدن نمک

‫نمک خوراکی ناشناس

‫اون یارو ریگن خیلی خنده‌دار بود!

‫این چیه؟

‫پاشیدن نمک دیوانه‌وار

‫خنده‌داره

‫شارلاتان

‫خخخخخخخ

‫رقص پاکسازی روح

‫کارش تمومه خخخخخ

‫پا-خخخخخ-شدن-خخخخخ-نمک-خخخخخ

‫این کیه؟

‫بنظر ریگن خودشو تو هچل انداخته...

‫ناریتاسان

‫امکان نداره اون یه کلاهبردار باشه.

‫یعنی ریگن-سان نقشه‌ای ‫برا خلاص شدن از این وضع دارن؟

More Farsi Persian subtitles for Mob Psycho 100 II

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left