The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
شما با پروفسور فليکس فوجاس تماس گرفته ايد
لطفا پيام بگذاريد
سلام فليکس . من آماندا هستم
نمي دونستم بايد با کي تماس بگيرم
اصلا خودمو حس نمي کنم نمي تونم توضيح بدم
يک اتفاقاتي افتاده
اتفاقات عجيب
ميشه با من تماس بگيري ؟
اميدوار بودم به مسائل بهتري بينمون رسيدگي مي کردم
ثان ؟
سارا ؟
سارا ؟
عزيزم . حالت خوبه ؟
چرا از من مخفي شدي ؟
نه . درباره چي حرف ميزني ؟
من با بابا توي ماشينم و زود ميرسيم خونه باشه
به خونه خوش آمدي
يکي تو خونه است
مامان . درباره چه صحبت ميکني ؟
کسي تو خونه است ؟
شهر ناکس
چه خبر شده ؟
نميدونم چه اتفاقي داره ميفته ؟
بابا ؟
همسر من کجاست ؟
چي شده ؟ اون کجاست ؟
دکتر همسر من کجاست ؟
دکتر همسر من کجاست ؟
دختر شما بايد اينجا بمونه
افسر مولينز . با اين خانوم جوان بمونيد
بيا ثان نه
همينجا بمون نه نه نه نه
همينجا بمون!
هي هي
وايستا
کارآگاه
دکتر
... کجاست
متاسفم
متاسفم
مامان . مامان . مامان
نه نه بابا بابا
به من نگاه کن ! به من نگاه کن
به من نگاه کن
کلانتر
دکتر . فليکس فوجاس کيه ؟
خيلي خوب انجامش دادي
واو . تو دختر بزرگي نيستي بيا اين يکيو امتحان کنيم
دکتر نولز
اوه
اين براي کمک به آب مرواريد ايزاکه
و اينم براي کمک به روت
تو پختنشون کمک کردي ؟ اينها خانم جوان را درمان ميکنه ؟
خوب . بايد بهت بگم
بعد از مدتها .. اين بهترين هديه ايه
که به من داده شده
دکتر ما براي خانواده ات دعا ميکنيم
تو مرد خوبي هستي
و قلب الهي داري
متشکرم خانم
همين حالا با من حرف بزن
آغوش من براي تو بازه
همين حالا با من حرف بزن
آغوش من براي تو بازه
خواهش ميکنم
مادر
سامسون برگرد
سامسون
بچه
صداي منو بشنو
منو ببين
من ميتونم به تو چيزي که در جستجو اوني بدهم
سارا
بذار من بيام تو
همينجا بمون
سلام
نکن . جدي ميگم
من يک دختر دارم
خواهش ميکنم . ما ميتونيم همين کارو بکنيم
متاسفم دوستت دارم
اينجا ملک شخصيه
من فليکس فوجاس هستم آماندا را مي شناختم
پروفسور فوجاس
به من نگاه کن
به من نگاه کن
ميتوني تصور کني با خانواده من چکار کردي ؟
ها
بابا ؟
پنج ثانيه براي ترک املاک من فرصت داري
بابا
با پدر الاواله تماس بگير
اون ديشب اومد پيش من
اون حاضره تا به ما درس بده
و ما ميتونيم بگيريمش و قوي بشيم
بله
به بقيه بگو
هر چيزي ما ميخوام در چنگال ماست
با همديگه
ما
قوي
هستيم
کريستينا
صبح بخير
حالا چرا اينجا تنها نشستي
اونم در تاريکي وقتي که پروردگار
چنين روز زيبايي آفريده
ميدونم . ميدونستم که مادرت نمي خواست
اينجا تنها بشيني و در اون کامپيوتر گم بشي
از کجا ميدوني مادرم چي مي خواسته ؟
اون زخم
حالا خون هست يا نه
تو دخترم هستي
من نظرتو نپرسيدم
اگر مي دونستي چيه براي مادرت ميبرديش
و من ازدواج مي کردم و يک خانواده تشکيل داده بودم
