The first 200 lines.
نميتونم ايستاده سخنراني کنم ممکنه خيلي طول بکشه
"فرانک"
فقط ميخواستم بگم خيلي بهت افتخار ميکنيم
هر دوي ما ، هم مادرت و هم من - درسته -
تو بايد هميشه در راه آزادي
مبارزه کني
مارکم براي تو اومده اينجا رفيق قديميت
تو شهامت و بردباريت رو نشون دادي
...که هرگز ، هرگز
بجنب ديگه
و ، به خواست خدا تو به زودي مرخص ميشي
و به خانه پيش همسره زيبات برميگردي
و زندگي ميتونه راه بازگشتي باشه
قبل از اينکه گستاخانه توسط هيتلر مقطوع شود
تولدت مبارک ، فرانک
هفت سال بعد
تيم ترجمه مدياسيتي
مترجم : سروش
Soroush
صبح بخير ماري - صبح بخير آقاي لن ماير -
"جسد در کتابخانه"
سنت ماري 235
جين ، خيلي خوشحالم که اومدي
اوه دالي ، عجب اتفاق وحشتناکي
ميدونم ، به جاش خيلي هيجان داره ، نه؟
صبح بخير کلونل - ...خانم مارپل ، اميدوارم -
صبحانت رو تموم کن ، آرتور
ولي کي هست؟ - هيچکي نميدونه -
متاسفم کسي نميتونه وارد بشه، مادام
چرت نگو
ظاهرا خفه شده - خيلي جوان بوده -
بله ، موافقم
باورش سخته ، نه؟
خدا رو شکر که اومديد
فکر کنم بهتره به خودم سخت نگيرم کار وحشتناک شده
نميدوني کي بوده؟ - تا حالا توي زندگيم نديده بودمش -
خدمتکاره؟ نوکره؟ - نميدونم -
اه ، ترنس - دالي -
خيلي متاسفم - واقعا وحشتناکه ، نه؟ -
خانم مارپل - صبح بخير سرهنگ -
مارپل پير خيلي سريع رسيده
بانتري ، اونجا رو ببين
روي سينش رو ببين
اگر تو اين کار رو کرده باشي
من نبايد سرزنشت کنم ، ميدوني
مردي در دنيا و همش همين
لعنت بهت مالچت من نميدونم او اهل کجاست...آدام
سوال اينه که
اون توي کتابخانه تو چه غلطي ميکنه؟
شايد با يک دزد اومده باشه
در ضمن ، پنجره هم شکسته شده
نه ، خيلي احمقانست ، درسته؟
از يک مهوني اومده يا شايدم از مراسم رقص
ما از اين کارا اينجا نداريم
...نه
من 11:45 از انجمن برگشتم
و مستقيم اومدم اينجا
چرا اينقدر دير؟ - يک مشکلي پيش اومد، پنچر کردم -
ميفهمم، و دالي؟
خواب بوده
بيشتر احتمال داره که از شهر اومده باشه
شايد با دوستهاي جوانش اومده
مطمئنا ديگه اينطوريش رو اينجا نديده بوديم
باسيل بليک
نه ، مادرش زنه خيلي مهربونيه
و خيلي هم سخاوتمنده
ميدونم خيلي باهاش حرف ميزنم
او يک بچه خوشگل داره ، جين
نميتوني تصورش هم بکني
نه نبايد اينطوري نتيجه گيري کرد
ولي او به آرتور هنگام تصادف
خيلي بيادبي کرد
اون تو کار فيلم ـه
حيوان صفت بايد يک لگد بزنيم در کونش
اون يک خونه جديد توي جاده لانشم گرفته
که توش يکي به طور مشکوکي
مثل روح فرياد ميزد
بعد از اون ، جسد يک زن جوان در حمام پيدا شد
و عملا هيچ مدرکي به جا نمونده
و اخيرا تو شنيدي
که اونو با يک خانم بلوند ديدن
بلوند، اه؟
مالچت فکر ميکني کاره اونه؟
باسيل بليک؟ - بله -
سرهنگ مالچت . رييس پليس
ممکنه چند لحظه بريم داخل؟
فکر نکنم
فهميدم که تو هفته پيش يک ملاقاتي داشتي
من؟
يک خانم جوان با موهاي رنگي - چه بلايي داره سر دنيا مياد؟ -
امروز صبح جسد يک خانم جوان در حاليکه به قتل رسيده بود
پيدا شد
در عمارت گاسينگتن
در کتابخانه
بانتري پير
خب ، من نبودم ، حله
ميتوني يکم واضحتر بگي؟
اه ، اه اين کيه؟
حرومزاده
خانم جوان با موهاي رنگي
چرا ميخواي ترکم کني؟ - چون 5 تا پيک مشروب خوردي -
ما که اوقات خوبي داشتيم
ببخشيد ، معرفي نکردم
داينا لي ، بازيگر زن...سليته بزرگ
سليته؟ پس اون اسپانيايي جنده رو چي ميگي؟
