The first 168 lines.
!عه
!حالا میتونم ببینمش
،اونجا پایتخت کشور مقدس میلیس !یعنی میلیشیونه
!اوه
...خب دیگه
.من از اینجا زحمتم رو کم میکنم
ها؟ همچین جایی؟
...خب با همدیگه بریم تو شهر و
.دلتنگی نکن، سنپای .باز هم همدیگه رو میبینیم
گیس، دفعه بعدی که ببینمت !بهم آشپزی یاد میدی، ها
!عجب سیریشی هستی چرا انقدر مشتاقی که یاد بگیری؟
...خب
چیه، اریس؟ چی میخوای بگی؟
.رک و پوستکنده بگو
خب، تو هم مراقب .خودت باش، ارباب
.تو هم همینطور .زیاد هم شیطنت نکن
.میدونم بابا
،اوه، راستی سنپای .یادت باشه یه سری به انجمن ماجراجویان بزنی
.بـ... باشه
!میبینمتون
علاف
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
...خب، حالا
بدین ترتیب آغاز جلسهی راهبردی .تیم بن بست رو اعلام میکنم
.بله، به افتخارش
خب، از موقعی که به قارهی شیاطین ...منتقل شدیم، یک و سال نیم میگذره
بالاخره... بالاخره تونستیم .به سرزمین انسانها بیایم
!به همین منوال تا خودِ آسورا پیش میریم
دلم میخواست این رو بگم، ولی فعلاً ترجیح میدم .یه مدتی تو این شهر بمونم و پول در بیارم
چرا؟
شنیدم تو میلیس .پاداش مأموریتها بالاست
اینکه کل هزینهی لازم سفر رو اینجا دربیاریم، منطقیتره، نه؟
نمیدونیم سفر دریایی بعدیمون .چقدر خرج برمیداره
چی؟ بازم مجبوریم سوار کشتی بشیم؟
تازه یه نقشهی توپ هم ...به ذهنم رسیده
که میتونیم همزمان روی بهبود اعتبار .نژاد اسپرد هم کار کنیم
،بعد از اینکه کار کسی رو راه انداختیم .مشخصات رویجرد سان رو به طرف میگیم
بعدش به هرکدومشون .یکی از اینهارو به عنوان طلسم هدیه میدیم
،اگه این رو داشته باشی» «.حتی یه اسپرد هم تو ایکی ثانیه شُل میکنه
چند دقیقه که بگذره، یه طوری میشن» .که انگار رفیقِ شفیق صد سالتون هستن.» یه همچین چیزی
این مدت داشتی از اینا میساختی؟
!درسته! بیاید فردا رو استراحت کنیم
مشکلی پیش اومده؟
میخوام این مجسمه رویجرد سان رو ...به تولید انبوه برسونم
و وقتی مشغول اینکارم .یه نامه هم بنویسم
نامه؟
آره. یه نامه که .خبر سلامتی ما رو به بقیه میده
،اوضاع اونقدر شیر تو شیر شد که یادم رفت .ولی حتماً پائول اینا هم نگران هستن
.باید باهاشون ارتباط برقرار کنم
،نمیتونن تو همچین وضعیتی .سرم غر بزنن
شما دو تا چیکار میکنید؟
!خب پس من میرم شکار گوبلین
شنیدم سر و کلهشون !این دور و برا پیدا میشه
شکار گوبلین؟
.رودئوس. اشکالی نداره .بذار یه امتحانی بکنه
...ها؟ اما
...که اینطور، اگه رویجرد سان میگه
خودم تنهایی میتونم !از پس گوبلینها بربیام
.پرچم اتفاق بد رو بلند کرد
،خـ... خب، حالا که اینطوره بیاین فردا همهمون یه اوقات فراغتی تو برنامهمون داشته باشیم
!خیلی هم عالی
!امنیت اریس رو سپردم به خودت، رویجرد
حالا که فکرش رو میکنم .این اولین باره که واسه پائول نامه مینویسم
چی بنویسم؟ ...موندم اگه بنویسم با یه اسپرد رفیق شدم
یا یه چشم شیطان از فرمانروای کبیر دنیای شیاطین گرفتم، یعنی باورش میشه؟
!کنار
.اَه، اَه، بازم آدمدزدی
ناف این دنیا رو .با آدمدزدی بریدن
