The first 200 lines.
درختان از قدیمی ترین اشکال حیات روی زمین هستن
اونا این قدرت و دارن که هم جوون ببخشن و هم بگیرن
ولی دیگه چه کارایی از دستشون بر میاد؟
این ریشه ها تا کجا می رسن؟
و دیگه چه رازهایی دارن؟
ممنون
فکر نمیکنی برای امروز کافی باشه؟
ببخشید، دیگه تقریبا تمومه، عزیزم فقط چند دقیقه دیگه، خواهش میکنم
نیکول … داری عقدهای بازی در میاری
ما حالمون خوبه
همیشه همینو میگی
اره
اما این بازسازی ها هزینه زیادی برای ما داره
عزیزم، اگه … اگه ما اینجا اشتباه کنیم چی؟
نه، نمیکنیم. باور کن
این کار انجام میشه
و تو از کجا میدونی؟
چون … این ایده تو بود
... خب، منظورم اینه که من همیشه بهترین عقیده رو ندارم
من باهات ازدواج کردم
اوه خدای من مثلا تو خیلی بامزهای
- اوون! - دنیل؟
چی شده؟
یه مشکلی با یکی از درختها پیش اومده
یکی از درختها؟ چی داری میگی؟
از یکی از درخت ها یه نوری میاد! بائوباب
"باشه" دنیل دیر وقته
سیگاری کشیدی؟
میتونی از "تابو" بپرسی! تابو!
خیلی خب خیلی خب چه باحال
بیا بریم اونجا و یه نگاهی بندازیم
نه! من نمیرم
و چرا؟
چون میدونم چیه
جادوگریه
اون چیه؟
نمیدونم...نمیدونم
فقط همینجا بمون و درها رو قفل کن
نه، اوون
عزیزم، ما نمیتونیم … نمیشه به کسی زنگ بزنیم؟
مثلا کی؟
این فقط یه نور
من یه دقیقه دیگه برمیگردم
مراقب باش
درها رو قفل کن
چه خبر شده؟
اوون؟
اوون!
اوون!
اوون؟
اوون؟
اوون!
اوون!
اوه نه، اوه خدای من، اوه خدای من!
مکان های مرده قسمت ششم
چرا جلوی منو نگرفتی؟
اونجا تونل مرگ
چیزی نیست من واقعا یه معلم نیستم
اما این چیزی نیست که اونا فکر میکنن
نه، رز
هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته چیزی به نام هیولا وجود نداره
یچیزی تو تاریکی شکار میکنه
کمکم کن!
لعنتی!
سلام، مامان
اره، خودمم
هرچی میخوای ازم بپرس
هر چیزی؟
ممنون
نه، ممنون
متاسفم که زودتر نیومدم بدیدنت
رفته بودی دیدن پدرت؟
باید ببینیش
میدونی بین من و اون چجوریه
اون عوض شده. اون مثل سابق نیست
حالت چطوره؟ من خوبم
خدا رو شکر
من دارم روی یک کتاب جدید کار می کنم
- خوبه - و تو؟
منم خوبم
تو از پولی که برات فرستادم استفاده نکردی
چرا؟
من لازمش ندارم اونو به کسایی که نیاز دارن میدم
چرا این همه مدت در سفر بودی؟
چرا اینقدر کنار من بودن برات سخته؟
خودت دلیلش و میدونی
ویلیام
من تو رو سرزنش نمیکنم. حتی یه لحظه
میدونم ولی بازم تقصیر من بود
اگه این چیزیه که تو باور داری، پس همه ما مقصر هستیم
پدرت، به خاطر جا انداختن اون داستانها توی ذهنت
و من که اون موقع اونجا نبودم
و مرگ مادربزرگت بود؟
کجا تموم میشه؟
من نمیخوام با تو بحث کنم
برای این اینجا نیومدم
یه چیزی هست که باید ازت بپرسم
چی؟
لازمه بدونم
چیز دیگه ای هم توی اون تونلها اتفاق افتاد؟
چیزی هست که به من نگفته باشی؟ که تو از من مخفی نگه داشته باشی؟ هر چیزی؟
نه، البته که نه این صدا از کجا میاد؟
من خواب میبینم. خاطرات
نمیدونم
اما مهرهها با چیزهایی که به من گفته میشه جور در نمیان
اگه چیزی هست که به من نمیگی
باید بدونم.خواهش میکنم
من به تو دروغ نمیگم، ویلیام
رز غرق شد و تو نجات پیدا کردی حقیقت اینه
پس چرا جنازه شو پیدا نکردن؟
از دیدنت خوشحال شدم مادر
منظورت چیه، داشت میدرخشید؟
نمیدونم
اون فقط گفت یه نوری ازش میاد
مطمئنی که یه درخت کریسمس نبوده؟
وقتی مردم به اندازه کافی تو جنگل زندگی کنن
اونا شروع به از دست دادن چیزهای خود می کنن فقط دارم میگم
چقدر تو کما بود؟
حدود سه ماه
بیخیال بچهها این که ارباب حلقهها نیست، باشه؟
درختان به مردم حمله نمی کنن مردم به درختان حمله می کنن؟!