ما داشتيم درباره فيلم بحث ميکرديم
با دست کردن توي لباسش؟
فکر کنم باورت شد که چقدر سليته هست
پس پيشنهاد ميکنم دنبال يک تيکه موي بانتري بگردي
صبح بخير - ايشون خانم مارپل هستند -
و شما بايد ...؟ - داينا ، داينا لي هستم -
خانم لي ، بله
من ديگه داشتم ميرفتم و دوست شما منو نگه داشت
و بهم پيشنهاد قهوه داد
به سرهنگ مالچت خيلي بياحترامي کردي
نتيجه ميگيرم که همه مردها مثل همند
طراحي خونه از خودتون ـه؟
...خب ، من
خرسندي کلمهاي است که درش ميگنجه
بيشترش از روشن فکريه
خيلي ممنون - ممکنه؟ -
ممنون
او توسط بند لباسش خفه شده
زمان مرگ؟ - بين 10 تا 11:30 -
ميشه دقيقتر بگي؟
نه قبل از 10 ، نه بعد از 11:30
و اگر روش شرط ميبستي؟
نميبندم
خانم برنارد 65 ساله هفته پيش مفقود شده
پالما ريوز 16 ساله هم ديشب گم شده
قرار بوده بره آموزش بازيگري ببينه - مشخصاتش؟ -
موهاي قهوهاي تيره بافته شده ، قدش هم 5 فوت بوده
...خانم ساندرز هم موهاي تيره ، چشمان آبي
همه با خبر شدند به جز شوهرش
که فکر ميکنه زنش با يک فروشنده به ليدز فرار کرده
ملچت - سرهنگ ملچت -
سرپرست هارپر هستم
هارپر. چه کاري ميتونم برات بکنم؟
نه ، اين کاريه که من بايد براي تو بکنم ، سرهنگ
يک چيز کوچيکي دارم که ممکنه بهش علاقه داشته باشي
گزارش گم شدن زن جوان
بله
خانم روبي کين
او ميزبان مراسم رقص در هتل مجستيک بوده
ديشب اونجا بوده
جزييات؟
قد 5 فوت ، موهاي بلوند
لباس سياه و سفيد و کفشها نقرهاي پوشيده بوده
مثل اينکه دختر عموش هم در هتل کار ميکنه
ميتوني براي شناسايي جسد بيارينش؟
ميشه بريم؟
خدايا ، همه مردها خوک صفتند
فکر ميکني کار يک مرد بوده؟ - تو اينطور فکر نميکني؟ -
هر انساني ميتونه اين کار رو کنه ، خانم ترنر؟
نميدونم
خب...ايشون دختر عموتون ـه خانم ترنر؟
درسته ، طفلکي
من تمام زندگيم اونو ميشناختم ...ولي
او يک رقاص پانتو بود
و او در دانموت چي کار ميکرده؟
به خاطر من بود
من ميزبان رقص هتل مجستيک بودم
قرار بود با ريموند نمايش رقص برگذار کنيم
ريموند؟
ريموند استار ، همون تنيس باز و رقاص ـه
خيلي خوشتيپه يک رگش آرژانتيني ـه
به هر حال ، يک ماه پيش
بعد از شنا داشتم پياده روي ميکردم
که قوزک پام پيچ خورد
همين مسئله باعث شد نتونم برقصم
و من نميخواستم شغلم رو از دست بدم
من پيشنهاد دادم که مدير هتل بزار روبي رو بياريم
او داشت روي رقصش در برينکستون کار ميکرد
قرار بر اين شد که من اونو به عنوان ميزبان بيارم
و اون در مراسم رقص شرکت کنه
و هيچکي ازش خبر دار نشه
خب اون موفق شد؟ - بله -
خب اون نتونست مثل من خوب برقصه ...ولي او
خيلي زيبا شده بود
يکم بيشتر از حد آرايش کرده بود من هميشه بهش ميگفتم
اين آرايش براي جاهاي باشکوهي مثل اينجا مناسب نيست
ولي ميدونيد که دخترها چجوري هستند
اون فقط 18 سال داشت
حالتون خوبه ، خانم ترنر؟
کي براي آخرين بار ديدينش؟
ديشب ، وقتي داشت با ريمون ميرقصيد
او رقصش با ريموند رو ساعت 10:30 تموم کرد
و بعد متوجه شدم داره با جرج بارتلت ميرقصه
يکي از جوانترين مردان هتل
چجوريه
کارش خوبه
متاسفم
اون آخرين باري بود که ديدمش
بعدش ، در نيمه شب ريموند اومد باهام حرف بزنه
ببخشيد
اون کدوم گوريه؟
کي؟ - روبي؟ -
قرار بود الان اينجا باشه
من کاملا مطمئنم که يک توضيحي براي اين کارش هست
ميشه منو ببخشيد؟
No comments yet. Be the first to leave one.