The first 200 lines.
پس، شما فکر میکنید بتونید کسی رو که
ماشینم رو باز کرده و دزدی کرده پیدا کنید؟
.ما سعی کردیم به صحنه جرم دست نزنیم
به غیر از یه کم پودر روی داشبورد
که مادرم با وسایل آرایشی سعی کرد .دنبال اثر انگشت بگرده
،خب، ما سعی میکنیم مجرم رو پیدا کنیم
ولی، به خاطر اینکه دزدی کوچیکیه، کی میدونه؟
"کی میدونه؟" این شعار جدیدتونه؟
بچه مدرسهایها خیلی تحت تاثیر قرار میگیرن وقتی شعارهای روی ماشین پلیس
"رو بخونن "پلیس لیزبرگ، کی میدونه؟
،ببین، میدونم که ناراحت هستین، ولی
بهتون قول میدم، ما تمام
سعیمون رو میکنیم تا این ...وسایلتون رو پیدا کنیم
،برس تمیز کننده شیشه جلو
،روکش فرمون جای دست دار
درخت کاج خوشبو کننده هوا
که هنوز کلی از بوی خوبش مونده بود
."و یک کتاب صوتی از "سوزی ارمن
.اوه، اونها میتونن اون رو نگه دارن .اون فاجعه هست
،خب، همونطور که گفتم ،ما تلاشمون رو میکنیم
ولی این آفتابه دزدها .رو سخت میشه پیدا کرد
سخت میشه پیدا کرد؟ سخت میشه پیدا کرد؟
،ممنون از اینکه تشریف آوردین .جناب سروان. خودت رو نجات بده
اصلاً چرا زحمت بدیم، مگه نه؟
یعنی اینقدر سخته که گشت پلیس رو توی محل افزایش بدین
یا اینکه توی سمساریها دنبال وسایل دزدی بگردین؟
یا اینکه شماها سرتون مشغوله اینه که
توی سوراخ همدیگه موز فرو کنید؟
.ببخشید ...اینکه من موزم رو کجا میگذارم
میدونی؟ ...این فقط
اون فقط یه اشارهای بود به فیلم ."پلیسهای بورلی هیلز"
.خب، اگه خبری شد بهتون زنگ میزنم
.شاید ما جواب بدیم !کی میدونه؟
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
.اوکی، بیاین بیخودی وقت هدر ندیم
،این هفته تولدمه .و شما باید برید خرید
شال گردن راه راه آبی" ".از اون کیوسک توی فروشگاه
".داخل پرانتز، دختر فروشنده روی صورتش یه خال بزرگ داره"
".اون غذا نیست"
".بهش نگید که از صورتش پاکش کنه"
".برای من نوشته، "ماساژ و طرف هم زن نباشه
.آخه تولدمه
.کاغذ من روش هیچی ننوشته
این به خاطر اینه که مامان بزرگ برای تولدش ازت
یه قطعه شعر قشنگ در مورد .هر چی دوست داری میخواد
.باشه
.با تم اصلی طبیعت باشه
.و دوست دارم قافیههاش روی ایبیبیای باشه
--و از خودت کلمه درست نکن .اعصاب خرد کنه
مامان، خوبیه هدیه دادن توی اینه که
.همراه با سورپرایز باشه
یعنی، این به اندازه کافی بد هست که هر وقت خانواده سعی میکنه
،برات سورپرایز پارتی راه بندازه .تو متوجه میشی و خرابش میکنی
.خب، امیدوارم از شام تولدت لذت برده باشی
فکر کنم .الان یه کم تلویزیون نگاه میکنیم
.چرا نمیری از توی آشپزخونه برامون نوشیدنی بیاری
.نه
...چرا نگیم که توسط یکی از
!سی و پنج تا دوستام که توی آشپزخونه هستن آورده بشه
!آه
.تلاش خوبی بود
.اوکی
.اون تازه رفت بالا که از دست شویی استفاده کنه