همش بخاطر تويه
مادرم مي خواست منو اصلاح کنه
اون سعي کرد منو تربيت کنه نه تو رو
وقتي سرطان مادرت برگشت اون از دست رفت
برو بيرون
بيرون
حدس ميزنم تو سرقت هفته گذشته را
به عهده گرفتي ؟ تيم ترجمه ققنوس
نه فقط همون يکي
فليکس فوجاس را روي تلفن نيتا گرفتي ؟
شماره اش بايد توي پرونده نولز باشه
پروفسور فوجاس
توي دفترتون منتظر شماست
ميگه ميخواد با شما صحبت کنه
پروفسور فوجاس شما بايد رواني باشيد
نه . فقط يک چشم سوم دارم
آره منم پسرعموم را با انگشت ششم خودم کردم
فرض مي کنم هيچکدوم نه اينجا هستند نه اونجا
قهوه ؟
نه متشکرم
مامور من گفت وقتي ما تلفن زديم شما در کاليفرنيا بوديد
و حالا شما را در دفتر کارم پيدا کردم
فرض ميکنم سوالي داشتيد
منم همينطور
بله بله بله بله بله
دقيقا طبيعت ارتباط شما با
آماندا نولز چي بوده ؟
ما نه سال نزديک هم بوديم
دو تا عاشق ؟
من دوستش داشتم اما متاسفانه اين احساس دو طرفه نبود
دفعات بيشتري شده بود که البته من فقط مختصر ميگم
و ديگه هم ازش خبري نگرفتم
تا اون پيام که براي دفتر شما فوروارد کردم
اوه
سلام فليکس ، آماندا هستم
نمي دونستم بايد با کي تماس بگيرم
اصلا خودمو حس نمي کنم نمي تونم توضيح بدم
يک اتفاقاتي افتاده
اتفاقات عجيب
اميدوار بودم به مسائل بهتري بينمون رسيدگي مي کردم
فکر ميکني چرا اون با تو تماس گرفته ؟
من تجربه برخورد با وقايع
ماوراءالطبيعه و فراتر از واقعيت و حل اونها را دارم
درسته . چون چشم سوم داري
فکر ميکني منظورش از چيزهاي عجيب چي بوده ؟
مطمئن نيستم
کلانتر . ميشه به من بگيد
چه چيزهاي عجيبي اون شب در
اون خونه پيدا کردند ؟
هيچي
هيچي
فقط يک آينه شکسته
کجا بود ؟
کلانتر . خواهش ميکنم
به اشتراک گذاشتن اين اطلاعات ميتونه چه آسيبي به روند تحقيق بزنه ؟
من هنوز دارم سعي ميکنم همه چيزو تصوير بندي کنم پروفسور
ميشه به من بگيد .. اون توي اتاق خواب آماندا بود ؟
دخترها
بابا
پروفسور . شما مريض هستيد ؟
من کتاب امضا شده ام را در ماشينم گذاشتم
باشه . امروز بهش نياز داشتي ؟
بله . بهم در سخنراني آسيب شناسي بعد از مدرسه کمک مي کرد
باشه . من برنامه ساعت 2 بعدازظهر ...خودمو کنسل ميکنم
نه نه نه نه رايلي ميتونه منو ببره
سر راهش براي رفتن به مرکز خوبه
ترجيح ميدم بدون من با مکانيک گريس
معامله نکني
خداي من بابا
ديروز ديدم با گوشه چشمهاش بهت زل زده
خودم ميتونم از پس خودم بربيام باشه
منم سه هفته ديگه بزرگسال هستم
بزرگسال
توي 18 سالگي به سختي بالغ هستي
.. خيلي خوب . مادرت ممکنه بذاره
بعدا مي بينمت . باشه
دوستت دارم
با گوشه چشم نگاه کردن به همون معني کج نگاه کردنه . درسته ؟
کج نگاه کردن يعني چي ؟
خانومها
پدر ولز جلسه پرسش و پاسخ عمومي
روز جمعه برگزار ميکنه
من انتظار يک مکالمه را دارم
درسته
No comments yet. Be the first to leave one.