میدونی وقتی که یه درخت سیب
به کرم آلوده بشه چه اتفاقی میوفته؟
نه، اما شرط میبندم میخوای بهم بگی
یک ماده شیمیایی آزاد می کنه
این ماده شیمیایی پرندگان رو به خودش جذب می کنه و پرندگان کرم ها رو می خورن
پس درختها اونقدری که فکر میکنی درمانده نیستن
چه جالب!
بیخیال بچهها. چرا نمیتونیم … چرا نمیتونیم یه کار … عادی بکنیم؟
چی بهت بگم جو. دفعه بعد که کتاب مینویسم، ما اسمش و "مکان های عادی" میذاریم
در ادامه به بررسی کافی شاپ ها می پردازیم
کافه های اینترنتی، محافل بافندگی،
حتی کتابخانهها. نظرت چیه؟
به نظر عالی میاد. چرا به بن زنگ نمیزنیم و اون رو با خودمون نمیاریم؟
چه مدت کنار درخت بود؟
زیاد نیست. شاید یه دقیقه
و نور. چه شکلی بود؟
فقط یک نور فوقالعاده
اما همون لحظهای که "اوون" غش کرد ناپدید شد
نظر دکترها چیه؟
که اون فقط سرش لیز خورد
تمام مدت تو ماشین بودی، درسته؟
منظورم اینه که تاریک بود. ممکنه بهش حمله شده باشه؟
تمام مدت مراقبش بودم تنها بود
و نور، از اون موقع به بعد برگشته؟
نه اما فکر کنم بدونم چرا
من اینو … اون شب گرفتم
ماه خون
فقط هر چند ماه یکبار اتفاق میوفته
این خیلی تصادفیه باید یک لینک وجود داشته باشه
- باشه - اره
این شروع خوبیه
اصلا نظری داری که اتفاق بد کی قراره بیوفته؟
برای همین بود که میخواستم تو بیای اینجا. امشب
البته که هست
خیلی خوب، یه لحظه بهتون وقت میدم تا در موردش فکر کنین
از کجا باید میدونستم؟ به من نگفت
میدونی این چقدر مسخرست، درسته؟
آره، برای اولین بار میگم، جو
خب؟
خب، حالا اینجاییم
- شاید باید بریم یه نگاهی بندازیم - اره!
خوبه. حالا هر چی
...جو
اونا هیچ کاری نمیتونن براش بکنن، پس … میخواستم بیاد خونه
مگه نباید تحت نظر باشه؟
اون تو کما نیست حداقل نه طبق حرفای اونا
اون به بیماره سندرم کلاین لوین تشخیص داده شده
این یک نوع اختلال خواب
اون نمیتونه بیدار بشه
بیماری زیبایی خفته
دقیقا
مثل موردی که تو نیجریه با اون زن داشتی
اون فرق میکرد. اون تسخیر شده بود
شاید اوون هم همینطوره؟
میدونی اون درخت کهنسال؟ قبل از مسیحیت وجود داشته
اگه اون نور مثل یه نوع انرژی باشه چی؟
یا یه نوع روح باستانی که الان به "اوون" هم سرایت کرده؟
شک دارم اصلا چنین چیزی باشه
چرا؟
چون … این بی نظیره
معنیش این نیست که درست نیست
اون تو رو به اونجا رسونده، رئیس
شاید
خیلی خب، بزار اینو بفهمم
درخت از عیسی بزرگ تره؟ و چیزی در درونش زندگی می کنه؟
مثلا چی؟ شیطان؟
جو، چرا شیطان باید تو یه درخت زندگی کنه؟ چرا فقط آروم نمیشی؟
تو نیجریه چه اتفاقی افتاد؟ راجع به چی حرف می زد؟
یه زن پیش من اومد و گفت که خواهرش تسخیر شده
روزها خوابیده بود چیزی نبود که ما واقعا بهش کمک کنیم
بعدش مراسم جنگیری رو اجرا کردیم بیدار شد
- پس اون زنده مونده؟ - یکم. اره
دو روز بعد مرد
- چند وقت خواب بود؟ - هشت روز
اوون حدودا سه ماه بیهوش بوده
که معنیش اینه که این همون چیز نیست
ببین، بیا بریم یه نگاهی به درخت بندازیم ببینیم چی می تونیم پیدا کنیم
میدونی وقتی "بن" این شغل رو بهم پیشنهاد داد چی بهم گفت؟
بهم گفت تنها کاری که باید بکنم تو رو اینور و اونور بچرخونم
No comments yet. Be the first to leave one.