.همه برید سر جاتون
یالا. خوبید شما؟
...این
.این خیلی هیجانانگیزه
.تلاش خوبی بود
.تلاش خوبی بود
!آه
.من زرنگتر از اونم که گولم بزنن
.این باریه که هر روز زندگیم به دوش میکشم
،ده ثانیه از فیلم "بازی گریه کردن" نگذشته بود که
".من داد زدم، "طرف مرده
هی. به دو نفر از اعضای جدید
.نگهبانان محله سلام کنید
هی، این خوبه که تو داری .وظیفه مدنیت رو انجام میدی
با توجه به اینکه از توی ماشین ،نیتن" دزدی کردن"
.ما گفتیم که اینکار رو بکنیم
در ضمن، هر سازمانی که مادرتون رو ،ازش بیرون بندازن
.من میخوام بخشی ازش باشم
.برای همین به انجمن الکلیهای ناشناس پیوستم
.نمیدونستم که نگهبانان محله تو رو بیرون انداختن
.به من توسط "لوئیز تمپلتن" خیانت شد
من نمیدونم چرا اون احمقها .به حرفش گوش میدن
در طول ده سال گذشته اون همیشه
توسط یک گروه خانوادگی .خلافکار سرش گلاه گذاشته شده
واو، این باید خسته کننده باشه
.که همیشه زرنگترین آدم توی اتاق باشی
.طاقت فرساست
بخش بد
تولد من اینه که میفهمم دارم پیرتر میشم
.و یه روزی شما باید خودتون از خودتون دفاع کنید
،من میرم به بهشت
.و میترسم که به پایین نگاه کنم و اعمال شما رو ببینم
.اوکی
.جمع بشین، جمع بشین
دارم بهتون میگم، امسال سالیه
.که بالاخره میتونیم سورپرایزش کنیم
.اوه، من خیلی دوست دارم یعنی، اون همیشه
.برای ما جشن تولد بزرگ میگیره .لیاقت این رو داره
و من هم دوست دارم اون قیافه خود برتر بینش رو
.از روی صورتش جمع کنم
.من تا حالا توی این جمعها شرکت نکرده بودم
.با همدیگه، ما میتونیم برنامه خوبی بچینیم
کی با منه؟
.اوکی. من پایهام
.منم همینطور - .منم همینطور -
.منم همینطور -
.تلاش خوبی بود
،"هی، بچهها، بسیار خب، "ری
یه دوری توی خونه بزن .و ببین نشونی از مادرم هست
.رفتم تو کارش
آدام"، داری با پدرم چیکار میکنی؟"
.یه کشمش یه جایی بین دماغ و دهن بابا گیر کرده
من فقط دارم سعی میکنم بفهمم .که اون باید مک بزنه یا فوت کنه
دارم بهت میگم، من بیشتر از اینکه .بوش کنم دارم مزش رو میچشم
صبر کن، چرا "ری" داره تو خونه میچرخه؟
اوه، چونکه من تمام شب بیدار بودم یه نقشه کامل درست کردم
.تا برای مامان یه سورپرایز پارتی راه بندازیم
.نشانی از "کارول" نیست
.من حتی زیر تخت رو هم نگاه کردم
.آدام"، تو مرد عجیبی هستی"
.اون برای منه، در واقع
،پس، امسال، به جای اینکه بخوایم ازش زرنگتر باشیم
.ما بهش اجازه میدیم که از خودش زرنگتر باشه
میپرسید چطوری؟
.هر نقشه بزرگی با یک حیله شروع میشه
،صبح روز تولد ،ما بهش یه کیک میدیم
.تا فکر کنه این جشنشه
اگه آرزو داری که یه مرد خوشتیپ رو بغل کنی
،که بوی وانیل و درخت کاج بده .آرزوت قراره برآورده بشه
بعد ما وانمود میکنیم که همونطور که .اون میخواد گوسفندهای رامی هستیم
.عاشقشم
درست انتخاب کردم؟