حقیقتش، همچین خوش ندارم .درگیر این قضیه بشم
دفعهی قبل با اتهام اشتباه .افتادم تو هلفدونی
.ای بابا
،قانون اول بنبست .بچهها رو ول نکن به امان خدا
،قانون دوم .به هیچ وجه بچهها رو ول نکن به امون خدا
.بن بست برای عدالت به پا خواسته
،اینطوری به مرور .لکه ننگ نژاد اسپرد رو پاک میکنیم
کسی تعقیبمون نکرد، نه؟
.نه
خوبی؟
.آ... آره
.هی، رئیس رو خبر کن
.گرفتم
.پس همکارای دیگهای هم دارن
خب، چطور باید اون بچه رو نجات بدم؟
.نمیدونم اونا چقدر قوی هستن
اینکه یهویی بپرم بیرون .و جنگ راه بندازم، خطریه
به نظرم بهتره فعلاً .همینجا بمونم و منتظر باشم
.خواهشاً دست به خشونت نزنید
ولی با این حال، آخه اینجا کجاست؟ کلیسا؟
به نظر که نمیاد ازش به عنوان .کلیسا استفاده بشه
.آ... لباس
.واسه لباس، زیادی کوچیکه
ولی، لمس کردنش .به طرز عجیبی آرامش بخشه
.من این بافت... و این شکل رو میشناسم
همینه. دو تا سوراخ هم ...باید اینجاها باشه و
!اهکی، شورتن که
!کی اونجاست؟
!لـ... لعنتی
!تو جعبهست؟
!خودت رو نشون بده
لعنتی! کدوم بزدلی !همچین تلهای اینجا گذاشته؟
!خرابکاره !برو کمک بیار
.چارهای ندارم
ای کسانی که جوانان را ...از سرپرستانشان میربایید
!و آنها را قربانیِ شهوت شیطانی خویش مینمایید
!شرم بر شما
...مردمان این کار را
!آدمربایی نامند
اون چه کوفتیه که کشیدی سرت؟
!کـ... کی هستی؟
!من رویجرد از بن بست هستم
!چی؟! بن بست؟
!شرمنده، رویجرد سان !ولی قراره اون بچه رو نجات بدم
هی، بچه. برو یه جای دیگه .واسه خودت قهرمان بازی کن
!حملهی طلوع آفتاب
...ما داریم
!حالت خوبه، پسر؟
ها؟ این پسره رو کجا دیدم؟
!عه! چه خبر شده؟
.حواستون باشه
.بچهست ولی کار بلده
! ...اون مال منه
!شرمنده، رویجرد !واقعاً شرمندتم
.ملچ، مولوچ
!دشمن زنها
!کارش رو بساز
!لـ... لعنتی !نمیتونم چشم ازشون بردارم
من جریان جوشان و تازه را !اینجا و الان فرا میخوانم. گوی آب
!راست، چپ... همینه، حرف ندارن
!تقریباً میتونم ببینمشون
.نزدیک بودا
!مثل سوسک اینور و اونور نرو، منحرف
!رئیس هنوز نیومده؟
.هی، شرمنده که معطل شدین
.چی؟ فقط یه آدم مست و پاتیله که
حرومی، خوب واسه خودت .دور برداشتی ها
امیدوارم واسه بلایی که .قراره سرت بیاد، آماده باشی
ها؟
حس میکنم این یارو رو هم .یه جایی دیدم
.یه حس خاطرهانگیزی بهم میده
.حرکاتش مثل اونه
!این یارو مگه سگه؟
...این یارو
،سطحش با بقیه دله دزدها .زمین تا آسمون فرق داره
!بد شد
رودی؟
ها؟
فقط یه مرد هست .که من رو به این اسم صدا میزنه
...درسته. فقط یه مرد هست
...که تو این دنیا... نسبتش با من
پدر؟
...رو
رودی؟
.پدر، خیلی وقته ندیدمت
...خب، چطور بگم
...رودی
.خوشحالم که صحیح و سالمی
...آره، خب
ولی پدر، تو اینجا چیکار میکنی؟
میپرسی "چرا"؟ !مگه پیغامـم رو ندیدی؟
پیغام؟
وایسا ببینم، درمورد چی داره حرف میزنه؟
.من که یادم نمیاد همچین چیزی دیده باشم
،بگو ببینم رودی تو تا حالا چیکار میکردی؟
،خب چی بگم والا .خیلی بهم سخت گذشت
.تقریباً یک سال و نیم از فاجعۀ روآ میگذره
No comments yet. Be the first to leave one.