The first 174 lines.
دد
دد
هر رابطهای که توش یکی کمرنگ بشه
به ضرر اون یکی
ارزش نداره.
جوونی، خوشگلی
کل زندگیت جلوته.
میدونی؟ پس بسازش برای خودت.
چرا گریه میکنی؟
چی؟
منظورم اینه که تو دیروز برگشتی
و از اون موقع تا حالا، اون تو رو کتک زده، سعی کرده مچ دستاشو ببره
خونآلود تو خیابون دنبالت کرده
تو دوسکو مسخرهات کرده
اوه، شارم، میشه لطفا...
چی؟ چه کوفتی؟
خب، شاید مشکل از ماریان نیست.
ام؟
یادت میاد اولین بار که همدیگه رو دیدیم چی گفتم؟
اگه اجازه بدی خوشبختیت به یه مرد وابسته باشه
اونوقت دچار یه دنیا درد میشی.
آره
چی؟
باید...
باید اونو ببرم خونه.
اِم...
اِم، آره.
ممنون بابت این.
آه، خب، چه عالی شد!
خفه شو، جرج!
ولم کن! ولم کن!
سلام.
سلام.
ببخشید.
اِم...
اِم...
فقط میخواستم ببینم حالت خوبه؟
دیشب یه صحنههایی دیدم و...
دیدم که با بچهت میدویدی و...
سلام.
سلام.
بابت اون قضیه قبلی متاسفم.
نمیخواستم دخالت کنم.
خوبم. اون...
اون شیاطین خودش رو داره.
اون کجاست؟
اِم، رفته قایقرانی.
داره سعی میکنه بفهمه چی میخواد.
باشه، خب، میتونم تا خونه برسونمت؟
منظورم اینه که، اگه مشکلی نیست...
راهمون یکیه، اینجا یه جزیره خیلی کوچیکه.
آره. باشه.
خب، اِم...
هم میخونی، هم نویسندهای؟
نمیدونم چرا همه اینجوری فکر میکنن.
من در واقع یه بازیکن هاکی رو یخم.
اونا دربارهت به من گفتن.
"اونا"؟
خب، "اونا" دیگه چی گفتن؟
تو صدایی داری که آدم ساعتها میتونه بهش گوش بده.
که باهوشی.
و اینکه با هر جنبندهای میخوابی.
خب، این مطمئناً پوشش میده...
هر دو سر طیف رو، نه؟
راسته؟
بعضیهاش.
اینجا خونهمه، پس...
ممنون که تا خونه همراهم بودی.
باید اونو بخوابونم، پس...
درسته.
آره. ممنون.
من واقعا، اِم...
اگه دوست داشته باشی، میتونم یه لالایی بخونم.
حتماً.
باشه.
سلام.
ممنون.
عالی.
صدای عالی برای لالایی.
هر شنوندهای رو قبول میکنم.
خواب یا بیدار.
میدونی، منم جای تو بودم.
جایی که همه نقشههای راه تموم میشن.
آره.
باشه
خداحافظ، فرشته کوچولو
پس داری میگی زنی که عاشقشی
همین الان توسط پدر بچهاش رها شده
و تو خوشحالی؟
خب
درسته
این حرف زیادی نیست
خب، اگه یه کم بهش فکر کنی
من یه مرد آلفا نیستم.
هیچوقت نبودم، نمیتونم با مردای آلفا رقابت کنم.
ولی من درد میکشم.
و درد رو میشناسم.
وقتی دوباره دیدیش، حرفتو با این شروع کن.
آره
میدونی، فقط این نیست که اون یه...
زیبای نوردیک سنتی باشه.
که هست، ولی وقتی اینور و اونور میرقصه، فقط...
خیلی خطرناکه.
اوه!
خیلی بهش فکر میکنم.
ولی خوشحال نیستم.
اگه خوشحال بودم، بیرحم میشدم.
خب، نمیدونم. من هیچوقت خوشحالی رو حس نکردم.
این خوشحالیه؟
خوشحال به نظر میای.
واقعاً؟ آره.
اشکالی نداره که خوشحال باشی.
لعنتی!
اوه
پیام یا تلگرامی برای من هست؟
نه، متأسفم، ماریان.
دوباره دارن برات تعیین تکلیف میکنن.
چی؟
گفتم دوباره دارن برات تعیین تکلیف میکنن.
نه، نه.
اون گفت که میخواد نامه بنویسه، برای همین من فقط...
رفته با معشوقهاش قایقسواری.
چی؟
اون با پاتریشیا تو قایقه.
جرج اونا رو توی بندر آتن دیده.
سلام.
سلام.
تنها اومدی؟
چه بساط خوبی.
از هر کدوم که خواستی بردار.
برای یه گیاهخوار، من لوکانیکو خیلی خوردم.
اوه، خیلی خوبه. یه دستور پخت سری.
آنجلینو رو میشناسی؟
آم... مادربزرگش، آم...
توی جنگ برای دستور پخت لوکانیکو شکنجه شد
و آلمانها بهش شلیک کردن چون حاضر نشد اونو لو بده.
واقعاً؟
حق داری باور نکنی، داشتم دروغ میگفتم.
معلومه که، تا تو رو اینجا نگه دارم.
تو هم به حرف زدن به زبان رمزیات ادامه بده.
آره.
این زبان سری اونه.
خب، اگه یه روزی، میدونی، وقت داشتی
دوست دارم نروژی یاد بگیرم.
اوم
یه کلمه نروژی خیلی خوب...
لوکانیکو...
یه چیزی تو همین مایهها، آره.
اوم، میتونم بهت پولسه تعارف کنم؟
حتماً.
آره، آره؟ باشه.
چه نوع شرابی ترجیح میدی؟
همین خوبه. ممنون.
هی!
پسر خوبیه.
حالت خوبه؟
چطور میتونی...
چطور میتونی بچهتو رها کنی؟
چطور کسی این کارو میکنه؟
منظورم اینه، ول کردن من یه چیزه، ولی...
فقط اونو ول کنی؟ همینطوری؟
من فقط...
نمیدونم.
ممنون.
برای چی؟
امروز روز خوبی بود.
باید برم.
اوم.
این یه مشکله مرد، مگه نه؟
بفرمایید.
میدونی که من جفتشو میخوام.
ها؟
ببخشید، نمیخواستم مزاحمتون بشم.
آره، یه کمی.
No comments yet. Be the first to leave one.