من نگران بودم که نکنه به کیوسک روسری فروشی اشتباهی رفتم
که یه دختر با یه خال زشت روی صورتش .اونجا کار میکنه
."بفرما، "کارول
."ممنونم، "ری
اسپری فلفل؟
میدونم بعد از اینکه از ماشین
نیتن" دزدی کردن احساس امنیت نمیکنی؟"
.نوشته روش رو ببین
،اگه میتونید این رو بخونید"
".شما یه متجاوز هستید که قراره کور بشید
.بعد هم یه کوچولو گمراهش میکنیم
،بعداز ظهر، "دبی" سر میرسه
.تا مامان رو برای ماساژش ببره
.مامان، من اومدم که تو رو برای ماساژت ببرم
.عالیه، صبر کن کیفم رو بیارم
.اوه، فراموشش کن .پولت بدرد اونجا نمیخوره
.همینطور پول من .نیتن"، عابر بانک رو رد کن بیاد"
.و بعد ما تله رو کار میگذاریم
هروقت ما سعی میکنیم مامان رو ،برای روز تولدش جایی ببریم
.اون نگران و بی اعتماد میشه
پس، ما فقط قراره بریم برای ماساژ؟
...شاید بتونم آدم آشنایی رو اونجا ببینم یا
.بیست و پنج نفر از آشناهام که در حال جشن هستن
پس اینبار، ما تشویقش میکنیم که جایی نره
و بزاریم کله شقی خودش .باعث اومدن به جشن بشه
نه، فقط من و تو هستیم که .قراره ماساژ طولانی بگیریم
میخوام تا جایی که امکان داره بیرون از خونه باشم
.تا این جلسه نگهبانان محله تموم بشه
توی خونه ما جلسه هست؟ - .اوه، درسته -
اونها دارن رای میگیرن تا بتونن
توی محل دوربینهای مدار بسته .کار بگذارن
دوربین؟ دوربین؟ البته
که میخوان از تکنولوژی استفاده کنن .که کارشون رو انجام بده
مثل بچهها با ماشین حساب .و کفشها با پاشنهها
.اینقدر ناراحت نباش، مامان امروز تولدته، باشه؟
بیا فقط بریم ماساژ .و ریلکس کنیم
.آره
من یه فلاکس پر ودکا دارم
.که میتونیم بریزیم توی آب خیار
.و بعد ما اون رو وارد بازی میکنیم
ما همه میدونیم که .مامان نمیتونه ریلکس باشه
تنها ماموریت اون اینه که خودش رو
.به اون جلسه نگهبانان محله برسونه
.شاید بهتره این رو عقب بندازم
.مهرههای من احساس شکنندهای امروز دارن
.در ضمن، یادم رفت که ماست تراکم استخوانم رو بخورم
فکر کنم تو برای ماساژ به اندازه .کافی محکم هستی
،عید پاک سال قبل دیدم که سه تا چهار راه رو
.تونستی با صلیبی که از خط راه آهن درست شده حمل کنی
.و بعدش "دبی" یه کم بیشتر قضیه رو میپیچونه
من فقط خوشحالم که با تو اینجا هستم به جای اینکه
.توی خونم با "لوئیز تمپلتن" باشم
لوئیز تمپلتن" اومده به جلسه نگهبانان محله؟"
.البته. اون رئيسه - چی؟ -
فکر کنم اون به رای دهندهها با
.دسر بادوم زمینی روغن نارگیلی تردش رشوه داده
،اونها اسمش ترد باورنکردنیه
.و من اختراعش کردم
.و بعد مامان همونجایی که ما میخوایم میره
."کارول"
.باز هم خوشحالم از دیدنت
.از ماساژت لذت ببر مامان
بعد "دبی" میره و ماشینش رو نمیبره
تا مامان فکر کنه هنوز نرفته و با عجله
No comments yet. Be the first to leave one.